معرفی اقتصاد با طعم چپ حرفهایی با دخترم درباره اقتصاد

علی سرزعیم،   4050321031

عمومی کردن دانش اقتصاد به عنوان دانشی پیشرو و در عین حال پیچیده، سنتی است که دو دهه سابقه دارد و چندین کتاب توسط اقتصاددانان مطرح جهان به زبان ساده نگاشته شده است.

 

یانیس واروفاکیس – وزیر اقتصاد سابق یونان- با نوشتن این کتاب، توانمندی خود را برای ساده و صمیمانه و در عین حال جذاب موضوعات پیچیده اقتصادی نشان داده و خود را در جرگه اقتصاددانانی قرار داده که توانایی بالایی برای بیان موضوعات پیچیده اقتصاد به زبان ساده دارند.

کتاب به شکل گفتگوی پدری با دخترش است و به همین دلیل لحن ساده و صمیمانه ای دارد و از این جهت می تواند الگویی برای دیگر نویسندگان باشد.کتاب با یک پرسش ساده شروع می شود که چرا برخی ملتها پیشرفت کردند ولی برخی ملتهای دیگر عقب مانده ماندند؟ اگرچه این پرسش، پرسشی از نوع معمای رشد است، اما نویسنده آن را از منظر نابرابری بین انسانها تعریف کرده است و همچون بسیاری از چپ گرایان، پای دین را هم به توجیه نابرابری باز کرده است زیرا بنیان گذار چپها یعنی مارکس، دین را افیون توده ها می دانست! پاسخی که نویسنده می دهد حول مقاله مازاد است و مثل تمام چپها، تمام مناقشات تاریخ را حول چگونگی توزیع این مازاد تفسیر می کند.

در فصل بعد نویسنده می خواهد بازار را تعریف کند اما بهانه ای می یابد تا سازوکار بازار را محکوم کند زیرا کالایی شدن همه چیز را پیامد اعتبار دادن به سازوکار بازار تعریف می کند. از دید او، وقتی سازوکار بازار فراگیر می شود، جامعه بازاری ایجاد می شود که امری مذموم است زیرا بهایی برای امور مهمی چون حفظ محیط زیست، اهمیت هنر، انسان دوستی و اموری از این دست قائل نیست.

وی در ریشه یابی این مصیبت به ظهور جامعه صنعتی در انگلیس می پردازد و شرح جالب اما کوتاهی از این تحول عرضه می کند. در فصل بعد، موضوع وام و قرض دهی از یک سو و سودآوری در کانون توجه قرار می گیرد و مثل اکثر متون چپ زده، بانکها مورد طعن قرار می گیرند. وی به درستی نشان می دهد که تولید صنعتی بدون اهرم بدهی قابل شکل گیری و گسترش نبوده و نیست. از همین جا به فرآیند خلق پول و مشکلاتی که افراط در این قضیه می‏تواند ایجاد کند می‏پردازد. نویسنده به خوبی فرآیند شکل‏گیری بحران بانکی را بیان می‏کند و مشکلاتی را که برای حل بحران بانکی پیش می‏آید بیان می‏کند.

البته باید اذعان کرد که نگاه نویسنده بسیار بدبینانه است و مشکلاتی که در نظام مالی آمریکا رخ داده را به راحتی به همه نظام بانکی در کلیه کشورهای دنیا تعمیم می‏دهد. فصل بعدی به مسئله بیکاری و مشکلات بازار کار می‏پردازد و اینکه چطور بازار کار ممکن است به جای اینکه خود تعدیل باشد اقتصاد را گرفتار رکود کند. نکته جالب توجه این است که تفاوت بازار کار با بازار محصول به شکل نیکویی نشان داده شده است.

سادگی و زیبایی نگارش کتاب در این فصل بیش از هر جای دیگری خود را نشان می دهد.فصل بعد تحولات فناوری و اثر آن بر ترکیب نهاده های بنگاه را مورد توجه قرار می دهد و این موضوع را به بحث می‏گذارد که اگر فناوری بخواهد همینطور پیش برود آیا ممکن است هوش مصنوعی جایگزین انسان شود و دیگر به انسان برای کار مثل سابق نیاز نباشد؟ فصل هفتم با بیانی جذاب از وضعیت اردوگاه های جنگی، ضرورت شکل گیری پول برای انجام مبادله را نشان می دهد و به خوبی تشریح می کند در یک اقتصاد کوچک در سطح اردوگاه چگونه تورم مثبت و تورم منفی می تواند شکل بگیرد. فصل هشتم و آخر به این موضوع اختصاص دارد که آیا نباید اقتصاد را با دمکراسی مهار کرد یا باید گذاشت سازوکار بازار به طبیعت خود جلو رود؟ نویسنده چون به سازوکار بازار به شدت بدبین است طبیعتا گزینه اول را انتخاب می‏کند و معتقد است که نجات جهان از نظام بازار بی‏مهار در گرو دمکراسی است و اگر دمکراسی ضعیف باشد، بازار دمکراسی را تسخیر خواهد کرد.

به نظر اینجانب، فارغ از تندرویها و بدبینیهای نسبتا شدیدی که در برخی فصلها دیده می‏شود، کتاب از جذابیت بالایی برای خواندان برخوردار است. متن کتاب بسیار روان و آموزنده است. مطالب کتاب دستکم قابل تامل است. ترجمه بسیار نیکو و روان است و فرد هنگام خواندن کتاب متوجه نیست که دارد یک کتاب ترجمه را می‏خواند. از این‏رو خواندن این کتاب را توصیه می‏کنم فقط هشدار می‏دهم که نباید پنداشت که همه مباحث عنوان‏شده صددرصد صحیح است و حرف آخر زده شده است.

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین