تصمیم سخت ایران/ از حقیقت تا دروغهای ترامپ / ایران، پیروز جنگ لگوها

گروه سیاسی الف، گزارش بازرگانی،   4050202019 ۴ نظر، ۲ در صف انتشار و ۱ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

 تصمیم سخت ایران/ از حقیقت تا دروغهای ترامپ / ایران، پیروز جنگ لگوها

تصمیم سخت ایران

روزنامه قدس نوشت:

 تهران دور دوم مذاکرات با آمریکایی‌ها به میانجی‌گری اسلام‌آباد را در عین ناباوری و سرخوردگی ترامپ نپذیرفت و قاطعانه به ادبیات و البته بسته قلدرمآبانه و زیاده‌خواهانه واشنگتن پاسخ منفی داد.

با وجود تهدید آمریکا به بمباران و تخریب زیرساخت‌ها، نیروگاه‌ها، پل‌ها و آنچه ترامپ در یک جمله وقیحانه، نابودی تمدن ایران خوانده بود و البته که ابایی هم نداشته و ندارد که در مقابل دیدگان جهانیان دست به این جنایات جنگی بزند، مقامات کشور و شاید بتوان گفت قاطبه ایران ترجیح دادند دلاورانه با تداوم جنگی نابرابر روبه‌رو شده و سینه سپر کنند تا آنکه زیر بار خفت و ذلت تسلیم شوند.اما چرا جمهوری اسلامی ایران در هر سه ضلع میدان، دیپلماسی و خیابان به این مذاکره نه گفت؟ دلایل متعددی می‌توان برای این تصمیم سخت اما عاقلانه و شجاعانه ذکر کرد.

شواهد، نشانه‌ها و اظهارات مقامات مختلف ایرانی و آمریکایی ازجمله توییت‌ها و مصاحبه‌های روزانه ترامپ نشان می‌دهد آمریکایی‌ها تقریباً از هیچ یک از مطالبات زیاده‌خواهانه خود دست برنداشته‌اند و کماکان بر خواسته‌هایی که خطوط قرمز ایران هستند، اصرار دارند.

مهم‌ترین آن‌ها، درخواست تحویل اورانیوم غنی شده ۶۰ درصدی ایران، اصرار بر تعهد ایران به کنار گذاشتن همیشگی حق غنی‌سازی، تنها گذاشتن متحدانش در محور مقاومت و موضوع توان و برد موشکی است. خواسته‌هایی که اگر ایران به آن‌ها تن دهد، قطعاً در آینده نه چندان دور و در موضعی ضعیف و این بار به قصد نابودی کامل، مورد هجمه دشمن قرار خواهد گرفت؛ هدفی که در این جنگ هم دنبال شد اما قدرت دفاعی و دست پر ایران آن ‌را ناکام گذاشت.

دلیل دومی که می‌توان برای این پاسخ منفی ذکر کرد این است که آمریکایی‌ها اعلام کردند بسته‌ای ۱۵ بندی را ارائه داده‌اند که تأکید دارند آخرین پیشنهاد آن‌ها و البته با قید غیرقابل‌تغییر بودن است....

رفتن هیئت دیپلماتیک ایران به اسلام‌آباد با چنین گزینه‌ای روی میز، درنهایت در جنگ روایت‌ها، به ترس تهران تعبیر می‌شد.

دلیل سوم را می‌توان به بدعهدی آمریکایی‌ها و تشدید و ترفیع دیوار بی‌اعتمادی ایران به آن‌ها مرتبط دانست. آمریکایی‌ها و متحدش اسرائیل نه تنها از همان گام اول، سه بند توافق آتش‌بس را طبق رویه همیشگی‌شان نقض کردند، که دونالد ترامپ با وجود حسن نیت ایران در بازگشایی تنگه هرمز برای کشتی‌های تجاری و غیرمتخاصم، اعلام کرد بنادر ایران را به محاصره دریایی درخواهد آورد...

