هشدار به ساکنان ستادهای انتخاباتی!/ یقه تراستی ها را بگیرید نه مردم/ نمی خواهیم فقط غر بزنیم و بیانیه منتشر کنیم

گروه سیاسی الف،   4050610016

بس

هشدار به ساکنان ستادهای انتخاباتی!/ یقه تراستی ها را بگیرید نه مردم/ نمی خواهیم فقط غر بزنیم و بیانیه منتشر کنیم

تفسیر سلیقه ای از بیانات رهبری ممنوع

 سید عطاءالله مهاجرانی در روزنامه ایران نوشت: 

در انقلاب اسلامی ایران، در دهه اول انقلاب شاهد بودیم که هر جمعیتی می‌کوشید سخن امام خمینی را متناسب با سلیقه خود تفسیر کند. در مواردی که سخن امام را نمی‌پسندیدند، مسکوت می‌گذاشتند. یا هرگاه سخن را در جهت و منفعت حزب یا گروه خود می‌انگاشتند، بر سخن تأکید می‌کردند. این شیوه در دوران رهبری شهید امام خامنه‌ای نیز تکرار شد. در دوره آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای هم شاهد نشانه‌ها و نمونه‌هایی از تفاسیر و توجیهاتی هستیم که نشان از همان سنت و عادت گذشته ماندگار دارد.

سه مقوله مهم را می‌توان در تقسیم‌بندی پیام رهبری به مناسبت هفته دولت از یکدیگر تفکیک کرد: یکم: تأیید دولت و وصف رئیس‌جمهوری به عنوان شخص «صادق و دلسوز». دوم: نقد بیان و اظهار ضعف در شرایط جنگی و حساس کشور. سوم: حل مسائل و مشکلات و تأکید بر راه‌حل‌ها.

 در تفسیر و تحلیل‌ها، بدیهی است که مدیران دولتی و طرفداران دولت بر بخش اول پیام تأکید داشته باشند. رهبری تلاش ریاست جمهوری و دولت را در شرایط سخت کشور ستوده‌اند، اما آنانی که مدت‌هاست علیه رئیس‌جمهوری و دولت مضمون‌سازی می‌کنند، حتی موج سواری را با سوء‌استفاده از جمعیتی که به دلیل شرایط جنگی به خیابان‌ها و میدان‌ها می‌آیند، به میان مردم می‌برند. از استعفای پزشکیان سخن می‌گویند و دولت را ناکارآمد نشان می‌دهند. این بخش مطلقاً حمایت از رئیس‌جمهوری و دولت در پیام رهبری را نمی‌بینند و نمی‌شنوند... .

اما طرفداران دولت بخش دیگری از پیام را درباره «اظهار و بیان ضعف» و «نداریم» و «نمی توانیم» را نادیده می‌گیرند. این بخش در پیام به صراحت مطرح شده است...به نظرم بایست به این نکته کلیدی توجه داشت که نبایست رهبری را در ساحت یک سلیقه سیاسی یا جناح و حتی جبهه تفسیر کرد. پیام‌های ایشان هم با جامعیتی که دارد، همین رویکرد را نشان می‌دهد. همه جناح‌ها و هر سه قوه در این ساحت قرار می‌گیرند. انسجام یعنی همین رویکرد و همین باور.

****

 کیهان ، عراقچی و نامجو

روزنامه کیهان نوشت:

سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه روز دوشنبه (9 شهریورماه) در مطلبی در حساب کاربری خود با اشاره به اظهارات و ادعاهای بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر جنایتکار رژیم صهیونیستی درباره جنگ با ایران در دو زبان عبری و انگلیسی نوشت: «نتانیاهو وقتی به زبان عبری صحبت می‌کنند با افتخار می‌گوید که دولت آمریکا را فریب داده و آن را به نیابت از اسرائیل وارد جنگ با ایران کرده است... اما وقتی انگلیسی‌ صحبت می‌کند، او از توان رهبری رئیس‌جمهور آمریکا تمجید می‌کند.»
درخصوص این موضعگیری وزیر محترم امور خارجه باید گفت که متهم کردن نتانیاهو به فریب دادن کاخ سفید و تطهیر ضمنی ساختار ایالات متحده به‌عنوان یک قربانیِ ساده‌لوح، آدرس غلط دادن به افکار عمومی و چشم بستن بر واقعیت‌های قطعی میدان است. هیچ تجاوز، بمباران و جنایتی از سوی رژیم جنایتکار صهیونیستی بدون چراغ سبز، پشتیبانی مالی، تسلیحاتی و هدایت عملیاتی اتاق جنگ واشنگتن رخ نداده و نخواهد داد. دستگاه دیپلماسی باید بداند که سگ ‌هار منطقه، صرفاً دستوراتی را پیاده می‌کند که ارباب آمریکایی‌اش دیکته کرده است.

