مهره آمریکا در ایران را در آب نمک خواباندهاند؟
جمهوری اسلامی نوشت:
فهميدن اين واقعه که در حال رخ دادن است نيازي به نبوغ ندارد. هر انسان برخوردار از هوش و درک متوسط هم ميتواند آنچه در صحنه سياسي کشورمان در حال رخ دادن است را بفهمد بشرط آنکه خود را به غفلت نزند و سرگرم امور حاشيهاي نشود. نقشه راه اينست که صحنه را از مسئولين فعلي و سابق خالي کنند غير از يک نفر که مدتهاست او را در آب نمک خواباندهاند براي روزي که نيازمند ظاهرسازي در رأس حکمراني هستند تا بتوانند با حفظ شمايل و خالي کردن آن از محتواي واقعي، افکار عمومي را فريب بدهند و بر خر مراد سوار شوند. تمام علائم که اين روزها به صورت فزايندهاي در حال بروز و ظهور هستند همين را نشان ميدهند و عجيب است که دستاندرکاران پيادهسازي اين نقشه راه با سرعت زيادي مشغول تکميل آن هستند بطوري که حتي يک لحظه فرصت را هم از دست نميدهند.
عمليات طوري به پيش ميرود که مشخص است اين يک طرح بلندمدت است و از چند سال قبل به مرحله اجرائي درآمده و اجزاء آن با دقت و هر کدام در جاي مناسب خود و زمان پيشبيني شده عملياتي ميشوند. تغيير دولتها، حذف فيزيکي مسئولان ارشد، ترور رهبري، فرصت دادن به کسي که بايد حلقه آخر باشد و نقشه راه را تکميل کند، مخالفخوانيهاي او با به زير سؤال بردن اولين و آخرين، سکوت معنادار در موارد لازم، صحنهسازيهاي فريبکارانه با هدف جلوگيري از لو رفتن نقشه راه، در اختيار گرفتن تريبونهاي مردمي براي سياهنمائي تمام چهرههاي سياسي فعلي و گذشته حتي به رحمت خدا پيوستگان و محصورين و مغضوبين و مطرودين و حالا به يکباره شتاب گرفتن تبليغات گوبلزي و تکرار بزک شده تبليغات انتخاباتي هشتاد و هشت در فضاي مجازي، هر کدام بخشي از طرح مورد نظر بودند که تاکنون به اجرا درآمدهاند.
شتاب غيرعادي عمليات توسط مجريان داخلي نشان ميدهد طراحان نقشه راه براي رسيدن به هدف نهائي عجله دارند و فکر ميکنند اکنون در مراحل تکميلي آن قرار دارند. فرد مورد نظر، نه رضا پهلوي است، نه سران منافقين و نه بقيه مهرههاي اپوزيسيون خارجنشين. صهيونيستها از وضعيت داخل ايران ارزيابيهائي دارند که به آنها فهمانده اينها مهرههاي هرزي هستند که تاريخ مصرفشان گذشته است. اين، يک ارزيابي درست است ولي آنها درباره مهره مورد نظرشان هم اشتباه ميکنند زيرا اگر آن مهرههاي خارجي هرز هستند اين مهره داخلي هم زنگزده است، زنگش هم آنقدر زياد است که هرقدر روغنکاريش کنند افاده نخواهد کرد. با اينکه ميدانيم اين ترفند دشمن هم به نتيجه نخواهد رسيد، مسئولان بايد با هوشياري کامل با جزئيات عمليات دشمن براي اجرائي کردن نقشه راهش برخورد کنند و آن را مرحله به مرحله خنثي نمايند.
*****
عقبنشینی با باک خالی
وطن امروز نوشت:
در کاخ سفید دونالد ترامپ همچنان میکوشد تصویری از یک رئیسجمهور مقتدر را به نمایش بگذارد که بازار انرژی را زیر نظر دارد، افزایش قیمت سوخت را مهار میکند و میتواند با تصمیمهای سیاسی خود مسیر اقتصاد جهان را تغییر دهد اما آنچه در بازار نفت و پشت درهای اتاق تصمیمگیری واشنگتن میگذرد، روایتی متفاوت دارد. رئیسجمهوری که تا همین چند هفته پیش با تهدیدهای سنگین تحریمی میخواست صادرات انرژی روسیه را محدود کند، اکنون برای کاهش قیمت گازوئیل به توافق با ولادیمیر پوتین رو آورده است. دولت او حتی حاضر شده اجرای تحریمهای تازه علیه مسکو را متوقف و استفاده از نفتکشهایی را بررسی کند که پیشتر خود آمریکا به دلیل همکاری در تجارت نفت ایران، روسیه و ونزوئلا تحریم کرده بود.
این عقبنشینیها در شرایطی رخ میدهد که جنگ آمریکا علیه ایران و اختلال در تجارت انرژی خلیج فارس، قیمت سوخت را در آمریکا بهشدت افزایش داده و فشار بر زندگی خانوارها و بنگاههای اقتصادی را سنگینتر کرده است. ترامپ میخواهد به مردم آمریکا اطمینان دهد شرایط تحت کنترل است اما رفتار دولتش حکایت از نگرانی عمیقی دارد که با اطمینانبخشیهای سیاسی برطرف نمیشود. توافق با روسیه، درخواست برای افزایش عرضه گازوئیل، عقبنشینی از تحریمها و جستوجوی نفتکشهای تازه، همگی نشانه تلاش شتابزده واشنگتن برای مهار بازاری است که برخلاف انتظار کاخ سفید به آسانی فرمان نمیپذیرد.
پرسش مهم آن است که چرا دولتی با چنین قدرت اقتصادی و ظرفیت عظیم تولید نفت، ناچار شده برای آرامکردن بازار به کشوری امتیاز بدهد که خود در صف نخست تحریمکنندگانش ایستاده بود؟ پاسخ این پرسش را باید در تحولات تنگه هرمز، کمبود فرآوردههای نفتی و هزینههای اقتصادی جنگ جستوجو کرد؛ هزینههایی که اکنون از میدان نبرد به پمپبنزینها، فروشگاهها و حسابوکتاب خانوارهای آمریکایی رسیده است.
*****
پشت پرده ناامنی های جنوب شرق
سیدرضا قزوینی، پژوهشگر مطالعات تروریسم و مسائل غرب آسیا در نشست تخصصی ریشه های پیدایش تروریسم تکفیری در جنوب شرق که در روزنامه خراسان برگزار شده، گفته است:
شمار عملیاتهای تروریستی در سال جاری افزایش یافته و استان سیستان و بلوچستان همچنان کانون اصلی این حوادث بوده است... بر این مبنا، افزایش حدود ۱۴۷درصدی در تعداد عملیاتهای ثبتشده کشور گزارش شده است. همچنین، از مجموع ۴۲ مورد، ۳۴ مورد در سیستان و بلوچستان رخ داده که در مقایسه با بازه مشابه سال قبل، افزایش ۱۴۳ درصدی برای آن عنوان شده است. بر اساس همین آمار، سهم استان از مجموع عملیاتهای کشور به حدود ۸۱ درصد میرسد.
تا حدود نیمه مهرماه امسال، از مجموع ۵۵ شهید ترور در کشور، ۴۵ نفر در سیستان و بلوچستان جان خود را از دست دادهاند؛ رقمی معادل حدود ۸۲ درصد کل شهدا. به گفته او، شمار شهدای کشور در بازه زمانی مشابه سال گذشته ۳۶ نفر بود و مجموع شهدای سال گذشته به ۵۷ نفر رسید. این مقایسه، ضرورت توجه جدیتر تصمیمگیران به روند تحولات امنیتی استان را نشان میدهد.
در سال ۱۴۰۴ تقریباً موردی از ترور رهبران دینی اهل سنت ثبت نشده بود، اما در شش یا هفت ماه نخست امسال، سه مورد ترور رهبران دینی اهل سنت، شامل یک مورد در بانه استان کردستان و دو مورد در سیستان و بلوچستان، گزارش شد. همچنین، در حوادث مهرماه امسال، دو زن، از جمله یک مقام ارشد نیروی انتظامی و یک زن بسیجی، در میان جانباختگان قرار گرفتند. این موارد میتواند نشانه تغییر در الگوی هدفگیری گروههای تروریستی باشد و باید از منظر امنیتی و اجتماعی بررسی شود.
*****
بزرگداشت رهبر شهید، نیازمند فهم عمیق تر است
روزنامه قدس نوشت:
متأسفانه حتی پس از انتشار نامه رسمی دفتر رهبر شهید انقلاب مبنی بر مخالفت با تغییر نام خیابانهای کوهسنگی، دانشگاه و میدان شریعتی اما باز هم مدیریت شهری تابلوهای خیابان کوهسنگی را شبانه عوض کرد. باید گفت ماجرا فقط یک تصمیم بحثبرانگیز نیست؛ پرسش مهمتر این است که چرا افق تحلیل و نگاه کارشناسی برخی مدیران شهری تا این اندازه با ملاحظات مطرح شده فاصله دارد در حالی که خود را پیرو و ولایتمدار میدانند؟ آیا با اصرار بر یک تصمیم، حتی پس از آشکار شدن ایرادهای آن مواجهیم یا اساساً مسئله به ضعف در شناخت شهر و اقتضائات فرهنگی آن بازمیگردد؟
نکته نخست این است که چرا در میان انبوه اقدامهایی که میتوان برای بزرگداشت امام شهید و ترویج فرهنگ مقاومت انجام داد، تغییر نام خیابان به یکی از نخستین گزینههای مدیران تبدیل میشود؛ آن هم خیابانی تاریخی و هویتمند مانند کوهسنگی؟ مردمی که هر شب در میدان تقیآباد، در پاسخ به دعوت رهبرشان گرد هم میآیند، آیا از فضاهایی متناسب با این حضور و تجمع برخوردارند؟ چرا به جای تقویت زیرساختها، ساماندهی فضاهای عمومی و فراهم کردن امکان حضور مؤثر و زنده مردم، انرژی مدیریتی صرف تغییر نام یک خیابان میشود؟ چرا به جای توجه به عرصه عمومی زنده و جاری شهر، به نشانهای رسمی و اداری بسنده میکنیم؟
مسئله دوم، پیامدهای رسانهای و فرهنگی چنین تصمیمهایی است. حتی یک دغدغه ارزشمند، اگر بدون توجه به زمینه فرهنگی و شیوه بازنمایی رسانهای دنبال شود، ممکن است به جای اقناع افکار عمومی، ابهام و مقاومت ایجاد کند. تصمیمی که قرار است حامل یک پیام فرهنگی باشد، وقتی بدون شناخت حساسیتهای تاریخی و اجتماعی شهر اتخاذ میشود، میتواند به نمادی از کار غیرکارشناسی و حتی ضدیت با امر فرهنگی تبدیل شود. آیا نباید پرسید چرا برخی تصمیمها به جای تقویت سرمایه اجتماعی و ترویج فرهنگ مقاومت، خوراک تبلیغاتی مخالفان را فراهم میکنند؟
از سوی دیگر، مشهد در جایجای خود حامل نشانهها و خاطرههای تاریخی مرتبط با امام شهید است. چرا پیش از هر تصمیم تازهای، این ظرفیتهای موجود شناسایی و برجسته نمیشوند؟ هر سیاست فرهنگی برای آنکه در ذهن جمعی مردم ریشه بدواند، به زمینهای تاریخی و معنایی نیاز دارد. نمیتوان مفهومی بزرگ را صرفاً با الصاق یک نام به یک مکان، در حافظه شهر تثبیت کرد؛ بهویژه وقتی خود آن مکان، پیشینه و هویت شناخته شدهای دارد.
*****
نمایندهای که از داخل زندان هم فرمان میدهد!
تابناک نوشت:
فردی که در زندان به سر میبرد، از دسترسی راحت به تلفن همراه و اینترنت محروم میماند؛ از همین رو این سؤال ایجاد میشود که کانالهای شخصی حمید رسایی چگونه اداره میشود؟
حمید رسایی باید ۱۰ ماه از زندگی خود را در زندان اوین بگذراند، آن هم به حکم قاضی دادگاه ویژه روحانیت و دلیل امتناع او از عذرخواهی. حکمی که با مخالفتهای همطیفان سیاسی رسایی هم همراه بود و نهتنها سعید جلیلی آن را مصلحت ندانست که حتی امیرحسین ثابتی، نماینده تهران، با زیر سؤال بردن مجلس و عملکرد نمایندگان مدعی شد که «بالاخره هر کسی یک قیمتی دارد» و رسایی را از این قاعده مستثنی دانست.
فارغ از آنکه چرا رسایی به دلیل شکایت محمدباقر قالیباف در سال ۱۴۰۲ و زمانی که نماینده نبود به زندان رفت؛ یا چگونه توانست با داشتن بیش از ۶۰ فقره سابقه شکایت و محکومیت تعلیقی و محکومیت به جزای نقدی، از زیر تیغ نظارت استصوابی شورای نگهبان بگذرد و تأیید صلاحیت شود، آن است که فعالیت کانالهای تلگرامی و ایتا منتسب به او همچنان ادامه دارد.
به بیان دیگر، فردی که در زندان به سر میبرد، از دسترسی راحت به تلفن همراه و اینترنت محروم میماند و طبیعتاً نمیتواند موبایل یا تبلت شخصی خودش را به همراه داشته باشد. از همین رو این سؤال ایجاد میشود که کانالهای شخصی حمید رسایی چگونه اداره میشود و مطالبی جهت همان مواضع همیشگیاش در کانالهای شخصی خود در فضای مجازی بارگذاری شده است؟ حتی اگر فرض را هم بر اداره این کانالها از سوی یک ادمین یا شخصی به نمایندگی از رسایی بگذاریم، آیا دادگاه و قاضی پرونده چنین موضوعی را پذیرفته است؟
انتشار تصاویری از پلاکاردهایی با حمایت از رسایی و هجمه علیه قوه قضائیه و محمدباقر قالیباف از دیگر مطالب روز گذشته این کانال است. چنانچه در برخی از این پلاکاردها قوه قضائیه متهم به جهتگیری شده و از هشتگ نفوذ برای آن استفاده کردهاند.
*****
نگاه رقبای انتخاباتی بنیامین نتانیاهو به ایران
مشرق نوشت:
نگاهی به رقبای انتخاباتی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر جنایتکار رژیم صهیونیستی، نشان میدهد که حتی رقبا و مخالفان وی هم، در انگیزه انجام جنایت و تجاوز، چیزی کمتر از نتانیاهو ندارند.
گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل ارتش رژیم صهیونیستی و رهبر حزب تازهتأسیس «یاشار»، در نظرسنجیها پیشتاز است... در رابطه با مسئله ایران، آیزنکوت صراحتاً میگوید که «سرنگونی نظام در ایران از طریق نظامی هدفی قابل تحقق نیست». او حتی اعلام کرد که تعیین «تغییر رژیم» بهعنوان هدف عملیات اخیر «اشتباه» بوده است. با این حال، این به معنای مخالفت او با اقدام نظامی علیه ایران نیست
نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین و رهبر حزب «باهم»، در ائتلاف انتخاباتی با یائیر لاپید شریک است. حزب او در نظرسنجیها حدود ۱۱ تا ۱۴ کرسی کسب میکند. در رابطه با مسئله ایران، بنت در اوت ۲۰۲۶ اعلام کرد که اگر حزبالله لبنان به اسرائیل حمله کند، دولت او مستقیماً ایران را هدف قرار خواهد داد، نه فقط حزبالله را: «اگر حزبالله به سمت ما شلیک کند، به ایران حمله خواهیم کرد. هر حملهٔ حزبالله ما را به حمله به ایران هدایت خواهد کرد»
یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون و حزب میانهروی «یش عتید»، در ائتلاف و تشکیل حزب «باهم» با بنت شریک است و همانطور که گفته شد، حزب مشترک او و بنت، در نظرسنجیها حدود ۱۱ تا ۱۴ کرسی کسب میکند.در رابطه با موضوع ایران، لاپید هرگونه توافق آمریکا و ایران را «فاجعه برای دولت یهود» و «شکست استراتژیک» نتانیاهو خواند، زیرا به گفتهٔ او چنین توافقی «موجودیت جمهوری اسلامی را در قدرت حفظ میکند و برنامهٔ موشکی آن را دستنخورده باقی میگذارد.»
ویگدور لیبرمن، وزیر دفاع پیشین و رهبر حزب راستگرای «اسرائیل خانهٔ ما»، در نظرسنجیها حدود ۹ کرسی کسب میکند. در قبال مسئله ایران، لیبرمن در مارس ۲۰۲۶ هشدار داد که این رژیم «فرصت حیاتی برای نابودی حزبالله و سرنگونی حکومت ایران را از دست میدهد» و خواستار «اقدام نظامی و دیپلماتیک قاطع» به منظور اقدام علیه ایران و حزب الله شد.او همچنین گفت که اسرائیل «بیش از سه سال» برای آماده شدن برای جنگ بعدی با ایران فرصت ندارد
یائیر گولان، رهبر حزب چپگرای «دموکراتها» و فرماندهٔ پیشین ارتش رژیم صهیونیستی، تنها چهرهٔ حاضر در ائتلاف است که از طیف «چپ صهیونیستی» میآید و تنها کسی است که حاضر است با احزاب فلسطینی همکاری کند.
در قبال پرونده ایران، یائیر گولان بر حسب ظاهر از پایان دادن به جنگ با ایران حمایت میکند و «تغییر حکومت در ایران را یک رؤیا، نه یک هدف واقعبینانه» میداند. او ترور آیتالله خامنهای را «اشتباه» خواند. با این حال، او نیز مانند دیگران، مسئلهٔ ایران را از منظر «تهدید» میبیند و خواستار اتحاد با عربستان و دیگر کشورهای «میانهرو» عربی علیه ایران و محور مقاومت است و در وهله اول، تنش و دشمنی با ایران را با تاکید بر روش اجماع سازی منطقهای و جهانی پیش میبرد.
*****
تقویت تابآوری ملی نسخه عبور از فشارهای دشمن
جوان نوشت:
احتمال تداوم شرایط نه جنگ نه صلح از سوی دشمن، سؤال مهمی را ایجاد میکند که اگر این شرایط ادامه پیدا کند، در مقابل آن چه باید کرد که کشور بیش از این از تبعات این وضعیت متضرر نشود. به صورت اجمالی باید گفت که توان تطبیقپذیری در برابر این شرایط باید تقویت شود. منظور از تطبیقپذیری هم تسلیم یا نادیده گرفتن این شرایط و بیعملی در برابر آن نیست بلکه منظور آن است که نظام برای تضمین پایداری و انجام کارویژههایش باید بتواند در مقابل شرایط برساخته و تحمیلی دشمن، سازگاری کارکردی و موفق داشته باشد. بدین ترتیب که در برابر شرایط مذکور باید قادر باشد که بدیلهای کارآمد ارائه کند تا قادر به تضمین و تداوم کارکردهای اساسی خود باشد.
بهعبارت دیگر، باید تلاش شود که با فعالسازی شیوهها و راههای جایگزین، ابزارهای فشار دشمن بیاثر شود تا کمپین فشار همهجانبه آن علیه ایران خنثی شود. ضمن اینکه باید توجه داشت که فعالسازی این گزینههای بدیل، به معنای ضعف دفاعی کشور یا کنار گذاشتن جنگ با دشمن نیست بلکه از آنجا که دشمن در مقابله با ایران فقط از ابزارهای نظامی استفاده نمیکند، راهبرد مواجهه ایران با دشمن نیز نباید منحصر به حوزه دفاعی باشد بلکه همگام با حوزه دفاعی، سایر حوزهها و دستگاههای کشور باید برای رفع فشارها و خصومتهای دشمن تلاش کنند.
ممکن است سؤال شود که فعالسازی این گزینههای جایگزین شامل چه موارد و حوزههایی میشود. در پاسخ باید گفت که به عنوان مثال، در برابر محاصره دریایی، باید گذرگاههای مرزی توسعه و تقویت شود تا تجارت کشور از مسیر مرزهای زمینی تداوم پیدا کند، بخشی از فروش نفت از طریق سوآپ با همسایگان انجام شود،
برنامه ضربتی برای تقویت تولید اجرا شود تا ضمن کاهش وابستگی به واردات، از میزان نیازهای ارزی کاسته و صادرات کشور نیز تقویت شود، با اطمینانسازی برای مردم، بخشی از نقدینگی موجود در کشور به سمت تولید هدایت شود تا ضمن تقویت تولید، بخشی از مسئله تورم نیز حل شود، در حوزههای مرتبط با تأمین انرژی و سوخت، باید ناوگان حملونقل عمومی تقویت شود تا از جاذبه استفاده از خودروهای شخصی حداقل برای سفرهای درونشهری کاسته شود. ضمن اینکه اقدام اخیر در رایگان کردن استفاده از مترو در تهران و رایگان کردن گاز خودروها بهمنظور کم شدن مصرف بنزین در کشور، اقدامی بجا و بموقع بود که اقداماتی از این دست برای مدیریت مناسب مصرف سوخت باید توسعه یابد، ساخت پناهگاههای امن در نقاط مختلف کشور باید شروع شود و توسعه پیدا کند.
*****
انگشت در چشم مردم نكنيم
اعتماد نوشت:
كنسرت عليرضا قرباني در مشهد، با وجود دريافت مجوز قانوني، لغو شد. در تهران يك مقام انتظامي براي كافهها خطونشان كشيد و از دور دور كردن مردم در پيادهروي خيابان سنايي ابراز نارضايتي كرد. پريروز مسابقات قهرماني زنان در قم را كه با حضور بيش از دو هزار و ۳۰۰ ورزشكار از استانهاي مختلف آغاز شده بود، لغو كردند. اين رويدادها فرصتي براي بازانديشي در اولويتهاي حكمراني است. امروز بيش از هر زمان ديگري به تقويت تابآوري اجتماعي نياز داريم كه از اعتماد متقابل مردم و حكومت، اميد به آينده و احساس مشاركت در سرنوشت مشترك شكل ميگيرد. اين سرمايه وقتي تقويت ميشود كه شهروندان ببينند تصميمگيران، واقعيتهاي جامعه را ميبينند، مسائل اصلي را در اولويت قرار ميدهند و براي دشواريهاي زندگي راهحلهاي موثر مييابند.
كاهش فشارهاي اقتصادي، تقويت خدمات عمومي و فراهم كردن فضاهايي براي معاشرت و نشاط اجتماعي، ميتواند همزمان به بهبود زندگي مردم و استحكام انسجام ملي كمك كند. عبور از اين شرايط دشوار، بيش از محدودكردن زندگي روزمره، به گشودن افقهاي تازه براي اميد و اعتماد نياز دارد. در شرايطيكه با انبوهي از مشكلات معيشتي، تهديدهاي دشمن و نگراني درباره آينده روبهرو هستيم، نبايد انگشت در چشم مردم كنيم. مساله، تشخيص اولويتها در حكمراني است. وقتي منابع محدود كشور بايد صرف حل مسائل پيچيده و حياتي شود، پرداختن به موضوعاتي كه خود ميتواند به منبع تازهاي از تنش تبديل شود، نشانه چيست؟
خطاي محاسباتي، نگراني ايدئولوژيك يا ناتواني در تشخيص مسائل اصلي؟ هر كدام كه باشد، نتيجهاش فرسايش اعتماد عمومي و كاهش ظرفيت جامعه براي عبور از بحرانهاست.
كشورمان امروز به انسجام ملي نياز دارد، اما انسجام با يكسانسازي اجباري سبك زندگي و چشمپوشي بر رفتارهاي خودسرانه و متعصبانه آنارشيستي كه قانون و حقوق ديگران را ناديده ميگيرد، به دست نميآيد، همانطور كه با ناديده گرفتن نگرانيهاي فرهنگي و ديني نيز نميتوان به تفاهم پايدار رسيد. راه دشوارتر، اما ضروريتر، پذيرش واقعيت جامعه، گفتوگوي صريح درباره اختلافها و يافتن راههايي است كه هم حقوق شهروندان را به رسميت بشناسد و هم امكان همزيستي را تقويت كند.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.