بنزین ۸۰هزار تومانی دستپخت کیست؟!/ نه چپیم نه راست، بی قاعده ایم!/  تندروها چندان هم مهم نیستند

گروه سیاسی الف،   4050524010 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

بنزین ۸۰هزار تومانی دستپخت کیست؟!/ نه چپیم نه راست، بی قاعده ایم!/  تندروها چندان هم مهم نیستند

اعدام‌ها و حاشيه‌سازی های دشمنان

محسن برهانی، وکیل، در اعتماد نوشته است: 

 اتحاديه اروپا و ۲۶ كشور جهان روز چهارشنبه ۲۱ مرداد با انتشار بيانيه‌اي مشترك، اعدام معترضان در ايران را محكوم كردند و از جمهوري اسلامي خواستند به استفاده از مجازات اعدام پايان دهد. » اين در حالي است در روزهاي اخير با ورود مسوولانه و ‌بررسي‌هاي دقيق دستگاه قضايي، روند اجراي مجازات اعدام در ارتباط با قضاياي دي ماه به ‌شدت كاهش پيدا كرده بود و اميد‌ گشايش بسيار بود و همچنان نيز هست. حال يكباره اين چند كشور اصطلاحا « دنگ‌شان» مي‌گيرد و براي آنها جان ايرانيان اهميت پيدا مي‌كند و نگران اجراي مجازات اعدام در ايران مي‌شوند. گويا برخي از همين جماعت نبودند كه تصريح كردند آن «كار كثيف» بر عهده رژيم صهيونيستي گذاشته شده است و همين جماعت نبودند كه در برابر ريخته شدن خون هزاران هموطن ايراني در طول دو جنگ اخير سكوت كردند چه شد كه يكباره نگران جان ايرانيان و اجراي اعدام شده‌اند؟! بسيار خوش‌خيالي، بلكه سفاهت است اگر كسي باور كند براي غربي‌ها، جان ايرانيان و اساسا ايران و ايراني اهميتي داشته باشد كه تاييدات و سكوت‌هايشان در برابر رنج و درد ايرانيان در ماه‌هاي اخير سند ننگيني است كه از حافظه ما ايرانيان نخواهد رفت.‌اي كاش به سكوت مرگبارشان ادامه مي‌دادند و در مورد اعدام‌ها هم سكوت مي‌كردند. چرا؟ براي اينكه به نظر نگارنده اين اظهار نگراني‌ها و نامه‌پراكني‌ها بيشتر نه براي «جلوگيري از اعدام» كه براي «تحريك به اعدام» طراحي و تنظيم شده. تحريكي زيركانه كه ظاهرش با باطنش متفاوت است.

توضيح مطلب آنكه معمولا در موضوع صدور و اجراي احكام اعدام به خصوص در مسائل سياسي-امنيتي، كشورهاي خارجي با صدور بيانيه تلاش مي‌كنند كه فشار سياسي-رسانه‌اي را شدت ‌بخشند و در نقطه مقابل برخي فعالان رسانه‌اي در داخل كشور و برخي تصميم‌گيران زماني كه هجمه كشورهاي اروپايي و اپوزيسيون را مشاهده مي‌كنند در اقدامي واكنشي بر شدت عمل مي‌افزايند و تسريع در كار را مطالبه مي‌كنند و اعدام را پاسخي دندان‌شكن به ياوه‌گويي‌ها و مداخلات خارجيان تلقي مي‌كنند و در اين ميانه جان انسان‌هاست كه دستخوش مرگ است.اما آيا آن اعتراض‌ها و كنش‌ها واقعي است يا غيرواقعي؟ بررسي آثار اعدام‌ها در جامعه و تاثير مثبت يا مخرب آن به خصوص بعد از التهابات اجتماعي، نيازمند بررسي دقيق است، اما‌ بايد مراقب بود كه در مقام واكنش به اقدامات دشمنان و بيانيه‌هاي مهوع اين جماعت به عكس‌العمل واداشته نشويم، چراكه اين جماعت حيال به درستي تشخيص داده‌اند كه يكي از عواملي كه مي‌تواند انسجام‌شكن باشد و براي كشاندن مردم به خيابان آتش‌تهيه آماده كند و فردا روزي -خداي ناكرده- آشوب و ‌بلوا به راه بيندازد، شوك‌هاي ناشي از اخبار اعدام جوانان است.

****

راه ناگزیر پزشکیان پیش پای تندروها 

 جماران نوشت:

مردمسالاری بدون نقد قدرت بی‌معناست و پزشکیان، مانند هر رئیس‌جمهور دیگری، باید درباره تورم، معیشت، کیفیت مدیران، اینترنت و وعده‌های محقق‌نشده‌اش پاسخگو باشد. حمایت سیاسی هرگز نباید به مصونیت از پرسش تبدیل شود.اما نقد با فرسودن و بی اخلاقی تفاوت دارد. می‌توان از پزشکیان انتقاد کرد اما اهمیت پروژه وفاق او را در شرایط بحران و گسست باید فهمید و با آن همراه شد.

مسعود پزشکیان را نباید تقدیس کرد. خودش نیز ظاهراً از چنین جایگاهی گریزان است. نه زبانش زبان قهرمانان است، نه منش او با سیاستمداری کاریزماتیک شباهتی دارد. پزشکی است که به سیاست آمده و بیش از آنکه وعده ساختن جهانی تازه بدهد، از عدالت، وفاق و پرهیز از نزاع سخن می‌گوید... 

ایران امروز که در شرایط جنگی، درگیر  چندقطبی است بیش از پیش به میانه روی و پذیرش تکثرها نیاز دارد.

اصلی‌ترین مسأله‌ی سیاسی کشور، که همهٔ نیروهای سیاسی باید نسبت خود را با آن روشن کنند، این است: جامعه‌ای که از یک سو درگیر دشمنی آمریکا و اسرائیل است، از سوی دیگر با مشکلات ساختاری و تاریخی‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کند که میراث گذشتگان محسوب می‌شود، و از سوی سوم با بحران بی‌اعتمادی و کاهش سرمایه‌ی اجتماعی دست‌به‌گریبان است، مسلماً راهی سخت و پرپیچ و خم برای رسیدن به ساحل آرامش در پیش خواهد داشت. در چنین شرایط دشواری، پزشکیان راه «وفاق و همدلی» را پیش روی کشور گذاشته است. حال بعد از دو سال پرسش این است: آیا با این مسیر همراه می‌شوید، یا باز هم سنگ‌ در مسیر سعادت ملت ایران خواهید انداخت؟

****

نه چپیم نه راست، بی قاعده ایم! 

آیت الله مصطفی محقق داماد در روزنامه اطلاعات نوشته است:

چندی پیش در نشستی گفتم ظلمی که تفکر چپ در این کشور کرد، کمتر از ظلم مغول نبود. آن جمله از سر درد واز بن دندان گفته شد و بازتاب‌ها یافت؛ هم تحسین و هم اعتراض. در یادداشت پیشین اعتراف کردم که «نمی‌دانم» گفتن فضیلت است ولی ماندن در آن فضیلت نیست، و بر خود تکلیف کردم که مبادی این علم را بیاموزم. به همان عهد، سخنِ برخاسته از درد را نیز باید با مطالعه پخته کرد و از بازخوانی رای خویش پروا نداشت که «العلمُ رحمٌ بین اهله». پس در باب «چپ» و «راست» اقتصادی بیشتر خواندم و با اهل فن، از هر دو اردوگاه، نشستم. حاصل را به حکم امانت با خوانندگان در میان می‌گذارم: دریافتم مسأله باریک‌تر از آن است که در قالب چپ و راست بگنجد. اگر آن سخن را امروز بازگویم چنین می‌گویم: آن ظلم، ظلمِ «بی‌قاعدگی» بود که آن روز جامه چپ پوشیده بود؛ و بی‌قاعدگی هرگاه جامه راست بپوشد، همان ظلم را با آستری دیگر تکرار می‌کند...
حاصل مطالعه من این است: نزاع واقعی زمانه ما نه میان چپ و راست، که میان «قاعده» و «بی‌قاعدگی» است. مصادره بی‌قاعده دیروز و وامِ ارزان‌تر از تورم برای منتخبانِ امروز، هر دو از یک چشمه‌اند: تصرف در مال مردم بی‌رضای ایشان و بی‌حکم قانون؛ یکی با شعار عدالت آمد، دیگری با شعار حمایت از تولید می‌آید. و شاهدی نزدیک بیاورم که نشان می‌دهد بی‌قاعدگی در جامه راست چه می‌کند: از دل بازخوانی اصل ۴۴، بانکداری غیردولتی سر برآورد؛ جهت‌گیری‌ای که به گواهی بسیاری از اهل فن درست بود. اما این سیاستِ درست، بی‌قاعده اجرا شد: مهاری بر اضافه‌برداشت بانک‌ها از بانک مرکزی و بر ناترازی دخل و خرجشان گذاشته نشد. 
حاصل، رقابت بانک‌های کم‌مایه بر سر سپرده مردم با وعده سودهای موهوم بود و انباشت زیان؛ و آن‌گاه که کار به اضافه‌برداشت از بانک مرکزی کشید، زیانِ بانکِ ورشکسته به خلق پول بدل شد و خلق پول به تورم؛ یعنی باز همان مالیات بی‌قانون، این بار نه با شعار عدالت که با جامه بازار. سیاستِ درستِ بی‌قاعده، به همان جا می‌رسد که سیاستِ غلط. و درمان هر دو یکی است: بازگشت به قاعده. 

****

اعتماد رهبری به فرماندهان نظامی

سردار اسماعیل کوثری مشاور سابق فرمانده  کل سپاه در روزنامه ایران نوشته است:

صدور احکام جدید برای فرماندهان و مسئولان ارشد نیروهای مسلح را باید از چند زاویه مورد توجه قرار داد. اولین پیام این احکام، ثبات در مجموعه نیروهای مسلح و تداوم مسئولیت فرماندهانی است که در سال‌های گذشته، بویژه در دوران دفاع مقدس و همچنین جنگ‌های اخیر، تجربه و کارنامه خود را به اثبات رسانده‌اند.
فرماندهان نیروهای مسلح در جریان جنگ ۴۰ روزه و همچنین جنگ ۱۲ روزه، در جایگاه مسئولیتی خود تصمیم‌های مهمی اتخاذ کردند و این جنگ‌ها را به بهترین نحو ممکن مدیریت کردند. بنابراین، صدور احکام جدید برای آنان را نمی‌توان صرفاً یک تغییر اداری یا تشریفاتی تلقی کرد؛ بلکه این احکام در واقع نشان‌دهنده اعتماد و اطمینان رهبری به فرماندهانی است که در عرصه‌های مختلف دفاعی و نظامی، آزمون خود را پس داده‌اند.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که نیروهای مسلح برای انجام مأموریت‌های خود نیازمند برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بویژه بلندمدت هستند. وقتی فرماندهان و مسئولان اصلی این مجموعه از ثبات و استمرار مسئولیت برخوردار باشند، امکان آن فراهم می‌شود که برنامه‌های راهبردی با افق زمانی طولانی‌تری طراحی و دنبال شود و نیروهای مسلح بتوانند با تمرکز بیشتری برای آینده برنامه‌ریزی کنند.
از سوی دیگر، ترکیب مسئولان و فرماندهانی که در احکام اخیر مورد توجه قرار گرفته‌اند، نشان می‌دهد که رهبر انقلاب بر استفاده از نیروهای با تجربه و سابقه‌دار تأکید دارند؛ افرادی که هم در دوران دفاع مقدس حضور داشته‌اند و هم در تحولات و درگیری‌های سال‌های اخیر تجربه اندوخته‌اند. در این میان، مسئولیت‌های جدید برای رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، نماینده رهبری در نیروهای مسلح و همچنین سردار رضایی که به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب شده است، می‌تواند در چارچوب همین نگاه قابل ارزیابی باشد.
امروز و پس از تجربه جنگ‌های اخیر، نیروهای مسلح باید بیش از گذشته به سمت تدوین برنامه‌های راهبردی و بلندمدت حرکت کنند. تجربه جنگ نشان داد که قدرت دفاعی کشور فقط در میدان نبرد معنا پیدا نمی‌کند، بلکه باید پیش از وقوع هرگونه تهدید، ظرفیت‌ها، نیازها و نقاط قوت و ضعف شناسایی و برای آنها برنامه‌ریزی شود. هدف باید این باشد که قدرت واقعی نیروهای مسلح کشور بیش از گذشته به منصه ظهور برسد و دشمنان جمهوری اسلامی به این جمع‌بندی برسند که هرگونه ماجراجویی و اقدام نظامی علیه ایران، هزینه‌ای سنگین و غیرقابل تحمل برای آنها خواهد داشت.

****

تله آمریکایی برای بانکدار عراقی

وطن امروز نوشت:

اهمیت پرونده خلع‌ سلاح نزد آمریکایی‌ها و پیش بردن آن از سوی الزیدی به نقش ویژه مقاومت عراق در جنگ رمضان بازمی‌گردد؛ جایی که گروه‌های عراقی بخشی از فشار منطقه‌ای علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی را بر عهده داشتند. از این منظر، خلع سلاح فقط دستور کاری داخلی نیست، بلکه تلاشی برای کاستن از ظرفیت فرامنطقه‌ای مقاومت و جلوگیری از فعال شدن دوباره جبهه عراق در بحران‌های آینده است. فضاسازی‌های یادشده و خط و نشان‌های الزیدی و رسانه‌های همسویش می‌کوشد حیات گروه‌های مقاومت را خلاف حاکمیت عراق و امتداد نفوذ ایران به تصویر کشد؛ فرآیندی که می‌تواند به شکاف تازه در ساختار سیاسی و امنیتی عراق و بروز بحرانی جدید در این کشور منجر شود.
الزیدی و متحدان داخلی‌اش در روزهای اخیر با به کارگیری تعابیری تند، فضای سیاسی عراق را بیش از بیش ملتهب کرده‌اند. وی در دیدار اخیرش با برد کوپر، فرمانده سنتکام اظهار کرد عراق از ابتدای دسامبر از هر گونه حضور نظامی خارجی و سلاح خارج از چارچوب دولت عاری خواهد بود. نخست‌وزیر عراق سلاح‌های بدون مجوز را بزرگ‌ترین تهدید برای اقتدار نهادهای امنیتی و حاکمیت قانون دانسته و وزارت کشور منتسب به وی نیز مخالفان خلع‌ سلاح در پسایکم دسامبر را قانون‌شکن و تروریست نامیده و وعده برخورد شدید با آنها را داده است.. .

در چنین بستری بانکدار سابق و نخست‌وزیر کنونی بدون درک پیچیدگی‌های کنونی حاکم بر منطقه و جولان تکفیری‌های  القاعده و داعش در صحرای عراق و شام و تمایلات تجزیه‌طلبانه موجود در اقلیم کردستان و مناطق همجوار در سوریه و بدون تجربه‌اندوزی از اسلاف قدرتمندش همچون ایاد علاوی، عادل عبدالمهدی و نوری مالکی که عمری در سیاست تجربه اندوخته‌اند، پای در مسیر پرمخاطره و دام آمریکایی‌ها نهاده است.

****

تندروها چندان هم مهم نیستند

 محمدعلی ابطحی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب به خبرآنلاین گفته است: من از وجود افراطی‌ها در ایران خیلی نگران نیستم. بخشی از افراطیون مورد نیاز حاکمیت هستند و این‌ها ابزاری هستند که به دنیا نشان داده بشود که ما هم جریان افراطی داریم. تا وقتی که در این چارچوب قرار می‌گیرند، حرف‌هایی که می‌زنند، اشکالی ندارد و هم در روند اداره کشور تأثیری ندارد. این‌ها ابزاری هستند برای اینکه گفته بشود که در ایران هم تندروها وجود دارند. هر وقتی که ضرورت داشته باشد، ترمز افراطی‌ها کشیده بشود، این کار انجام می‌شود. سیستم حاکمیت کشور، به‌خصوص با تأکید بر ولایت فقیه، جوری است که این ترمز عمل می‌کند و حاکمیت مسیر خودش را طی می‌کند.

خود تندروها معمولاً می‌دانند که حرف‌هایی که می‌زنند یک ابزار است و آن‌ها که نمی‌دانند، باید به آن‌ها گفته شود. اما اگر در یک مرحله جریان افراطی از در حقیقت ترمزی که از سوی ولایت فقیه زده می‌شود، عبور بکنند،

باید گفت که در تاریخ بعد از انقلاب داشتیم که جریانات افراطی مسلحی مثل مجاهدین خلق، وقتی که جلوی ولایت فقیه یا مردم ایستادند، سرنوشت تلخی داشتند. این تندروها نیز اگر در برابر مردم یا ولایت فقیه بایستند، سرنوشتی مانند مجاهدین خلق پیدا می‌کنند.

 مهم این نیست که تندروها چه حرف‌هایی می‌زنند، مهم این است که سیستمی که می‌خواهد تصمیم بگیرد، تحت تأثیر این افراطی‌ها قرار نگیرد. من این بیانیه‌ای که اخیراً دفتر رهبری دادند را خیلی مهم می‌دانم، چون آن کسی که این حرف را زده بود خیلی اهمیت نداشت، اما اینکه این افراطی‌ها وقتی از حد خودشان گذر بکنند، دیدگاه نظام و رهبری در برابرشان به‌طور قاطع ایستادگی می‌کند، خیلی مهم بود.

****

موقعیت خنده دار یک خودشیفته 

خراسان نوشت:

افتضاح انتقال ترامپ با کامیون حمل غذا و تغییر هواپیما ی رئیس جمهور آمریکا در ترکیه، همچنان سر تیتر بسیاری از رسانه های جهان است.

دونالد ترامپ پس از حضور در اجلاس ماه گذشته ناتو در آنکارا، از ترس تهدید ایران، به صورت مخفیانه با یک هواپیمای نظامی جایگزین از ترکیه خارج شد. طبق گزارش رسانه هایی مانند واشنگتن پست، ترامپ پس از سوار شدن به جت قدیمی ایر فورس وان، دقایقی بعد مخفیانه به یک هواپیمای کوچک‌تر منتقل شد. او از طریق یک کامیون حمل آشغال به آن هواپیما رسید. این خبر به‌سرعت به یک «اَبَرمیم» تبدیل شد و کاربران با هشتگ‌ها و تصاویر هوش مصنوعی، ترامپ را در حال پنهان شدن میان ساندویچ‌ها و سالادها منتشر کردند.


ایر فورس وان؛ نمادی که فرو ریخت


«ایر فورس وان» در فرهنگ سیاسی آمریکا فقط یک هواپیما نیست؛ نماد نهایی قدرت، حاکمیت و شکوه ریاست‌جمهوری است. وقتی ترامپ در برابر دوربین‌ها سوار آن می‌شود، در واقع دارد «اسطوره قدرت» خود را بازتولید می‌کند. اما ماجرای کترینگ تراک، دقیقا نقطه مقابل این اسطوره است.

پیروزی نشانه‌شناختی علیه ترامپ در این است که مخالفانش توانستند با استفاده از همین نمادِ به ظاهر تحقیرآمیز، اسطوره‌ شکست‌ناپذیری او را برای همیشه فرو بریزند. تصاویر هوش مصنوعی از ترامپ در حال پنهان شدن میان غذاهای مک‌دونالد، روایت «قدرت» را با روایت خنده‌دار شدن جایگزین کردند. در سیاست هیچ چیز به اندازه خنده‌داربودن برای یک شخصیتِ خودشیفته، کشنده نیست.

*****

 بنزین ۸۰هزار تومانی دستپخت کیست؟! 

کیهان نوشت:

وضعیت فلاکت‌بار این روزهای آمریکا که در پاراگراف‌های بالا و به نقل از معتبرترین منابع خبری غربی به آن اشاره شد، حاصل عملکرد بی‌نظیر رهبر عزیز، نیروهای مسلحِ شجاع و مردم با وفای ایران در مواجهه با تجاوز دشمن است. این سه، الحق گل کاشتند و بهترین عملکرد نیز متعلق به آنهاست. حالا این عملکرد را مقایسه کنید با عملکرد برخی از مسئولین دولت محترم و به عنوان فقط یک نمونه، به عملکرد برخی در مواجهه با مشکل بنزین! اینکه ناگهان -تأکید می‌کنیم ناگهان-اعلام ‌شود قرار است سهمیه‌ها کم، قیمت‌ها زیاد و یکی از نرخ‌ها نیز 87 هزار تومان در لیتر باشد، آیا حاصل تدبیر است یا بی‌تدبیری!؟ چه کسانی با چه توجیهی، چنین طرح‌هایی را به افکار مسئولین دولتی نفوذ می‌دهند؟! اینکه مواضعی گرفته شود که قیمت بنزین و نفت در آمریکا با وجود بسته بودن دو تنگه مهم و استراتژیک هرمز و باب‌المندب کاهشی شود و قیمت بنزین در ایران افزایشی، واقعاً مشکوک نیست؟!

بنزین یکی از کالاهای مورد نیاز مردم است و شرایط در مورد دیگر مایحتاج ضروری مردم نیز همین است. دشمن پس از شکست در میدان جنگ، روی اقتصاد و معیشت مردم متمرکز شده و برخی بی‌تدبیری‌ها نیز -خواسته یا ناخواسته- دقیقاً همراهی با دشمن است. مسئولین امر باید با موقعیت‌شناسی، با کمک همین مردم، با اطلاع‌رسانی به‌موقع و صد البته با استفاده از کارشناسان دلسوز و واقعی، در این حوزه تدبیر کنند. کسانی که جز «شوک‌درمانی» و «افرایش ناگهانی قیمت‌ها» نسخه دیگری برای اقتصاد نمی‌پیچند، در خوش‌بینانه‌ترین حالت «کارشناس» نیستند!  

 

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین