در آستانه تشییع باشکوه رهبر شهید، رضا حمیدی، کارشناس فرهنگی و ادبی کشور، غزلی سروده است که در آن، سوگ و حماسه درهم میآمیزند و وداع یک ملت با پیشوای خویش به تصویر کشیده میشود. این سروده، فراتر از مرثیهای برای یک شخصیت، روایت دلدادگی مردمی است که در آیین بدرقه شهید خویش، بار دیگر با آرمانها و راه او تجدید عهد میکنند.
حمیدی در این غزل، از اشکهای جاری بر چهره زمان تا ماندگاری نام شهید بر «قلّهٔ تاریخ» سخن میگوید و تصویری شاعرانه از پیوند ناگسستنی میان مردم، ایمان و میراث ماندگار رهبری ارائه میدهد؛ میراثی که به باور شاعر، با شهادت پایان نمیپذیرد و همچنان در جان ملت فروزان میماند.
ز داغِ رهبر آزاده ایران غرقِ طوفان است
زمین آشفته و چشمِ زمان از اشک، باران است
تمام شهر یکجان گشته در همراهی رهبر
که این تشییعِ پرشور، آیهای از عهد و پیمان است
نه تنها خاکِ میهن، آسمان هم سوگوارِ اوست
که از هر گوشه بانگِ ناله چون آوایِ مرغان است
اگرچه جسمِ او آرام گیرد پیش یاران خراسانی
طریق و مکتبش در جانِ این ملت فروزان است
خدایا شاهدی، این اشکِ گرمِ مردمان امروز
گواهِ عشقِ صادق بر امامی پاکدامان است
نمیرد آنکه جانِ خویش را در راهِ حق بخشید
که نامش تا ابد بر قلّهٔ تاریخ، تابان است




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.