تاریخ، گاه در میدانهای جنگ نوشته میشود و گاه در خیابانهایی که مردمان برای بدرقه یک آرمان به آن قدم میگذارند. در چنین لحظاتی، شمارش جمعیت دیگر یک محاسبه آماری نیست؛ بلکه قرائت یک متن اجتماعی و تمدنی است؛ متنی که از پیوند عمیق میان یک ملت و منظومهای از باورها، ارزشها و آرمانها حکایت میکند.
شکوه بدرقه رهبر شهید، تنها یک رخداد ملی نبود؛ رویدادی بود که فراتر از مرزهای جغرافیا، زبان و سیاست، نگاه میلیونها انسان را به خود معطوف ساخت. در چنین صحنهای، این پرسش قابل تأمل است که اگر امکان برگزاری چنین مراسمی در قلب آمریکا نیز فراهم میشد، چه رخ میداد؟ آیا جز این بود که خیابانهای آن کشور نیز میزبان خیل عظیمی از انسانهایی میشد که فارغ از روایتهای رسمی و مرزبندیهای سیاسی، برای ادای احترام به شخصیتی گرد هم میآمدند که نامش با استقلالخواهی، عزتطلبی و مقاومت در برابر سلطه پیوند خورده بود؟
شاید این گزاره برای برخی اغراقآمیز به نظر برسد، اما حقیقت آن است که نفوذ معنوی، تابع مرزهای سیاسی نیست. اندیشههای بزرگ تاریخ همواره از حصار جغرافیا عبور کردهاند و شخصیتهایی که زندگی خویش را وقف آرمانهای انسانی و الهی میکنند نیز مخاطبان خود را در سراسر جهان مییابند. از این منظر، اگر چنین فرصتی فراهم میشد، بعید نبود آمریکا شاهد یکی از کمسابقهترین اجتماعات مردمی تاریخ معاصر خود باشد؛ زیرا جاذبه حقیقت، زبان مشترک همه انسانهای آزاده است.
اما فراتر از این فرض تاریخی، آنچه اهمیت دارد پیامی است که چنین صحنههایی برای قدرتهای جهانی در بر دارد. صاحبان زر و زور باید بدانند که جهان تنها با سرمایه، رسانه و قدرت نظامی اداره نمیشود. تاریخ بارها نشان داده است که میتوان بر سرزمینها حکومت کرد، اما نمیتوان با ثروت و سلاح بر قلبها فرمان راند. دل انسانها قلمرویی است که با ایمان، صداقت، عدالتخواهی و فداکاری فتح میشود؛ نه با دلار، نه با ناوهای جنگی و نه با امپراتوریهای تبلیغاتی.
راز ماندگاری دین نیز در همین حقیقت نهفته است. در جهان اسلام، دین صرفاً مجموعهای از مناسک فردی نیست؛ بلکه نیرویی هویتساز، جامعهپرداز و تمدنآفرین است. هرگاه این حقیقت در قامت یک رهبر یا یک مکتب تجلی یابد، میلیونها انسان را در فراسوی مرزها و تفاوتها به یکدیگر پیوند میدهد و سرمایهای پدید میآورد که هیچ قدرت مادی توان رقابت با آن را ندارد.
قدرتهای مسلط امروز نیز از قاعده تاریخ مستثنا نخواهند بود. همانگونه که امپراتوریهای بزرگ گذشته با همه شکوه و هیبتشان به سطرهایی در کتابهای تاریخ تبدیل شدند، قدرتهای پوشالی عصر حاضر نیز روزی موضوع مطالعه مورخان خواهند بود. آنچه ماندگار میماند، نه حجم ذخایر مالی و نه شمار تسلیحات، بلکه اندیشههایی است که توانستهاند در جان انسانها ریشه بدوانند.
شکوه این بدرقه تاریخی، بار دیگر این حقیقت را یادآور شد که جهان را در نهایت نه صاحبان ثروت، بلکه صاحبان معنا دگرگون میکنند. آنان که بر قلبها حکومت میکنند، حتی پس از رفتن نیز در متن تاریخ حضور دارند؛ اما آنان که تنها بر ابزارهای قدرت تکیه زدهاند، دیر یا زود به حاشیه تاریخ رانده خواهند شد و جز نامی در کتابها از آنان باقی نخواهد ماند.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.