درباره ناوگان دریایی، معمولاً نخستین چیزی که به ذهن می رسد، وزن آتش، تعداد شناورها یا فناوری آنهاست. این نگاه، هرچند ضروری است، همه ماجرا را روایت نمی کند. ناوگان، پیش از آنکه مجموعه ای از فولاد و سامانه های رزمی باشد، یک نشانه است؛ نشانه ای از اقتدار، تداوم و اراده سیاسی.
ژاک لکان، روانکاو معروف و نوفرویدی، از مفهومی سخن می گوید که آن را «دیگری بزرگ» می نامد؛ جایگاهی که قانون، اقتدار و نظم از آن معنا می گیرند.
اگر این ایده را به حوزه راهبرد دریایی بیاوریم، ناوگان آمریکا را می توان یکی از صورت های عینی همین دیگری بزرگ دانست. از این رو، اهمیت آن تنها به قدرت رزمی محدود نمی شود؛ بلکه در معنایی است که برای خودی و رقیب تولید می کند.
مبتنی بر این، رخدادی که این جایگاه نمادین را دستخوش تزلزل کند، الزاماً با میزان خسارت مادی سنجیده نمی شود. گاهی یک واقعه کوچک، اگر نظم نمادین را بر هم بزند، اثری بر جای می گذارد که با محاسبات متعارف نظامی قابل توضیح نیست. لکان این نقطه را «امر واقع» می نامد؛ لحظه ای که واقعیت، بیرون از روایت های آشنا، خود را بر سوژه تحمیل می کند و تصویر پیشین او از جهان را دچار گسست یا فروپاشی می سازد.
از این چشمانداز، ناوگان آمریکا تنها یک ابزار جنگی نیست؛ بخشی از زبان قدرت است، به ویژه که نماد اصلی قدرت نظامی آن دولت است و بنابراین، ارزش آن را باید در توانایی اش برای تولید معنا، تثبیت اقتدار و حفظ نظم نمادین نیز جست وجو کرد. و حمله به این نظم نمادین، آن هم فراتر از هشدار، نظم مذکور را فروخواهد ریخت و مثل یک نیشتر کوچک اما زهرآگین در قلب و مرکز یک پیکر بزرگ عمل کرده و آن را یا میکشد یا زمین گیر کرده و تحقیر میکند.
به هرروی، دیگر نمی توان با محاصره دریایی ایران، مواجهه شناختی و آرام و صبورانه و مذاکرهگرایانه داشت، بلکه باید مواجهه تروماتیک داشت و نیشتر را در عمق عفونت و قلب دشمن فرو کرد و امر واقعی را نشان حریف داد.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.