بسیاری از تحلیلگران تأیید می کنند که روند مذاکرات جاری میان ایران و آمریکا که از طریق واسطه های بین المللی انجام می شود، چندان مثبت نیست و این روند در بن بست است. دلیل این مسأله نیز این است که طرف آمریکایی به شدت زیاده خواه است و علی رغم شکست های عینی در میدان مذاکره، ژست پیروزی می گیرد و می خواهد کمبودهای خود را در این عرصه در مواجهه با ایران به هر شکل ممکن جبران کند.
با این همه، واقعیت این است که ایران نیز صراحتا اعلام کرده که بنای باج دادن ندارد و حاضر نیست مقاومت خود را بشکند. مقاومتی که هم پشتوانه مردمی دارد و هم با انتقام جویی ایران به واسطه به شهادت رسیدن بیش از ۳ هزار تن از هموطنانمان در خلال جنگ رمضان همراه است.
با این حال، اگر طرف آمریکایی بنای ماجراجویی تازه ای را علیه کشورمان در ذهن داشته باشد، بایستی دو نکته را مد نظر داشته باشد.
اول اینکه در جریان جنگ رمضان ایران با قدرت تمام بسیاری از رادارها و خطوط پدافندی دشمنان را نابود کرده است. این مسأله سبب شده تا اکنون خط اصلی پدافندی آمریکا و صهیونیست ها، سرزمین های اشغالی باشد. این مسأله خود فرصت مناسبی به ایران می دهد تا در قالب حملات گسترده موشکی و پهپادی، پدافند دشمنان را به نقطه اشباع و ناکارآمدی برساند. در واقع تجمع تجهیزات پدافندی دشمنان در فلسطین اشغالی تا حد زیادی کار را برای کشورمان در ضربه زدن به دشمنان راحت تر می کند. از یاد نبریم که پیشتر رژیم های عربی خاک خود را در اختیار آمریکایی ها قرار داده بودند که این مسأله سبب می شد خیلی زود با شلیک های موشکی و پهپادی ایران مقابله کنند. حال این معادله با توجه به ضربات کوبنده ایران به پایگاه های آمریکا در منطقه دیگر روی میز نیست و یا بسیار ضعیف است.
نکته دوم اینکه بسیاری در غرب هشدار می دهند که هیچ بعید نیست ایران به سمت سناریوی حمله زمینی به مواضع دشمنان خود هم حرکت کند. به هر حال ایران قوی ترین نیروی زمینی غرب آسیا را در اختیار دارد و می تواند هزینه های سنگینی را به دشمنان تحمیل کند.
این مسأله می تواند هزینه های جنگ افروزی علیه ایران را به شدت افزایش دهد. بگذریم که به نظر می رسد نیروی قدس سپاه و نیروی دریایی و حتی نیروهای پهپادی و موشکی و پدافندی ایران نیز همچنان کل قدرت نظامی خود را وارد صحنه نکرده اند و هرکدام می توانند حامل شگفتانه های بزرگی برای دشمنان باشند.