********

غیبت «دشمن» و «مقاومت» در  دستگاه فکری غنی‌نژاد

فرهیختگان نوشت:

پس از اعلام آتش‌بس میان ایران و شیاطین کودک‌کش آمریکایی-اسرائیلی صدای واحدی در دفاع از مواضع نظام از سمت مردم و مسئولان با وجود اختلاف سلایق شکل گرفت که پیش از این سابقه نداشت. بسیاری از سلبریتی‌ها و چهره‌های شناخته‌شده عرصه فرهنگ، هنر، ورزش و طیف قابل توجهی از اساتید دانشگاه‌ها و عقلای قوم قدم در مسیر دفاع سرزمینی از ایران و تشکیل هسته‌های مقاومت گذاشتند و در امتحان شرافت و وطن‌دوستی با نمره ممتاز قبول شدند. در این بین اقلیتی هم بودند که سعی در نواختن ساز مخالف داشتند و در راه شکستن اتحاد از خود پافشاری عجیب‌وغریبی نشان دادند. در صدر فهرست، مسیحای مکتب اقتصادی اتریش و شیکاگو، یعنی «موسی غنی‌نژاد» قرار دارد. او در یکی از مقالاتش عنوان کرد که هیئت مذاکره‌کننده ایرانی باید به‌جای تکیه بر «حق مسلم» دست روی «منافع ملی ایران» بگذارند و بر تحقق آن در برابر تیم آمریکایی اصرار ورزند!

اینکه اساساً در منظومه و دستگاه فکری جناب غنی‌نژاد، تعابیری مانند «دشمن» و «مقاومت» تعبیه نشده و او میان حق مسلم و منافع ملی تمایز قائل می‌شود بحث دیگری است؛ اما باید درنظر داشت که این افکار در سطح طیفی از سلبریتی‌ها چگونه بازتاب پیدا کرده و مطرح می‌شود. در نمونه‌ای تازه، «امیرحسین قیاسی» مجری و استندآپ‌کمدین شناخته‌شده پس از نزدیک به شصت روز لب به سخن باز کرد و از مردم ایران گفت؛ اما اگر خیال می‌کنید که محتوای استوری اینستاگرام این شخص ارتباطی با فاجعه میناب و حق دفاع از مملکت داشته، سخت در اشتباهید. نطق قیاسی در اعتراض به حمله وحشیانه آمریکا و اسرائیل به ایران نبود که باز شد؛ او به میدان آمد تا ضمن ارائه تصویری معترض از خویش به‌واسطه حمایت از «اینترنت آزاد برای همه» برای فردای پس از آتش‌بس سرمایه‌گذاری کند. اما وجه مشترک میان «موسی غنی‌نژاد» به‌عنوان یک اقتصاددان سوپرلیبرال با کسی که راه معروف شدن را یک‌شبه طی کرده در چیست؟ در واقع مراد این دو از به‌کاربردن عبارت «منافع ملی» نه ملی است و نه نسبتی با واژه نفع مردم و مسائلی از این دست دارد. شهره‌های رسانه‌ای و دانشگاهی تا جایی از خیر و صلاح عمومی دفاع می‌کنند که اعتبارکی مادی و معنوی به حسابشان واریز شود...

****
این منتقدان واجب المطب


ناصر ایمانی انتقاد علنی از تیم دیپلماتیک کشور در شرایط حساس کنونی را اقدامی مخرب و سمی توصیف کرده و به خبر آنلاین گفته است:  «نیروهای نظامی»، «مردم» و «تیم دیپلماسی» سه رکن جدایی‌ناپذیر مقاومت هستند که نباید هیچ‌گونه شکافی میان آن‌ها ایجاد شود: 

به‌هرحال کسانی در جامعه هستند که می‌خواهند انتقاد کنند، اما به اعتقاد بنده در شرایط موجود، انتقاد علنی از تیم دیپلماتیک کشور همان‌قدر مضر و سم است که بخواهید وسط جنگ ۴۰ روزه از نیروهای نظامی‌مان انتقاد کنید. در این شرایط، انتقاد کاملاً کار اشتباهی است.

البته برخی از آقایان صاحب‌نظر نقطه‌نظرات خود را در پنهان به تیم مذاکره‌کننده منتقل می‌کنند که این نظر خوبی است؛ اما عده‌ای صرفاً منتظر فرصتی برای انتقاد کردن هستند که ما آن‌ها را کنار می‌گذاریم. البته در میان منتقدین، اقلیتی هم هستند که واقعاً «واجب‌المَطَب» هستند که با آن‌ها هم کاری نداریم!

اما حرف من به خاطر افکار عمومی مردم است. افکار عمومی مردمی که هر شب در خیابان‌ها حضور پیدا می‌کنند، هم به اطلاعات احتیاج دارند و هم به مسئولان دیپلماتیک ما اعتماد دارند. اما اگر در بیان مطالب تأخیر صورت بگیرد، این اعتماد دچار آسیب می‌شود. البته منظورم این نیست که مسئولان ما هر روز بیایند گزارش بدهند؛ شاید شرایط اقتضا نکند و ما باید به شرایط روز و شرایط جنگی توجه داشته باشیم. اما به‌هرحال، نوعی سکوت هم افکار عمومی را دچار سردرگمی می‌کند؛ ضمن اینکه طرف مقابل مرتباً دارد به دروغ مطلب منتشر می‌کند. وقتی حجم دروغ زیاد بشود به تعبیر گوبلز (وزیر اطلاع رسانی هیتلر) رفته‌رفته ممکن است برخی از افکار عمومی به این نتیجه برسند که شاید حرف‌های آن‌ها درست باشد. بنابراین یکی از وظایف این است که اطلاع‌رسانی بکنند. همان‌طور که خود آقای  قالیباف در زمان جنگ، یک‌تنه فعالیت رسانه‌ای خوب و مؤثری را انجام می‌دادند که در افکار عمومی نه فقط ایران، بلکه در جهان بسیار تأثیرگذار بود، این روند باید به شکلی توسط افرادی ادامه پیدا کند و هدایت شود.

******

جنگ لگو ها

مشرق در گزارشی به موضوع میم ها و لگوهای ساخته شده و پربازدید ایران در جریان جنگ پرداخته و نوشته است:

فعالیت حساب‌های کاربری سفارت‌خانه‌های ایران در ایکس (توئیتر سابق) طی جنگ اخیر، بازتاب گسترده‌ای در میان کاربران سراسر جهان و رسانه‌های غیرایرانی داشت و جلوه‌ای جدید از دیپلماسی عمومی را به نمایش گذاشت. از ۹ اسفند تا ۲۱ فروردین، در مجموع ۹۲ حساب کاربری وابسته به سفارت‌خانه‌های ایران ۸۴۹۷ پیام منتشر کردند و این پیام‌ها بیش از ۱۰ میلیون «لایک» و حدود ۳۶۰ میلیون بازدید از سراسر جهان به دست آوردند. روزهای پایانی جنگ، به‌ویژه ۱۶ و ۱۷ فروردین، نقطه‌ی اوج فعالیت این حساب‌ها بوده است؛ روزهایی که بیش‌ترین میزان بازدید و اثرگذاری بر کاربران ایکس را رقم زدند.

در میان این حساب‌ها، صفحه‌ی سفارت ایران در آفریقای جنوبی با اختلاف قابل‌توجهی بیش‌ترین میزان فعالیت و بازدید را به خود اختصاص داد. پس از آن، حساب‌ها وابسته به سفارت‌خانه‌های ایران در زیمبابوه، ژاپن و هند بیش‌ترین توجه را به خود جلب کردند.

پرلایک‌ترین و پربازدیدترین پیام این بازه، متعلق به اکانت سفارت ایران در آفریقای جنوبی بود که با حدود ۹ میلیون بازدید و ۲۱۶ هزار لایک، بازتاب گسترده‌ای داشت.

این اکانت در واکنش به پیام وزیر دفاع آمریکا که از تعبیر «عصر حجر» استفاده کرده بود، نوشت: «عصر حجر؟ زمانی که شما هنوز در غار دنبال آتش می‌گشتید، ما داشتیم [منشور] حقوق بشر را روی استوانه‌ی کوروش حک می‌کردیم. ما توفان هجوم‌های اسکندر و مغول‌ها را گذراندیم و پابرجا ماندیم، چون ایران فقط یک کشور نیست، یک تمدن است.»

دومین پیام پربازدید نیز از همین حساب کاربری بود که با انتشار تصاویری از فرماندهان برکنارشده‌ ارتش آمریکا در پیامی با ۷ میلیون بازدید و ۱۲۰ هزار لایک نوشت: «تغییر رژیم با موفقیت اتفاق افتاد. ماگا [اشاره به شعار «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» و نام جنبش حامیان دونالد ترامپ] .

حساب کاربری سفارت ایران در زیمبابوه نیز توجه کاربران غیرایرانی و رسانه‌ها را جلب کرد و دو پیامش با ۷ میلیون و ۶/۶ میلیون بازدید خبرساز شدند.

این حساب در یک پیام جنجالی [ظاهراً در اشاره به بسته شدن تنگه‌ی هرمز] نوشت: «کلیدها را گم کرده‌ایم.» در پیام دیگری نیز در پاسخ به پیام دونالد ترامپ که ساعت اجرای تهدیداتش را سه‌شنبه ۸ شب به وقت شرقی آمریکا اعلام کرده بود، به تمسخر نوشت: «۸ شب خیلی خوب نیست. می‌توانید آن را به بین ۱ تا ۲ عصر تغییر بدهید، یا اگر ممکن است، ۱ تا ۲ صبح؟ از توجه شما به این مسئله‌ی مهم متشکرم. آی. ای. زد. [مخفف «سفارت ایران در زیمبابوه»، اشاره به شیوه‌ی دونالد ترامپ در پایان دادن به پیام‌هایش در شبکه‌ی اجتماعی تروث‌سوشال].

پیام سفارت ایران در زیمبابوه در شبکه‌ی اجتماعی ایکس که ضرب‌الاجل و تهدید «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا، علیه ایران را به سخره می‌گیرد. همین پیام ساده بیش از ۶ میلیون بازدید و ۱۰۷ هزار لایک داشته است.

*****

از حقیقت تا دروغهای ترامپ

روزنامه اطلاعات ترجمه مقاله ای از «بارنی وار» را منتشر کرده است که نویسنده در آن نشان می‌دهد چگونه برخی برای هتک حرمت مخالفان، اخبار دروغ را به کار می‌برند. قلمرو اخبار ساختگی، جهانی است، امااین  نوشتار بیشتر بر آمریکا تمرکز دارد و پیدایش جهان پساحقیقت را در چارچوب عادت دروغگویی و فضای رسانه‌ای  ترامپ مورد مطالعه قرار می‌دهد:
... شایعات و اتهامات بی‌پایه با سرعت نور می‌چرخد و معنای تازه‌ای به این مثَل قدیمی می‌دهد که: «تا حقیقت کفش بپوشد، دروغ نصف جهان را گشته است»!
امروزه صرف وسعت و سرعت چرخش دروغ‌پراکنی، شیوه‌های سنتی انتشار اخبار را بی‌معنی ساخته است... اگرچه بسیاری گروه‌ها از فریب برای سودهای سیاسی بهره جسته‌اند، اما در آمریکا این راهبرد به جایگاه هنرهای زیبا ارتقا یافته است! اخبار ساختگی و دروغ‌های مکرر در رسانه‌ها، اوج‌گیری فزاینده خردستیزی امریکایی را منعکس می‌سازد؛ پدیده‌ای که در زمان ترامپ به اوج خود رسیده است. هرگز هیچ فرد سرشناسی بیش از ترامپ دروغ نگفته است. همان‌طور که دآوْد (Dowd) می‌گوید: شعار ترامپ می‌تواند این باشد: «نمی‌توانم دروغ نگویم»! به نوشته واشنگتن‌پست، ترامپ در چهار سال دور اول ریاست‌جمهوری، بیش از ۳۰هزار بار دروغ گفت! او نسنجیده و حساب‌نشده سخن می‌گوید و تاریخ را بازنویسی می‌کند و در تضاد با گفته‌های پیشین خود حرف می‌زند. میزان دروغگویی او در طول زمان تغییر می‌یابد و از تقریباً ۲۰۰ دروغ در ماه در ایام نسبتاً آرام، تا ۱۲۰۰ دروغ در ماه در حوالی انتخابات میان‌دوره‌ای سال ۲۰۱۸ افزایش یافت. 
ترامپ حدود ۲۳ بار در روز یا تقریباً ساعتی یک بار دروغ می‌گوید. چیزی که زمانی رفتار شوک‌آور هر رئیس‌جمهوری تلقی می‌شد، به رفتاری عادی تبدیل شده است. او حتی وقتی نیازی به دروغگویی ندارد، دروغ می‌گوید و با بی‌قیدی، هر شاهدی خلاف دروغ‌های خود را انکار می‌کند. وقتی هنگام دروغگویی، گیر می‌افتد، هیچ نشانه‌ای از شرمندگی بروز نمی‌دهد و سریعاً به سراغ دروغ بعدی می‌رود. حتی ممکن است برخی از دروغ‌های خود را باور داشته باشد. ترامپ از دروغ همچون سلاح سیاسی و به عنوان وسیله‌ای برای ارتقای جایگاه اجتماعی خود استفاده می‌کند. 
ترامپ اغلب دروغ را بارها و بارها تکرار می‌کند تا برای پایگاه خود و برای گزارشگران و تماشاگران فاکس‌نیوز به «حقیقت جایگزین» تبدیل شود. کِسلر با واپایی حقیقت، استدلال می‌کند: «ترامپ پس از آنکه حقایق روشن شد، در چیزی که به‌ نظر تلاش عمدی برای جایگزینی حقیقت با روایتی است که برای خود او بسیار مناسب‌تر است، بسیار موفق عمل می‌کند. او نه‌تنها در نادرست‌گویی چیزها گرفتار گاف می‌شود، که عمداً دروغ را به گفتگوی ملی تزریق می‌کند.»

از این منظر، ترامپ به شکل خوفناکی به شخصیت «نیوسپیک» در رمانِ معروف جرج اُروِل با عنوان «۱۹۸۴» شباهت دارد: ترامپ به طرفدارانش گفت: «چیزی که می‌بینید یا می‌خوانید، چیزی نیست که دارد اتفاق می‌افتد». اُروِل نوشت: «حزب به شما گفت شهادت چشم و گوشتان را رد کنید. این اساسی‌ترین فرمان بود». این خط فکری اساساً مرزهای میان حقیقت و دروغ را کاملاً تیره و تار می‌سازد.

*****

شلوغ کاری بی نتیجه ترامپ 

روزنامه جوان نوشت:

ساعاتی مانده به پایان آتش‌بس، میانجی پاکستانی هر چند دقیقه یک‌بار خبر می‌دهد که «هر دوطرف می‌آیند» ولی دوطرف بیشتر موضع جنگی دارند تا مذاکره! در سوی امریکا، جهان این‌گونه فهمیده است که هرگاه ترامپ تهدیداتش را به اوج می‌رساند قصد مذاکره دارد و هرگاه از مذاکره می‌گوید قصد جنگ! با این‌حال، ترامپ کاملاً روانی عمل می‌کند. ...

با پایان یافتن دوره دو هفته‌ای آتش‌بس میان ایران و امریکا، تلاش مذبوحانه این رژیم تروریستی و هارت و پورت‌های ترامپ و پروپاگاندا‌های رسانه‌ای او، برای نشاندن جمهوری اسلامی ایران پای میز مذاکره - تا آنچه را که در میدان نتوانسته به دست آورد، در میز مذاکره صید کند - جواب نداد و تیم مذاکراتی ایران تا آخرین ساعات آتش‌بس حاضر نشده روی خوشی به مذاکرات اسلام‌آباد نشان دهد. بر این اساس، تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچ هیئتی اعم از هیئت اصلی یا فرعی، اولیه یا ثانویه از ایران به اسلام‌آباد پاکستان نرفته است. این در حالی است که از روز شنبه اخبار فراوانی درباره برنامه «عزیمت» یا «ورود» هیئت ایرانی به پاکستان یا حتی اعلام ساعت برگزاری نشست در «عصر دوشنبه» یا «صبح سه‌شنبه» از سوی رسانه‌های عمدتاً امریکایی و منطقه‌ای مطرح شد که هیچ‌کدام صحت نداشت. مقامات ایرانی، اما از شامگاه یک‌شنبه در موضعی ثابت اعلام کرده‌اند: «مذاکره زیر سایه تهدید و نقض عهد را نمی‌پذیریم» و «ادامه حضور در مذاکرات به تغییر رفتار و مواضع امریکایی‌ها بستگی دارد.»
طی روز‌های پایانی موعد دو هفته‌ای آتش‌بس، رئیس‌جمهور امریکا که اکنون همه جهان او را به یک رئیس‌جمهور دیوانه، متناقض و خودشیفته می‌شناسند- که البته کسی هم او را جدی نمی‌گیرد- تلاش بسیاری کرد تا با تهدیدات ریز و درشت از یک‌سو و ترسیم چشم‌اندازی مثبت برای آینده ایران از سوی دیگر، علاوه بر تأثیرگذاری بر دستگاه محاسباتی مسئولان جمهوری اسلامی ایران، به زعم خود نوعی شکاف و اختلاف را در میان مردم و صفوف به هم پیوسته ملت ایران در میدان و خیابان ایجاد کند. این تلاش‌ها، اما نه تنها توجه هیچ‌کس را در ایران جلب نکرد، بلکه بر عزم جدی مردم برای ماندن در خیابان و همچنین تصمیم مسئولان دستگاه دیپلماسی و نیرو‌های مسلح در پیگیری حقوق ملت ایران جزم‌تر کرد. 

******

مقاومت لزوما به معنای جنگ نیست

آيا مقاومت لزوما و فقط به معنای ادامه جنگ است؟ این پرسشی است که محمدجواد حق‌شناس فعال سیاسی اصلاح طلب در پاسخ به آن به روزنامه اعتماد چنین گفته است: 

بدون ترديد خير، معناي مقاومت اين نيست كه جنگ ادامه پيدا كند. گاهي اوقات عالي‌ترين شكل مقاومت در مذاكره متجلي مي‌شود. مقاومت يعني حفظ استقلال و عدم تسليم شدن در برابر خواسته‌هاي دشمن. البته بايد همواره آماده مذاكره باشيم، حتي مذاكره مستقيم با دشمن.

هيچ جنگي تا ابد پايدار نمي‌ماند و اساسا جنگ‌ها رخ مي‌دهند تا كشورها به سمت صلح حركت كنند. جنگ بايد به صلح منجر شود. ايران بايد با قدرتمندي و شجاعت در مذاكرات حضور پيدا كند، باید كاملا آگاه به شرايط خود، شرايط دشمن، واقعيت‌هاي بين‌المللي و محدوديت‌هاي منطقه‌اي باشيم. هدف نهايي ما بايد تضمين امنيت، آبادي و سرافرازي ايران در آينده باشد. ما بايد آينده‌اي امن و پايدار براي كشور بسازيم، نه چيزي كمتر.... پيامي كه ايران پيش از جنگ مي‌‌داد، اين بود كه ما مي‌خواهيم بهانه‌ها و جوي كه اسراييلي‌ها ايجاد كرده‌اند، را برطرف كرده و راه ديپلماسي را پيگيري كنيم. ما مي‌خواستيم از وقوع جنگ جلوگيري كنيم. اما ساختار سياسي امريكا تحت نفوذ منطق و اقتدار نظامي اسراييل قرار گرفته بود. عملا امريكا در مسير جنگ اسراييل قرار گرفت و عملا زير سياست‌ها و نقشه‌هاي جنگ‌طلبانه اسراييل رفت كه اين موجب شد جنگ ناگزير شود... مهم‌ترين مساله در اين شرايط حمايت همه‌جانبه ملي و مردمي از تيم مذاكره ‌كننده است. بايد اين تيم را در شرايطي قرار بدهيم كه بتوانند با اعتماد به ‌نفس، هوشمندي و بدون دغدغه به مذاكرات ادامه دهند. اين حمايت، عامل موفقيت ما در پايان دادن به جنگ و رسيدن به صلح خواهد بود. شخصا معتقدم ايران جديدي از پس رخدادهاي فعلي متولد مي‌شود كه قادر خواهد بود به بخش قابل توجهي از مطالبات و خواسته‌هاي ايرانيان جامه واقعيت بپوشاند.

*****
 رستم نمی‌گذارد که ایران ویران شود

عطالله مهاجرانی در روزنامه ایران نوشت:

برخی سرود‌ها یا ترانه‌ها، به دلیل اینکه به درستی سخن زمانه و تفسیر زمانه‌اند، بیان آن چیزی هستند که در درون جامعه می‌جوشد و می‌تراود. 
چنان سرودی، در ذهن و زبان و جان مردم جاری می‌شود. همه زمزمه می‌کنند. تبدیل به شعار ملی می‌شود؛ مانند سرود «تو رستم تهمتنی!» که شعرش را روحانی جوان حجت‌الاسلام طاهری سروده است. مهدی رسولی و دیگران نیز خواندند. شما و من هم در خلوت و حضور، این ترانه را زمزمه می‌کنیم. برای من این سرود پنجره‌ای یا دیباچه‌ای بود به سوی شناخت ایران و ملت ایران...
مجلس سهراب‌کشان انگار عاشورای دیگری بود. وقتی سهراب کشته می‌شد، مرشد عباس مثل ابر بهار اشک می‌ریخت. 
مردم مانند شام غریبان گریه می‌کردند. مادران کودکان خود را در آغوش می‌فشردند. مرشد عباس در حلقه جمع دَوَرانی می‌زد، دامنش پر از النگو و انگشتر و سینه ریز طلا و اسکناس می‌شد. می‌گفت: «ای مردم! این اشک‌های شما قیمت دارد. این هدیه شما صرف مردم فقیر خواهد شد. قِرانی از این پول و تکه‌ای از این طلا وارد سفره و زندگی خادم شما مرشد عباس نمی‌شود.» چنین بود که شاهنامه و قهرمانان شاهنامه با زندگی مردم آمیخته شد، بویژه در زندگی روستاییان و عشایر ایرانی که نام‌های دختران و پسران نشانی از شاهنامه داشت. گویی شاهنامه تکیه‌گاه ملت ما و آرامش بخش زندگی او بوده است.
ایران باقی می‌ماند. رستم نمی‌گذارد که ایران ویران شود. رستم یعنی نماد همه آرزوها و امید و آرمان و توانایی‌های افسانه‌ای که در شخصیت رستم تهمتن جلوه کرده بود. در جنگ‌ها توجه به شاهنامه بیشتر و پر رنگ‌تر می‌شده است...

*****

پاسخ محاصره دریایی آمریکا بستن باب‌المندب است

کیهان نوشت:

رونمایی از شگفتانه باب‌المندب در پایان ضرب‌الاجل دوهفته‌ای، جبهه جدیدی را علیه ترامپ قمارباز و نوچه‌هایش باز می‌کند که بدانند از این پس هیچ نقطه امنی برای آنها در شریان‌های حیاتی منطقه نخواهد بود.

صف‌آرایی تاریخی ایران انقلابی در برابر اردوگاه استکبار به سرکردگی شیطان بزرگ، اکنون به نقطه‌ای بازگشت‌ناپذیر رسیده است. دشمن که در توهمی مالیخولیایی، تصور می‌کرد با آغاز «جنگ تحمیلی سوم» و تروریسم اقتصادی، ستون‌های اقتدار نظام اسلامی را به لرزه درمی‌آورد، اکنون در میان آوارهای محاسباتی خود گرفتار شده است. ترامپ قمارباز و سگ‌ هار منطقه، نتانیاهو، با حماقت در حمله به ایران، نه تنها به هیچ‌یک از اهداف شوم خود نرسیدند، بلکه ناخواسته دریچه‌ای از جهنم را به روی منافع استراتژیک خود گشودند.

امروز، در حالی که نظام سیاسی مقتدرتر از همیشه ایستاده و توان دفاعی ایران مرزهای دانش نظامی را جابه‌جا کرده است، خبری هولناک برای کاخ‌نشینان واشینگتن در راه است: دوران ماه عسل در گلوگاه‌های دریایی به پایان رسیده و «شگفتانه باب‌المندب» آماده است تا در صورت کوچک‌ترین خطای محاسباتی دشمن، شاهرگ تجارت جهانی استکبار را مسدود کند.

دیدگاه کاربران

ناشناس۴۱۹۹۰۰۶۲۱:۵۹:۳۴ ۱۴۰۵/۲/۲
مذاکره زیر سایه تهدید دشمن به معنای ترس است حالا ایران نشان داد که تهدید ناپذیر است و زیر بار حرف زور و تهدید نمی رود و ثابت شد که تهدیدات ترامپ پوچ و توخالی و برای تحمیل خواسته های نامعقول خود در میز مذاکره بود.
ناشناس۴۱۹۹۰۳۰۲۳:۰۰:۰۷ ۱۴۰۵/۲/۲
چیزی که مشخص هست مذاکره نکنید احتمال جنگ خیلی کم خواهد بود اما مذاکره کنید احتمال آن خیلی بیشتر
ناشناس۴۱۹۹۰۳۲۲۳:۰۹:۱۳ ۱۴۰۵/۲/۲
در زمان برجام هم منتقدان آن را با انواع حرف ها تاختید اما درست گفتند
ناشناس۴۱۹۹۰۴۱۲۳:۴۹:۴۹ ۱۴۰۵/۲/۲
پیامدهای پنهان جنگ؛ جنگ تنها تخریب نیست! باید راجب رشد افسردگی و اضطراب در جامعه، هشدار داد که پیامدهای روانی جنگ ماندگار خواهد بود.

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین