اگر بخواهیم وضعیت کنونیای را که ترامپ برای آمریکا به وجود آورده بررسی کنیم و ببینیم چه شد که آمریکا با آن همه دبدبه و کبکبه و ادعای ابرقدرتی جهان، در برابر ایران به بنبست رسید و ترامپ چندین بار از ادعای حمله به زیرساختهای ایران عقبنشینی کرد، باید مجموعه اقدامات او از دوره نخست ریاستجمهوریاش تاکنون را مورد بررسی قرار دهیم.
۱. ترامپ در دور نخست ریاستجمهوری خود، در سال ۲۰۱۸، بهصورت یکجانبه از برجام خارج شد و توافقنامهای بینالمللی را که دارای قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و تأیید آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران بود، عملاً از بین برد. ایران نیز در پاسخ، غنیسازی اورانیوم تا سطح ۶۰ درصد را آغاز کرد؛ موضوعی که امروز به یکی از بزرگترین دردسرهای آمریکا و شخص ترامپ تبدیل شده است.
۲. ترامپ همچنین در دوره بعدی سیاستهای خود، اقدام به اعمال تعرفه بر صدها میلیارد دلار کالای وارداتی از چین کرد. این اقدام، با توجه به برنامههای اقتصادی جهانی چین از جمله طرح «یک کمربند، یک جاده»، عملاً نوعی جنگ اقتصادی علیه پکن محسوب میشد. علاوه بر این، اعزام ناوهای آمریکایی برای حمایت از تایوان و افزایش فشارهای سیاسی و نظامی علیه چین، شکاف میان دو قدرت را عمیقتر کرد.
۳. اروپا نیز از سیاستهای ترامپ در امان نماند. او علاوه بر اعمال تعرفه بر کالاهای اروپایی، اعلام کرد که آمریکا دیگر مانند گذشته از اوکراین در برابر روسیه حمایت نخواهد کرد و بخشی از حمایتهایی را که در دوره بایدن انجام میشد، کاهش داد. همین مسئله موجب تیرگی روابط میان آمریکا و اتحادیه اروپا شد.
در چنین شرایطی که نه چین از ترامپ رضایت داشت، نه اروپا، و نه حتی پوتین حاضر شد طرحهای مورد نظر ترامپ درباره آتشبس در اوکراین را بپذیرد، ترامپ تحت تأثیر وعدهها و تحلیلهای نتانیاهو مبنی بر سقوط سریع حکومت ایران، وارد تقابل مستقیم با ایران شد.
اما پس از هفتهها درگیری سنگین و شکلگیری یکی از بزرگترین بحرانهای تاریخ خاورمیانه، بهویژه با تهدید امنیت تنگه هرمز بهعنوان مهمترین گلوگاه انرژی جهان، ترامپ برای خروج از این باتلاق خودساخته ناچار شد به همان کشورهایی روی بیاورد که پیشتر با سیاستهایش آنها را از خود رنجانده بود.
پاسخ اروپا به ترامپ، عدم دخالت مستقیم در جنگ بود. بسیاری از کشورهای اروپایی این بحران را بیش از آنکه تهدیدی علیه خود بدانند، در چارچوب سیاستهای رژیم صهیونیستی ارزیابی کردند و تمایلی به ورود به آن نداشتند. چین و روسیه نیز هرکدام به شکلی تلاش کردند خود را از بحران دور نگه دارند و حل آن را به خود آمریکا واگذار کنند.
در واقع، کشورهایی که ترامپ طی سالهای گذشته با جنگ تعرفهای، فشار سیاسی و حمایت از مخالفانشان علیه آنها اقدام کرده بود، اینبار حاضر نشدند هزینه سیاستهای او را بپردازند و آمریکا را در برابر ایران تنها گذاشتند. موضوعی که خود ترامپ نیز بارها در سخنرانیهایش به آن اشاره کرد و از عدم همراهی اروپا و سایر قدرتها گلایه داشت.
در مجموع میتوان گفت وضعیت فعلی آمریکا در برابر ایران، نتیجه مستقیم سیاستهای تقابلی ترامپ با اروپا، چین، روسیه و دیگر قدرتهای جهان است؛ سیاستهایی که نهتنها موجب شکلگیری یک ائتلاف جهانی علیه ایران نشد، بلکه آمریکا را در یکی از حساسترین بحرانهای منطقهای، در وضعیتی نسبتاً منزوی قرار داد.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.