روایت نیویورک تایمز از امتیازات ترامپ به ایران
جماران نوشت:
گزارش «نیویورک تایمز» تفاهمنامه اخیر میان واشنگتن و تهران را برخلاف وعدههای پیشین دونالد ترامپ درباره تحمیل «تسلیم بیقیدوشرط» به ایران، فهرستی بلندبالا از امتیازات یکجانبه کاخ سفید توصیف میکند؛ توافقی که به روایت این گزارش، نهتنها جمهوری اسلامی را تضعیف نکرده، بلکه حاکمیت آن را قدرتمندتر از گذشته رها کرده است. متن این توافق فاقد هرگونه اشاره به تغییر حکومت، محدودیت بر موشکهای بالستیک یا قطع حمایت از متحدین منطقهای مانند حزبالله و حوثیهاست و حتی محدودیتهای اصلی پرونده هستهای را به مذاکرات نامعلوم آینده موکول کرده است.
در مقابل، منافع مالی قابل توجهی بهسرعت به سوی تهران سرازیر میشود. صادرات نفت ایران بیدرنگ از سر گرفته شده و در صورت پیشرفت گفتوگوها در طول آتشبس ۶۰ روزه، تحریمها بهطور کامل لغو، دهها میلیارد دلار دارایی مسدودشده آزاد و یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری ایجاد خواهد شد. این عقبنشینی راهبردی، با واکنش تند {آیت الله} سیدمجتبی خامنهای، رهبر عالی ایران، همراه شده که اقدام ترامپ را ناشی از استیصال و ناچاری محض دانسته است؛ در حالی که جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، میکوشد با ادعاهای گمراهکننده از توافق دفاع کند.
****
«بی بی» و « ترامپ» به جان هم افتادند!
مشرق نوشت:
آنچه در واشنگتن و تلآویو در جریان است، فراتر از اختلافات معمول تاکتیکی، یک جنگ تمامعیار روایی برای مقصرنمایی و فرار از مسئولیت یک فاجعه راهبردی مشترک است. در کانون این نزاع، تلاش هدفمند محافلی در دولت ترامپ برای انداختن تقصیر این شکست بر دوش رژیم صهیونیستی، دستگاه اطلاعاتی آن و شخص بنیامین نتانیاهو قرار دارد.
رسانههای جریان اصلی آمریکا بهتدریج در حال افشای قطعاتی از یک پازل پیچیده هستند که تصویری از فریبخوردن واشنگتن توسط تلآویو را ترسیم میکند. محور اصلی این روایت آن است که این اطلاعات و ارزیابیهای نادرست مقامات اسرائیل، از جمله نتانیاهو و داوید بارنیا رئیس موساد، بوده که دونالد ترامپ را به سمت ورود به جنگی کشاند که نه تنها به سرنگونی حکومت ایران منجر نشد، بلکه ضربات حیثیتی و نظامی سنگینی به آمریکا و متحدانش وارد کرد.
این جریان مقصرنمایی هماکنون به مرحلهای رسیده که یوسی مِلمن، تحلیلگر کهنهکار و سرشناس صهیونیست در حوزه اطلاعات، آن را «کارزاری از سوی عواملی در دولت ترامپ» توصیف کرده است.... در چنین شرایطی، یافتن یک مقصر بیرونی که بتواند بخش عمدهای از بار این ننگ را به دوش بکشد، یک ضرورت سیاسی درجه یک است. چه کسی بهتر از اسرائیل و شخص نتانیاهو که سالهاست برخی در واشنگتن او را عامل بیثباتی و دردسر میدانند؟...
این جنگ و پیامدهای آن ثابت کرد که اتحادهای مبتنی بر تجاوز و توهم، به محض مواجهه با اراده فولادین یک ملت، نه تنها به اهداف خود نمیرسند، بلکه به باتلاقی از اتهامزنی و فروپاشی داخلی تبدیل میشوند. تحقیر متحد راهبردی در رسانهها، بهای سنگینی است که واشنگتن برای سرپوش گذاشتن بر شکست خود میپردازد، غافل از اینکه این کار، تنها ضعف و استیصال هر دو طرف محور شکستخورده را بیش از پیش آشکار میسازد.
****
مواضع تندروها دقیقاً شبیه مواضع نتانیاهو است
محمد صدر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام به خبرآنلاین گفته است:
اسمش را بگذاریم کمدانی یا خدای نکرده مسائل دیگری که من نمیخواهم به آنها اشاره کنم، اما اگر این افراد متوجه بودند که مواضعی که اکنون اتخاذ میکنند، عین مواضع اسرائیل است، شاید تجدیدنظر میکردند. اسرائیل هم بسیار با این روند مثبتی که ایجاد شده مخالفت میکند. نتانیاهو، شخصا به دنبال این است که به هر شکلی این تفاهم را به هم بزند. این آقایان و خانمها باید ببینند که مواضعشان دقیقاً شبیه مواضع نتانیاهو است، آیا این را به نفع انقلاب و اسلام و ایران میدانند یا خیر؟ اگر مقداری عقل و بینش را در تحلیلها و نظرات خود وارد کنند، فکر میکنم به این نتیجه برسند که مواضع صحیحی ندارند... باید یاد بگیریم که نظر مخالف را هم تحمل کنیم، اما با روشهای مسالمتآمیز، گفتوگو و اقناع به آنها بقبولانیم که مواضعشان در جهت منافع ایران و جمهوری اسلامی ایران نیست....
متأسفانه تندروها نه شناخت دقیقی از سیاست دارند، نه شناخت دقیقی از منافع ملی دارند، نه شناخت دقیقی از وضعیت اقتصادی کشور دارند و نه شناخت دقیقی از وضعیت مردم. اینکه یکسری مواضعی اتخاذ میکنند که به ضرر همه این مواردی است که عرض کردم، جای تأسف دارد. امیدوارم که انشاءالله با مطالعات بیشتری که انجام میدهند، مقداری در مواضع خود تجدیدنظر کنند.
****
هیچکس به خاطر «اعتراض» اعدام نشده
حجتالاسلام دکتر هادی صادقی معاون قوه قضائیه به روزنامه ایران گفته است:
در اعتراضات اخیر به صرف آتش زدن یک سطل آشغال، کسی اعدام نشده است، اگر احکام دادگاهها را با دقت ملاحظه کنید خواهید دید بیشتر مواردی که منجر به صدور حکم اعدام شده طرف مرتکب قتل شده است؛ این موضوع درست است که فرد جزو معترضان بوده اما صرفاً به خاطر این که اعتراض کرده به اعدام محکوم نشده است. برخی افراد مخالف نظام در این زمینه مغالطه میکنند و فقط حضور این افراد در اعتراضات را برجسته میکنند و به جزئیات آنچه در این وقایع انجام شده نمیپردازند. به طور قطع میگویم که هیچ حکم اعدامی به خاطر اعتراض یا مثلاً آتش زدن سطل آشغال صادر نشده است. برخی جاسوس رژیم صهیونیستی بودند یا عضو گروهکهای محارب که در خیابانها جنایت کردند.
در هیچ جای دنیا و در هیچ نظام حقوقیای از آمریکا بگیرید تا اروپا گروههای مسلح تروریستی را رها نمیکنند تا این افراد نظم و امنیت مردم را برهم بزنند. منظور این است که در هیچ جای دنیا با افراد مسلح تروریست، مسالمتآمیز برخورد نمیشود. به عبارت دیگر در دادگاههای اخیر ۳ گروه حکم اعدام گرفتند؛ افرادی که محاربه و جنایت کردند، افرادی که مستقیماً جاسوسی کردند یا افرادی که مفسد فیالارض شناخته شدند. حال ممکن است همین فردی که مستحق اعدام بوده در کنار مردم و در صف اعتراضات هم بوده باشد.
****
چگونه جمهوری اسلامیِ بازسازیشده خاورمیانه را تغییر خواهد داد
فارن افرز در گزارش تازه خود به قلم «نرگس باجغلی» و «ولی نصر» به راهبرد کلانی پرداخته که جمهوری اسلامی با اتکا به آن، خاورمیانه جدید را شکل خواهد داد. بخش هایی از آن را به نقل از روزنامه قدس بخوانید:
در آغاز جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در فوریه ۲۰۲۶، جمهوری اسلامی آسیب دیده و ضعیف به نظر میرسید. بمباران گسترده، صنعت و زیرساختها را نابود و محاصره دریایی ایالات متحده، اقتصاد این کشور را ویران کرده بود. در اوایل ماه مارس، دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده در هواپیمای ایر فورس وان به خبرنگاران گفت: «ما تمام امپراتوری آنها را نابود کردهایم» و چند هفته بعد، او «پیروزی کامل و تمامعیار» را اعلام کرد.
با این حال، سه ماه بعد، تصویر کاملاً متفاوت به نظر میرسد. ایران ظرفیت نظامی و صنعتی خود را حفظ کرده است و با وجود درخواست ترامپ از ایرانیان برای سرنگونی رژیم، هیچ قیام مردمی در شرف وقوع نیست. هدف اولیه جنگ - وارد کردن ضربه مهلک به جمهوری اسلامی - دست نیافتنی بوده است.
کوره جنگ به جای اینکه ایران را در خود ذوب کند، آن را به شیوههای پیشبینی نشدهای تغییر داده است. جمهوری اسلامی برای بقا و ایجاد مزایای استراتژیک جدید، مجبور به سازگاری و نوآوری شد و نحوه جنگیدن، اداره دولت و مدیریت جامعه را تغییر داد و این کار را باید با سرعتی بیسابقه انجام میداد. تهران اکنون به دستاوردهای خود اطمینان دارد و مصمم است این دستاوردها را در داخل و خارج از کشور تثبیت کند. این جنگ موجب ظهور یک ایران جدید شده است، ایرانی که خاورمیانه را تغییر شکل خواهد داد و بر روند ژئوپلیتیک در سالهای آینده تأثیر خواهد گذاشت....
با احساس اینکه جمهوری اسلامی توسط جنگ ۱۲روزه در ژوئن ۲۰۲۵ و قیام مردمی(!) در ژانویه ۲۰۲۶ تضعیف شده است، اسرائیل و ایالات متحده در ۲۸ فوریه حملات هوایی به ایران را آغاز کردند. آنها انتظار داشتند از طریق ترورهای هدفمند رهبری ایران، به پیروزی سریعی دست یابند. اما از بین بردن سران منجر به فروپاشی جمهوری اسلامی نشد. در عوض، راه را برای به دست گرفتن قدرت توسط نسلی تازه باز کرد.
بسیاری از ناظران غربی، رهبر تازه را که در طول جنگ ظهور کرد، از منظر اعتقادی، تندروتر و نسبت به ایالات متحده و اسرائیل ستیزهجوتر میدانند. اما این کاملاً درست نیست. آنچه واقعاً آن را متمایز میکند، ظریفتر و مهمتر است. ناظران خارج از ایران بر تعداد انگشتشماری از رهبران ارشد تمرکز میکنند. با این حال، مهمتر از آن، دگرگونی در ردههای پایینتر از آنهاست: نسل جدیدی از فرماندهان سپاه و مقامات امنیتی غیرنظامی که پس از انقلاب ۱۹۷۹ به بلوغ رسیدهاند. آنها اکنون مناصب کلیدی تصمیمگیری را در اختیار دارند و دیدگاه ملیگرایانه آنها در مورد کشورداری و امنیت، جمهوری اسلامی را از نو تعریف میکند.
****
دو خط موازی از نظر کیهان
کیهان نوشت:
آنچه در این وجیزه مورد نظر است، وجود دو خط موازی در میان نیروهای متعهد و پاکباخته خودمان است. هر دو خط، دلباخته انقلابند و هرگز حاضر نیستند بر چهره مقدس و کبریائی انقلاب و ایران اسلامی عزیز کمترین لایهای از «گرد و غبار» بنشیند. این دو جریان را میتوان به دو خط موازی تشبیه کرد که برخلاف آنچه در اصول هندسی آمده است، نه در «بینهایت»، بلکه باید همینجا و همین حالا به یکدیگر بپیوندند و خط واحد و یگانهای را علیه دشمنان اسلام و انقلاب و ایران، پدید آورند.
این دو خط موازی را میتوان با اندکی تسامح، اینگونه توضیح داد:
خط اول: وقتی به هر علت، احساس میکنند که آنچه در عرصه سیاسی کشور میگذرد و مخصوصاً مواضع و عملکرد مسئولان در جنگ اخیر با مواضع رهبر معظم انقلاب ناهمخوان و متفاوت است، ادعا میکنند که شرایط کنونی را به حضرت آقا تحمیل کردهاند(!) به بیان دیگر - و البته بیآنکه بخواهند-رهبر معظم انقلاب را نستجیربالله، «مخلوعالید»! و فاقد قدرت(!) معرفی میکنند!... نکته بیپایه و اساسی که این روزها در کانالها و رسانههای ضدانقلاب نیز به آن دامن زده میشود!
