به گزارش ایرنا، «اندیشکده چتم هاوس» در نوشتاری تحلیلی به بررسی نقش فدراسیون روسیه در معادلات منطقه غرب آسیا پرداخته و مینویسد: روسیه تضعیف شده است، اما نفوذ آن در خاورمیانه را نباید دستکم گرفت. فرضیهای گسترده اما گمراهکننده وجود دارد که ضعف فعلی مسکو را نشانهای از عقبنشینی اجتنابناپذیر آن از منطقه میداند. واقعیت این است که روسیه حضور خود را عمیقتر کرده است.
منابع نظامی و اقتصادی روسیه به دلیل جنگ در اوکراین به شدت آسیب دیده است. پایگاه سابق آن در سوریه سقوط کرده است. با این حال، حتی در چنین شرایطی، کرملین به جای تصمیم به خروج از خاورمیانه، خود را با واقعیتهای جدید سازگار کرده است. روسیه همچنان از فرصتهای ارائهشده توسط منطقه برای کاهش فشار تحریمها، جبران خسارات اقتصادی و سیاسی ناشی از رویارویی جهانی با غرب و گاهی ایجاد چالش برای بازیگران آمریکایی و اروپایی بهرهبرداری میکند.
نویسنده در این بخش از نوشتار خود استدلال میکند که آنها که روسیه را در منطقه «تمامشده» میدانند در حال نادیده گرفتن یک بازیگر تضعیفشده اما همچنان قدرتمند هستند که هنوز و همچنان خود را متعهد به سرگیجه انداختن غرب در این منطقه میداند.
در ادامه این گزارش آمده است: از سال ۲۰۲۲، تحلیلگران به طور اغراق آمیز و ذره بینی بر تحولاتی تمرکز کردهاند که به نظر برای کرملین نامساعد به نظر میرسد: چه عقبنشینیهای استراتژیک جدی مانند سقوط رژیم بشار اسد در سال ۲۰۲۴، یا ضربههای نمادینتر مانند حذف مسکو از اجلاس صلح شرمالشیخ در اکتبر ۲۰۲۵. با این حال، رویدادهایی که برای روسیه بسیار مهمتر هستند، اغلب توجه کمی دریافت میکنند.
یکی از این نمونهها، فروم تجاری و سرمایهگذاری عربستان-روسیه بود که در اوایل دسامبر برگزار شد. این نشست نتیجه مهمی به همراه داشت: توافق جامع معافیت ویزا، معاهدهای که ریاض به ندرت با کشورهای دیگر امضا میکند. این نشست نشان داد که روسیه همچنان از شناخت سطح بالا در عربستان سعودی برخوردار است و شراکتهای اقتصادی مسکو در خلیج فارس همچنان دستنخورده باقی مانده است.
این تضاد بین روایتهای جهانی از «افول» روسیه و نتایج عملی که مسکو همچنان به دست میآورد، سؤال گستردهتری را مطرح میکند: آیا روسیه واقعاً نیاز دارد در هر رویداد منطقهای در کانون توجه باشد تا نفوذ خود را حفظ کند؟ یا اینکه از عمل به عنوان یک بازیگر ظاهراً کمرنگ شده در رده دوم که همچنان دستاوردهای استراتژیک به دست میآورد، سود میبرد؟
پاسخ در رویکرد اخیر روسیه نهفته است: ضعف به معنای بیقدرتی نیست. پس از ۲۰۲۲، تحت فشار تحریمها و گرفتاری های نظامی، استراتژی روسیه در حوزه سیاست خارجی هم کمهزینهتر شد و هم چابکتر.
روسیه تمایل دارد از ورود به ابتکارات پرریسک پرهیز کند مگر اینکه کاملاً ضروری باشد. در گذشته، ابراز نگرانی صریح مسکو نسبت به تحولات در غزه راهی کمهزینه برای نشان دادن حضور خود در صحنه بینالمللی بود. در مقابل، مشارکت در ابتکار صلح فعلی غزه، مستلزم تخصیص منابع و مسئولیت سیاسی با نتایج بسیار نامطمئن است. در این صحنه، غیبت مسکو از شرمالشیخ احتمالاً برای کرملین اتفاقا فرصتی بود که ناخواسته به آن دست یافت.
کتاب بازی جدید روسیه چیست؟
کرملین همواره رویکرد هزینه حداقلی نظامی، اقتصادی و سیاسی اما حصول حداکثری نتایج و دستاوردها را پیش برده بود. این رویکرد در چند سال اخیر به سطح جدیدی ارتقا پیدا کرده است. در این نقشه راه جدید، روسیه به دیپلماسی، اجبار گزینشی و شراکتهای هدفمند تکیه میکند و نه استقرارهای نظامی عمده.
نویسنده در ادامه این نوشتار به عمل گرایی روسیه در حوزه سیاست خارجی اشاره کرده و مینویسد: مسکو کاملا عملگرا باقی میماند و خطوط ارتباطی را با همه طرفها باز نگاه میدارد: ایران و اسرائیل، ترکیه و پادشاهیهای خلیج فارس، مصر، و جناحهای مختلف در سوریه و لیبی. هدف هم نه حل تعارضها بلکه اطمینان از حفظ صدای خود است.
حتی بدون سوریه به عنوان مرکز عملیاتی، روسیه ظرفیت «میانجیگری» یا شاید هم «خرابکاری» در بحرانهای منطقهای را حفظ میکند. برای مثال، مقامات اسرائیلی ممکن است نگران بوده باشند که خروج کامل روسیه از سوریه فضایی برای بازیگران کمتر قابل پیشبینی مانند ترکیه باز کند و بنابراین تداوم حضور کرملین در سوریه پس از اسد را پذیرفته باشند.
نویسنده در ادامه این نوشتار ادعا میکند که وقتی تنشهای ایران-اسرائیل پس از سقوط دولت بشار اسد تشدید شد، مسکو مخالفتی با حملات اسرائیل نکرد اما همزمان گفتوگو با تهران را حفظ کرد.
نویسنده همچنین با طرح این پیش فرض که ایران از عدم تمایل روسیه به حمایت قاطعتر در رویارویی ژوئن با اسرائیل ناامید است، نوشت: همزمان تهران می داند که مسکو تا زمانی که رویارویی با آمریکا و اتحادیه اروپا ادامه دارد، شریک ضروری ایران باقی میماند. روسیه، همراه با چین، یکی از شرکای استراتژیک قابل دسترس برای تهران باقی میماند.
روسیه همچنین از محدود کردن خود در اتحادهای سفت و سخت خودداری میکند. ممکن است روابط نزدیکی با خانواده حفتر در لیبی داشته باشد، اما همچنان امکان احیای پروژههای اقتصادی عصر قذافی با مخالفان حفتر در دولت طرابلس را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد. مسکو همچنین تلاش کرد تا سقوط رژیم اسد، علیرغم ضربه استراتژیک و اعتباری، روسیه را از سوریه بیرون نکند.
پروژه قدرت بدون استقرارهای بزرگ
روسیه حتی با کاهش حضور فیزیکی توانسته قدرت خود را حفظ کند. این کشور با حفظ پایگاهها در لیبی و سوریه، میتواند پرسنل و سلاح را به میدان های نبرد مختلف در آفریقا و خاورمیانه هدایت کند و همزمان سایرین را مجاب کند که تحریمهای مورد حمایت غرب را نادیده بگیرند. اهرمهای اقتصادی روسیه نیز به همین اندازه مهم هستند. هماهنگی با اوپکپلاس به ویژه عربستان سعودی به مسکو کمک میکند تولید و قیمت نفت را تنظیم کند و اثرات تحریم غربی را کاهش دهد.
این فقط یک قطعه از پازل جهانیتر است. روسیه جریانهای تجاری را از طریق واسطههای خود در خلیج فارس باز احیاکرده و از آنها هم به عنوان مرکز ترانزیت و هم بازار مصرف برای محصولات نفتی، مواد غذایی، ورودیهای پتروشیمی، فناوریهای آیتی و سرمایههای سرمایهگذاری خود استفاده میکند.
امارات متحده عربی و عربستان سعودی نیز فعالانه در اقتصاد روسیه سرمایهگذاری میکنند. روسیه از طریق نقش رو به رشد خود در امنیت غذایی و انرژی منطقهای و پروژههای هستهای، جا بیشتری برای خود در خاورمیانه باز می کند و همزمان تلاشهای غرب برای منزوی کردن خود را پیچیده میسازد.
بهرهبرداری از خاورمیانه تقسیمشده
توانایی روسیه چه برای ایفای نقش مثبت و چه مخرب در مقیاسی بالاتر از وزنی که برای این کشور می توان در نظر گرفت توسط تقسیمات در داخل و اطراف منطقه امکانپذیر شده است. آمریکا و اروپا اغلب در سیاست خاورمیانه اختلاف نظر دارند، در حالی که کشورهای منطقهای استراتژیهای چندجانبه را به جای همسویی انحصاری با غرب دنبال میکنند.
مسکو در این شکافها جای خود را پیدا میکند. پادشاهیهای خلیج فارس از سال ۲۰۲۲ روابط قوی با روسیه را علیرغم پیوندهای امنیتی عمیق با واشنگتن حفظ کردهاند. هیچکدام به تحریمهای غربی علیه مسکو نپیوستند.
در عوض، آنها همکاری اقتصادی را افزایش میدهند: برای مثال، در اوت، رئیسجمهور امارات، محمد بن زاید آل نهیان از عزم کشورش برای دو برابر کردن حجم تجارت با روسیه در پنج سال آینده خبر داد. چنین اقداماتی فضای تنفس سیاسی و مالی برای کرملین ایجاد و فشار غرب را تضعیف میکنند.
ترکیه، عضو ناتو، بعد دیگری از این تقسیمات مطلوب روسیه را نشان میدهد. آنکارا در برخی صحنهها با مسکو مخالف است اما همچنان وابسته به انرژی و درآمدهای گردشگری روسی است، تقریباً نیمی از واردات نفت ترکیه از ژانویه تا اکتبر ۲۰۲۵ منشأ روسی داشت. این وضعیت انسجام در جبهه را تضعیف و موقعیت روسیه در خاورمیانه چندقطبی را تقویت میکند.
روسیه ضعیفشده را دستکم نگیرید
برای سیاستگذاران غربی، درس روشن است: ضعف روسیه را نباید مصادره به مطلوب کرد. یک روسیه ضعیف شده همچنان میتواند یک خرابکار و بازیگر استراتژیک اختلالگر باشد. روسیه با ذهنیت بقا، به دنبال بهرهبرداری از هر فرصت دیپلماتیک، اقتصادی یا ژئوپلیتیک برای پیگیری نقشههای گستردهتر خود است.
مسکو کسانی را که واشنگتن یا بروکسل از مسلح کردن آنها امتناع میکنند تأمین و ابتکارات غربی را در مجامع چندجانبه وتو خواهد کرد و از مسائلی مانند جریان نفت، فشار پناهندگان یا تأمین غلات برای برداشت امتیازات؛ استفاده خواهد کرد.
در خاورمیانه، روسیه ممکن است دیگر قدرت مرکزی که زمانی آرزوی آن را داشت نباشد، اما همچنان بسیار دور از بیقدرتی است. چابکی، فرصتطلبی و توانایی آن در بهرهبرداری از شکافها این امکان را میدهد که همچنان غرب را به شیوههایی به چالش بکشد که مقابله با آنها دشوار است.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.