توافق نیم بند به نفع ترامپ است/ گمنامی آقازاده‌های محجوب/ «زامبی‌»های دیجیتال مشغول کارند!

  4050304030 ۰ نظر، ۵ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

توافق نیم بند به نفع ترامپ است/ گمنامی آقازاده‌های محجوب/ «زامبی‌»های دیجیتال مشغول کارند!

توافق نیم بند به نفع ترامپ است

کیهان نوشت:

«خاتمه جنگ»، بدون تعیین تکلیف جنایات جنگی دشمن، محال عقلی است. منطقاً «تضمین عدم تعرض مجدد»، از دل «یادداشت تفاهم» بیرون نمی‌آید، اما توافق نیم بند، نیاز حیاتی ترامپ برای مهار بحران اقتصادی ناشی از جنگ را تأمین می‌کند. توقع توافق خوب با شرور عهدشکنی که حتی به توافقات با متحدانش هم پایبندی نشان نداده، دور از ذهن است، مگر اینکه حفظ و تداوم فشار فرسایشی ایران در تنگه هرمز و فرا منطقه (و نه برداشتن این فشار)، او را مجبور به عقب‌نشینی کند. توافق با عنصر غدّاری که تعهد دولت آمریکا در برجام را زیر پا گذاشت و دوبار به مذاکره خیانت کرد، مانند نقش زدن بر روی قالب یخ، در زیر آفتاب است. 

 یک احتمال جدی که نباید مغفول بماند، این است که دشمن آمریکایی- صهیونیستی، از رصد ملاقات واسطه‌های مذاکرات با شخصیت‌های نظام، برای ردزنی استفاده می‌کند. شرایط برخلاف تظاهر مذاکراتی دشمن، جنگی است. سعدی در بوستان می‌گوید: «سکندر که با شرقیان حَرب داشت- درِ خیمه گویند در غرب داشت/ چو بهمن به زاولستان خواست شد- چپ آوازه افکند و از راست شد». در برابر دشمن زخم‌خورده و مترصد، نمی‌توان جانب احتیاط را فرو گذاشت و از آرایش دفاعی و تهاجمی غفلت کرد.

*****

آقازاده های محجوب و گمنام

فرهیختگان نوشت:

«زهرا حدادعادل» را همه با نام عروس رهبر می‌شناسند، اما او حتی قبل از آنکه به خواستگاری مادر آقا سیدمجتبای خامنه‌ای «بله» بگوید و عروس رهبر انقلاب اسلامی بشود، یک آقازاده بوده است؛ آقازاده‌ای که نخواست از مختصات آقازادگی به آن معنایی که در ذهن همه شکل گرفته، استفاده کند؛... مرتضی لاریجانی هم یک آقازاده بود. پدر او، علی لاریجانی در چهار دهه گذشته همواره مسئولیت‌های مهمی در کشور داشته است...با علی لاریجانی هم تماس گرفته شد تا میان ترک ایران و شهادت یکی را انتخاب کند. مرتضی لاریجانی از همان ایام و از سر دلواپسی برای ترور پدر، همراه او شد..مصباح‌الهدی باقری‌کنی هم قبل از داماد رهبری بودن، پسر آیت‌الله باقری‌کنی، عضو اسبق خبرگان رهبری بود. چشم‌بستن بر موقعیت اجتماعی یا سیاسی‌ای که می‌توانست داشته باشد و قناعت به زندگی ساده معلمی مسیری بود که او به‌جای آقازادگی موردانتظار عرف انتخاب کرد.

فرشته باقری، فرزند رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح ایران بود، بالاترین مقام نظامی ایران پس از فرماندهی کل قوا که رهبر انقلاب بودند.نیرو‌های مسلح رسانه هم دارند، از روزنامه تا خبرگزاری‌های مطرح؛ اما او خبرنگاری ساده در خبرگزاری دفاع مقدس باقی ماند. حتی خودرویی هم زیر پایش نبود، ساده و بی‌ادعا می‌رفت و می‌آمد..رهبر جدید ایران یک آقازاده است. نوجوان بود که پدرش رئیس‌جمهور شد و در آغاز جوانی‌اش پدرش رهبر شد؛ اما انتخاب و اعضای خانواده‌اش و برادران و خواهرانش این بود که مطابق مکتب انقلاب اسلامی که برگرفته از آموزه‌های اسلامی است، از موقعیت خانوادگی خویش سوءاستفاده نکنند. بشری خامنه‌ای را هنوز و حتی پس از شهادت هم کسی نمی‌شناسد و انتخاب این خانواده گمنامی و سادگی و دوری از موقعیت‌های اجتماعی بود...روال عادی در جمهوری اسلامی همین بود و آنانی که به سبک طاغوت، انتخاب کردند که از مواهب دنیایی آقازادگی بهره ببرند، خلاف این روال و خلاف مکتب انقلاب اسلامی عمل کردند. رسانه هم آن‌ها را بیشتر دید و این‌گونه شد که در گمنامی آقازاده‌های محجوب جمهوری اسلامی و در جایی که شبکه‌های رسانه‌ای متعدد علیه جمهوری اسلامی فعالند و برجسته‌کردن آقازادگی منفی برای آن‌ها ثمر سیاسی دارد، آن نقطه‌های سیاه بیشتر دیده شدند.

*****

 «زامبی‌»های دیجیتال مشغول کارند!

روزنامه قدس نوشت: بزرگ‌ترین دشمن امنیت سایبری ما، شاید نه هکرهای بین‌المللی، که خود قطعی اینترنت باشد. در حالی که فکر می‌کنیم با قطع شبکه، دشمن را در بیرون مرزها نگه داشته‌ایم، در حقیقت داریم زامبی‌های دیجیتال را در دل سیستم‌هایمان تغذیه می‌کنیم. خیلی‌ها تصور می‌کنند با قطع شدن اینترنت، بساط همه هکرها برچیده می‌شود و آن‌ها هم چمدان را می‌بندند و با کوله‌پشتی پشیمانی به دیار عدم کوچ می‌کنند. تصویری که در نگاه اول تا حدودی درست و حتی شاید تسکین‌دهنده باشد، اما فقط در مورد بخش کوچکی از ماجرا صدق می‌کند که مربوط به هکرهای عمومی و آماتور است.
اما حکایت هکرهای حرفه‌ای، مخصوصاً گروه‌های سازمان‌یافته و دولتی با پسوند «APT» کاملاً فرق دارد. این بزرگواران! اصلاً روی آنلاین بودن لحظه‌ای شبکه ما حساب نمی‌کنند. در این باره «خبرآنلاین» به نقل از یک متخصص امنیت سایبری، گوشزد می‌کند که هکرهای کارکشته، وقتی ما مشغول خواب زمستانی خود بودیم و اینترنت با تمام قوا در دسترس بود، بذر ویروس‌ها و کدهای مخربشان را در عمق سرورهای ما کاشته‌ و آن‌ها را در اختیار گرفته‌اند. این سرورها، درواقع زامبی‌های دیجیتالی هستند که منتظر شنیدن فرمان حمله‌اند. این تصور که قطع اینترنت، امنیت صد درصدی را به ارمغان می‌آورد، توهم شیرینی بیش نیست. تازه، وقتی اینترنت دوباره وصل می‌شود، این هکرهای بین‌المللی با خیال راحت‌تری به سرک‌کشی به زیرساخت‌های ما ادامه می‌دهند؛ انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده!اما ماجرا زمانی به اوج تلخی می‌رسد که بدانیم همین قطع طولانی‌مدت اینترنت، درواقع دست و پای خودمان را برای مبارزه با این ارواح دیجیتال می‌بندد. اینترنتی که قرار بود نقش سپر بلا را برایمان بازی کند، ناگهان تبدیل می‌شود به یک شمشیر دو لبه‌ تیز که اول دست خودمان را می‌برد. تجهیزات و نرم‌افزارهای ما، به‌ویژه آن‌هایی که چشم طمعشان به لایسنس‌های خارجی است، برای به‌روزرسانی و رفع ایرادهای کوچک و بزرگشان، شدیداً به اینترنت نیاز دارند. وقتی اینترنت قطع است، این آپدیت‌های حیاتی به دستشان نمی‌رسد و روزبه‌روز، مثل یک قلعه‌ قدیمی، آسیب‌پذیرتر می‌شوند. یعنی عملاً داریم با دستان خودمان، لایه‌های دفاعیمان را تضعیف می‌کنیم و به همان زامبی‌های کاشته‌شده قدرت مانور بیشتری می‌دهیم.

پس قطع اینترنت شاید بتواند چند هکر تازه‌کار را گیج و کاری کند که خودشان قید کارشان را بزنند، اما همزمان، زیرساخت‌ها را در برابر آسیب‌پذیری‌های جدی‌تری شُل می‌کند که راه را برای نفوذ هکرهای حرفه‌ای‌تر باز می‌گذارد. اختلالات اخیر در برخی بانک‌ها و صرافی‌ها، نمونه بارزی از این حقیقت بود که زامبی‌ها، قطع اینترنت حالیشان نمی‌شود!

*****

فروپاشی رویای سلطنت‌طلبان

مشرق نوشت:

پس از حملات آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران که گمانه‌زنی‌ها و سرمایه‌گذاری گروهک‌های ضدانقلاب بر تغییرات سیاسی را تقویت کرده بود؛ حالا اردوگاه جریان تروریستی سلطنت‌طلب، شاهد موج بی‌سابقه‌ای از انشقاق و تنش‌های درونی شده است.

طی این دو ماه اخیر، اختلافات میان مشاوران و چهره‌های نزدیک به ربع پهلوی به اوج خود رسیده و اتهامات متعددی از جمله زنبارگی گرفته تا خونشوری و جاسوسی، فضای داخلی این جریان را بیش از پیش منفور و بی‌اعتبار ساخته است.

در نهایت توقف فعالیت شبکه من‌وتو توسط کیوان عباسی نیز تیر خلاص دیگری بر پیکر این تشکیلات فرسوده وارد کرده است....

در بدنه جریان سلطنت‌طلب که طی سال‌های اخیر مجدداً در فضای رسانه‌ای مطرح شده است، بینش سیاسی و تحلیل ساختاری جای خود را به رفتارهای مهارنشده رسانه‌ای و نقش‌آفرینی بلاگرهای تندرو داده است. از سوی دیگر، انتشار گزارش‌هایی در رسانه‌های آمریکایی مبنی بر سرمایه‌گذاری واشنگتن بر روی گزینه‌هایی جایگزین و فراتر از رضا پهلوی برای تحولات ایران، احتمالاً انشقاق و ریزش‌های بیشتری را در میان نزدیکان او رقم خواهد زد.

علاوه بر این، توقیف اموال وطنفروشان نیز زمینه‌ساز نوعی بازاندیشی یا عقب‌نشینی تدریجی در میان برخی چهره‌ها شده است؛ تا جایی که بسیاری از آن‌ها تلاش می‌کنند از کمترین بهانه‌ها و کوچک‌ترین اختلافات برای زاویه‌گرفتن از این جریان جنگ‌طلب و وطنفروش استفاده کنند.

*****

مخالفان فراموشکار «مارمولک»

کمال تبریزی به اعتماد گفته است: متاسفانه كماكان عده معدودي به‌رغم تحولات جدي در دوران نبرد رمضان و آشكار شدن قضاوت‌هاي ناعادلانه در خصوص اشخاص و وقايع گذشته، باز هم اصرار عجيبي بر قانون‌شكني و تكيه بر روش‌هاي قديمي جهت رسيدن به تمايلات شخصي  منحصر به خود  دارند! روشي كه براي ممانعت از اكران مارمولك به‌رغم داشتن پروانه نمايش به كار گرفتند و بعدها به خطاي خود اعتراف كردند، حالا با فراموشي رفتار خود در گذشته مجددا همان روش را براي تهران كنارت تكرار مي‌كنند! قانون كشور صراحتا تاكيد مي‌كند كه فيلم‌هاي داراي پروانه نمايش مجاز به اكران در همه سينماهاي كشور هستند و كساني كه در برابر اجراي قانون مقاومت مي‌كنند قطعا باعث دلسردي جامعه هنري  و ترويج قانون‌شكني و اصرار بر عدم استقرار سنگ روي سنگ مي‌شوند. تشخيص اعضاي محترم و متخصص شوراي پروانه نمايش طبيعتا ارجح بر قضاوت ديگران و فصل‌الخطاب هرگونه‌ اظهارنظر و سليقه شخصي است. متاسفانه قضاوت‌هاي كهنه و عقب‌مانده از جامعه براي درك خطاي خويش و اشتباه محاسباتي، همواره نيازمند گذشت زمان بوده است كه بالطبع نوشدارو  بعد مرگ سهراب خواهد  بود.