خط دوم: جریانی است که اصرار دارد همه آنچه در عرصه سیاسی کشور میگذرد و مخصوصاً تمامی مواضع و عملکرد مسئولان مذاکرهکننده و اعضای شورای عالی امنیت ملی (شعام) در هماهنگی کامل با رهبر معظم انقلاب صورت میپذیرد. این خط اصرار دارد که برخی از تخلفات آشکار از مواضع رسماً اعلام شده حضرت آقا را نیز، با «کسب اجازه»! از حضرت ایشان قلمداد کند! به بیان دیگر و بیآنکه متوجه باشند، بسیاری از اشکالات و پلشتیها را -نستجیربالله- در هماهنگی با حضرت آقا معرفی
میکنند!
و اما، با عرض پوزش از این دوستان باید گفت، مواضع هر دو خط یادشده بهگونهای ناخودآگاه و بیآنکه بخواهند، خدشه به جایگاه رفیع و مقدس رهبر معظم انقلاب است!
****
نتانیاهو؛ بازنده بزرگ تفاهم ایران و آمریکا
جمیله کدیور در اطلاعات نوشت:
امضای تفاهم ایران و آمریکا، تا همین جای کار، بسیاری را به خشم و هراس انداخته است. غیر از جمعی از اپوزیسیون خارجنشین درخواست کننده کمک از ترامپ و نتانیاهو برای حمله به ایران و جمعی از تندروهای داخلی، اسرائیل بیش از بقیه در تکاپو برای مقابله با این تفاهم است.
هنگامی که نتانیاهو ۹ اسفند جنگ علیه ایران را آغاز کرد، اهداف اسرائیل به وضوخ برچیدن برنامههای هستهای و موشکهای بالستیک و فروپاشی نظام مستقر جمهوری اسلامی ایران اعلام شد. چهار ماه بعد از شروع جنگ رمضان، هیچ یک از این اهداف محقق نشده است. به رغم خسارتهای سنگین جانی و اقتصادی، ایران در موقعیت قویتری نسبت به قبل از جنگ قرار دارد، برنامه های هسته ای و موشکهای بالستیک خود را حفظ کرده و به طور فزاینده ای به عنوان یک قدرت منطقهای در حال شناسایی است. به این ترتیب، موضع ترامپ در مورد توقف جنگ با ایران، رویای اسرائیل را در منطقه از هم پاشید.امضای این تفاهم، موجب شوک در سراسر اسرائیل از جمله دربین نهادهای سیاسی و نظامی و امنیتی و رسانهای و افکارعمومی آن شد. آنها انتظار نداشتند که کمپین مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران به این شکل بدون در نظر گرفتن خواسته های اسرائیل پایان یابد.
بعد از این تفاهم، مناسبات میان نتانیاهو و ترامپ به پایین ترین سطح خود رسید و در کاخ سفید و در بین مردم آمریکا این برداشت شکل گرفت که نتانیاهو آمریکا را به سوی جنگی پرهزینه و فاقد دورنمایی روشن برای پیروزی کشانده است.
تفاهم آمریکا و ایران برای پایان دادن به جنگ، نقطه عطفی استراتژیک است که می تواند نفوذ منطقهای اسرائیل و روابطش را با مهم ترین متحد خود، آمریکا، تضعیف کند و افول سیاسی نتانیاهورا تسریع بخشد و به دلیل فساد مالی و اتهامات فراوان، با پایان دوران نخست وزیری او را روانه زندان کند...طی چند دهه گذشته، نتانیاهو تمام سرمایه سیاسی خود را بر تحقق یک پیروزی قاطع تاریخی علیه ایران گذاشته بود؛ پیروزی ای که قرار بود جایگاه او را در تاریخ تثبیت و ماندگار کند. اما نتیجه، آن چیزی نبود که انتظارش را داشت.
و حال زمان آن رسیده است نتانیاهو دوران بازنشستگی سیاسی خود را پشت میلههای زندان طی کند.
****
توافق بدون اصلاحات اقتصادي؛ هيچ
اعتماد نوشت:
توافق ايران و امريكا در سالهاي گذشته همواره به عنوان يكي از مهمترين متغيرهاي اثرگذار بر اقتصاد ايران مطرح بود. هر زمان كه نشانهاي از كاهش تنشها ميان دو كشور مشاهده ميشد، بازارهاي مالي واكنش نشان ميدادند. فعالان اقتصادي نيز نسبت به آينده اميدوارتر ميشدند. با اين وجود، تجربه دهههاي گذشته نشان داده است كه توافق سياسي هرچند توانسته بخشي از ريسكهاي اقتصاد ايران را كاهش دهد، اما به تنهايي نتوانسته مسير توسعه پايدار را هموار كند. اگر توافق ميان ايران و امريكا به مرحلهاي ميرسيد كه روابط دو كشور به شكل عادي و پايدار ادامه پيدا ميكرد، سفارتخانهها باز ميشدند و تعاملات اقتصادي و سياسي در چارچوبي بلندمدت شكل ميگرفت، يكي از مهمترين ريسكهاي مزمن اقتصاد ايران از ميان برداشته ميشد. در چنين شرايطي، سرمايهگذاران داخلي و خارجي چشمانداز روشنتري پيش روي خود ميديدند و اقتصاد كشور فرصت تنفس پيدا ميكرد. واقعيت آن است كه در سالهاي گذشته بخش مهمي از مشكلات اقتصادي ايران از نااطمينانيهاي سياسي و بينالمللي ناشي شده بود.
تحريمها، محدوديتهاي مالي و دشواري ارتباط با اقتصاد جهاني موجب شده، هزينه فعاليت اقتصادي افزايش يابد و سرمايهگذاريهاي بلندمدت كاهش پيدا كنند. بنابراين هرگونه توافقي كه ميتوانست اين موانع را كاهش دهد، بهطور طبيعي اثرات مثبتي بر اقتصاد برجاي ميگذاشت.يكي از مهمترين پيامدهاي كاهش تنشهاي سياسي، بهبود رتبه اعتباري بينالمللي ايران است. اقتصاد ايران سالها در زمره اقتصادهاي پرريسك طبقهبندي شده است و همين مساله موجب شده بود سرمايهگذاران خارجي تمايل چنداني به حضور در كشور نداشته باشند. با كاهش ريسكهاي سياسي و رفع تدريجي تحريمها، رتبه اعتباري كشور ميتواند به مرور بهبود پيدا كند. اين اتفاق نه تنها هزينه تأمين مالي پروژهها را كاهش ميدهد، بلكه امكان دسترسي به منابع مالي بينالمللي را نيز فراهم ميكند.
****
اقتصاد روی دکمه «اختلال»
فرهیختگان نوشت:
کارتهای بانکی و شبکه پرداخت، مدت قابلتوجهی از کار افتاده بود. حال یک تجربه ساده را به خاطر بیاورید؛ گوشیتان را برداشتهاید تا پول غذا را حساب کنید، اما برنامه بانکی بالا نمیآید. کارتتان هم جواب نمیدهد. در آن لحظه، شما پول دارید، اما گویی هیچ ندارید. این دقیقاً قلب ماجراست... مشکل اصلی اینجاست: سالهاست پول و انرژی زیادی صرف ساختن اپلیکیشنهای جدید و خدمات تازه میشود، اما کسی همانقدر روی نقشه «اگر یک روز همهچیز خاموش شد، چهکار کنیم؟» سرمایهگذاری نمیکند.نتیجهاش میشود یک ساختمان شیشهای زیبا که با اولین ضربه ترک میخورد. کشورهایی مثل استونی، سنگاپور و کرهجنوبی برخلاف ما، سالهاست برای همین روز مبادا، مرکز داده پشتیبان و نقشه بازگشت سریع آماده کردهاند؛ چون میدانند یک روز قطعی، میتواند خسارت چند سال سرمایهگذاری را از بین ببرد.
اما از همه اینها مهمتر، یک چیز نامرئی است: اعتماد. بزرگترین دارایی هر بانک نه گاوصندوقش است، نه سرورش؛ باوری است که مردم به آن دارند. وقتی این باور بلرزد، رفتار آدمها هم عوض میشود؛ از هجوم برای برداشت نقدی تا کم خریدن و احتیاط در هر معامله. یک شایعه ساده در اینستا و گروههای تلگرامی میتواند سریعتر از هر اختلال واقعی آسیب بزند. برای همین، در روزهای بحران، سکوت خودش یک فاجعه جداست.مردم معجزه نمیخواهند؛ فقط میخواهند بدانند چه خبر است. خبررسانی صادقانه و سریع میتواند یک قطعی فنی را از تبدیلشدن به بحران اجتماعی نجات دهد.
اقتصاد امروز دیگر با شعبه بانک و اسکناس تعریف نمیشود؛ با سروری تعریف میشود که هیچوقت نباید خاموش شود. تا وقتی فناوری در نگاه مدیران فقط یک «هزینه» باشد، نه یک «زیرساخت حیاتی»، این قطعیها تکرار میشوند؛ و هر بار، کسی که هزینهاش را میدهد، نه سازمان بزرگ که همان آدم معمولی توی صف نان است.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.