کیهان درباره بازگشت محسن نامجو نیز نوشته است:

درحالی که گرد راه بر تن «محسن نامجو»، خواننده هتاک و پرحاشیه باقی است؛ روزنامه سازندگی به دنبال «استیج» برای اوست.

 محسن نامجو، خواننده هتاکی که هذیان‌گویی را به عنوان «سبک» جا زد و توهین به مقدسات را در کارنامه دارد، به ایران بازگشت و ارگان حزب اشرافی کارگزاران، «رجعت به وطن» را بدل از توبه و استغفار گرفته و مشغول «سفیدشویی» او شد. 

روزنامه سازندگی، روز دوشنبه 9 شهریور 1405 ذیل تیتر «در خاک وطن» محسن نامجو را «خاص» توصیف کرد و حضور وی در ایرانِ پساجنگ را با سرفصلِ «استفاده از ظرفیت» توجیه و تفسیر نمود.  

****

انتخابات پیش بینی ناپذیر رژیم صهیونیستی

فرهیختگان نوشت:

بر اساس وضع موجود احتمال شکست نتانیاهو در انتخابات آینده جدی است، اما هنوز نمی‌توان آن را قطعی دانست. مسئله اصلی فقط تعداد کرسی‌های هر حزب نیست، بلکه توانایی تبدیل این کرسی‌ها به یک ائتلاف است. اردوگاه ضدنتانیاهو از مجموعه‌ای از احزاب با گرایش‌های بسیار متفاوت تشکیل شده و برای رسیدن به اکثریت ممکن است به همکاری‌هایی نیاز داشته باشند که برای بخشی از جریان‌های صهیونیستی، به‌ویژه همکاری با احزاب عربی سخت است. در مقابل، خود نتانیاهو تجربه طولانی در مدیریت مذاکرات ائتلافی و استفاده از شکاف میان رقبا دارد و می‌تواند از اختلافات ایدئولوژیک در اردوگاه مقابل استفاده کند. در میان رقبای کنونی، آیزنکوت نسبت به بنت شانس بیشتری برای تبدیل‌شدن به چهره اصلی جایگزین نتانیاهو دارد. محبوبیت شخصی او بالاتر است و سابقه نظامی‌اش می‌تواند بخشی از رأی‌دهندگان راست میانه و حتی رأی‌دهندگان نرم‌تری را که از نتانیاهو فاصله گرفته‌اند، به‌سوی او جذب کند. بنت نیز تجربه نخست‌وزیری را در کارنامه دارد.
انتخابات ۵ آبان در رژیم صهیونی هنوز برنده مشخصی ندارد. آیزنکوت در بسیاری از نظرسنجی‌ها از نتانیاهو جلو افتاده، اما بلوک او بدون همراهی احزاب عرب یا جذب یک حزب کوچکِ بالای آستانه، به اکثریت مطمئن نمی‌رسد. نتانیاهو نیز با وجود قدرت سازمانی لیکود و وفاداری پایگاه راست‌گرا و مذهبی، فعلاً از اکثریت فاصله دارد. درهرحال، آنچه از شناسایی جریانات مختلف رژیم به‌دست‌آمده می‌گوید این انتخابات اگرچه ممکن است ترکیب کابینه را تغییر دهد، اما بر رویکرد امنیتی به غزه، مسئله جنگ در منطقه و طرح‌های اشغالگری تأثیرات تکان‌دهنده‌ای نخواهد داشت. بااین‌حال، تجربه ثابت کرده است که سیاست‌مداران چپ‌گرا و به‌ظاهر دموکرات در رژیم صهیونیستی در زمینه جنایت‌کاری، تجاوز و اشغالگری، «حداقل در ظاهر» تمایل کمتری از احزاب راست‌گرا و افراطی دارند.

****

نمی خواهیم فقط غر بزنیم و بیانیه منتشر کنیم

محمدرضا جلایی پور، رئیس شورای مرکزی حزب عهد ایران و رئیس اندیشکده این حزب گفته است:

در جبهه اصلاحات دو جریان وجود دارد. ما با اصلاحات مرزگذاری نداریم؛ اما با گذارگرایی و اصلاح‌طلبی رادیکال، بریدگی از اصلاح، ناامیدی از اصلاح، اصلاحاتی که مطالبات رادیکال دارد؛ اما ظرفیت تحقق آن را نمی‌سازد، با این رویکرد بله تفاوتی داریم و در متن بیانیه نیز مبانی آن تا حدی توضیح داده شده است.
 فکر نمی‌کنیم که اصلاح‌طلبی یعنی تنها بیانیه منتشر کنیم و غر بزنیم، بلکه باید ظرفیت تحقق آن را بسازیم.
سازمان‌ها در حزب ما مهم هستند، جایی هستند که با گروه اجتماعی که می‌خواهند آن‌ها را به نمایندگی بگیرند، ارتباط گرفته می‌شود و تلاش می‌شود که صدای آن‌ها باشیم و خود آن‌ها نیز از طریق سازمان شما می‌توانند تأثیر بگذارند. علاوه بر این، یک سری از اهداف تعیین شده شاید کمک کند که حزب در سیاست محلی و آنچه که به مسائل ملموس زندگی شهروندان مربوط است بیشتر بپردازد و درگیر آن سطح سیاست نیز بشود؛ چون سیاستی نیز هست. مثلاً در حوزه سلامت عمومی، حقوق نیروی کار، مسکن اجتماعی، شغل خوب، منظومه سیاستی وجود دارد که به عدالت و آزادی هم‌زمان توجه دارد و نوعی سوسیال‌دموکراسی میانه است و این در احزاب موجود ما نماینده‌ای ندارد. احزاب ما یا مطالبات کلان سیاسی طرح می‌کنند یا عدالت برایشان موضوعیتی ندارد و بیشتر احزاب ما نماینده فرادستان هستند و می‌خواهیم تلاش کنیم که مدعی‌العموم ضعفا، فقرا و بی‌پناهان نیز باشیم
ما می‌خواهیم، کمک کنیم که حکومت در حل مسئله قوی‌تر شود و ارتقا پیدا کند. نمی‌خواهیم با استفاده از قدرت جامعه مدنی حکومت را ضعیف کنیم، بلکه می‌خواهیم حکومت و جامعه هم‌زمان در حل مسئله قوی شوند.

****
 
مراقب سو استفاده آمریکا از  طالبان باشید

 روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

بی‌اعتمادی به طالبان و احتمال اجرای طرح‌های ضد امنیتی آمریکا علیه کشورهای منطقه از جغرافیای افغانستان و نقش مخرب طالبان در این توطئه، چیزی نبود که در پنج سال گذشته متخصصین مسائل افغانستان آن رایادآور نشده باشند.

همراهی روسیه و ایران با طالبان در این سال‌ها، ظرفیت‌های زیادی را که می‌توانست در تغییر موازنه ابزارهای قدرت در افغانستان به نفع کشورهای منطقه عمل کند، از بین برد.افغانستان ناامن، به ضرر منطقه و به نفع آمریکاست و اساساً واگذاری افغانستان به طالبان توسط آمریکا، تلاشی برای حفظ ظرفیت‌های بحران‌ساز محسوب می‌شد، نه تأمین امنیت و ثبات.روسیه و ایران در تمام پنج سال گذشته، گرفتار بازی نرم استخباراتی طالبان شدند.

شاید مهم‌ترین خطای سیاست کشورهای منطقه در قبال طالبان همین باشد که اداره طالبان را به‌عنوان یک ابزار ثبات پذیرفتند و همزمان، تمام ظرفیت‌های امنیت‌ساز و ثبات‌آور در افغانستان را که برای ایجاد موازنه در برابر طالبان ضروری بود، از بین برده و قربانی تعامل بی‌حاصل با طالبان کردند.

اکنون، اگر همسایگان افغانستان ناچار به جبران مافات شوند، هزینه سنگینی را باید بابت آنچه خود تخریب کرده‌اند، بپردازند.در شرایط کنونی، اگر طالبان ــ در همسویی با طرح‌های آمریکا ــ دیگر نخواهد آن نقشی را که روسیه و ایران در تأمین ثبات از این گروه انتظار داشتند ایفا کند، مسئله دیگر فقط یافتن یک جایگزین برای طالبان به‌عنوان متحد نیست بلکه این است که بسیاری از ابزارهایی که می‌توانستند برای مهار بحران افغانستان مورد استفاده قرار گیرند، طی همین پنج سال از میان رفته‌اند.


****

هشدار  به ساکنان ستادهای انتخاباتی

خراسان نوشت:

ایران عزیز، امروز به وحدت ما نیاز دارد. جبهه انقلاب، همه دلسوزان کشور، همه آنان که دل در گرو عزت ایران دارند، باید با هم باشند که راه بقا و پیشرفت ایران همین است. البته اگر ساکنان مدام ستادهای انتخاباتی بگذارند. اگر بفهمند که میدان جنگ است نه عرصه رقابت. در جنگ همه در یک خاکریز هستیم. کسی به نیروی خودی شلیک نمی کند چه رسد به فرماندهان. این کار خیانت است حتی اگر با غفلت انجام شود. کاش مدعیان ولایتمداری، این پیام صریح رهبر انقلاب را فصل الخطاب بگیرند هرچند رصد فضای مجازی این « ای کاش» را به محاق می برد چون همچنان کلمات را شرمنده تفرقه می کنند. همچنان در کار تخریب بنیان های انسجام هستند. 

این جاست که مسئولان مربوطه باید جلوی این اقدامات نامربوط را بگیرند. باید معلوم شود در فضای فیلتر شده مجازی و مشخصا ایکس و اینستا این جماعت با چه بی تقوایی، با خط های سفید به سیاهکاری می پردازند.
نظر رهبر انقلاب روشن است باید روشن شود که این ضدانقلاب های انقلابی نما با چه قدرتی، کلنگ به پایه های انسجام می زنند... .

****

تدبیر بی‌تردید «دورکاری»

 اطلاعات نوشت:

 به نظر می‌رسد بهترین وکم ضررترین راه برای کاهش مصرف سوخت ، دورکار کردن بخش بزرگی از ادارات ومجموعه های غیرضروری دولتی،بنیادها،نهادها ومجموعه های حکومتی به علاوه مدارس ودانشگاه ها درپاییز وزمستان پیش رواست.چراکه دورکاری ادارات غیر ضرورباعث جلوگیری از مصرف میلیون ها لیتر سوخت ناشی از تردد کارمندان در تهران وشهرستانها وکاهش مصرف آب و برق وگاز ادارات می‌شود.
 به علاوه باید توجه داشت از اول مهرماه ،حرکت سرویس های مدارس، استفاده از خودروی شخصی برای حمل ونقل دانش آموزان وتردد دانشجویان از شهرهای خودشان به کلانشهرها،مصرف انواع سوخت درکشور را به شدت وبه طور مضاعف افزایش خواهدداد.
البته روشن است که دورکاری بخصوص درباره مدارس ودانشگاه ها تبعاتی چون کاهش کیفیت آموزش ودرباره ادارات دولتی،اختلال درخدمت رسانی رابه دنبال خواهدداشت، اما شرایط ویژه کشور طوری است که تحمل چنین تبعاتی را اجتناب ناپذیر وغیرقابل بحث ، کرده است.
بدین ترتیب باید از دولت وسازمان امور اداری واستخدامی خواست درهماهنگی با سایر قوا ، اکنون که فرصت باقی است وتجربه دورکاری دوران کرونا وسامانه های باقی مانده از آن دوران هم وجوددارد، به فوریت وارد عمل شده ودرراستای حفظ منافع مردم وآرامش عمومی ، موضوع راتعیین تکلیف کند.

****

هدف از حمله به ایران کنترل چین و روسیه است  

اعتماد نوشت:

 وقتی دیک چنی در سال ۲۰۰۳ از این گفت که هدف از حمله به عراق، عملیات بعدی، یعنی تسخیر ایران است تا به این وسیله بتوانند جهان را کنترل کنند و دو سال بعدتر، تونی بلر (نخست وزیر وقت انگلستان) در توضیح حمله به عراق گفت: «جنگ با عراق، درختی است که میوه‌هایش را در ایران می‌چینیم» و سپس پنتاگون از این گفته بود که برنامه حمله نظامی به هفت کشور را دارند که ایران هم یکی از این هفت کشور است، دیگر معلوم شده بود که حمله به ایران مورد توافق دو حزبی است و اگر طراحش برژینسکی به‌ عنوان استراتژیست از حزب دموکرات است، کلید عملیاتی ‌شدنش را دیک چنی از حزب جمهوری‌خواه می‌زند. طرح و عملیاتی که هیچ‌ کدام برای انجامش، دلیلی با نام «جمهوری اسلامی و رفتار جمهوری اسلامی و شعار مرگ بر امریکا و مذاکره مستقیم و غیرمستقیم» ذکر نکردند، بلکه چه استراتژیستی چون برژینسکی و چه مجری عملگرایی چون دیک چنی، ضرورت انجام آن را در کنترل چین و روسیه و در کل، کنترل جهان آینده اعلام کردند و این صریح‌ترین دلیلی است که چرا امریکا به تصرف ایران نیازمند است.

برای امریکایی که قصدش کنترل جهان آینده است، حکومت ایران فقط از آن جهت مهم است که آیا مانعی برای این کنترل جهان محسوب می‌شود یا خیر و لذا اگر مانع هست، باید سرنگون شود. در مقابل، طی همه این سال‌ها، بسیاری از تحلیلگران و نخبگان داخلی، دلیل تعارض امریکا با ایران را شعارهای ما و  مذاکره نکردن و مذاکره مستقیم نکردن دانسته‌اند، در حالی که استراتژیست‌های امریکایی، آنچه برایشان مهم بوده، تصرف ایران است و اینکه آیا حاکمیت ایران (هر حاکمیتی که می‌خواهد باشد و هر نام و شعاری که داشته باشد) آیا مانع تصرف ایران برای کنترل چین و روسیه و در نهایت کل جهان است یا خیر؟

****

دولت در اقتصاد جنگی یقه تراستی ها را بگیرد نه مردم

حشمت الله فلاحت پیشه، رئیس پیشین کمیسون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس به جماران گفته است:


هدف جنگ اقتصادی آمریکا، فشار از پایین است؛ یعنی انتقال بحران به مردم تا جامعه برای پذیرش خواسته‌های آمریکا، به حاکمیت فشار وارد کند. در چنین شرایطی، دولت آقای پزشکیان به جای اینکه به قاچاق ۲۵ میلیون لیتر بنزین پایان دهد، از گرانی بنزین صحبت می‌کند. یا به جای اینکه به دنبال منابع لازم برای افزایش رقم کالابرگ باشد و این مبلغ را از جیب مفسدین اقتصادی و تراستی‌ها تامین کند، به مردم فشار می‌آورد. اقتصاد جنگی نباید تنها برای مردم باشد، بلکه در درجه اول برای کسانی است که بیشترین سود را از جنگ و تحریم برده‌اند. در این زمینه، قوای سه‌گانه به وظیفه خود عمل نکرده و فشار به مردم می‌آید.

 وضعیت فعلی اقتصاد کشور، آمریکا را به این نتیجه می‌رساند که سیاستش در حال جواب دادن است. اکنون ایران به یک دولت مقتدر نیاز دارد که پول‌های به‌تاراج‌رفته ملت به خاطر جنگ و تحریم را به مردم بازگرداند، نه اینکه نهادهای حاکمیتی مانند مجلس، به دنبال طرح نفوذ و مسائلی از این دست باشد. این کارها نه‌تنها در شرایط فعلی کمکی نمی‌کند، بلکه فشارها بر مردم را افزایش می‌دهد و در نتیجه مردمی که در این شرایط می‌توانند کمک‌حال حاکمیت باشند، ممکن است خودشان به یک کانون فشار تبدیل شوند.

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین