برانداز خوب، برانداز بد! / پخت‌وپز ناشیانه در آشپزخانه‌ بی‌بی‌سی فارسی/ «تله گران‌سازی» پیش پای دولت

گروه سیاسی الف،   4050518021 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

برانداز خوب، برانداز بد! / پخت‌وپز ناشیانه در آشپزخانه‌ بی‌بی‌سی فارسی/ «تله گران‌سازی» پیش پای دولت

ترامپ منفورترین رئیس‌جمهور جنگ

فرهیختگان نوشت:

نظرسنجی جدید رویترز/ایپسوس نشان می‌دهد پنج ماه بعد از شروع جنگ ایران، دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا بدترین وضعیت اجتماعی در تاریخ جنگ‌های آمریکا را به خود اختصاص داده است. بر اساس این نظرسنجی، فقط ۳۵ درصد آمریکایی‌ها جنگ را تأیید می‌کنند و ۵۸ درصد انتظار دارند قیمت بنزین بدتر شود. حتی در طیف جمهوری‌خواهانی که هم‌حزب ترامپ هستند، فقط ۴۱ درصد معتقدند جنگ ثبات‌بخش خواهد بود. تاریخ ایالات متحده آمریکا آمیخته با جنگ‌های مداخله‌جویانه است.

از جنگ کره گرفته تا ویتنام، خلیج‌فارس، عراق، افغانستان، ایران و... بااین‌حال آمریکا در جنگ علیه ایران با چالش‌های مختلفی در زمینه پشتوانه اجتماعی روبه‌رو بود. یک پدیده معنادار در آمریکا برای جنگیدن، «رالی دور پرچم» است. «رالی دور پرچم» یک پدیده شناخته‌شده در علم سیاست است که اولین‌‌بار توسط جان مولر، استاد علوم سیاسی در سال 1970 مطرح شد. مولر کشف کرد که هر بار آمریکا وارد یک بحران بین‌المللی یا عملیات نظامی می‌شود، تأیید عملکرد رئیس‌جمهور به‌صورت سیستماتیک و ناگهانی بالا می‌پرد.

منطق این پدیده، روان‌شناختی-سیاسی است. این پدیده می‌گوید که در شرایطی مثل جنگ، بحران خارجی یا تهدید امنیتی، بخشی از جامعه موقتاً حول رهبران و حاکمیت خود متحد می‌شوند؛ مخالفان سیاسی سکوت می‌کنند (نمی‌خواهند در زمان جنگ «ضدوطن» به نظر برسند)، رسانه‌ها ملایم‌تر رفتار می‌کنند و بخش عمومی فعال‌تر می‌شود. در نتیجه حمایت از دولت یا رئیس‌جمهور افزایش پیدا می‌کند. به‌عنوان نمونه در ماجرای ۱۱ سپتامبر 2001 که جامعه آمریکا با یک تهدید خارجی شدید مواجه شد، حمایت از رئیس‌جمهور جورج دبلیو بوش به‌شدت بالا رفت و محبوبیت او از حدود 51 درصد به نزدیک 90 درصد رسید. ترامپ در جنگ‌ علیه ایران نه‌تنها نمره مثبتی از این پدیده نگرفته که حتی در وضعیت منفی هم به سر می‌برد.

****

برانداز خوب، برانداز بد

اطلاعات نوشت:

اگر رفتاری برخلاف قانون، امنیت ملی‌ یا مصالح عمومی تشخیص داده می‌شود، این تشخیص نباید تابع جایگاه، لباس، سابقه یا گرایش سیاسی افراد باشد. همان‌گونه که اگر رفتاری در چاچروب قانون قرار دارد، این قاعده نیز باید درباره همگان به یکسان اعمال شود.


تقسیم‌بندی‌های نانوشته‌ای مانند «برانداز خوب» و «برانداز بد»، حتی اگر صرفاً در ذهن افکار عمومی شکل گرفته باشد، برای هیچ نظامی سرمایه‌آفرین نیست. استمرار چنین برداشتی، بیش از هر چیز، اعتماد مردم به عدالت و بی‌طرف قانون را تضعیف می‌کند؛ اعتمادی که مهم‌ترین پشتوانه کشور در برابر فشارها و تهدیدهای بیرونی است. 


اقتدار نظام، بیش از آنکه در برخوردهای متفاوت با افراد جلوه کند، در اجرای عادلانه و بی‌طرفانه قانون نمود می‌یابد. اگر معیار، قانون است، قانون نباید خودی و غیرخودی بشناسد، و اگجر معیار، حفظ امنیت، وحدت و منافع ملی است، این معیار نیز بیاد درباره همه، بدون استثنا یکسان اعمال شود.
مردم حق دارند بپرسند که چرا در موارد مشابه، گاه برداشت‌های متفاوتی از اجرای قانون شکل می‌گیرد. پاسخ به این پرسش، نه با شعار، بلکه با شفافیت، عدالت و اجرای برابر قانون برای همگان ممکن است. سرمایه اجتماعی، بزرگ‌ترین پشتوانه هر نظام سیاسی است و این سرمایه، جز در سایه عدالت، حفظ نخواهد شد. 

****

بازی ائتلاف‌ها

اعتماد نوشت: 

 برخي ناظران مدعي‌اند پيمان مكه را نبايد هم‌سنگ پيمان دفاعي كامل مانند ناتو دانست، بلكه بايد آن را چارچوبي براي هماهنگي راهبردي، اطلاعاتي، صنعتي و نظامي ميان سه قدرت مهم منطقه تلقي كرد، بالاخص آنكه امضاي اين توافق پس از نزديك به يك سال مذاكره، در فضاي جنگ امريكا و اسراييل عليه ايران و تشديد ناامني‌هاي منطقه‌اي صورت گرفت.  عربستان، كه زيرساخت‌هاي انرژي و برنامه‌هاي اقتصادي‌اش در معرض تنش‌هاي حاكم قرار گرفته، در هفته‌هاي اخير از خطر حملات احتمالي به بنادر، فرودگاه‌ها و تاسيسات نفتي خود ابراز نگراني كرده، همين متغير بالاخص تهدیدات احتمالي حوثي‌ها يا   حشدالشعبي به اين كشور شايد بستر را براي تعريف چنين پيماني هموار كرد؛ پيماني كه گروهي تلاش دارند آن را مقدمه تعريف ناتوي سني قلمداد كنند، هر چند بسياري از تحليلگران چنين توصيفي را رد كرده و آن را خلاف واقعيت‌هاي عيني حاكم بر معادلات حاكم قلمداد مي‌كنند. در همين راستا و در توضيح زمينه اين پيمان، دو خوانش اصلي مطرح شده است. گروهي از كارشناسان، توافق مكه را واكنش رياض به ترديدهاي فزاينده درباره كفايت چتر امنيتي امريكا و نياز به بازدارندگي در برابر تهديدهاي پيراموني و نيروهاي غيردولتي ارزيابي كردند. در اين برداشت، توان مالي عربستان، ظرفيت صنعتي و پهپادي تركيه و تجربه نظامي و توان بازدارندگي راهبردي پاكستان، مي‌تواند مكمل يكديگر باشد. برخي ناظران نيز اين توافق را فراتر از كنش اعضاي مقاومت مي‌دانند و معتقدند نگراني از گسترش عمليات‌هاي اسراييل در غزه، لبنان، سوريه و ايران، در كنار رقابت‌هاي واشنگتن و تل‌آويو با تهران، سه كشور را به سمت جست‌وجوي استقلال بيشتر در حوزه امنيت منطقه‌اي سوق داده است.

*****

«دادند رفت» شیوه پهلوی است؛ نه جمهوری اسلامی

روزنامه قدس نوشت:

این روزها سایت‌ها، صفحات و کانال‌های وابسته به جریان‌های پهلوی‌چی، ادعایی را تکرار می‌کنند مبنی بر اینکه ترتیبات حقوقی دریای خزر به گونه‌ای تنظیم شده که منافع ایران به نفع روسیه از بین رفته است؛ ادعایی که هدف آن، ایجاد فضای بی‌اعتمادی نسبت به سیاست‌های جمهوری اسلامی است؛ واقعیت‌های روشن ‌تاریخی اما نشان می‌دهد ادعای «دادند رفت» دقیقاً به همان خاندان پهلوی برمی‌گردد نه جمهوری اسلامی...

بوق و کرنای تبلیغاتی پهلوی‌چی‌ها در حالی است که خاندان پهلوی خود سابقه‌ای محرز در چشم‌پوشی از ادعاهای ارضی ایران دارد. محمدرضا پهلوی با فشار انگلیسی‌ها ادعاهای دیرینه ایران درباره بحرین را کنار گذاشت و زمینه‌ای فراهم آورد تا بحرین، تکه‌ای فوق‌العاده مهم از خاک وطن در ۲۳مرداد ۱۳۴۹ از دامان ایران جدا شود.امروز که جمهوری اسلامی پس از دهه‌ها بردباری، به اعمال حاکمیت خود در تنگه هرمز پرداخته، بیشتر و بهتر از هر زمان دیگری می‌شود درباره اهمیت جدایی بحرین از ایران و قطع قدرت منطقه‌ای کشور، در آن سوی خلیج فارس، قضاوت کرد.

جمهوری اسلامی رژیم منحوس پهلوی نیست. نظام برآمده از انقلاب اسلامی، حفظ تمامیت ارضی و منافع ملی را از وظایف ذاتی خود می‌داند و عملاً ساختار حاکمیت به گونه‌ای است که ترتیباتی از این دست، جز با تصویب در خانه ملت، محقق نخواهد شد؛ درست در نقطه مقابل حکومتی که شخصی ذیل عنوان شاه، خودکامگی خود را در قالب تصمیم‌های حکومت اعمال می‌کرد و خانه ملت جز نقشی نمایشی نداشت.


ارسال لایحه کنوانسیون خزر به مجلس و تأکید مقامات بر ادامه مذاکرات تحدید حدود، نشان‌دهنده این رویکرد است که تصمیم‌گیری نهایی در اختیار نمایندگان مردم قرار دارد و هیچ سندی بدون بررسی دقیق منافع کشور تصویب نخواهد شد.

****

 پخت‌وپز ناشیانه در آشپزخانه‌ بی‌بی‌سی فارسی

وطن امروز نوشت: 

آشپزخانه‌ بی‌بی‌سی فارسی در تازه‌ترین پخت‌وپز خود، به اصطلاح مستندی با عنوان «زبان رمز» را روی میز گذاشته؛ سفارشی سیاسی که در ظاهر به دنبال تحلیل واژگان رهبر شهید انقلاب اسلامی است اما در عمل، فرسنگ‌ها با استانداردهای حداقلی پژوهش فاصله دارد و تنها ورشکستگی متدولوژیک این شبکه را فاش می‌کند. سازندگان مساله‌ای را پیش می‌کشند که برای پاسخ به آن، ابزاری به‌مراتب محدودتر از ادعای خود را در اختیار دارند. پرسش فیلم برخلاف ذهن سازندگان آن کوچک نیست: «آیت‌الله خامنه‌ای در بیش از 3 دهه رهبری چگونه فکر کرده، گفتمانش چگونه تغییر کرده و این تغییرات چه چیزی درباره رفتار جمهوری اسلامی به ما می‌گوید؟» اما آدم‌هایی که به این پرسش پرداخته‌اند، آدم‌های مناسبی نیستند و برای همین، حتی در همان مسیر خودشان یعنی تسویه‌حساب سیاسی با امام مجاهد شهید هم کلا به بیراهه رفته‌اند.

سازندگان مدعی‌اند حدود 5,5 میلیون کلمه از بیانات رهبر شهید را بررسی و از میان‌شان ۱۵۰ واژه مهم و پرتکرار را انتخاب کرده‌اند. بعد هم ادعا دارند این حجم عظیم از داده می‌تواند لایه‌هایی پنهان از ذهنیت حکومت(!) را آشکار و به فهم «قواعد رفتاری حکومت ایران» کمک کند. مشکل دقیقا از همین فاصله میان پرسش و ابزار آغاز می‌شود. مستند دایره‌ محدود واژگان را اندازه می‌گیرد و بعد هم از این دایره محدود می‌خواهد حوزه بسیار بزرگ‌تر گفتمان را نه فقط بشناسد، بلکه داوری هم کند. بماند که حتی در همین 2 مرحله هم تناسبی وجود ندارد!


اما کار سازندگان به اینجا ختم نمی‌شود و با این ادعا که توانسته‌اند گفتمان رهبر شهید را بشناسند، قدم را فراتر گذاشته و از گفتمان به ذهنیت ایشان می‌رسند و عجیب‌تر از همه، سرانجام از ذهنیت مورد ادعا، منطق رفتار نظام جمهوری اسلامی را تعیین می‌کنند!

****

 «تله گران‌سازی» پیش پای دولت

علی قنبری، معاون پیشین وزارت جهاد کشاورزی در دولت روحانی به خبرآنلاین گفته است:

دولت به دلیل جنگ و محاصره اقتصادی از نظر درآمد و منابع دچار مضیقه بزرگی شده است. همین کمبود منابع تبدیل به بهانه‌ای شده که دولت دست به افزایش قیمت‌ها بزند. یک ماه پیش دولت اجازه افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت نان را داد و اخیرا هم شنیده می‌شود که بنا است نرخ سوم بنزین را هم افزایش دهند. در شرایطی که دونالد ترامپ تمام تلاش خود را برای کاهش قیمت بنزین به کار بسته، در ایران به بهانه‌های مختلف دولت می‌خواهد افزایش قیمت بنزین را توجیه کند.

در این باره قنبری گفت: دولت مراقب «تله گران‌سازی» باشد. این افزایش قیمت‌ها به گرانی بیشتر و تورم بالاتر منجر می‌شود. در حالی که از دولت انتظار می‌رود هم و غم خود را بر کاهش تورم بگذارد، با این اقدامات دولت در عمل مسیر جهش‌های بیشتر هموار شده است. افزایش قیمت نان به عنوان یکی از اساسی‌ترین کالاهای مصرفی مردم یا نرخ حامل‌های انرژی به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل موثر بر تورم، نشادندهنده درک اشتباه تیم اقتصادی دولت است....

مادامی‌که تحریم، جنگ و محاصره دریایی وجود دارد، کمبود منابع هم ادامه خواهد داشت اما از دولت انتظار می‌رود با سیاستگذاری، شدت فشارها بر مردم را کاهش دهد، نه این‌که با اجرای برخی اقدامات فشارهای معیشتی را بالاتر ببرد.

فشارهای خارجی حتما موثر هستند اما نقش تیم اقتصادی دولت و به طور خاص بانک مرکزی، وزارت اقتصاد، وزارت جهاد کشاورزی و وزارت رفاه در بحران فعلی بیش از دیگر بخش‌ها است.
 
****

هیچ‌کس بیشتر از زیدآبادی در خطر ساده‌انگاری نیست!

جوان نوشت:

 یک مقام امریکایی گفته است تنگه هرمز هیچ‌وقت به وضعیت سابق بازنمی‌گردد، چون نفت را از این پس با لوله عبور می‌دهیم و اهمیت تنگه از بین می‌رود. روزنامه جوان چندی پیش به این جنگ روانی پاسخ داد، ولی کسانی مثل احمد زیدآبادی (که در زمان جنگ نوشت بیشتر روز را زیر لحاف بوده و دعا می‌کرده تا جنگ تمام شود) آن‌قدر تمامی کنش‌ها و واکنش‌هایش مبتنی بر ترس از امریکاست که همین حرف را گرفته و با عاقل‌پنداری خود از سعدی مثال زده است که «عاقل آن است که اندیشه کند پایان را». زیدآبادی نوشته است: منظور طرف امریکایی این است که با توجه به تأثیر انسداد تنگه هرمز در طول جنگ بر اقتصاد جهانی، در آینده نزدیک عمده نفت منطقه از طریق خطوط لوله صادر خواهد شد و تنگه به صورت آبراهه‌ای حاشیه‌ای و بی‌اهمیت در خواهد آمد! پیش از این توضیح داده بودم که استفاده بیش از اندازه از یک ابزار می‌تواند اثر آن را کاهش دهد یا حتی از بین ببرد!» 


«جوان» اخیراً نوشت که این جنگ روانی دشمن و عده‌ای ساده‌لوح یا همکار دشمن در داخل است که می‌پندارند اهمیت تنگه به زودی کمرنگ می‌شود. اگر واقعاً چنین است چرا این‌قدر امریکا و اعراب و باقی دنیا اصرار بر بازکردن آن دارند؟ بروند کنار و بنشینند تا اهمیت آن کم شود و به ریش ایران بخندند! 
وانگهی از تنگه هرمز، کود و آلومینیوم و کالا‌های اساسی و نزدیک به هزار جور فراورده نفتی و کشاورزی و صنعتی هم عبور می‌کند که از لوله عبور نمی‌کند! 
دلایل متعدد دیگری هم می‌شود برشمرد تا نشان داد چقدر کسانی مثل زیدآبادی بدون لحظه‌ای فکر کردن، با اولین هشدار یا تهدید یک مقام امریکایی به زیر لحاف تحلیل خود می‌خزند.

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین