من با بچه کوچکم ۷، ۸ متر پرت شدیم/ روایت تلخ پدر یکی از شهدای میناب از لحظه انفجار
4050330021پدر یکی از شهدای میناب که مهمان یک برنامه تلویزیونی بود گفت: پسرم با زبان روزه شهید شد در حالی که هنوز به سن تکلیف نرسیده بود. وقتی جلو ی مدرسه در حال پیاده کردنش بودم گفتم علی جان جنب و جوش داری، روزه گرفتن سخت است. هوای میناب گرم است. گفت نه من روزه می گیرم. در همین حین بود که صدای انفجار مهیب آمد و من با بچه کوچک ۷، ۸ متر به سمت حیاط پرت شدیم.




































نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.