به شبهات پاسخ دهید
حسین شریعتمداری در کیهان نوشت:
مسئولان محترم مذاکرهکننده توضیح ندادهاند که در توافق پیشروی برای پایبندی آمریکا به تعهداتش چه تضمینی گرفته و یا قرار است بگیرند؟! آمریکا به کدام تعهد و کدام معاهده پایبند بوده است که انتظار پایبندی به تعهداتش در توافق پیشروی را داشته باشیم؟! در عرف پذیرفتهشده بینالمللی، بالاترین و محکمترین تضمین، قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل است و آقایان فرمودهاند: توافقنامه نهایی توسط قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل به تایید میرسد. که باید گفت؛ مگر قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل، سند تضمین برجام نبود؟! ولی آمریکا بیاعتنا به این سند از برجام خارج شد و کمترین صدایي به اعتراض از سوی سازمان ملل و کشورهای عضو ۱+۵ بلند نشد! تا آنجا که رهبر و مقتدای شهیدمان فرمودند: «در قضیه برجام، اروپاییها وظایف خود را انجام ندادند و علیرغم خروج آمریکا، آنها باید با ایستادگی وظایف خود را در خصوص برجام انجام میدادند اما اروپاییها به بهانههای مختلف کارهای خود را انجام ندادند و مرتب به ایران تأکید میکردند که نباید از برجام خارج شوید ولی عمل خودشان، همان خروج از برجام بود».
بدیهی است که تیم مذاکرهکننده کشورمان از اعتماد ملی برخوردارند ولی انتظار آن است که موارد شبههانگیز یادشده را بیپاسخ نگذارند. این همه پرسشهایی است که توضیح آن از سوی مسئولان محترم تیم مذاکرهکننده، از جمله آقایان قالیباف، عراقچی و دستاندرکاران شورای عالی امنیت ملی (شعام) برای مردم مبعوثشده (به فرموده امام شهیدمان) ضرورتی حیاتی دارد.
*****
نگاه جناحی را کنار بگذارید
محمدرضا باهنر به روزنامه ایران گفته است:
ناکامی دشمنان در رسیدن به اهداف خود حاصل مجاهدتهای نیروهای مسلح شجاع کشور، مسئولان جمهوری اسلامی در نهادهای مختلف و در نهایت حضور مستمر و معنادار مردم در خیابانها است. هر کدام از اضلاع قدرت ملی ایران در این یک سال بیشتر از آنچه شرح وظیفه خوانده میشود، انجام دادهاند و در برابر تجاوز دشمن ایستادگی کردهاند.
حالا فرصتی فراهم آمده تا دستاوردهای این بخشهای به هم پیوسته در صحنه دیپلماسی تثبیت شود، کشور دوباره به ثبات برگردد و برنامهریزیها برای جبران خسارات و نوسازیها و اتخاذ تمهیداتی برای آمادگیهای بیشتر نظامی آغاز شود. از این منظر شایسته است همه گروههای سیاسی، رسانهها و کارشناسان و شخصیتها، مذاکرات و ماحصل کار دیپلماتها و تیم مذاکره کننده کشورمان را از زاویه ملی ارزیابی کنند و برخی ارزیابیهای جناحی- سیاسی را کنار بگذارند. تصمیمگیری در این مورد خاص حتماً یک امر ملی است و مواجهه با آن هم باید در همین چارچوب باشد. همراهی مردم و بخشهای سیاسی جامعه میتواند یک بار دیگر این پیام را مخابره کند که ایرانیها با وجود تفاوت دیدگاهها و اختلاف سلایق، در موارد کلان و ملی یک صدا هستند و وقتی به اجماع و تصمیم رسیدند، همه پشت آن تصمیم هستند.
*****
دوگانهسازی مذاکره و میدان غلط است
روزنامه قدس نوشت:
بدبینی به مذاکره با همه این اتفاقات، طبیعی است، اما این بار با مذاکرهای مواجه هستیم که فرق میکند. بلافاصله پس از جنگی که با تثبیت اقتدار جمهوری اسلامی ایران همراه شده است، مذاکرهای شکل گرفته که نخست، تجربه مذاکرات قبلی را در پی خود دارد. دوم، مذاکرهکنندگان ازجمله قالیباف، رئیس هیئتمذاکره کننده بهصراحت، بارها از بیاعتمادی به آمریکا و اینکه مذاکره بخشی از مبارزه با دشمن است، سخن گفته است. سوم، همه حتی طرفداران افراطی مذاکره نیز دیدهاند که در روابط خارجی و مواجهه با آمریکا، قدرت نظامی و موشکی و تثبیت اراده ملی در تنگه هرمز، چقدر ضروری و راهگشاست. چهارم، در مرحله اول توافق در قالب تفاهمنامه اسلامآباد، هیچ حرفی از محدودیت و تعلیق هستهای نیست و ایران اجرای همه تعهدات خود را به اجرای تعهدات طرف مقابل مشروط کرده است، نه وعده شفاهی و تعهد کتبی آمریکاییها.
با این ملاحظات، آنچه اهمیت دارد نه اصل مذاکره که رویکرد حاکم بر ذهن و گفتمان مذاکرهکنندگان و نسبت مذاکره با میدان است. برخی که متأسفانه در این روزها و شبها، به غلط سعی در دوگانهسازی مذاکره و میدان دارند، از پاسخ به اینکه ایده ایجابی آنها برای پایانبندی جنگ چیست، عاجزند. واضح است که هر جنگی در مرحلهای ممکن است به شکلی از مذاکره برای پایان جنگ منتهی شود. اگر مذاکره از موضع قدرت و پشتیبانی اقتدار نظامی باشد و بدون وادادگی و اعتماد سادهلوحانه به وعدههای آمریکایی صورت پذیرد و برگ برندهای به نام تنگه هرمز در دست ما باشد، قطعاً تفاوت جدی با مذاکراتی دارد که با ادبیات ضعف و سازش همراه بود.
*****
شهرهای موشکی ایران زیر ۷۰ متر زیر گرانیت
اطلاعات آنلاین به نقل از فاینشنال تایمز نوشت:
بمبافکنهای آمریکا و اسرائیل ۴۰ روز کوههای اطراف شهر یزد را با بمبهای سنگرشکن کوبیدند اما تنها چند ساعت پس از هر حمله، موشکهای ایران دوباره شلیک میشدند.
ایران دهها پایگاه زیرزمینی در سراسر کشور دارد که بسیاری از آنها در عمق زمینهای کوهستانی قرار گرفتهاند و حالا دیگر همه دنیا این پایگاهها را با نام شهرهای موشکی میشناسند. برخی از این شهرهای موشکی تا بیش از ۷۰ متر درون گرانیت تونلزنی شدهاند که آنها را در برابر بمباران مصون میکند.
گرچه در جنگ اخیر اسرائیل و آمریکا علیه ایران ورودی برخی تونلها بمباران شد، اما نیروها توانستند خود را به بیرون برسانند و به پرتاب موشک ادامه دادند. بر اساس گزارش برخی نهادهای اطلاعاتی و نظامی غرب، ایران هنوز حدود ۷۰ درصد از پرتابگرهای متحرک خود و ۷۰ درصد از ذخایر موشکی پیش از جنگ خود را در اختیار دارد.
اما چگونه شد که نیروهای نظامی ایران توانستند در برابر حملههای موشکی و هوایی آمریکا و اسرائیل حتی با بمبهای چندتنی سنگرشکن تاب بیاورند؟ تجربه کره شمالی! سردار امیرعلی حاجیزاده، فرمانده پیشین نیروی هوافضای سپاه پاسداران که سال گذشته در حمله اسرائیل به تهران ترور و شهید شد، سالها پیش از کره شمالی بازدید کرد، سیلوهای زیرزمینی آنجا را دید و این مفهوم را با خود به تهران و ایران آورد.
ایران در جنگ ۴۰ روزه اخیر توانست جنگندههای رادارگریز و نسل پنجم اف-۳۵ آمریکا را از روی زمین هدف قرار دهد و موشکهای بالستیک پیشرفته آن به راحتی سامانههای دفاع هوایی آمریکا را شکست دادند. پایگاههای منطقهای ایالات متحده در کشورهای حوزه خلیج فارس و حتی دورتر در اردن هم از گزند موشکهای بالستیک و هایپرسونیک ایران در امان نبودند و حالا کشورهای عربی در پی بازنگری در راهبرد دفاعی خود هستند.
****
کالابرگ لکسوسسوارها را حذف کنید
فرهیختگان نوشت:
اخیراً رئیسجمهور از ضرورت افزایش اعتبار کالابرگ برای دهکهای پایین جامعه سخن گفته و اعلام کرده که میزان حمایت از دهک نخست درآمدی باید بیش از رقم فعلی افزایش پیدا کند. هرچند هنوز رقم نهایی این افزایش اعلام نشده، اما نکته قابلتوجه، تأکید دولت بر تأمین منابع پایدار برای اجرای این تصمیم است. این تأکید از آن جهت اهمیت دارد که اجرای سیاستهای حمایتی گسترده بدون پشتوانه مالی مطمئن میتواند به افزایش کسری بودجه، رشد پایه پولی و در نهایت فشارهای تورمی منجر شود. ازاینرو، دولت تلاش دارد پیش از اعلام نهایی افزایش اعتبار کالابرگ، محل تأمین منابع آن را مشخص کند.
همزمان با طرح کسری منابع پرداخت کالابرگ، در هفتههای گذشته صدها دستگاه مدلهای خاص وارداتی از خودروی لکسوس با قیمتهای نزدیک به 110 میلیارد تومان عرضه و پیشفروش شد که با اعلام آمار دریافت 87.3 میلیوننفری دریافتکنندگان کالابرگ، به نظر میرسد خریداران لکسوس 110 میلیارد تومانی نیز در ردیف دریافتکنندگان این بسته حمایتی (کالابرگ) قرار دارند. لکسوس 110 میلیارد تومانی و نمونههای نظیر آن، این پرسش را مطرح میکند که چرا باید خریداران لکسوس نیز بهاندازه افرادی که در دهک اول ماهانه بین 4 تا 10 میلیون تومان درآمد دارند، به یک اندازه کالابرگ دریافت کنند.
این اتفاقات نشان میدهد سیستم رفاهی ایران فاقد اثربخشی و کارایی لازم است، چراکه در یک سمت بدون دریافت مالیات بر مجموع درآمد و مالیاتهای اشخاص، زمینه را برای رشد نجومی درآمد ثروتمندان و صاحبان دارایی فراهم میکند و در سمت دیگر منابع محدودی هم که دارد را صرف افرادی میکند که نیازی به این منابع ندارند. سمت غمانگیز ماجرا آنجایی است که این سیستم رفاهی در حمایت از نیازمندان واقعی نیز درست عمل نمیکند و عمده یارانهها را بهصورت ناکارآمد و فاقد اثربخشی توزیع میکند، بدون اینکه مطمئن شود افرادی که یارانه میگیرند واقعاً به آن یارانه نیاز دارند یا افرادی که نیازمند هستند، بهاندازه کافی از حمایتهای دولتی برخوردار شدهاند یا نه. در واقع سیستم رفاهی ایران کاملاً سخاوتمند است، اما این سخاوتمندی منجر به بهرهمندی بهتر نیازمندان واقعی نمیشود؛ بلکه بعضاً منجر به هدررفت منابع و حتی تشکیل جزیرههای انباشت ثروت برای عدهای محدود میشود.
*****
پیروزی بزرگ ایران
سعید لیلاز به روزنامه اعتماد گفته است:
... من اساسا معتقدم نفس اين تفاهم يك پيروزي بزرگ براي ايران است... كساني كه با اين تفاهم مخالفت ميكنند، لزوما از منظر منافع ملي به موضوع نگاه نميكنند، بلكه بيشتر از زاويه منافع سياسي يا گروهي خودشان موضع ميگيرند... شرايطي امريكا ميداند كه اگر قرار باشد تكليف رابطه با ايران را روشن كند، بايد در يك بازه زماني محدود اين كار را انجام دهد؛ در غير اين صورت در آينده قدرت مانورش كمتر خواهد شد. به نظر من امريكاييها به اين جمعبندي رسيدهاند كه يا بايد در ۲۰۲۶ تكليف پرونده ايران را روشن كنند يا اينكه در آينده اساسا امكان چنين كاري را از دست خواهند داد. جنگهاي ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و درگيريهايي كه ميان ايران، امريكا و اسراييل رخ داد نيز تا حدي در همين چارچوب قابل تحليل است. در واقع طرف مقابل تلاش كرد ببيند آيا ميتواند ايران را وادار به تسليم كند يا نه. اما درنهايت نتوانست به اهداف خود دست پيدا كند.... هرچه زمان جلوتر ميرود، تحقق اهداف امريكا در برابر ايران دشوارتر ميشود.
شرايط بينالمللي در حال تغيير است و اين تغييرات به گونهاي است كه امكان تحميل اراده به ايران كاهش مييابد. بنابراين عامل زمان در اين معادله اهميت زيادي دارد.
البته يك نكته مهم را هم بايد درنظر گرفت. دولت تلاش كرد در كوتاهترين زمان ممكن به نتيجه مورد نظر برسد كه يك شاهكار است. اگر قرار باشد ما مانند تجربه برجام دوباره وارد يك مسير فرسايشي شويم و مثلا ۱۰ سال وقت صرف كنيم براي توافقي كه عملا اجرا نشود، آن وقت قطعا از زيانكاران خواهيم بود. چنين روندي ميتواند آسيبهاي جدي به كشور وارد كند. حتي ممكن است خطر فروپاشي از درون را افزايش دهد؛ خطري كه در برخي شرايط از تهديدهاي خارجي هم جديتر است. به همين دليل معتقدم آنچه در اين مناقشه رخ داده، تا حدي شبيه يك معجزه بزرگ بوده است.
در روزهاي نخست درگيري، تقريبا هيچ تحليلگر يا نهاد بينالمللي تصور نميكرد كه ايران بتواند در ميدان و سپس در عرصه مذاكرات به چنين موقعيتي برسد. اما در عمل ديديم كه نتيجه متفاوت از بسياري پيشبينيها بود. به نظر من اكنون جاي ترديد جدي درباره دستاوردهاي ايران وجود ندارد....
ما هنوز متن دقيق تفاهم را دراختيار نداريم كه بخواهيم تحليلي ارايه كنيم. همانطور كه وزير امور خارجه نيز اشاره كرده، متن رسمي منتشر نشده است، بنابراين قضاوت قطعي درباره جزييات هنوز زود است. با اين حال براساس دادههاي موجود و روندي كه مشاهده ميكنيم، ميتوان با درجه بالايي از اطمينان گفت كه ايران در مجموع برنده اصلي اين رويارويي بوده است. به نظر من حتي ميتوان گفت جامعه ايران حق دارد به اين دستاورد افتخار كند.
****
کسی هست که مخالفان توافق قبولش داشته باشند؟!
روزنامه خراسان نوشت:
حجت الاسلام نبویان به رویکرد تیم مذاکره کننده نقد جدی دارد. البته این نقد در دولت شهید رئیسی هم نسبت به تیم شهید امیرعبداللهیان و دکتر باقری نیز ساری و جاری بوده است. در متن حجت الاسلام نبویان درباره مذاکرات دوره شهید رئیسی هم می خوانیم که «متاسفانه خطوط قرمز ترسیمشده نظام– حتی براین فرض که محور مذاکرات و نیز سقف مطالبات ما برجام باشد- رعایت نگردیده است»، «یادآوری شود که دستیابی به یک توافقی که با رعایت خطوط قرمز نظام بتواند منافع ملت ایران را تامین کند، مستلزم آن است که تغییر فوری در تیم مذاکرات داده شود و از افراد انقلابی و متدین و متعهد به منافع ملت و خطوط قرمز نظام استفاده شود.» ضمن احترام برای حجت الاسلام نبویان، به نظر می رسد که یک رویکرد خلوص گرایانه و آرمانی در این دیدگاه ایشان وجود دارد که حتی رویکرد امثال دکتر باقری و شهید امیرعبداللهیان هم از نگاه ایشان مطلوب نبوده است...
تبیین آقای نبویان از یک سو می تواند تلنگری به مسئولان برای سخن گفتن بیشتر با مردم باشد. ولی فرامتن چنین اظهاراتی، موجب تنش در جریان دغدغه مند مخالف و موافق آقای نبویان است. به نظرمی رسد چنین اظهاراتی مصداق دامن زدن به اختلافات موجه و غیرموجه است. اگر ایشان اشکالی در کارها می بینند آن را از طریق شئون تقنینی و نظارتی خود پیگیری کنند نه این که هر روز بر شبهات و گره های ذهنی جامعه و مخاطبان بیفزایند.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.