عبور ایران از «صبر استراتژیک»

رسول معینی، گروه سیاسی الف،   4050423036 ۰ نظر، ۴ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
عبور ایران از «صبر استراتژیک»

تفاهم‌نامه‌ی ۱۴ ماده‌ای اسلام‌آباد در ژوئن ۲۰۲۶، امضا شد اما نیامده مرد و از همان روزهای ابتدایی توسط آمریکا و اسرائیل نقض شد؛ زیرا نه یک صلح پایدار، بلکه آتش‌بسی لرزان بود. ترامپ پس از بسته شدن تنگه هرمز زیر فشارهای بین‌المللی زیادی قرار گرفت و این تفاهم‌نامه فرصتی ایجاد کرد که شریان انرژی جهان مجدداً باز شود و مقدمات انتخاباتی و همچنین جام جهانی فوتبال برگزار گردد. ایران نیز از این فرصت برای تنفس اقتصادی و بازسازی توان خود استفاده کرد، اما گسل‌های واقعی مهار نشدند.

پس از این، آمریکا جرقه‌ی درگیری‌های جولای ۲۰۲۶ را زد و لغو رسمی توافق توسط واشنگتن اثبات کرد که نبرد امروز، جنگِ شلیک‌های کور نیست؛ بلکه «جنگ مهندسی نقشه‌ها و کریدورها» و پیاده‌سازی تنوع مسیرها (Multi‑Corridor Doctrine) توسط آمریکا است. در واقع، ایالات متحده در حال پیاده‌سازیِ دکترینِ کریدورهای موازی در خاورمیانه است. هدف اصلی این دکترین، ایجاد یک مسیر امن و جایگزین برای دریانوردی بین‌المللی در مجاورتِ شبه‌جزیره مسندم (در آب‌های سرزمینی عمان) است. واشینگتن قصد داشت با فعال‌سازیِ این کریدور جنوبی و دور نگه داشتن تانکرها از جزایر تنب و ابوموسی، حق حاکمیت، نظارت و قدرت وتویِ فیزیکی ایران بر تنگه هرمز را برای همیشه خنثی کند؛ آن هم بدون اینکه نیازی به دادنِ امتیاز لغو تحریم‌ها به تهران باشد.

اما تهران با درکِ دقیقِ این مخاطره، هرگز دستِ خود را از روی فتیله‌ی هرمز بر نداشت. واگذاریِ کریدورِ جنوبی و تسلیم شدن در برابر مسیر مسندم، به معنای سوختن بزرگ‌ترین برگ برنده‌ی ژئوپلیتیک ایران بود؛ بنابراین حملات پهپادی و موشکی به تانکرهای این مسیر، پیام تهران به این خطِ خط‌کشیِ غربی-عربی و پاسخی قاطع به این دایره‌ی همگراییِ جدید بود؛ پاتکی استراتژیک با این مضمون که هیچ توافقِ جانبی، ائتلافِ منطقه‌ای یا پوششِ هوایی، نمی‌تواند امنیت را خارج از دکترینِ بومیِ ایران برای خلیج فارس تضمین کند.

پاسخ چند روز پیش آمریکا با حمله به بیش از ۱۴۰ هدف نظامی و به‌ویژه بمباران مناطق مهم و استراتژیک آق‌قلا، حمله به پل راه‌آهن و زیرساخت‌های حمل‌ونقل شمال و شمال شرق کشور که گلوگاه کریدور اوراسیایی است (پل‌های آق‌قلا و آق‌تکه‌خان و بخشی از مسیر اینچه‌برون–ترکمنستان؛ مسیری که شاخه شرقی کریدور بین‌المللی حمل‌ونقل شمال به جنوب (INSTC) است و ایران را به روسیه و از آنجا به چین وصل می‌کند)، پرده از فاز جدید پنتاگون برداشت.

 هدف ترامپ از شکارِ پدافند جزایر در جنوب و زدن شریان ریلی در شمال، ارسال این پیام به تهران بود که در صورت نپذیرفتن مسیر مسندم، محاصره دریایی دوباره آغاز و مسیرهای دور زدن محاصره اهداف بعدی آمریکا خواهد بود؛ اقدامی که منجر به خفه کردن کامل لجستیک ایران و مجاری ارتباطی آن با چین و روسیه می‌شود.

اما چگونه «صبر استراتژیک» تهران به پایان رسید تا تنگه هرمز را حفظ کند؟ حملات امروز و پاتک موشکی به پایگاه‌های سنتکام در ۵ کشور منطقه، پاسخ را باید در خیابان‌های ایران در هفته‌ی گذشته جستجو کرد. تشییع چند میلیونی آیت‌الله خامنه‌ای، فراتر از یک آیین مذهبی، یک "سرمایه‌ی اجتماعی عظیم" برای کشور ایجاد کرد. این حضور بی‌سابقه، محاسباتِ ترامپ مبنی بر گسستِ مردم و حاکمیت در شرایط جنگی را خاکستر کرد و به تهران این اطمینان را داد که پشتوانه‌ی لازم برای اجرای دکترین "وتوی ژئوپلیتیک" را داراست.

در شطرنجِ سال ۲۰۲۶، پاتک سراسری دیشب ثابت کرد که ایران نه تنها روی نقشه، بلکه روی زمین و در کفِ خیابان نیز تسلیم منطقِ تحمیلی کریدورهای جایگزین نخواهد شد و اصرار بر محاصره‌ی لجستیکی تهران، تنها به معنای گسترشِ شعاعِ آتش به تمامِ پایگاه‌هایِ آمریکا در خاورمیانه است.

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین