حکمتِ ایرانی برای اقتدار ایرانی!

غلامرضا بنی اسدی، گروه سیاسی الف،   4050428018 ۰ نظر، ۳ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
حکمتِ ایرانی برای اقتدار ایرانی!

حکیم بودند بزرگان شعر و ادب ما. هر واژه‌شان، نه فقط پنجره‌ای رو به فردا، که افق‌گشای آینده‌های دور بود. آنان جهان را حکیمانه می‌نگریستند و شاعرانه روایت می کردند. از همین رو، هرگاه سخن از مُلک و مملکت، از امنیت و جنگ، از قدرت و تدبیر به میان می‌آید، هنوز هم باید به مدرسه آنان بازگشت. بسیاری از آنچه امروز در کتاب‌های قطور مطالعات راهبردی، امنیت ملی و ژئوپلیتیک تدریس می‌شود، در کلام موجز آنان، قرن‌ها پیش، صورت‌بندی شده است.

سعدی، شیخ اجل، آنجا که به اسباب جنگ می‌پردازد، به قاعده‌ای اشاره می‌کند که همچنان از اصول بنیادین سیاست‌ورزی خردمندانه است: «از موجبات جنگ، تحریک دشمن یا به طمع افکندن اوست» از هر دو باید پرهیز کرد. یک اصل راهبردی است. بسیاری از بحران‌های بزرگ تاریخ، یا از غرور و تحریک بی‌حساب آغاز شده‌اند یا از نمایش ضعف و گشودن اشتهای دشمن. خطای محاسبه، نخستین جرقه بسیاری از جنگ‌هاست. خطایی که گاه از اعتماد- غیردقیق- به قدرت خویش زاده می‌شود و گاه از غفلت نسبت به طمع رقیب. از این رو، سیاست عاقلانه نه بر طبل هیجان می‌کوبد و نه پرچم انفعال برمی‌افرازد. نه آن‌گونه رفتار می‌کند که دیوانه خفته را بیدار سازد و آتش فتنه را خود بیفروزد، و نه چنان میدان را خالی می‌گذارد که غولِ آزمند، طمع تصرف در سر بپرورد.

اقتدار، آنگاه معنا می‌یابد که با عقلانیت همراه باشد و بازدارندگی، زمانی پایدار است که در کنار آن، تدبیر و دیپلماسی نیز مجال اثرگذاری داشته باشند. این همان چیزی است که امروز «مدیریت بازدارندگی» عنوان می گیرد. ایجاد توازن میان نمایش قدرت و پرهیز از تحریک غیرضروری. دولت خردمند، نه هزینه تجاوز را برای دشمن ناچیز می‌گذارد و نه هزینه صلح را آن‌قدر سنگین می‌کند که راهی جز تقابل باقی نماند. هنر سیاست، ساختن همین تعادل است. تعادلی که امنیت را بدون ماجراجویی و اقتدار را بدون التهاب تضمین کند

علاوه بر این، سعدی، پس از آنکه چشم را به بیرون می‌دوزد، نگاه را به درون بازمی‌گرداند؛ به جایی که ریشه اصلی امنیت در آن نهفته است. حکایت معروف گلستان را باید بارها خواند؛ آنجا که یکی از ملوک عرب از او می‌خواهد دعا کند تا از دشمنی سخت در امان بماند و شیخ، بی‌درنگ، نسخه‌ای می‌پیچد که هنوز هم تازه است: «بر رعیت ضعیف رحمت کن تا از دشمن قوی زحمت نبینی.»
چه اندازه این سخن، کوتاه است و چه اندازه بلند! گویی سعدی، پیش از آنکه جامعه‌شناسان از سرمایه اجتماعی سخن بگویند و پیش از آنکه نظریه‌پردازان امنیت، از تاب‌آوری ملی بنویسند، بنیاد امنیت را در رضایت مردم جست‌وجو کرده است. کشوری که مردمش خود را شریک سرنوشت وطن بدانند، در برابر تندبادها استوارتر می‌ایستد. دشمن، پیش از آنکه از مرز عبور کند، می‌کوشد از شکاف‌های درون جامعه بگذرد. اگر آن شکاف‌ها با عدالت، اعتماد و کارآمدی پر شده باشد، بسیاری از تهدیدها پیش از تولد، بی‌اثر خواهند شد.

در همین نقطه است که کلام سعدی، با فرمان جاودانه امیرالمؤمنین علی(ع) به مالک اشتر هم‌آوا می‌شود. آن عهدنامه، صرفاً منشور اخلاق حکمرانی نیست؛ سندی استوار برای اداره قدرت است. آنجا که امام، مالک را به مهربانی با مردم، رعایت حقوق آنان، دوری از خودکامگی و گشودن باب گفت‌وگو فرا می‌خواند، در حقیقت شالوده امنیت پایدار را ترسیم می‌کند. حکومتی که مردم را پشتوانه خود بداند، در برابر سخت‌ترین فشارهای بیرونی نیز قامت خم نخواهد کرد.

 جهان امروز، جهان جنگ‌های ترکیبی، نبرد روایت‌ها و رقابت‌های پیچیده ژئوپلیتیکی است. در چنین میدانی، امنیت نه فقط با تجهیزات نظامی، که با انسجام ملی، سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و حکمرانی کارآمد ساخته می‌شود. اقتدار بیرونی، بازتاب استحکام درونی است. هر اندازه پیوند دولت و ملت عمیق‌تر باشد، ضریب بازدارندگی نیز افزون‌تر خواهد شد.
شاید از همین روست که حکمت، هیچ‌گاه تاریخ مصرف ندارد. سعدی، قرن‌ها پیش، در چند جمله، آنچه را امروز ده‌ها نظریه امنیتی و سیاسی با اصطلاحات پیچیده توضیح می‌دهند، چنین خلاصه کرد: دشمن را نه باید به خشم آورد و نه به طمع انداخت؛ و برای آسودگی از دشمن بیرونی، باید نخست با مردم خویش به عدل و رحمت رفتار کرد. این راهبردی است برای برون رفت از مشکلات در همیشه زمان....

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین