به گزارش ایرنا، روند دیپلماسی در غرب آسیا ۴۸ ساعت نفسگیر و آغشته به ابهام را گذارنده و به نظر میرسد این ابهام حداقل تا چند ساعت آینده هم ادامه داشته باشد تا فرجام جنگ انتخابی «دونالد ترامپ» علیه ایران تا حد زیادی مشخص شود. تکاپوی چهل روزه میانجیگران پاکستانی و دیگر کشورهای منطقه برای جلوگیری از آغاز دوباره جنگ در منطقه ممکن است تا ساعات آینده به تفاهمی اولیه برای رسیدن به این هدف منجر شود اما این روند در تهران با بدبینی محسوس و متاثر از دو دور مذاکرات گذشته دنبال میشود. مقامات ایران همچنان با بدبینی به آنچه واشنگتن در سر دارد مینگرند و با همین ذهنیت بیاعتمادی اما با حسننیت در گفتوگوها حاضر هستند. در آمریکا اما ترامپ برای عبور از شرایطی که در آن قرار دارد؛ بیش از گذشته نیازمند نمایشی از پیروزی است و این تقلای بیمنطق روند تفاهم را دشوار نشان داده و حتی میتواند پاشنه آشیل آن تعریف شود.
تفاهم ارسالی از میدان مشق به کاخ سفید
دستاورد ۲۴ ساعت حضور «عاصم منیر» فرمانده ارتش پاکستان در تهران، سندی از آخرین نسخه پیشنهادهای بررسی شده آمریکا و ایران بود. «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه پس از پایان سفر منیر در گفتوگویی از نهاییسازی یادداشت تفاهم با آمریکا خبر داد. «رضا امیری مقدم» سفیر ایران در پاکستان هم پس از گفتوگو با وزیر کشور پاکستان در توییتی اعلام کرد که در صورت تعهد کافی طرف آمریکایی «گام مثبتی» در مورد توافق میان آمریکا و ایران در حال شکلگیری است.
پیش از هر گزارهای درباره هر نوع توافق میان ایران و آمریکا باید از «اگر» استفاده کرد و این احتیاط را رفتار واشنگتن به جهان و ایران تحمیل کرده است.
«کاظم غریبآبادی» معاون حقوقی و بینالملل وزیر امور خارجه هم در توییتی ضمن اشاره به سالروز آزادسازی خرمشهر در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، تصریح کرد: «امروز نیز ایران همان منطق را دنبال میکند؛ صلحطلبی همراه با قدرت، دیپلماسی همراه با عزت، و دفاع قاطع از تمامیت ارضی، استقلال و حقوق مردم و کشور عزیزمان ایران.»
در آمریکا، آن سوی این تفاهم احتمالی؛ به محض ارسال پیشنویس به کاخ سفید، تکاپو برای بررسی آن آغاز شد. نخستین گام هم ارزیابی دیدگاه کشورهای منطقه در این زمینه بود. ترامپ ساعاتی پس از دریافت این پیشنویس در گفت و گو با سیبیاس اعلام کرد که مذاکرهکنندگان ایالات متحده و ایران به نهایی کردن توافق بین دو کشور «بسیار نزدیکتر» میشوند. وی همچنین در شبکه اجتماعی تراوث سوشال از گفتوگوی خود با ولیعهد عربستان، امیران امارات متحده عربی و قطر، پادشاهان اردن و بحرین، روسای جمهور مصر و ترکیه و فرمانده ارتش پاکستان خبر داد. رئیسجمهور آمریکا همچنین به گفتوگو خود با نخستوزیر رژیم اسرائیل هم اشاره و در نهایت نوشت: یک توافق تا حد زیادی مذاکره شده و نهایی شدن آن منوط به جمعبندی میان ایالات متحده آمریکا، جمهوری اسلامی ایران و کشورهای مختلف دیگری است. جنبهها و جزئیات نهایی توافق در حال حاضر در حال بررسی است و بهزودی اعلام خواهد شد. علاوه بر بسیاری دیگر از عناصر این توافق، تنگه هرمز باز خواهد شد.
جزئیات تماس رئیسجمهور آمریکا با سران و مقامات کشورهای منطقه از سوی کاخ سفید منتشر نشده اما دیوان امیری قطر اعلام کرده است که امیر این کشور در گفتوگو با ترامپ بر اهمیت تشدید هماهنگی میان کشورهای مرتبط به منظور کمک به تقویت ثبات تاکید و اعلام کرد که دستیابی به راهحلهای دیپلماتیک، بهترین راه برای مدیریت بحرانها است. با استناد به گزارشهای منتشر شده در رسانههای آمریکایی، میتوان به این نتیجه رسید که سران منطقه، ترامپ را از آغاز مجدد درگیری با تهران بر حذر داشته و بر تداوم روند دیپلماتیک آغاز شده تاکید کردهاند. فرانسه و انگلیس هم از احتمال به نتیجه رسیدن مذاکرات میان ایران و آمریکا استقبال کردند.
در آمریکا، آن سوی این تفاهم احتمالی؛ به محض ارسال پیشنویس به کاخ سفید، تکاپو برای بررسی آن آغاز شد. نخستین گام هم ارزیابی دیدگاه کشورهای منطقه در این زمینه بود.
نظرسنجی ترامپ از کشورهای منطقه درباره تفاهم با ایران شاید جبران رویهای است که پیش از این با این دولتها داشته زمانی که بیهیچ اطلاعی به آنها، جنگی را آغاز میکرد یا پایان میداد. رویکرد کشورهای منطقه به این نظرخواهی ترامپ هم قابل تامل است از آن رو که برخی از پایتختهای منطقه پیش از این بر تداوم خصومت با تهران تاکید داشتند و رئیسجمهور آمریکا را به آغاز دوباره درگیریها با تهران تشویق میکردند. واقعیتهای نظامی، سیاسی و اقتصادی در جهان اما قویتر از هر نوع بلندپروزای، همسایگان ایران را به این نتیجه رسانده که تداوم آنچه در حال حاضر در جریان است نمیتواند در راستای منافع ملی آنها باشد و آغاز هر نوع درگیری هم بسیاری از داشتههای آنان را با تهدید جدی روبرو خواهد ساخت.
آنچه قطعا در تفاهم اولیه است و آنچه نیست
جزئیات تفاهمی که در ۲۴ ساعت گذشته در رسانههای مختلف بحث و گمانهزنیهای بسیاری داشته، همچنان در محافل رسمی ایران و آمریکا با نوعی از ابهام پیگیری میشود؛ تا لحظه تنظیم این گزارش اطلاعات تایید شده شامل کلیات تفاهم است و نیز موضوعاتی که در این دور از مذاکرات درباره آنها بحثی نخواهد شد.
خاتمه جنگ به شمول همه جبههها، پایان محاصره دریایی آمریکا و آغاز تردد در تنگه هرمز، آزاد شدن اموال بلوکه شده ایران، سه محور کلی است که درباره پیشنویس مورد اشاره به نقل از سخنگوی هیات مذاکراتی مورد تایید رسمی قرار گرفته است. بقائی این تفاهم اولیه را بر اساس پیشنهاد ۱۴ بندی جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده که چندین بار میان طرفین رفتوبرگشت داشته و قرار است ظرف یک مدت زمان معقول ۳۰ تا ۶۰ روزه، در خصوص جزئیات موضوعات گفتوگو شده و در نهایت به یک توافق نهایی رسیده شود.
در کنار این موارد تایید شده میتوان محورهایی را هم مورد توجه قرار داد که به صورت قطعی میدانیم در این دور از مذاکرات در فهرست موضوعات مورد بحث نیست؛ پرونده هستهای و جزئیات مباحث مرتبط با رفع تحریمها در این دور از گفتوگوها به دلایل بسیاری امکان بررسی ندارند که مهمترین آنها پیچیدگی این مباحث در کنار تجربه تلخ ایران از دو دور گفتوگو در این زمینه با آمریکاست که به درگیری نظامی ختم شد. ترجیح تهران بر این است که بتواند این دو پرونده را در بازه زمانی طولانیتر و در شرایطی پیش ببرد که سایه جنگ بر سر کشور نباشد.
از تفاهم اولیه تا توافق جامع؛ راهی طولانی و مانع بسیار
آنچه با احتمال نسبی تا ساعاتی آینده به عنوان تفاهم اولیه ایران و آمریکا قرار است از سوی اسلامآباد به عنوان میانجی مذاکرات اعلام شود؛ ابتدای راهی است که موانع بسیاری رسیدن به مقصد از طریق این راه را چندان در دسترس نشان نمیدهند و قطعیترین گزاره پیش رو در حال حاضر این است که از تفاهم اولیه تا توافق جامع ایران و آمریکا فاصله بسیار است و کم کردن این فاصله هم جز با اراده سیاسی از سوی کاخ سفید در اعتمادسازی و ایستادن بر سر تفاهمها و توافقها ممکن نیست. این فاصله را عوامل بسیاری از بیاعتمادی تاریخی تهران به واشنگتن تا ماجراجوییهای اسرائیل افزایش میدهد. حتی در همین مرحله تفاهم اولیه هم به تعبیر بقائی «تله ضدونقیضگویی طرف آمریکایی» امکان رسیدن به تفاهم و توافق را با چالشهای جدی روبرو کرده و این تفاهم میتواند خیلی دور یا خیلی نزدیک باشد.
پیش از هر گزارهای درباره هر نوع توافق میان ایران و آمریکا باید از «اگر» استفاده کرد و این احتیاط را رفتار واشنگتن به جهان و ایران تحمیل کرده است. بر این اساس «اگر» تفاهم اولیه موجود میان ایران و آمریکا تایید، قطعی و اعلام شود و «اگر» ایالات متحده بر سر امضای خود در این تفاهم بماند؛ میتوان آغاز دوران تازهای از گفتوگوها را تایید کرد. گفتوگوهایی که قرار است «اگر» آمریکا توانست رژیم اسرائیل از یک سو و زیادهخواهیهای خود از سوی دیگر را کنترل کند؛ به فرمولی برای حلوفصل گرههای پرونده هستهای ایران از یک سو و تحریمهای ایران از سوی دیگر منجر شود. این پرونده برای رسیدن به نقطهای مطلوب باید بسیاری از پارامترهای اثرگذار بر خود را رها کند و واشنگتن به این قطعیت برسد که:
الف: تهران آنچه در جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه از دست نداده در میز مذاکره معامله نخواهد کرد.
ب: جنگ با ایران، به واسطه عوامل بسیاری نمیتواند آمریکا را به اهداف مورد نظر خود برساند.
پ: کشورهای منطقه نه در ظاهر اما در خفا به این نتیجه رسیدهاند که امنیت عاریتی پیشین چندان نمیتواند در برابر خطرات و تهدیدات احتمالی مدافع خوبی برای سرزمینهای آنها باشد.
ت: تصیمگیری برای خاورمیانه و غرب آسیا، باید بر عهده دولتهای حاضر در این منطقه باشد و هرگونه تصمیمسازی برای این منطقه بدون حضور و نظر تهران در بلندمدت نمیتواند کارساز باشد.
پذیرفتن این اصول از سوی رئیسجمهور کنونی آمریکا با تردیدهای جدی روبروست و همین بر احتیاط ایران در گامهای آغازین و پیشرو افزوده است؛ احتیاط و بیاعتمادی ناشی از تجربه.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.