1- اينكه با امضاي تفاهم چند چند هستيم و در چه دالاني از گفتگو قرار داريم مهم است. ما نبايد بيدليل سر اين سفره براي خود نوشابه باز كنيم و شروع به تعارف به يكديگر كنيم.
اما تلقي توفيق يا عدم توفيق به آنچه خارج از ذهن ما ميگذرد مهم است.
سه روايت از منابع آمريكايي در مورد تفاهمنامه شنيدني است.
الف: فوكوياما ميگويد: «توافق اعتراف واشنگتن به محدوديت فشارها و جنگ است. جنگ با اهداف بلندپروازانه شروع شد و اكنون به هيچ يك از اهداف اعلامي نرسيده است.»
او تاكيد ميكند؛ «تفاهمنامه تسليم كامل آمريكا برابر ايران است.»
ب: توماس فريدمن سرمقالهنويس نيويوركتايمز: «ايران ترامپ را به عقبنشيني وادار كرد. اين توافق سند شكست آمريكاست. متن اين توافق شبيه يك اظهارنامه و ورشكستگي در حوزه املاك است.»
ج: فارن پاليسي : «جنگ ايران براي آمريكا شكستي بزرگتر از جنگ ويتنام بود.»
از اين دست روايتها هم در غرب و هم در روزنامههاي رژيم صهيونيستي بسيار است. شايسته نيست هنگامي كه دشمن به مناسبت امضاي تفاهمنامه عزا گرفته برخي در داخل در تفسير و تحليل اين متن حرفهاي نااميدانه به زبان آورند.
2- منتقدين در نقد تفاهمنامه حرفهاي درستي ميزنند و آن را با كلمات نادرست قاطي ميكنند كه محصول آن شكاف و دوقطبي در داخل براي گذران اين مرحله خطير است.
در مفاد تفاهمنامه جايي براي «راهبرد دبه كردن» و قفل كردن تعهدات وجود دارد. اما برخي نميخواهند قبول كنند كه كليد بازگشايي اين قفلها دست ماست.
به عنوان مثال آمريكاييها در اجراي بند اول اين تفاهم بازي درآوردند و اجازه دادند رژيم صهيونيستي به لاتبازي خود در لبنان ادامه بدهد. اما ايران با بستن تنگه هرمز و تعليق برنامه زمانبندي مذاكرات، جلوي دبه كردن آنها راگرفت!
3- از زمان آخرین رفت و برگشتهاي مشتهاي بمبآلود آمريكا و مشتهاي موشك و پهپادي ايران معلوم ميشود طرف حال جنگيدن ندارد و براي سومين بار با التماس آتشبس زانو زده است. اما همچنان رجز ميخواند!
ما ميدانيم و ترامپ هم ميداند و علاوه برآن ناظران بيروني اين نبرد تماشايي هم ميدانند، صهيونيستها در ميدان كم آوردهاند. آمريكاييها ضعف نشان دادهاند ؛ لذا ميخواهند آنچه در ميدان به دست نياوردند در زير سقف ديپلماسي كسب كنند اراده رهبري و ملت ايران نشان داد اين راه بسته است.
زمان زمان دادن امتيازات نقد به ايران و گرفتن امتيازات نسيه و خيالي در آینده براي متجاوزان و دشمنان ايران است.
4- بزرگترين نقد وارد به اين تفاهمنامه اين است كه چرا ما اصلا مباحث هستهاي و مباحث مربوط به تنگه هرمز را اجازه داديم در بخشهايي از اين تفاهمنامه آورده شود.
تفاهمنامه يك كلياتي را به عنوان سرفصل گفتگو بيان ميكند اصل در مذاكرات روي توافق است. آمريكاييها چطور الان در مورد كم و كيف بند اول دبه كردند در حاليكه نقض بند اول آتش بس در همه ساحات را تجويز ميكند. ما هم در مورد آن دو مقوله راه دررو داريم و آن هم در بند مربوط به تعهد آمريكا مبني بر عدم مداخله در امور داخلي ايران است.
آمريكا مجاز به ورود بحث تنگه هرمز نيست چون تنگه مربوط به امور داخلي ايران و استقلال ملي ما و تصميمگيري در امور سرزمين ماست. آمريكا هرگز اجازه ندارد در امور داخلي ايران دخالت كند.
در مورد بحث هستهاي هم همينطور است آمريكاييها 3 بار گزينه نظامي را روي ميز گذاشتند در مورد مسايل هستهاي ما دخالت كنند هر سه بار شكست خوردند و به التماس آتشبس رسيدند. مسايل هستهاي ايران جزء مسائل داخلي ماست و آمريكاييها مجاز به مداخله در امور داخلي ايران طبق سند تفاهمنامه نيستند.
5- تتمه حساب ما با آمريكا ميماند به «خيرهسري رژيم صهيونيستي» و «شوهاي رسانهاي» ترامپ و ونس. دريافتها و پرداختهاي ما با اين دو حساب مشخص است. كه در بند 3و4 اين مقاله به آن پرداختيم. بستن تنگه هرمز ، اقدام پيشدستانه و آمادگي نيروهاي مسلح اين دو حساب را ميبندد.
6- كلمات تهديدآميز ،دروغآگين، فريبآلود ترامپ در وسط مذاكرات خبر از استفراغ يك روح جنايتكار ، مستأصل ميدهد. او فهميده نميتواند هم آغازگر جنگ و هم پايان دهنده به آن باشد. قبلا شهيد سليماني به او اين حرف را ديكته كرده بود.
او با كلمات وهمآلود مشغول لاپوشاني شكست فاحش و استيصال خود است.
25 پزشك مجرب از او مراقبت ميكنند تا كار را از اين خرابتر نكند.
كليد بازگشايي قفل بند بند تفاهمنامه در دست ماست. ما اين كليد را در بابالمندب و تنگه هرمز بارها به او نشان داديم.
كليد قفل تفاهم نامه
محمدکاظم انبارلویی، 4050401081



نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.