تله‌ای خطرناک‌تر از خودِ جنگ

رامین نصیری، گروه سیاسی الف،   4050611037 ۰ نظر، ۲ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
 تله‌ای خطرناک‌تر از خودِ جنگ

در ادبیات حقوق بین‌الملل و اصول روابط بین‌الملل، مفهوم تجاوز تعریف مشخصی دارد: هرگونه استفاده از نیروی نظامی توسط یک دولت علیه حاکمیت، تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی دولتی دیگر. با این حال، آنچه در فضای بین‌المللی امروز بیش از اصل تجاوز، کیان امنیت ملی کشورها را تهدید می‌کند، پدیده‌ای روان‌شناختی و رسانه‌ای به نام عادی‌سازی یا نرمالایز شدن است.

به اذعان حقوق‌دانان بین‌المللی، هرگاه رفتاری خلاف منشور ملل متحد به‌ویژه بند ۴ ماده ۲ رخ دهد و واکنش درخور جهانی یا منطقه‌ای را برنیانگیزد، متجاوز آن سکوت را به معنای رضایت ضمنی یا مشروعیت تعبیر می‌کند. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در موضع‌گیری اخیر خود پس از تجاوز نظامی و حمله به مناطق مسکونی در سیریک دقیقاً دست روی همین نقطه بحرانی گذاشته و گفته است: خطرناک‌تر از خود بمب، عادی‌شدن بمباران است؛ و خطرناک‌تر از سکوت، آن است که سکوت به معنای مشروعیت تعبیر شود.

در واقع این هشدار اشاره‌ای هوشمندانه به فرایندی است که دشمن سعی دارد از طریق متغیرهایی همچون حملات جزیی اما مداوم یا توجیهات فریبنده حقوقی تثبیت کند.

فاکتورهای کلیدی در سناریوی عادی‌سازی دشمن

عادی‌سازی تجاوز به نقاط مرزی و شهری

حملات به مناطقی همچون سیریک، میناب، لامرد یا قشم با هدف حساسیت‌زدایی از افکار عمومی و ساختار دفاعی صورت می‌گیرد. هدف متجاوز این است که تعرض به تمامیت ارضی ایران را از یک خط قرمز مطلق به یک رخداد اخباری روزمره تنزل دهد.

عادی‌سازی محاصره و رفتارهای خصمانه دریایی

طبق قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد مصوب ۱۹۷۴، محاصره بنادر یا سواحل یک کشور توسط نیروهای مسلح کشوری دیگر، صراحتاً یکی از مصادیق بارز تجاوز محسوب می‌شود. عادی‌پنداری اختلال در رفت‌وآمد آزاد یا تهدید ناوگان تجاری و نفتکش‌ها، گام اول برای تحمیل اراده نظامی دشمن بر خلیج فارس و دریای عمان است.

تطهیر جنایات با الگوی استثناگرایی

ساختار رسانه‌ای غرب همواره تلاش می‌کند با برچسب‌زنی‌های انحرافی و توجیه تراشی برای حملات غیرقانونی، مرز میان محکوم‌کردن جنایت و عادی‌سازی آن را از میان ببرد تا هزینه‌های حقوقی متجاوز را به حداقل برساند.

بر اساس ماده ۵۱ منشور ملل متحد، دفاع مشروع حق ذاتی و مسلم هر کشوری در برابر حمله مسلحانه است. اما پادزهر اصلی در برابر تله عادی‌سازی، فعال‌سازی هم‌زمان تمام ابزارهای قدرت است:

پاسخ قاطع و بازدارنده میدانی: عدم قطع سلسله‌تجاوزات، متجاوز را جسورتر می‌کند. پاسخ سریع و ناهمگون، محاسبات دشمن را مبنی بر امکان جنگ کم‌هزینه برهم می‌زند. همانگونه که مجموعه نیروهای مسلح کشورمان ایران هم با درک صحیح از شرایط و اقتضائات میدانی، پاسخ مناسب را تعبیه کرده و خسارات و آسیب جدی را متوجه متجاوزین کردند.

دیپلماسی فعال و ثبت در مراجع بین‌المللی: طبق اصول مسئولیت بین‌المللی دولت‌ها، ارجاع حقوقی و رسمی پرونده‌های تجاوز به شورای امنیت و مجمع عمومی، مانع از شکل‌گیری عرف‌های مجرمانه می‌شود. هر چند که شاید به دلیل ناکارآمدی و ضعف جدی سازمان‌های بین المللی در رعایت حقوق و ستاندن حقوق در دعاوی در برابر قدرت‌های بزرگ در سال‌های اخیر باعث شده است که به هر نحو انجام چنین کارهایی چندان مساعی و کارآمد نباشد اما باز هم دیپلماسی فعال و ثبت در مراجع بین المللی باعث می‌شود که در آینده و در ثبت تاریخی منطق و استدلال و حقوق ایران همواره متقن و غیر قابل اغماض و چشم پوشی باشد.

پدافند رسانه‌ای و افشاگری: تبیین روایت صحیح و اجازه‌ندادن به دشمن برای مدیریت حساسیت جامعه، وظیفه اصلی رسانه‌های جبهه انقلاب است. این شاید اصلی‌ترین کاری است که همگان به ویژه همه افراد در جریان و جبهه انقلابی باید به آن اهتمام داشته باشند. در این میان طبیعتاً پیوست اصلی دشمن در تجاوز و بمباران، پیوست عملیات روانی و رسانه‌ای است که باید هوشیاری ویژه‌ای در این میدان هم داشته باشیم. ایجاد شک و شبهه و القای تردید و نهایتاً غبارآلود کردن فضا و ایجاد خشم و هیجانات کاذب و بعضاً غیرمنطقی و یا حتی بعضاً منفعل سازی و القای سکوت و عادی سازی فضا و ... همه و همه جزو اقدامات و مواردی است که باعث می‌شود که از حیث عملیات روانی و رسانه‌ای هم با شکست و ناکامی مواجه شویم.

 

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین