سخنگو تعیین کنید!/ خطر بازگشت شوک‌درمانی را جدی بگیرید

گروه سیاسی الف،   4050129084 ۰ نظر، ۱۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

سخنگو تعیین کنید!/ خطر بازگشت شوک‌درمانی را جدی بگیرید

پیروز میدان را واقعیت تعیین می‌کند نه لاف‌های رسانه‌ای

روزنامه فرهیختگان نوشت:

فارغ از اظهارات ترامپ در مورد توافق با ایران و محاصره دریایی، واقعیت میدان چیز دیگری می‌گوید.برخلاف ادعای رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر آنکه گروهی در ایران وجود دارد که می‌شود با آن‌ها توافق امضا کرد، در تمام 49 روز گذشته، دیپلماسی، نیرو‌های نظامی و مردم از یکدیگر جدا نشدند، بلکه شبیه به یک ارتش واحد که هرکدام بخشی از جنگ را برعهده گرفتند، پیش می‌روند. در این مدت هیچ‌کدام از سطوح حکمرانی صدایی مخالف از آنچه در میدان در حال وقوع است، بلند نکرد.

ایران در جنگ ۴۰ روزه برگ برنده‌ای رو کرد که علاوه بر آنکه در عملیات نظامی توانست دست برتر را به دست بیاورد و به طرف متخاصم آسیب وارد کند، در میز مذاکره هم از امتیاز نقد هرمز استفاده کرد تا هم از طرف مقابل امتیاز بگیرد هم اثر تحریم را خنثی کند. استفاده هوشمندانه ایران از اهرم تنگه هرمز آنقدر تمرکز رئیس‌جمهور آمریکا را در جنگ برهم زد که عملاً او را به بن‌بست در ادامه جنگ کشاند و مجبورش کرد تا به پیش از جنگ با ایران بازگردد و دوباره پای میز مذاکره بنشیند، این بار اما آنکه از موضع قدرت وارد این مذاکره می‌شد آمریکا نبود.

ضعف ترامپ در مذاکره و جنگ با ایران موجب شد تا او دنبال راه‌حل‌های خلق‌الساعه برای مدیریت میدان جنگ بگردد. محاصره دریایی تنگه هرمز از این نوع است. او اگرچه مدعی شده محاصره دریایی از عملیات نظامی بهتر است؛ اما واقعیت آن است که ترامپ اگر می‌توانست محاصره دریایی را در همان دوران جنگ اعمال می‌کرد و تن به آتش‌بس و مذاکره با ایران نمی‌داد. ادعای اعمال محاصره بر تنگه هرمز بازی باخت باختی برای آمریکا بود؛ چراکه اصل موضوع یعنی مدیریت قیمت در بازار انرژی را تغییر نمی‌داد، بلکه آن را تشدید نیز می‌کرد.

از طرف دیگر برخلاف ادعای وزارت جنگ آمریکا مبنی بر آنکه اجازه عبور هیچ نفتکشی داده نشده، آمار و اطلاعات رسانه‌های بی‌طرف چیز‌های دیگری می‌گویند. الجزیره اعلام کرد از زمان شروع محاصره دریایی 40 نفتکش از تنگه هرمز عبور کردند. رسانه‌های دیگر نیز مکرراً خبر‌هایی از عبور نفتکش‌های تحت تحریم آمریکا منتشر می‌کردند.

همچنین مواضع غیرواقعی ترامپ و وزارت جنگ آمریکا، اظهارنظر‌هایی که رئیس‌جمهور آمریکا در مورد بازگشایی تنگه هرمز منتشر کرد، اثبات‌کننده این واقعیت است که آنچه آمریکا در چند روز گذشته انجام داده نتوانسته آن‌ها را به دستاوردی برساند. ذوق‌زدگی غیرقابل انکار ترامپ که در آن از لفظ تنگه ایران استفاده کرده نشان می‌دهد که با وجود همه نمایش‌ها، ایران همچنان دست برتر را در تنگه هرمز حفظ کرده و کارت‌های برنده‌اش برای توقف کامل جنگ به خودش را حفظ کرده است. با این حال تنگه هرمز تنها کارت ایران برای بازی نیست. ایران هنوز تمام برگ‌های برنده‌اش را رو نکرده است. تنگه باب‌المندب برگ برنده دیگر ایران است که به محض فعال‌سازی آن دیگر نه فقط بازار انرژی بلکه صادرات و واردات در جهان به طور کامل مختل خواهد شد.

******

سخنگو تعیین کنید!

حسین شریعتمداری با انتقاد از توییت عباس عراقچی در خصوص باز شدن تنگه هرمز در روزنامه کیهان نوشت:

به یقین جناب عراقچی! توئيتی را که ترامپ دقایقی بعد از توئیت ایشان در شبکه اجتماعی متعلق به خود منتشر کرده است، ملاحظه فرموده‌اند. ترامپ نوشت: «‌تنگه هرمز کاملاً باز و آماده برای تجارت و عبور و مرور کامل است، اما محاصره دریایی تا آنجا که به ایران مربوط می‌شود، با تمام قوا و تا زمانی که معامله ما با ایران  ۱۰۰ درصد تکمیل شود، ادامه خواهد داشت. این روند باید خیلی سریع انجام شود، زیرا بیشتر نکات از قبل مذاکره شده است. از توجه شما به این موضوع متشکرم‌»!

جناب عراقچی! حضرتعالی در توئیت خود برای گشودن تنگه هرمز آن را «‌در پی آتش‌بس لبنان» دانسته‌اید! حالا به توئیت بعدی ترامپ توجه فرمائید! در کمال قلدری و باج‌خواهی نوشته است: «‌ایالات متحده تمام «غبار هسته‌ای» ایجادشده توسط بمب‌افکن‌های B2 ما را دریافت خواهد کرد - به هیچ‌وجه هیچ پولی رد و بدل نخواهد شد. این توافق به هیچ عنوان به لبنان مربوط نیست اما آمریکا به‌صورت جداگانه با لبنان همکاری خواهد کرد و به موضوع حزب‌الله به‌طور مناسب رسیدگی می‌کند. اسرائیل دیگر لبنان را بمباران نخواهد کرد و توسط ایالات متحده از انجام این کار منع شده است. دیگر بس است‌»!
برادر عراقچی عزیز! سوءاستفاده و برخورد قلدرمآبانه دشمن را ملاحظه می‌فرمائيد؟! لطفاً نظرتان را پس بگیرید!

گفتنی است در پی حجم گسترده اعتراض‌ها به توئيت آقای عراقچی و توضیح خواستن از ایشان، سخنگوی محترم وزارت خارجه و یکی از اعضای شورای‌عالی امنیت ملی کشورمان (بدون ذکر نام‌) توضیحاتی درباره منظور جناب وزیر خارجه ارائه کردند که صرفنظر از قانع‌کننده بودن و یا نبودن آن، این پرسش را پیش می‌کشد که چرا اعضای محترم تیم مذاکره‌کننده سخنگو ندارند و مردم که به تعبیر حکیمانه حضرت امام خمینی و امام شهید‌مان ولی‌نعمت‌های مسئولان هستند، باید اخبار و گزارش‌ها را از زبان بیگانگان بشنوند و بخوانند و یا در توئیت‌های مسئولان ذی‌ربط که اکثر آنها به زبان انگلیسی است، ببینند؟!

برادر عزیزمان جناب آقای عراقچی شخصیتی مورد احترام است ولی مگر همه مردم اهل مطالعه توئیت‌ها هستند و یا زبان انگلیسی می‌دانند؟! اساساً چرا قبل از آن‌که اخبار و مسائل مورد نظر به مردم پاکباخته و همیشه در صحنه این مرز و بوم گزارش شود، به سمع و نظر بیگانگان می‌رسد؟! امید است مسئولان دست‌اندرکار در شورای عالی امنیت ملی بدون فوت وقت بیشتر، یکی از اعضای محترم را به عنوان سخنگو به مردم معرفی کنند تا زمینه تفسیر و تحلیل و خبر‌رسانی درباره مسائل خودمان در اختیار رسانه‌های بیگانه نباشد.

******

روایت را در اختیار دشمن قرار ندهید

سایت جهان‌نیوز نوشت:

اتحاد و همدلی مردم و مسئولین در همه شرایط مخصوصاً شرایط جنگی، جزو حیاتی ترین موضوعات در هر کشور است. با در نظر داشتن شرایط جنگی، انتظار می رود که مسئولین برای آنکه جلوی هرگونه سوءاستفاده دشمن و ایجاد اختلاف و بدبینی در جامعه را بگیرند و از آن طرف، اعتماد و حمایت قاطع مردم را پشت خود داشته باشند، در زمینه رسانه ای به امور زیر توجه داشته باشند:

یک: تا جایی که امکان دارد و مربوط به اسرار نظامی و مسائل خاص امنیتی نمی شود، مردم باید در جریان جزئیات امور قرار بگیرند.

دو: در زمینه مذاکرات، اگر موضوعی است که آمریکایی ها در جریان آن قرار دارند، صهیونیست ها از آن خبردار شده اند، واسطه ها از آن مطلع هستند، رسانه های معاند و غیرمعاند خارجی خبردار شده اند، در این صورت دیگر اسرار نیست و معنا ندارد که مردم آن را از زبان دشمنان بشنوند.

سه: خبر دادن به مردم و رسانه ها در مورد مسائلی که یک پای آن، دشمن خارجی است، نباید به صورت کلی و یا مبهم باشد که زمینه سوءاستفاده ایجاد کند و فضایی را برای روایت دشمن باز کند. برخی جزئیات که حساس هستند باید بازگو شود. برای نمونه، توییت ابهام دار وزیر امورخارجه کشورمان در مورد بازشدن تنگه هرمز موجب شد که ترامپ با چندین پیام، روی آن موج سواری کند.

چهار: در دنیای رسانه، همواره روایت اول بسیار مهم است. اگر دشمن، روایت اول را به دست بگیرد در آن صورت واکنش ما به شیطنت ها و شبهات شاید نه تنها فایده لازم را نداشته باشد، بلکه به دلیل اقدام دیرهنگام، در سطح داخلی و خارجی، عوارضی به دنبال داشته باشد.

پنج: دشمن، از یک طرف، رسانه های مشهور جهان را در کنار خود دارد و از سوی دیگر، مدیریت سکوهای مجازی بزرگ را در اختیار دارد؛ از طرفی، دنیا تشنه برخی اخبار در زمینه جنگ ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی است. از همین رو، یک اظهار نظر دشمن - مخصوصاً اگر روایت اول باشد - سریع در سراسر جهان منتشر می شود؛ به عکس، اظهار نظر ما بعد از روایت دشمن، به همین سادگی فراگیر نمی شود. برای جلوگیری از خدشه به اعتماد مردم و ایستادن در برابر خباثت رسانه ای دشمن راهی جز اطلاع رسانی سریع و دقیق تا حد مجاز ممکن نیست.

******

خروج اورانیوم یعنی افزایش احتمال حمله هسته‌ای به ایران

پس از ادعای عجیب مقامات آمریکایی در خصوص توافق با ایران برای خروج اورانیوم‌ ۶۰ درصد غنی‌شده به خارج از کشور که البته ادعایی گزاف محسوب می‌شود، برخی کارشناسان و تحلیلگران مسائل سیاسی و بین‌الملل، هشدارهایی را در این خصوص مطرح کردند.

دکتر فواد ایزدی در این خصوص اظهار داشت: «آمریکا و اسرائیل مشغول طراحی برای حمله بعدی برای رسیدن به اهداف بلندمدت خود علیه ایران هستند. امتیاز به ترامپ، هرچقدر هم که بزرگ باشد، احتمال حمله بعدی را کاهش نمی‌دهد.خروج ‎اورانیوم غنی‌شده از کشور احتمال حمله هسته‌ای به ایران را افزایش می‌دهد. تنها ملاک منتفی شدن حمله بعدی هزینه حمله برای طرف مقابل است، نه امتیاز. هزینه‌‌ای که تاکنون پرداخت کرده‌اند کافی نبوده».

دکتر ابوالفضل بازرگان هم در این‌باره نوشت: «دیروز به صورت محدود تنگه را باز کردیم، دنیا از خبرش ترکید! امروز دوباره پیچ آن را سفت کردیم. ولی اگر دیروز ذخایر اورانیوم ها رو داده بودیم، ایا امروز میتوانستیم آن بسازیم یا پس بگیریم؟ تنگه، اهرم فشار ژئوپلیتیک همیشگی ماست، همیشه می‌توانیم با کارتش بازی کنیم، یک روز باز کنیم و یک روز دوباره ببندیم.امتیاز بدیم و امتیاز بگیریم و اگر امتیاز ندادند، دوباره می‌بندیم. 

ولی با اورانیوم نمیشه این کار را کرد، اگر آن را بدهی، دیگر رفته است. ذخایر اورانیوم ناموس ماست. ذخایر را بدهیم، از فردای آن روز فقط دیگه بمب می‌خوریم! تحویل یا رقیق کردن ذخایر اورانیوم مساوی است با جنگ بعدی تهدید حمله اتمی به کشور و تحویل برنامه موشکی». 

******

تا دیر نشده با مردم سخن بگویید

علی علیزاده، فعال رسانه‌ای مقیم لندن در خصوص مواضع دیرهنگام مقامات کشورمان نوشت:

در این ۵۰ روزی که از اغاز جنگ گذشته ترامپ روزانه چندین توییت زده، چند مصاحبه شفاهی کرده، روبیو و هگست و ونس را به میدان فرستاده تا با افکار عمومی صحبت کنند. چرا که امریکایی‌ها می‌دانند بخشی از پیروزی در این جنگ مرهون اعتماد بازارها از یکسو و افکار عمومی حامی ترامپ یا MAGA از سوی دیگر است. 

اما در این سو، در غیاب شهید سید علی خامنه‌ای و پس از شهادت علی لاریجانی که سعی در ایجاد یک روایت منسجم و به هم پیوسته داشت، به جز اطلاع‌رسانی‌های نظامی، یک خلا جدی درباره استراتژی و اهداف نهایی و مسیر حرکت و گزارش پیشرفت ایران وجود داشته. محمدباقر قالیباف هم به‌رغم آنکه مهمترین چهره سیاسی موجود محسوب می‌شد عملا هیچ تلاش جدی برای تخاطب با جامعه نکرد. در چنین شرایطی سید عباس عراقچی، یکی از معدود سخنگویان نظام، دو بار به جای انکه دشمن را غافلگیر کند جامعه خودی و حامی نظام را غافلگیر کرده. همان جامعه‌ای که در ۵۰ شب گذشته با ایستادن در میادین و خیابانها جان خودش را به سلاحی برای دفاع میهنی تبدیل کرده. این غافلگیر کردن‌ها باعث ایجاد تشتت ذهنی و بهم خوردن صفوف درهم‌تنیده‌ی اتحاد ملی شده.

در چنین شرایطی بسیاری از حامیان قالیباف و عراقچی می‌گویند از هرگونه طرح پرسش و شبهه‌ای باید خودداری کرد مبادا باعث تضعیف مذاکره کنندگان شود.  می‌گویند اسرائیل در صدد است تا مذاکرات را تخریب کند و برای همین چاره‌ای جز پنهان‌کاری نیست. اما این بحث را باید از سوی دیگر هم مطرح کرد و پرسید چرا با نامحرم دانستن مردم باعث تضعیف این «مردم مبعوث شده به رهبری» شدید؟ ایا نگران نیستید در صورت از سر گیری دوباره جنگ توسط آن تبهکاران شیاد یا پاره شدن عهدنامه‌های سست‌شان، این مردم پراکنده شده دیگر به ان سرعت جمع نشوند؟ آیا ندیدید که مردم خیابانها سلاحی ملی، قویتر از موشکی و پهپادی بودند؟

چرا اولویت‌تان سخن گفتن با این مردم نبود؟ چرا از خیابان و میدان نیاموختید؟

اتفاقات دی‌ماه به بعد به ما نشان داده که از منظر رئال پالیتیک در ایران امروز، مردم یکی از زیربناهای امنیت ملی هستند. دستاورد هیچ مذاکره‌ای نمی‌تواند آنقدر باشد که با ضربه زدن به اعتماد این مردم برابری کند. تا دیر نشده با مردم سخن بگویید.

******

اینترنت را برای براندازی باز کنید!

سایت تابناک نوشت:

 رسانه‌های ضد ایرانی این‌روزها به‌شدت مشغول‌اند و علاوه بر تلاش برای تفرقه افکنی بین مردم و مسئولان و سیاه‌نمایی شرایط مذاکره و وضعیت مردم لبنان و ... در یک‌موضوع مشخص دیگر هم مشغول‌اند: «اینترنت را باز کنید! اینترنت حق مردم است!» 

نکته مهم و قابل عرض این‌که اینترنت مثل تنگه هرمز بسته نیست! اما درک این‌مطلب دیده عبرت‌بین و حق‌جو می‌خواهد که خب، خیلی از دوستان از داشتن‌اش بی‌بهره‌اند. اما بگذارید ببینیم این‌ندا از کدام گلو بیرون می‌آید و چه‌کسانی به آن ضریب می‌دهند؟ ریشه و منشا ندا که مشخص است؛ بلندگوهای رسانه‌ای یهود بین‌الملل و البته بازوهای سایبری‌شان در کمپ آلبانی و ساختمان‌های واحد ۸۲۰۰ اسرائیل. اما کسانی که به این‌بازی رسانه‌ای ضریب می‌دهند، نمونه‌های جالبی هستند. بعضی از آن‌ها را در گروه‌های روشنفکری می‌بینیم که هر روز از قطعی اینترنت آزاد و بین‌المللی نالان‌اند! معلوم نیست می‌خواهند چه‌حقیقت ناگفته و غیرمکشوفی را در BBC و اینترنشنال و دیگر شبکه‌های ضد ایرانی کشف کنند که ما نمی‌دانیم!

حقیقت جالب توجه تاریخی این‌که در ماجراهای اغتشاشات دی‌ماه ۱۴۰۴ وقتی اینترنت قطع شد، برقراری ارتباطات لیدرهای اغتشاشات سخت شد و کار به استارلینک و امکانات ماهواره‌ای و غیره رسید. پس دوستان! اگر واقعا دلسوز وطن هستید (حالا با لباس روشنفکری غربزده هم عیب ندارد) بدانید و آگاه باشید، قطعی اینترنت بین‌الملل و نه اینترنت که شما به دروغ می‌گویید، به‌خاطر امنیت ملی و جلوگیری از آشوب و اغتشاش دشمن است چون در شرایط جنگی به سر می‌بریم و امکان دارد دوباره عوامل موساد به خیابان بریزند و در کنار مردم بخواهند حقوق شهروندی‌شان را طلب کنند و از گرانی بنالند!

اما تناقض و استاندارد دوگانه دیگری که در رفتار جماعت نالان از قطعی اینترنت می‌بینیم، مربوط به کسب و کارهاست! می‌گویند اینترنت را باز کنید که کسب و کار مردم نابود شد! این را هم نمی‌گویند که کسب و کارها به جای اپلیکیشن‌های خارجی مثل اینستاگرام می‌توانند در اپلیکیشن‌های داخلی برپا شوند. اما چه کنیم که مرغ همسایه غاز است و ما اصل جنس را می‌خواهیم و باید مثل ماهی در دریاهای آزاد شنا کنیم!

همین‌ چندماه پیش بود که جماعت پهلوی‌دوست و به بیان ساده‌تر مزدوران یهود بین‌الملل، در ایران و خارج از ایران، عزادار شکست‌شان در کودتای دی‌ماه ۱۴۰۴ بودند و شیشه مغازه‌هایی را که باز بودند، پایین می‌آورند. اجازه استوری‌گذاشتن و تبلیغ برای کسب و کار هم به دیگران نمی‌دادند. چند روز بعد هم از عمو ترامپ‌شان خواستند ایران را بزند و اگر زیرساخت هم بزند مهم نیست! 

راستی این‌میان، جالب نیست صفحات اسرائیل در توییتر و فضای مجازی هم بر حق مسلم ایرانی‌ها برای داشتن اینترنت آزاد صحه گذاشته و حنجره حق‌گوی خود را در این‌زمینه پاره می‌کنند؟ ما که علتش را نمی‌دانیم! شاید آن‌ها می‌خواهند در شرایطی برابر و عادلانه با ما بجنگند و نابودمان کنند! الله اعلم!

******

خطر بازگشت شوک‌درمانی را جدی بگیرید

دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان نهادگرا استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در نشست «بازطراحی نهادهای اقتصادی در شرایط پساجنگ تحمیلی چهل روزه اظهاراتی را در خصوص الزامات سیاست‌های اقتصادی پس از جنگ مطرح کرد و هشدارهایی را در خصوص بازگشت به سیاست‌های خطرناکی چون شوک‌درمانی داد. بخش‌هایی از اظهارات وی به شرح زیر است:

* واکاوی عالمانه و بدون غرض تجربه جنگ تحمیلی هشت‌ساله می‌تواند الگوهای بسیار اعتلابخش و آموزنده‌ای برای ایران به همراه داشته باشد باید از خود بپرسیم که تحت عنوان برنامه تعدیل ساختاری چه اتفاقی رخ داده که بدیهی‌ترین مولفه‌های تصمیم‌گیری مبتنی بر خرد علمی و خرد دینی نادیده گرفته شده است.  باید هوشیار باشیم؛ همان‌طور که در جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه مشاهده کردید، یکی از کانون‌های اصلی، جنگ روایت‌هاست. در مورد جنگ هشت‌ساله نیز همین وضعیت وجود دارد و اگر ما را از یادگیری از تجربه‌های تاریخی خود ناتوان کنند، به‌سادگی می‌توانند در داخل ایران ابزارهایی برای پیشبرد مطامع خود بیابند.

* اگر به نام اسلام اقداماتی انجام شود که با موازین مسلم اسلامی مغایرت داشته باشد، طبیعی است که حتی با ظاهرسازی نیز چنین رویکردی مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت. چگونه می‌توان پذیرفت که ادعای اجرای اسلام داشته باشیم، اما در دوره تعدیل ساختاری، قیمت تمام‌شده پول برای تولیدکنندگان ایرانی بین پنج تا ده برابر میانگین جهانی باشد. نمی‌توان از یک‌سو با سیاست‌ها، مردم را به فقر و فلاکت کشاند، اقتصاد را به سلطه غیرمتعارف ربا آلوده کرد، نابرابری‌ها را به‌شدت افزایش داد و بی‌عدالتی‌ها را گسترش داد و از سوی دیگر انتظار داشت چنین قرائتی از اسلام با اقبال مواجه شود.

* همان‌قدر که این ادعا که هرچه چپ‌گرایان می‌گویند نادرست است، احمقانه است، این ادعا که هرچه راست‌گرایان می‌گویند درست است نیز به همان اندازه نادرست و غیرعلمی است. معیار باید بررسی نتایج و دستاوردهای واقعی برای کشور باشد. برای نمونه؛ در نتیجه اجرای برنامه تعدیل ساختاری، از نیمه دوم دهه ۱۳۹۰ کشور با بحران حاد سرمایه‌گذاری مواجه شده و از حدود سال‌های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ به بعد، وضعیت به‌گونه‌ای بوده که حتی سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده نیز قادر به جبران استهلاک‌ها نبوده است؛ این در حالی است که ایران یک کشور نفتی است و سالانه ده‌ها میلیارد دلار درآمد حاصل از خام‌فروشی دارد.

* در فضای «جنگ روایت‌ها»، جریان‌هایی که روایت بازارگرایی مبتذل و مبتنی بر منافع مافیاها را به‌عنوان راه‌حل معرفی می‌کنند، به‌گونه‌ای عمل کرده‌اند که همان دولتمردانی که صادقانه بر ضرورت قدردانی از مردم تأکید داشتند، تحت تأثیر سیاست‌های بی‌ثبات‌ساز قرار گرفته‌اند. این سیاست‌ها، از جمله شوک‌های ارزی و افزایش‌های ناگهانی قیمت حامل‌های انرژی، موجب شده که همان مسیرهای نادرست گذشته دوباره در دستور کار قرار گیرد. این روند باید موجب عبرت‌آموزی شود، زیرا نشانه‌هایی از بازتولید همان سیاست‌ها بار دیگر مشاهده می‌شود. در شرایطی که کشور با مشکلات گسترده‌ای همچون فقر، تورم و بیکاری مواجه است و نیاز به نقش‌آفرینی فعال دولت در توسعه بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود، عده ای می‌گویند تهدید اصلی ایران، کسری بودجه و نقدینگی است تا زمینه را برای تکرار سیاست‌های شوک‌درمانی فراهم کنند.

* اصرار بر اجرای سیاست‌های مبتنی بر بازار در چنین شرایطی، نه‌تنها راه‌گشا نیست، بلکه می‌تواند به تعمیق مشکلات اقتصادی و اجتماعی بینجامد حتی افراطی‌ترین بازارگرایان به نقش دولت در شرایط جنگی رسیده‌اند.

* تجربه چند دهه گذشته نشان داده این سیاست‌های شوک‌درمانی بارها آزموده شده و در هیچ موردی به موفقیت نرسیده است. با وجود این، گروه‌هایی که از این ساختارهای ناکارآمد منتفع می‌شوند، با بهره‌گیری از ابزارهای رسانه‌ای، در حال زمینه‌سازی برای تکرار همان رویکردها هستند.

 

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین