به گزارش الف لیلی نقولا استاد روابط بین الملل در دانشگاه لبنان در مطلبی تحلیلی به بررسی ابعاد تفاهم مکه پرداخته است او می نویسد :
تفاهمنامه مکه یک تحول امنیتی منطقهای جدید با شرکای متعدد به شمار میرود که با هدف تحکیم بازدارندگی جمعی، به دور از اعتماد کامل و زیر پرچم امنیتی آمریکا شکل گرفته است.
امضای تفاهم مکه بین عربستان، ترکیه و پاکستان در شرایطی انجام شد که منطقه در شرایط بسیار پیچیدهای به سر میبرد و شک و تردیدهای زیادی درباره کارکرد امنیتی آمریکا برای کشورهای خلیج فارس به وجود آمده است و این موضوع بعد از جنگ ایران بهطور فزایندهای تشدید شده است.
جوهره و اصل تفاهمنامه این است که حمله به یکی از این سه کشور، حمله به همه آنها تلقی خواهد شد. همچنین این تفاهم برای تحکیم و توسعه کار مشترک بین سه کشور در زمینههای دفاعی و امنیتی خواهد بود. البته هنوز درباره سازوکارهای اجرایی آن صحبتی به میان نیامده است و میزان اجرایی شدن یا عدم اجرای آن به رفتار امنیتی و دفاعی سه کشور در آینده بازمیگردد.
تأثیر این تفاهم بر امنیت منطقهای و کشورهای مشخصشده چیست؟
۱. تفاهم در چارچوب امنیت منطقهای گسترده است
از منظر روابط بینالملل، این تفاهم نمونه واضح یک موازنه است؛ یعنی هر کشور تلاش میکند ترتیبات مشخصی را اتخاذ کند تا مانع اختلال این موازنه قدرت شود. یا بهطور جدیتر، این یک تفاهمنامه امنیتی چندجانبه است، به جای امنیت یکجانبه خارجی.
با نگاهی به تاریخ امنیت منطقهای در خاورمیانه بهطور کل و در خلیج فارس به شکل خاص، فقط به آمریکا تکیه کرده بود. با این جنگ اخیر آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، ایران توانست قدرت خود را در هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا و تهدید زیرساختهای کشورهای حاشیه خلیج فارس بهخوبی نشان دهد.
جنگ آمریکا و ایران باعث برداشته شدن کامل چتر حمایتی آمریکا نشد، اما حد و حدود قدرت آن را در آسیب رساندن به پایگاهها و مصالح کشورهای منطقه نشان داد.
از سوی دیگر، این جنگ میزان کارایی مفاهیم سنتی امنیت و دفاع را بر همگان آشکار کرد و کشورهای زیادی را به این موضوع واداشت که در مسائل و مصالح استراتژیک خود، از طریق ایجاد تنوع در شرکای امنیتی، تجدیدنظر کنند.
در اینجا اهمیت بازدارندگی این تفاهم بیش از بعد جنگی آن است. معمولاً تفاهمهای دفاعی به معنی ورود به جنگ نیستند، بلکه برای کم کردن هزینههای آن در صورت وقوع هستند. از سوی دیگر، هدف این تفاهمها ارسال پیام صریح به طرفی است که قصد تجاوز به یکی از سه کشور را دارد تا آن کشور بداند که ضربه او باعث آسیب دیدن خود آن کشور نیز میشود.
ثانیاً: تأثیر تفاهم بر ایران و همپیمانان آن
در طی جنگ اخیر، ایران قدرت بسیار خوبی در جنگ نامتقارن و ایجاد هزینههای گزاف برای آمریکاییها و کشورهای عربی از خود نشان داد، علیرغم اینکه آمریکا از لحاظ نظامی برتری بسیار بیشتری بر ایران دارد.
از دیدگاه تئوری، ظهور یک چارچوب دفاعی بین این سه کشور، تلاش برای خلق یک معادله جدید در برابر ایران است و از جانب دیگر، به ایران این پیام را میرساند که موازنه قدرت بعد از این تفاهم تغییر خواهد کرد.
البته باید توجه داشت که مبالغه در تأثیرگذاری این تفاهم بر قدرت ایران اشتباه بسیار بزرگی است، بهویژه پس از موضعگیری ایران که تأکید میکند خود کشورهای عربی مورد هدف ایران نیستند.
تأثیر تفاهم بر «اسرائیل»
اگرچه به نظر نمیرسد «توافقنامه دفاع مشترک مکه» اتحادی علیه «اسرائیل» باشد، زیرا این سه کشور متحد ایالات متحده هستند، اما این موضوع این واقعیت را نفی نمیکند که این توافقنامه عملاً میتواند به محدود کردن برتری نسبیای که «اسرائیل» در سالهای اخیر از آن برخوردار بوده است، کمک کند.
از این منظر، اگر این سه کشور موفق شوند که این چارچوب سیاسی را به سازوکاری دفاعی، تکنیکی و اطلاعاتی تبدیل کنند، ممکن است در حرکت استراتژیک اسرائیل مؤثر واقع شود؛ چرا که اسرائیل به این تفاهم به شکل یک قطب منطقهای جدید مینگرد که استقلال استراتژیک بیشتری دارد.
در نتیجه، با چشمپوشی از مسیر و آینده این تفاهم، باید درک کنیم که این تفاهم تحولی رو به جلو در شیوه تفکر منطقه نسبت به مسئله امنیت است؛ امنیتی که ناشی از مصالح ذاتی کشورهای منطقه باشد، نه فقط اعتماد به یک قدرت خارجی.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.