چرا امارات به مستعمره عربی صهیونیست ها تبدیل شده است؟

  4050306018 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

مهر نوشت: ابوظبی سال‌ها تلاش کرده است تصویری از یک «اقتصاد باثبات» را به جهان نشان دهد. اما پیوند ارگانیک با سرویس‌های جاسوسی اسرائیل، این تصویر را به شدت تخریب کرده است.

 

هنگامی که در سپتامبر ۲۰۲۰، امارات متحده عربی و رژیم صهیونیستی توافق ابراهیم را امضا کردند، بسیاری آن را یک معامله اقتصادی و دیپلماتیک برای مقابله با نفوذ ایران توصیف کردند. اما تحولات میدانی و گزارش‌های امنیتی سه سال بعد، چهره دیگری از این رابطه را آشکار ساخته است. اکنون، امارات نه یک شریک تجاری، بلکه به آزمایشگاهی برای پروژه‌های امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل در قلب خلیج فارس تبدیل شده است. در میان شش کشور شورای همکاری خلیج فارس (عربستان، کویت، قطر، بحرین، عمان و امارات)، هیچ کشوری به اندازه ابوظبی خود را در خدمت استراتژی‌های امنیتی و جاسوسی تل‌آویو قرار نداده است. اوج این سرسپردگی نه در قراردادهای تجاری، بلکه در میدان نبرد و در «جنگ چهل‌روزه» خود را نشان داد.

سفر مخفیانه رئیس شاباک به ابوظبی

دیوید زینی رئیس سرویس جاسوسی داخلی رژیم صهیونیستی (شاباک) که مسئولیت مقابله با انتفاضه‌ها و عملیات‌های مقاومت در کرانه باختری را بر عهده دارد، به طور محرمانه از امارات اخیرا بازدید کرد. هدف این سفر، دیدار با یک چهره کلیدی بود: محمد دحلان.

دحلان که زمانی از فرماندهان ارشد جنبش فتح و مسئول امنیت پیشگیری در نوار غزه بود، امروز به یکی از منفورترین چهره‌ها در میان نسل جدید فلسطینی تبدیل شده است. او پس از اختلاف با محمود عباس، راهی امارات شد و اکنون به عنوان «مشاور امنیتی» ابوظبی فعالیت می‌کند. دیدار رئیس شاباک با دحلان در خاک امارات، یک پیوند مثلثی را رسم می‌کند: امارات (میزبان و حامی مالی) ، شاباک (سازمان اطلاعاتی-امنیتی اسرائیل) و دحلان (ابزار نفوذ در کرانه باختری و غزه). این دیدار یعنی امارات به اسرائیل کمک می‌کند تا مستقیما بر آینده سیاسی فلسطین تأثیر بگذارد، آن هم از طریق بازگرداندن چهره‌ای مثل دحلان به معادله.

فرسایش جایگاه منطقه‌ای و هزینه‌های سیاسی

ابوظبی سال‌ها تلاش کرده است تصویری از یک «اقتصاد باثبات» را به جهان نشان دهد. اما پیوند ارگانیک با سرویس‌های جاسوسی اسرائیل، این تصویر را به شدت تخریب کرده است. سه پیامد مهم این سرسپردگی عبارتند از:

شکاف با افکار عمومی عربی: نظرسنجی‌های مراکز عربی نشان می‌دهد که بیش از ۸۰٪ شهروندان کشورهای عربی، هرگونه همکاری امنیتی با اسرائیل را خیانت به آرمان فلسطین می‌دانند. سفر رئیس شاباک به دبی، این احساس را به انزجار تبدیل کرده است.

کاهش اعتماد در شورای همکاری: عربستان سعودی که در مسیر عادی‌سازی تدریجی با اسرائیل حرکت می‌کند، از سرعت و عمق رابطه امارات-اسرائیل وحشت دارد. ریاض نمی‌خواهد یک اسرائیل مسلح و جاسوس‌پرور در همسایگی جنوبی خود داشته باشد. این مسئله، انسجام شورای همکاری را به خطر انداخته است.

واکنش محور مقاومت: حضور آشکار اطلاعاتی اسرائیل در امارات، این کشور را به هدفی مشروع برای حملات سایبری، موشکی و میدانی تبدیل کرده است.

محمد دحلان؛ مهره شطرنج امنیتی اسرائیل در کرانه باختری

نمی‌توان از عمیق‌ترین لایه این همکاری چشم پوشید: پروژه «دحلان». اسرائیل به خوبی می‌داند که تشکیلات خودگردان در کرانه باختری از هم پاشیده و محمود عباس به پایان خط رسیده است. تل‌آویو نیاز به جانشینی دارد که هم بتواند مقاومت مسلحانه را سرکوب کند، هم با کمترین حساسیت بین‌المللی، امنیت اسرائیل را تأمین نماید. محمد دحلان، با سابقه سازماندهی «گردان‌های ۱۴ و ۱۷» (نیروهای امنیتی ویژه فتح) و سابقه همکاری اطلاعاتی با موساد در دهه ۱۹۹۰، گزینه ایده‌آلی است.

امارات نه فقط میزبان دحلان، بلکه حامی مالی و رسانه‌ای بازگشت او به فلسطین است. ابوظبی گمان می‌کند اگر دحلان جانشین عباس شود، کرانه باختری به پایگاه دوم اسرائیل بدل می‌گردد. اما این یک محاسبه غلط فاحش است. غزه و کرانه باختری ثابت کرده‌اند که هر شخصیتی که با لباس اسرائیلی به میان فلسطینیان وارد شود، نه تنها موفق نمی‌شود، بلکه آتش خشم را شعله‌ورتر می‌کند.

چرا امارات این مسیر را انتخاب کرد؟

پاسخ در یک کلمه خلاصه می‌شود: ترس. حکام امارات به شدت از سه چیز هراس دارند: ۱) پیروزی دموکراسی‌خواهی عربی (بهار عربی)، ۲) قدرت گرفتن جریان‌های اسلامی (اخوان المسلمین)، ۳) گسترش نفوذ ایران. در این میان، اسرائیل خود را به عنوان «ضامن بقای رژیم‌های عربی مستبد خلیج فارس» معرفی کرده است.

اسرائیل به امارات یک «چتر امنیتی» موقتی می‌دهد، اما در ازای آن، از امارات به عنوان «پایگاه پیشران» علیه همسایگانش استفاده می‌کند. به عبارت دیگر، ابوظبی عملا «حاکمیت خود» را به شکل خردشده به یک رژیم فرامنطقه‌ای واگذار کرده است. تجربه «اردن» که در دهه ۱۹۷۰ همکاری امنیتی با اسرائیل داشت و در نهایت به یکی از ناامن‌ترین کشورهای منطقه تبدیل شد، نشان می‌دهد که این راه به جایی نمی‌رسد.

نتیجه

دیدار اخیر رئیس شاباک با محمد دحلان در امارات، خط بطلانی بر ادعای «میانجی‌گری صلح‌طلبانه» ابوظبی بود. امارات امروز نه یک میانجی، که یک شریک مستقیم جنایی در جنایات اسرائیل علیه فلسطینیان است. این کشور با تبدیل شدن به پل ارتباطی اطلاعاتی-امنیتی تل‌آویو با فلسطین اشغالی و کرانه باختری، نه تنها آینده فلسطین، بلکه امنیت ملی خود را گرو گذاشته است.

هر کشوری در شورای همکاری که تصور کند می‌تواند با اسرائیل «همکاری محدود» داشته باشد و از آتش درگیری مصون بماند، سخت در اشتباه است. منطقه خلیج فارس به تاریخ خود آگاه است: هیچ پایگاهی که پذیرای سربازان و جاسوسان اسرائیل باشد، تا ابد پایدار نخواهد ماند. امارات هر چه سریعتر این پیوند شرم‌آور را قطع نکند، نه تنها «جایگاه منطقه‌ای» خود را از دست خواهد داد، بلکه به اولین قربانی «صلحی» تبدیل می‌شود که آن را صلح نمی‌نامند، بلکه «تسلیم در برابر اشغالگر» است. ابوظبی باید انتخاب کند: یا بخشی از راه‌حل منطقه‌ای برای فلسطین، یا بخشی از مسئله امنیتی برای خودش.

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین