غزلی از رهبر انقلاب با عنوان «شِکوه از خویشتن»

  4050308037 ۲ نظر، ۰ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
غزلی از رهبر انقلاب با عنوان «شِکوه از خویشتن»

 

«شِکوه از خویشتن»

می‌کند آشفته‌ام، همهمه‌ی خویشتن
کاش برون می‌شدم، از همه‌ی خویشتن

می‌کشد از هر طرف، چون پر کاهی مرا
وسوسه‌ی این و آن، دمدمه‌ی خویشتن

پنجه در افکنده‌ام، در دل خونین خویش
گرگ‌وش افتاده‌ام، در رمه‌ی خویشتن

باده‌ی نابم گهی، زهر هلاهل گهی
خود به فغانم از این، ملقمه‌ی خویشتن

طفلم و بنهاده سر، بر سر دامان عشق
تا کُندم بی‌خود از، زمزمه‌ی خویشتن

مست و خرابم امین، بی‌خبر از بود و هست
از که ستانم بگو! مظلمه‌ی خویشتن

شعر از :حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای

دیدگاه کاربران

ناشناس۴۲۱۳۷۰۰۱۹:۲۱:۳۲ ۱۴۰۵/۳/۸
این غزل اقتباسی است از مناجات الشاکین از سلسله مناجات خمسه عشره. من هروقت از زندگی ناراضی میشوم که از خدا شکایت کنم این دعا را میخوانم که یادآوری میکند مستحق ترین کسی که باید از او به خدا شکایت کنم خودم هستم نه خدا.
طولابی۴۲۱۳۷۹۴۰۱:۵۰:۴۴ ۱۴۰۵/۳/۹
چه رهبر حکیم و فرهیخته و بافرهنگی را از دست دادیم.
yektanetتریبون

آخرین عناوین