****

 «محله‌»، کوچکترین واحد حکمرانی

اطلاعات نوشت: 

جنگ ۱۲ روزه، رمضان و شرایط ویژه ماه‌های اخیر، یک بار دیگر اهمیت سرمایه اجتماعی در ایران را آشکار کرد. در بسیاری از مناطق، این مردم، مساجد، گروه‌های داوطلب، اصناف و شبکه‌های محلی بودند که در کنار ساختار رسمی کشور، به حفظ آرامش اجتماعی و استمرار خدمات کمک کردند. تجربه‌ای که اکنون به یکی از مبانی اصلی طرح «محله‌محوری» در دولت چهاردهم تبدیل شده و رئیس‌جمهور با برگزاری بیش از ۱۰ جلسه در یک سال گذشته به عنوان یک راهبرد دور اندیشانه، آن را راهی برای افزایش تاب‌آوری ملی و مردمی‌سازی حکمرانی می‌داند. رویکردی که امروز با عنوان «دولت-محله» از آن یاد می‌شود، در واقع تلاشی برای نزدیک‌تر کردن ساختار حکمرانی به زندگی واقعی مردم است. سال‌هاست یکی از نقدهای جدی به نظام اداری کشور، تمرکز بیش از حد تصمیم‌گیری در سطوح بالا و فاصله گرفتن مدیریت اجرایی از مسائل عینی جامعه بوده است. نتیجه چنین وضعیتی، کند شدن فرآیند حل مسائل، تضعیف مسئولیت‌پذیری اجتماعی و کاهش نقش‌آفرینی نهادهای محلی بوده است. طرح محله‌محوری دقیقاً در نقطه مقابل این نگاه قرار دارد.

رئیس‌جمهور از ابتدای آغاز به کار دولت چهاردهم، بارها تأکید کرده که حل مسائل کشور بدون مشارکت مردم ممکن نیست. بر همین اساس، دولت تلاش کرده است با فعال‌سازی ظرفیت محلات ساختار جدیدی از همکاری میان دولت و جامعه شکل دهد. در این الگو، «محله» به‌عنوان کوچک‌ترین واحد حکمرانی اجتماعی تعریف می‌شود؛ جایی که مردم می‌توانند مسائل خود را مستقیم مطرح کنند و برای حل آنها نیز نقش داشته باشند. مقصود از این تعبیر، جایگزینی دولت رسمی با مساجد و گروه‌های مردم نهاد نیست، بلکه ایجاد یک کانون هماهنگ‌کننده محلی برای پیگیری مسائل مردم است؛ نهادی که بتواند میان شهروندان، نهادهای اجتماعی و دستگاه‌های اجرایی ارتباط مؤثر برقرار کند. در این چارچوب، مسجد، مدرسه، مرکز سلامت یا هر نهاد اجتماعی مورد اعتماد مردم می‌تواند محور سازماندهی محلی باشد.

*****

عجله نکنید، هیجان خودرو فرو می نشیند

 رئیس سابق اتحادیه نمایشگاه‌داران و فروشندگان خودروی تهران به روزنامه ایران گفته است:  به اعتقاد من بازار خودرو در شرایط فعلی به‌هیچ‌وجه برای سرمایه‌گذاری مناسب نیست. ریسک فروش بالا رفته و نقدشوندگی به‌شدت کاهش یافته است. اینکه فرد امروز خودرو بخرد و فردا با سود بفروشد، دیگر وجود ندارد و برعکس، احتمال ضرر بسیار بالاست. در کنار اینها، عرضه‌نشدن خودرو از سوی خودروسازان پس از تعطیلات عید هم در بالا رفتن قیمت‌ها نقش داشت. هرچند کاهش عرضه خودروسازان به علت تعطیلات نوروز اتفاق جدیدی نبود، اما حضور برخی واسطه‌ها باعث شد تا بازار کمی هیجانی شود. البته این هیجان دوباره فروکش کرد و شاهد ریزش در هر سه بخش خودرویی هستیم. به‌طوری که چند روز پیش قیمت برخی خودروها مثل دنا و ۲۰۷ از کانال سه میلیارد تومان به دو میلیارد تومان برگشت. حتی اگر فقط ۲۰۰ دستگاه از همین خودرو در تهران فاکتور و همان روز تحویل شود، قیمت همان روز ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان دیگر پایین می‌آید. بازار در این حد حساس است....

به نظرم هنوز وقت خرید خودرو نیست. همان‌طور که گفتم، بازار را سه عامل هدایت می‌کند. اگر نرخ ارز و نرخ تورم کنترل و تثبیت شوند، اثر مثبتش را خیلی زود در قیمت خودرو می‌بینیم. به اعتقاد من خریدارانی که در اوج گرانی خرید نکردند، نباید در ابتدای روند ریزش قیمت‌ها وارد بازار شوند. الان زمان مناسبی نیست و با توجه به مثبت‌بودن اخبار، بهتر است چند روز دیگر هم صبر کنند تا چشم‌انداز سیاسی و اقتصادی روشن‌تر شود...

به نظرم قیمت‌ها وارد فاز ریزشی شده‌اند و اگر اتفاق جدیدی رخ ندهد ظرف یک هفته تا ۱۰ روز آینده به قیمت‌های اوایل فروردین‌ماه بازخواهند گشت.

*****

دلار سياسي

اعتماد نوشت: 

كاهش اين روزهاي قيمت دلار و سكه را نبايد صرفا يك نوسان عادي بازار دانست. واقعيت اين است كه بازار ارز ايران سال‌هاست بيشتر از آنكه فقط به متغيرهاي اقتصادي واكنش نشان بدهد، به «ريسك سياسي» واكنش نشان مي‌دهد. الان هم بخش مهمي از كاهش قيمت‌ها ناشي از اين است كه بازار احساس مي‌كند احتمال توافق ميان ايران و امريكا بيشتر شده و در نتيجه بخشي از نگراني‌ها درباره آينده كمتر شده است. اما مساله مهم اينجاست كه بسياري يا بيش از حد خوشبين هستند يا صرفا هيجاني تحليل مي‌كنند. اگر بخواهيم واقع‌بينانه نگاه كنيم، بايد بين «اثر رواني توافق» و «اثر واقعي اقتصادي توافق» تفاوت قائل شويم. بازار معمولا قبل از وقوع اتفاقات واكنش نشان مي‌دهد. يعني صرف اينكه احتمال توافق بالا برود، مي‌تواند باعث ريزش دلار شود؛ حتي قبل از اينكه هنوز چيزي عملا اجرا شده باشد، چون بخشي از قيمت فعلي دلار در ايران فقط قيمت واقعي ارز نيست؛ بخشي از آن در واقع قيمت ترس، نااطميناني، تحريم، نگراني از جنگ، محدوديت نقل و انتقال پول و بي‌اعتمادي به آينده اقتصاد است. طبيعي است اگر بازار احساس كند اين ريسك‌ها كمتر مي‌شود، قيمت‌ها عقب‌نشيني كنند. اما اين تصور كه اگر توافق شود ناگهان همه ‌چيز به شرايط سال‌هاي اول برجام برمي‌گردد، به نظر من تحليل دقيقي نيست. اقتصاد امروز ايران با اقتصاد سال ۱۳۹۴ تفاوت زيادي دارد. آن زمان هنوز حجم نقدينگي تا اين حد بزرگ نشده بود، فرسودگي اقتصادي به اين شدت نبود، سرمايه‌گذاري داخلي و خارجي تا اين اندازه آسيب نديده بود و مهم‌تر از همه، سطح اعتماد عمومي به اقتصاد و پول ملي مثل امروز تخريب نشده بود. مشكل اقتصاد ايران فقط تحريم نيست كه با يك توافق همه ‌چيز حل شود. ما امروز با تورم مزمن، كسري بودجه سنگين، ناترازي جدي بانك‌ها، رشد بي‌رويه نقدينگي و كاهش سرمايه‌گذاري مواجهيم. حتي اگر توافق هم صورت بگيرد، اين مشكلات يك‌ شبه از بين نمي‌روند. توافق مي‌تواند فشار را كمتر كند، مي‌تواند بخشي از ريسك را حذف كند. 

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین