اصول حاکم بر کنش دیپلماتیک ایران

مهدی محمدی *،   4050305011 ۲ نظر، ۰ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
 اصول حاکم بر کنش دیپلماتیک ایران

 

آنچه در ادامه می‌آید، نه متن یک توافق نهایی، که تحلیلی مقدماتی از اصول حاکم بر کنش سیاسی و میدان مذاکرات است. تأکید می‌کنم این ارزیابی شخصی و غیررسمی است. هنوز توافق مدونی وجود ندارد و اختلافات کلیدی باقی است. شش اصل تحلیلی:

1- فقدان توافق و اصل عدم عقب‌نشینی


برخلاف شایعات، توافقی امضا نشده و مذاکرات ادامه دارد. در هندسۀ فعلی، این آمریکاست که باید کوتاه بیاید. به‌تعبیر دبیر شورای عالی امنیت ملی، «عقب‌نشینی» در قاموس ایران جایی ندارد. متون ردوبدل‌شده غیرمتعهدآور است. اگر اصول ایران تأمین نشود، توافقی شکل نمی‌گیرد و اعلام رسمی منوط به نهایی‌شدن همۀ جزئیات است.

2- مذاکره به مثابه تاکتیک در میدان جنگ


توهم صلح نکنید. فضای جنگی تمام‌عیار و وضعیت «آستانه‌ای» ادامه دارد. حتی در صورت توافق، حداکثر شاهد یک «آتش‌بس تاکتیکی» چندماهه خواهیم بود، نه پایان خصومت. رویکرد تصمیم‌سازان، نگاه به توافق به‌عنوان «ابزاری جنگی» برای خرید زمان، کسب منابع مالی و ترمیم آسیب‌های داخلی است. هدف، تقویت موضع برای رویارویی‌های آتی و کاهش بسترهای اغتشاش و ضربۀ نظامی دشمن است. صلحی در کار نیست؛ این صرفاً مانوری در دل جنگ مستمر است.

3- اجماع سیاسی و اشراف کامل حاکمیتی


کشور دچار ازهم‌گسیختگی یا تصمیم‌سازی پنهانی نیست. تحلیل معاملۀ زیرزمینی بر سر تنگۀ هرمز یا مسائل راهبردی، از اساس بی‌اطلاعی است. سازوکار نظام به‌گونه‌ای است که پس از مباحثات کارشناسی، تصمیم نهایی در عالی‌ترین سطح گرفته و برای همه فصل‌الخطاب می‌شود. این اشراف راهبردی، به‌ویژه در مسائل نظامی-امنیتی، تضمین‌کنندۀ وحدت رویه است.

4- عدم تکرار تجربۀ برجام


این تحلیل که برجام تکرار می‌شود، به دو دلیل مردود است:
نخست آنکه تیم امروز از جنس مدیران میدان نبرد است، نه معتقدان به صلح با آمریکا. اینان آمریکا را «دشمنی شیطان‌صفت» و بدعهد می‌دانند و در پی عادی‌سازی روابط نیستند، بلکه آمادۀ شهادت‌اند.
دوم آنکه بی‌اعتمادی به آمریکا، فرمت مذاکرات را تغییر داده است. برخلاف گذشته، این ایران نیست که اقدام اعتمادساز انجام دهد؛ این آمریکاست که باید نخست گام‌های اعتمادساز بردارد. پیش از آن، دهان ایران در پروندۀ هسته‌ای بسته است.

5- بحران اجرا و تداوم چالش‌ها


توافق نقطۀ پایان نیست، که تازه ابتدای چالش اجراست. دشمن از ساعات اولیه به دنبال نقض خواهد بود، اما سناریوهای مقابل طراحی شده. رژیم صهیونیستی با آگاهی از ضرر راهبردی، در لبنان به دنبال معادلات جدید است. آنچه تغییر کرده، فهم قدرت ایران است؛ ایرانی که دو بار جنگیده، طرح‌های نظامی را خنثی کرده و تنگۀ هرمز را در مشت دارد. امروز ترامپ التماس مذاکره می‌کند، اما جرأت تهدید نظامی ندارد.

6- هسته‌ای؛ خط قرمز به تأخیر افتاده


مذاکرات فعلی غیرهسته‌ای است. تا واشنگتن تعهدات یکجانبۀ اعتمادساز را اجرا نکند، ایران وارد فاز هسته‌ای نخواهد شد. خروجی مراحل بعدی نیز باز و منوط به حفظ خطوط قرمز و مصالح نظام است. اگر اقدام اعتمادساز انجام نشود، پروندۀ هسته‌ای بسته می‌ماند.

 اصول حاکم بر هر توافق احتمالی
(چارچوب اعتمادساز معکوس)

اگر توافق شود، مبنا الزام دشمن به عقب‌نشینی است. ایران سند پیروزی در جنگ را با این اصول تخلف‌ناپذیر تنظیم کرده:

- توقف عملیات نظامی در همه جبهه‌ها با ضمانت آمریکا؛ هر حملۀ اسرائیل به مقاومت، نقض توافق از سوی کاخ سفید است.
-  تنگۀ هرمز به روش سابق باز نمی‌گردد؛ تردد منوط به پروتکل ایران (مسیر ورود و خروج، هزینه خدمات و منع حمل تهدیدات) است.
-  رفع کامل محاصره و بازگشت عبورومرور بنادر به وضع پیش از جنگ.
- آزادسازی هم‌زمان دارایی‌های بلوکه‌شده در حساب‌های مورد تأیید تهران.
- تعلیق تحریم‌های نفتی و صادرات آزاد نفت.

تنها با اجرای این پنج گام، ایران ممکن است وارد مذاکرۀ هسته‌ای شود و تا آن زمان هیچ محدودیتی اعمال نشده و نخواهد شد. این چرخش تاریخی قدرت است؛ امروز ماییم که برای دشمن «اقدامات اعتمادساز» تعیین می‌کنیم. اگر دشمن تمکین کرد، پیروزی تاریخی ملت ایران رقم خورده، و اگر نکرد، بر مواضع قدرت استواریم و جنگ برای تقویت بنیۀ نبرد قهرمانانه ادامه می‌یابد.

 

*مشاور راهبردی رییس مجلس 

دیدگاه کاربران

امیر حسین سلطان/تهران۴۲۱۲۴۶۸۰۸:۳۸:۱۶ ۱۴۰۵/۳/۵
«توهم صلح نکنید» چرا؟؟؟ اگر بنا را بر این پیشفرض و پیشداوری نویسنده محترم بگذاریم مفهومش این می شود که صلحی در کار نبوده و نیست و نخواهد بود! فقط نوعی توقف و استراحت و تنفس! در حالی که توافق برای رسیدن به تفاهم میان دو کشور ایران و أمریکاست و اصولا اگر بخواهیم به هر دلیل از ابتدای امر را بنا را بر عدم صلح بگذاریم به نظر می رسد هیات های مذاکره کننده وقت و انرژی و توان شان را بی جهت مصرف نکنند و اگر در نهایت قرار نیست به صلحی برسیم(این گزاره نویسنده مطلب چنین وانمودی از مذاکرات آتی دارد) همان بهتر که میدان دیپلماسی(مذاکره) را به امان خودش رها کنیم و صرفا در میدان نظامی انرژی و توان خودمان را مصروف نماییم که این البته خواست و نظر و پیش بینی ولو با احتمال ضعیف من هم نمی تواند باشد. صریحا بگویم زاویه دید بنده و امثال بنده در نادیده گرفتن صلح و یا صلح را در نقطه ای آن چنان دور درنظر گرفتن و عدم امکان رسیدن به آن صلح نیست و بر عکس نظر و دیدگاه جناب نویسنده(آقای مهدی محمدی) اتفاقا رسیدن به صلح هم چندان دور از دسترس نیست بلکه نیاز به پذیرش اصل ترجیح صلح بر جنگ داشته و دارد و خواهد داشت. به جای سیر کردن در عالم جنگ و آتش بس و دوباره جنگ و آتش بس الی آخر بیاییم از همین ابتدا تمامی فکر و ذهن و انرژی و توان و وقت مان را صرف مذاکراتی کنیم که هدفی جز رسیدن یه صلح و حذف جنگ و منازعه نداشته باشد و باز هم اگر(دیدگاه های منفی و یا ناامید از صلح) در سطوحی از سطوح عالی تصمیم گیری وجود دارد(من این تصور را ندارم اما به فرض که وجود داشته باشد) به نظر می رسد با همه خطرات موجود بهتر آن باشد که همه به همین وضعیت نه جنگ و نه صلح کنونی(آتش بس موقت) رضایت بدهیم!!! وگرنه با صدای رسا فریاد بزتیم که ما طالب صلح با آمریکا هستیم و نه چیزی کمتر از آن تا جهان و افکار عمومی در منطقه و کل جهان بدانند و مطمئن باشند که ایران بزرگ صلح طلب است و طالب صلح حتی با آمریکای متخاصم و زورمدار و همیشه زیاده خواه و قس علیهذا! والله اعلم
ناشناس۴۲۱۳۰۳۸۱۸:۵۷:۲۰ ۱۴۰۵/۳/۶
به نظرم نویسنده مطلب حقیقت یک ماجرا را گفته. واقعیت انست که آمریکا نمیخواهد ما باشیم. ترامپ با چه زبانی بگوید که میخواهد ما را به عصر حجر برگرداند. او جز تسلیم محض و نوکری چیز دیگری انتظار ندارد مگر با برخی کشورهای دنیا و منطقه ما رابطه ای جز این برقرار کرده؟ ضمن اینکه کسی که زیر توافقات قبلی زد امریکا بود نه ایران
yektanetتریبون

آخرین عناوین