به گزارش الف، مهدی محمدی نوشت: تا این لحظه، وضعیت از نظر تهدید نظامی تغییری نکرده و ما آن را بسیار نزدیک و جدی ارزیابی میکنیم. آنچه امروز میبینیم یک «وقفه تاکتیکی» است، نه عقبنشینی. آمریکاییها بعد از مذاکرات نیویورک و رایزنی با چین، میخواهند آخرین وضعیت نیازمندیهای نظامی و اطلاعاتی خود را برای آغاز درگیری بسنجند.
چکلیست واشنگتن برای جنگ
آمریکا پیش از تصمیم نهایی، چند چیز را با دقت بررسی میکند:
۱. وضعیت پروژه اسرائیل برای ایجاد جنگ مسلحانه در داخل ایران، در مرز و در عمق. این بار اصرار دارند اگر ضربهای به ایران میزنند، همزمان با حرکتهای آشوبطلبانه و مسلحانه باشد.
۲. دسترسی اطلاعاتی به اهداف؛ چه انسانی و چه زیرساختی. مواردی مثل کوه کلنگ و جاهای دیگر در این چارچوب بررسی میشود.
۳. برآورد میزان انسجام اجتماعی و وحدت میان مسئولان ایران. میخواهند بدانند اگر ضربه وارد شود، ایران آن را هضم میکند و باز هم پاسخ گسترده میدهد، یا این بار میتوانند ضربهای بزنند که برای ایران قابل هضم نباشد.
این ملاحظات است که نهایتاً آمریکا را به این نقطه میرساند که ماشه را بچکاند یا نه.
ایران؛ از بازدارندگی به تهاجم
در مقابل، ما آمادگیهای فوقالعادهای ایجاد کردهایم. طراحیهای بسیار جدید داریم، سلاحها و تجهیزات نوینی ساخته و تست کردهایم و الان آماده استفاده عملیاتی از آنها در یک نبرد واقعی هستیم. نکته مهم این است که استراتژی این بار ما متفاوت است؛ بسیار تهاجمیتر و گستردهتر از گذشته. آمریکاییها کم و بیش بخشی از این واقعیت را میدانند.
نقطه ضعف جدی آمریکا: مهمات و جغرافیا
آخرین اطلاعات نشان میدهد آمریکاییها همچنان کمبود مهمات دارند. این مسئله جدی است. اگر درگیری شروع شود، دشمن تلاش میکند آن را کوتاهمدت نگه دارد. یکی از مشکلات اصلی آنها این است که میدانند شروع درگیری با آنهاست، اما پایانش با آنها نخواهد بود. درگیری از نظر مکانی و زمانی توسعه پیدا میکند و ترامپ آماده چنین چیزی نیست. این بار ممکن است با توسعه درگیری به جغرافیاهای جدید، مثل اقیانوس هند، مواجه شوند که تقریباً هیچ آمادگی برای آن ندارند.
به همین دلیل، به خاطر کمبود شدید مهمات، آمریکاییها نتوانستند درباره حمله به یمن هم جمعبندی کنند. اگر بخواهند وارد آن جبهه شوند، با توانمندیهایی که انصارالله نشان داده، باید حجم زیادی از مهمات مصرف کنند و میدانیم که الان آماده نیستند. والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، همین را تأیید کرده بود. حتی بر اساس دادههایی که خود رژیم صهیونیستی منتشر کرده، در داخل رژیم نیز به دلیل اختلافات و ضربات مهمی که ما وارد کردهایم، کمبود مهمات وجود دارد. هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی، بهویژه در مهمات رهگیر، مشکل دارند.
در مقابل، ایران ۲۴ ساعته و سه شیفت، نسل جدیدی از موشکها و پهپادها را تولید میکند. ما به یک منبع بیپایان متصل هستیم؛ به دلیل توان فنی بومی، زیرساختهای وسیع داخلی و مواد اولیهای که خودمان تولید میکنیم. عملاً خط تولید موشک و پهپاد ما بیپایان است.
ضربه به آمریکا روی زمین؛ تأییدشده
اصابت به هواپیماهای دشمن روی زمین دیگر تأیید شده است. در حمله تیرماه ایران به پایگاه الاق در اردن، اکنون روشن شده که حدود ۱۰ جنگنده پیشرفته آمریکایی روی زمین و زیر هانگر نابود شدند و آمریکاییها هنوز نتوانستهاند آن خسارت را جبران کنند. علاوه بر این، نقاط استقرار آنها در منطقه نیز آسیب دیده است. خودشان در گزارش بازرسی پنتاگون تأیید کردهاند که ایران محل اسکان نیروهای آمریکایی در بحرین را با دقت طبقهبهطبقه هدف قرار داده؛ دقیقاً همان طبقاتی که افسران آمریکایی در آن زندگی میکردند.
آمریکاییها به این جمعبندی رسیدهاند که نیاز به بازنگری دقیق در استقرار مجدد خود در منطقه دارند. یا باید بمانند که در این صورت حجم قابل توجهی هدف در اختیار ایران قرار میگیرد، یا باید جمع کنند و بروند که این خودش یک پیروزی استراتژیک، ژئوپولیتیکی، تاریخی و بیسابقه برای ایران است. ما کمکم به کشتن آمریکاییها در منطقه خو گرفتهایم و این کار را رها نخواهیم کرد.
ترامپ، اروپا و پایان بیطرفی
ترامپ برای شروع درگیری، دنبال جلب همراهی متحدان غربی خود است. انگار میخواهد اعتماد به نفس پیدا کند برای جنگ بعدی با ایران. فرانسویها اخیراً گفتهاند حاضرند در دفاع از تنگه هرمز مشارکت کنند. معنیش این است که از این به بعد، منافع فرانسه در منطقه نیز هدف مشروع ایران خواهد بود. ماکرون حتی از قطعنامه در شورای امنیت صحبت کرده است. اینها از ائتلاف مکه و وعدههای بزرگ، به فروش اسلحه و صدور کاغذ رسیدهاند.
انگلستان نیز در این پروژه همراه شده و ما اطلاعاتی داریم که نشان میدهد به این مسیر پیوسته است. ما به انگلیس هم ضربه خواهیم زد. دبیرکل ناتو شفاف تأیید کرده که ۵۰۰۰ پرواز از فرودگاههای اروپا در جنگ با ایران انجام شده است. این اعتراف شفافی است: دیگر چیزی به نام بیطرفی وجود ندارد و اهداف اروپایی، اهداف متخاصم محسوب خواهند شد.
اگر در جنگ بعدی قرار باشد جغرافیای جنگ را توسعه دهیم، جغرافیای جدیدی برای اقدام در اختیار خواهیم داشت. پایگاه رامشتاین در آلمان بهطور کامل در اختیار آمریکاییهاست. آلمانیها نمیتوانند بگویند بخشی از این جنگ نیستند، از آنسو هم نمیتوانند بگویند در منطقه ما منافع، زیرساخت، پول و شرکت ندارند. همه چیز دارند و از این به بعد هدف خواهند بود، چون خودشان این بازی را شروع کردهاند.
در عین حال، آمریکاییها مشکل نیروی انسانی دارند. دادههای خودشان نشان میدهد حتی نیروی انسانی کافی برای حفاظت از پایگاههای خودشان ندارند، چه رسد به عملیات زمینی در ایران. درباره ضد انقلاب هم حساب کردهاند که تکلیفش روشن است و ما میدانیم با آن پرونده چگونه برخورد کنیم.
کوه کلنگ و برگ هستهای
در موضوع کوه کلنگ، هشدارها جدی است. من فکر میکنم آمریکاییها نهایتاً تلاش خواهند کرد به تونلهای صالحین در نطنز ضربه بزنند. چند بار قبلاً گفتهام و الان دوباره تکرار میکنم: کوه کلنگ بخش اصلی برنامه هستهای ایران نیست و خود آمریکاییها این را میدانند. هدفشان از این اغراق، این است که یک هدف کمارزش را بزنند و ادعا کنند هدف باارزشی را نابود کردهاند. این داستان بیشتر برای محیط سیاست داخلی آمریکاست.
اما اگر چنین اصابتی به کوه کلنگ در ایران رخ بدهد، این بهترین فرصت برای ماست که از NPT خارج شویم و درباره دکترین هستهای خودمان بازاندیشی کنیم. این حرفی نیست که بخواهیم دربارهاش تعارف کنیم و واقعاً قابل تعارف نیست.
خطر اصلی: غافلگیری امنیتی در داخل
جدیترین هشداری که باید نسبت به آن بسیار هوشیار باشیم، یک غافلگیری امنیتی در داخل ایران است. این را فوقالعاده جدی میدانم. معلوم است اسرائیلیها سرمایهگذاری قابل توجهی روی این موضوع کردهاند و میخواهند کاری در داخل ایران انجام دهند؛ از جنس کاری که مثلاً در عملیات پیجر کردند، نه فقط انفجار تجهیزات در مناطق مختلف، بلکه ایجاد غافلگیری امنیتی.
این موضوع هوشیاری فوقالعادهای میطلبد. مردم اگر به چیزی مشکوک شدند باید دستگاه امنیتی را در جریان بگذارند. ما نیازمند آن هستیم که جامعه خودش، خود را برای مقابله با تحرکات امنیتی احتمالی دشمن سازمان دهد. این مهمترین مسئله است. اگر دشمن احساس کند در داخل ایران یک قدم کارش پیش رفته، ۱۰ قدم به جنگ نزدیکتر خواهد شد. اما اگر احساس کند در داخل قضیه بسته است، حتی اگر ضربهای بزند، در بیابان کاری کرده و ما ده برابر بزرگتر از آنچه به ما ضربه زده، پاسخ خواهیم داد.
محاصره و تحریم؛ فشار نمایشی و بازی نفت و پرواز
در حوزه محاصره و تحریم، مهمترین اتفاق این است که بعضی کشورهای همسایه، بهویژه عراق، همکاری بیشتری با آمریکاییها در پروژه فشار اقتصادی به ایران میکنند. گرچه اجرای آن همچنان کاملاً گزینشی است و به نظر من موقت خواهد بود؛ بیشتر یک نمایش برای تحت فشار قرار دادن ایران است تا اینکه ایران با این پیغامها منعطفتر برخورد کند. ما عقبنشینی نخواهیم کرد و آنجا وضع برای آمریکاییها بدتر میشود.
گروههای مقاومت در منطقه، بهویژه در عراق، نسبت به این مسئله بیتفاوت نخواهند بود. امروز کتائب سیدالشهدا، حزب الله و دیگر گروههای مقاومت در عراق بیانیههای رسمی و شفافی صادر کردند. این وضعیت به سرعت تبدیل به سلسله فشارهای درونی در عراق میشود. نخستوزیر عراق در این آزمون، به گمان من، امتحان خوبی پس نمیدهد. عملاً اتفاقی که خواهد افتاد این است که مقاومت باید یک جنبه جدید به رفتار خود اضافه کند: مقابله با بازیگران منطقهای که در فشار به ایران مشارکت دارند.
قطع کامل پروازهای ایران را نباید نگرانکننده دانست؛ چنین اتفاقی نخواهد افتاد. در بعضی کشورها ممکن است تعداد فرودگاهها کم شود، در بعضی کشورها حتی تعداد فرودگاهها هم کم نخواهد شد و بعضی طرفها به هیچ وجه حاضر به همکاری کامل با این موضوع نیستند. چین، ترکیه و بعضی طرفهای دیگر، پروازها را حفظ خواهند کرد. اگر فضای روانی و رسانهای موضوع کنترل شود، روی زمین قرار نیست اتفاق آنچنان مهمی رخ بدهد.
ضمن اینکه ما یک حرف روشن زدهایم: اگر نفت ما از منطقه صادر نشود، دیگران هم قادر به صدور نفت نخواهند بود. به وضعیت عربستان نگاه کنید. همین موضوع درباره پرواز هم صادق است. اگر ما نتوانیم در این منطقه پرواز کنیم، دیگران هم نمیتوانند. ضرورت ندارد بعضی بازیگران منطقهای اراده ایران را تست کنند.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.