در حالی که عنصر دین در انقلاب اسلامی نقش پیشران را داشت، نظام برآمده از آن، تنها حکومتی بود که موفق شد گرههای کورِ تاریخیِ ایران را بگشاید؛ که نمادینترینِ آن، حلِ همیشگی مسئله اروندرود به برکت انقلاب و دفاع مقدس است.
ریشههای این مناقشه به پیش از قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر بازمیگردد. از سال ۱۹۵۸ و با روی کار آمدن ژنرال عبدالکریم قاسم، عراق ادعاهای ارضی خود را آغاز کرد؛ بهگونهای که از سال ۱۳۴۸ تا پیروزی انقلاب، ایران و عراق درگیر بیش از صد درگیری مرزی بودند. این گستاخیها که حتی شامل ادعاهای واهی بر جزایر سهگانه و خرمشهر نیز میشد، پس از انقلاب و از همان اسفند ۵۷ نیز ادامه یافت؛ اما دفاع مقدس توانست این پروندهی تاریخی را به نفع حقانیت ایران ببندد.
در این میان، نقطهی عطف و مهمترین عرصهی تجلیِ ملیگراییِ جمهوری اسلامی، ماجرای «سقوط و سپس آزادی خرمشهر» است. برخلاف تصوراتی که ملیگرایی را در تقابل با دین تعریف میکنند، خرمشهر ثابت کرد که عمیقترین سطحِ وطنپرستی، در ایمان شیعی و مقاومت انقلابی نهفته است. در واقع، هیچ طیفِ سکولار یا مدعیِ ملیگرایی به اندازهی شهدای دفاع مقدس برای «ایران» هزینه ندادهاند. همانگونه که بنیانگذار جمهوری اسلامی بهدرستی اشاره داشتند، گروههایی که ادعای فداییِ خلق بودن داشتند، در عمل از کنارِ این فاجعهی ملی گذشتند، اما فرزندانِ انقلاب با تمام وجود برای بازپسگیری وجببهوجب خاک وطن جنگیدند.
سقوط خرمشهر، آغازِ طلوعِ ایران نو بود؛ ایرانی که غرور باستانیاش را با ایمان انقلابی درآمیخت و به تعالی رساند. فتح خرمشهر، شکستن حصر آبادان و درهمشکستن محاصره دشمن در خلیج فارس، مراحلِ تکاملِ تمدنی و انقلابیِ ما بود.
دیگر این که آزادی خرمشهر تنها یک پیروزی نظامی نیست، بلکه نمادینترین خاستگاهِ رهاییِ ایران نوین است؛ حقیقتی که همچنان منبع الهام و ستون استوار رهاییهای امروز و آیندهی این سرزمین باقی خواهد ماند.
سخن نهایی این که فتح خرمشهر، آن نماد و استعاره ای است که در استواریِ مستمر ما و در استقرار نظام در برابر رژیم اسرائیل و آمریکا خود را رخ کشید.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.