تاریخ، این تشییع را ایستاده خواهد خواند

غلامرضا بنی اسدی، گروه سیاسی الف،   4050406053 ۰ نظر، ۴ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
 تاریخ، این تشییع را ایستاده خواهد خواند

تشییع، در فرهنگ ایرانی و اسلامی، فقط بدرقه یک پیکر نیست؛ یک روایت است. روایتِ انسانی که از زیست فردی عبور کرده و به حافظه جمعی راه یافته است. از همین روست که آیین‌های سوگواری، بیش از آنکه مناسکی برای پایان یک زندگی باشند، آغازی برای تداوم یک معنا هستند. تاریخ، بارها این حقیقت را تجربه کرده است که گاه یک تشییع، از هزار خطابه رساتر و از صدها کتاب ماندگارتر می‌شود؛ زیرا مردم، در چنین لحظاتی، نه فقط شاهد یک واقعه، که مشارکت‌کننده در بازخوانی هویت و کارگزار تمدن ملیِ خویش‌اند. 

نگاهِ تاملی، آیین‌های عمومی را از مهم‌ترین سازوکارهای تولید و بازتولید حافظه جمعی می‌داند.  زیرا جامعه، خود را تنها در قانون و ساختار بازنمی‌شناسد؛ در نمادها، آیین‌ها و خاطره‌های مشترک نیز بازمی‌یابد. تشییع شخصیت‌های بزرگ، از همین جنس است. آن هم بزرگی چون رهبر شهید انقلاب که نماد بزرگی یک تمدن و بزرگواری یک ملت بود.

 خیابان، در چنین روزهایی، تنها معبر عبور نیست؛ به متن تاریخ تبدیل می‌شود. انسان‌ها، با حضور خود، روایتی را که می‌خواهند برای آینده باقی بماند، به زبان نمادها می‌نویسند. در سنت اسلامی نیز مرگ، پایان معنا نیست. اگر زندگی مؤمن با مسئولیت تعریف می‌شود، یاد او نیز می‌تواند منشأ مسئولیت باشد. قرآن، از حیات کسانی سخن می‌گوید که در راه خدا جان باخته‌اند و آنان را  در شکوه شهادت از دایره فراموشی بیرون می‌آورد و در قاب مانایی جانمایی می کند. در این افق الهیاتی، سوگواری برای امام شهید نوعی تأمل درباره نسبت انسان با حقیقت، زمان و مسئولیت تاریخی خویش است.

 اشک، هنگامی معنا پیدا می‌کند که به شناخت بینجامد و شناخت، هنگامی کامل می‌شود که در اخلاق و رفتار اجتماعی تجلی یابد. تمدن‌ها نیز با همین حافظه‌های مشترک استمرار پیدا می‌کنند. هیچ تمدنی تنها با سنگ و آجر و فناوری پایدار نمانده است. آنچه تمدن را نگاه می‌دارد، روایت‌هایی است که نسل‌ها آن را بازگو می‌کنند. آیین‌های جمعی، یکی از مهم‌ترین بسترهای انتقال این روایت‌هاست.

 از این منظر، تشییع پیکر حضرت آیت الله شهید خامنه ای، که با حضور میلیونها حاضر برگزار می شود، حلقه‌ای از زنجیره بلند حافظه تمدنی است که گذشته را به آینده پیوند می‌زند.  از سوی دیگر، در فرهنگ شیعی، این معنا عمقی دوچندان می‌یابد. عاشورا نشان داد که گاه یک سوگ، می‌تواند به مدرسه‌ای برای بازخوانی ارزش‌ها تبدیل شود.

 آنچه در تاریخ ماندگار شد، تنها واقعه نبود، شیوه روایت آن، آیین یادکرد آن و بازتفسیر مستمر آن در وجدان جامعه بود. از همین رو، هر آیین سوگواری، وقتی به ساحت اندیشه برسد، می‌تواند فرصتی برای بازاندیشی در باب مسئولیت، عدالت، وفاداری و نسبت انسان با آرمان‌هایش باشد. از منظر جامعه‌شناسی نیز، آیین‌های فراگیر، زمانی بیشترین اثر را دارند که بتوانند احساس تعلق را تقویت کنند، بی‌آنکه گفت‌وگو و تکثر اجتماعی را از میان ببرند. سرمایه اجتماعی، از دل اعتماد، مشارکت و تجربه‌های مشترک زاده می‌شود. هرچه این تجربه‌ها فراگیرتر، اخلاقی‌تر و معنادارتر باشند، ظرفیت جامعه برای عبور از بحران‌ها نیز افزایش می‌یابد. از این منظر، تشییع رهبر شهید را باید لحظه‌ای برای بازخوانی نسبت جامعه با گذشته، اکنون و آینده دانست. 

اهمیت چنین رخدادهایی، در معنایی است که از دل آن برای نسل‌های بعدی تولید می‌شود. تاریخ، همواره از خود واقعه کمتر سخن می‌گوید و از معنایی که مردم به آن بخشیده‌اند، بیشتر. شاید راز ماندگاری برخی آیین‌ها نیز همین باشد. اینکه انسان، در میان انبوه روزمرگی‌ها، فرصتی پیدا می‌کند تا بار دیگر از خود بپرسد: ما که بودیم، اکنون کجای تاریخ ایستاده‌ایم و برای فردا چه روایتی بر جای خواهیم گذاشت؟

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین