یادمان سومین سالگرد درگذشت «دکتر عماد افروغ» همراه با رونمایی از کتاب «نقدنامه و کتابشناسی دکتر افروغ» با حضور حسین میرزایی (رئیس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات)، رضا تسلیمی طهرانی (معاون پژوهشی پژوهشگاه)، مانی کلانی (استادیار پژوهشگاه علومانسانی و مطالعات فرهنگی)، فرهاد بیانی (استادیار مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری)، علی محمدی (دکتری مدیریت فرهنگی)، خانواده مرحوم افروغ و جمعی از اصحاب علوم اجتماعی با دبیری پدرام جوادزاده (استادیار پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات) بهصورت حضوری و برخط در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد.
در ابتدای این برنامه پدرام جوادزاده با بیان اینکه مرحوم عماد افروغ با وجود اینکه دیده در نقاب خاک کشیدهاند، هنوز تأثیراتشان در میان ما جاری و ساری است، درباره کتاب «نقدنامه و کتابشناسی دکتر افروغ» گفت: برای نقدنامه، از هفت اندیشمند دعوت کردیم برای پرداختن به هفت موضوع از کلانمفاهیمی که مرحوم افروغ در طول حیات خود به آن پرداخته و آثار زیادی را خلق کرده بودند. اثر دیگر هم کتابشناسی آثار ایشان بود که البته ما آن را جامعتر دیدیم و با نوعی اثرشناسی، مقالات ایشان هم پوشش داده شد. در نهایت به پیشنهاد ریاست محترم پژوهشگاه برای اینکه اثر جامعتر و کاملتری شکل بگیرد که مرجعی قابل توجه در این زمینه باشد، دو کتاب به یک کتاب با همین عنوان «نقدنامه و کتابشناسی دکتر افروغ» تبدیل شد که در پایان برنامه آن را رونمایی خواهیم کرد.
در ادامه حسین میرزایی ضمن گرامیداشت سومین سالگرد درگذشت مرحوم افروغ و آرزوی عبور عزتمندانه از شرایط فعلی کشور، به دو ویژگی برجسته مرحوم افروغ اشاره کرد و گفت: همانطور که همه میدانیم، دکتر افروغ ویژگیهای متعددی داشتند اما به نظر بنده دو ویژگی، برجستگی خاصی دارند که یکی از آن دو، اندیشیدن و اندیشمندی بود. هرچند ایشان دانشمند هم بودند وآثار متعددی به یادگار گذاشتند اما ایشان بیشتر به اندیشمندی، فکوربودن و دغدغهمندی شهره بودند. مرحوم افروغ بینش داشتند و واقعاً صاحب یک بینش نظری جامعه شناختی بودند. حال اگر این ویژگی را در کنار ویژگی شجاعت و جرأت بیان کردن و آزاده بودن قرار دهیم، به نظرم ترکیب ویژه و کم نظیری میشود. ویژگی آقای دکتر این بود که یک نگاه انتقادی داشتند و عملاً مشرب فلسفی هم که انتخاب کرده بودند، به نوعی رئالیسم انتقادی بود. ایشان به نوعی دلباخته انقلاب اسلامی و آرمانگرا بود و به نظر میآید در دو دهه آخر عمر ضرورت میدید که بتواند این آرمانگرایی را با رئالیسمی از جنس رئالیسم انتقادی در کنار هم قرار دهد و آن را حفظ کند. لذا علت اینکه ما خواستیم این کتاب نقدنامه شود، این بود که صاحب این اندیشه خود به نقد اهمیت قائل بود و آن را یک فضیلت میدانست.
میرزایی در ادامه «اندیشمند آزاده» را بیش از هر چیز دیگری برای صلاح کشور ضروری دانست و افزود: مرحوم افروغ روح بلندی داشتند که مهمترین آن، صفت آزادگی ایشان بود. اندیشمند آزاده برای این کشور بیش از موارد دیگر مورد نیاز است تا بتواند راه مسیر این کشور رو به صلاح بیشتر نزدیک کند؛ همانطور که مرحوم افروغ از موضع علمی و انتقادی با آزادمردی در دفاع از کیان فرهنگ و اضلاع و ابعاد آن همواره ایستادند و قلم زدند.
مانی کلانی سخنران بعدی این برنامه با بیان اینکه نقد کتاب «گفتوگو؛ ابزار یا گفتمان» را در کتاب «نقدنامه و کتابشناسی دکتر افروغ» انجام دادم، به توضیح و تشریح مفهوم «گفتوگو» از منظر مرحوم افروغ پرداخت و ابراز کرد: زمانی که مرحوم افروغ کتاب «گفتوگو؛ ابزار یا گفتمان» را نگاشتند، تقریبا در سالهای ۱۳۸۷ و خروج از فضای نمایندگی مجلس و مواجهشدن به بنبستهای سیاسی بود. زمان نگارش این کتاب، ایشان دو فهم از گفتوگو داشتند و قائل به هردوی «ابزار» و «گفتمان» از مفهوم گفتوگو بودند. باتوجه به شروع مذاکرات هستهای در آن، ایشان معتقد بودند مذاکره میتواند ابزاری برای نبرد با نظام لیبرال دموکراسی و نیز، پیشبرد اثبات برحق بودن سیاست هستهای ما باشد. فهم دیگر ایشان از گفتوگو که بعداً آن را خیلی بسط دادند، این بود که مسلمانان یا مسیحیان یا کسانی که به مبانی مشترک ادیان توحیدی اعتقاد دارند، بیایند و در گفتوگو حقیقت مشترک بین ادیان را مطرح کنند. ایشان در آن کتاب معتقد بودند که فهمی از گفتوگو وجود دارد و باتوجه به فضای گفتوگوی تمدنها در آن دوران، بیان میکردند که چطور میتوان با کسانی که معتقد به برحق بودن لیبرال دموکراسی هستند یا به نوعی به دوگانهسازی شرق و غرب، عقبمانده –توسعهیافته یا توحش-تمدن اعتقاد دارند، به مبانی مشترک و یک توافق رسید؛ واقعیتی که شاید ما را دچار نوعی تضاد کند. مرحوم افروغ این موضوع را میخواستند با استفاده از رئالیسم انتقادی در فضای عمل پیش ببرند. سرانجام آنچه که اتفاق افتاد این بود که ۱۳ سال بعد اینگونه نوشتند که «مهمترین قاعده گفتوگو این است که درک خود را مطلق نپنداریم و بیش از تلاش برای اقناع دیگران، بکوشیم به دلیل خطادار بودن محتمل شناخت خود، خود را قانع کنیم از اشتراکات، بستری برای گفتوگو بر سر اختلافات و تفاوتها بسازیم؛ بدین گونه که پس از بحث درباره اشتراکاتمان، سپس پای گفتوگو درباره اختلافها و تفاوتهای آن بنشینیم»؛ نکتهای که ۱۳ سال پیش به این صراحت به آن قائل نبودند. چراکه با اعتقاد به حلول هستیشناختی خداوند در حقیقت، معتقد بودند وقتی در یک گفتوگو پای حقیقت به میان بیاید، بیشتر به جای اینکه در مورد اختلافها و تفاوتهایمان صحبت کنیم، در مورد اشتراکاتمان صحبت خواهیم کرد؛ چیزی که مرحوم افروغ با انتظار برای آن، از عرصه سیاسی کنار کشیدند و به عرصه علم پناه بردند. به زعم کلانی از نظر گفتمان تراز انقلاب اسلامی، مرحوم افروغ تنها شخصیتی بود که میتوانست این کار را به جایی مناسب برساند.
در ادامه علی محمدی با ارائه تعریفی از مدل فرهنگی، به مدل فرهنگی عماد افروغ اشاره و تصریح کرد: اگر با انسانشناسان شناختی در این خصوص هم نظر باشیم که مدل فرهنگی همون هستاری است که باورها، ایدهها و ارزشها را رقم میزند و چهارچوب انتظارات، کنشها و تصمیمگیریهای افراد را شکل میدهد، به گمان من در مدل فرهنگی عماد افروغ، اعتقادات توحیدی لایه درونی و دانش و بینش علمی و ایدههای روشنفکری لایه میانی مدل فرهنگی او و آنچه که از ایشان دیدیم، خواندیم و شنیدیم هم، عناصر لایه بیرونی مدل فرهنگی او را تشکیل میدهند.
او با توصیف اعتقادات توحیدی بهعنوان لایه درونی مدل فرهنگی عماد افروغ، ادامه داد: عماد افروغ از بطن جامعه سنتی و مذهبی برخاسته و تجربه زیسته او در این فضا رقم خورده است. او با حکمت صدرایی آشنایی عمیق داشت و اثر این آشنایی در نفی دوگانههایی همچون نظریه و عمل از جانب او و نیز باور به وحدت در کثرت و کثرت در عین وحدت قابل فهم است. از تلاشهای علمی عماد افروغ، تحلیل محتوای نهج البلاغه بوده که به نظر میرسد تاثیر ویژهای از آموزه های آن پذیرفتهاند و همین اثرپذیریست که عیار و کیفیت مواضع، نظرها و رویکردهای علمی و اجتماعی او رو متمایز کرده است. عماد افروغ یک عدالتخواه اجتماعی شناخته میشوند و ظرفیتها، داراییها و تواناییهای علمی اجتماعی خود رو برای تبیین این مفهوم و ارائه راهبرد و راهکار برای تحقق آن در دوران حیات علمی اجتماعی خود به استخدام گرفتند و به نوعی سایهای تعیینکننده و معنیدار در کوششهای علمی او داشتند و این محصول انس و آمیختگی او با آموزههای نهج البلاغه است. بنابراین شاید تحلیل و بررسی اندیشه و دیدگاه و رفتار عماد افروغ به ویژه در گرو توجه به اثرپذیری او از نهج البلاغه ممکن باشد.
این دانشآموخته مدیریت فرهنگی با اشاره به مقاله خود مقاله با عنوان «امنیت فرهنگی در اندیشه دکتر عماد افروغ»، درباره دیدگاه افروغ درباره فرهنگ، امنیت، حقوق و امنیت فرهنگی اظهار داشت: دکتر عماد افروغ به عنوان فیلسوف اجتماعی و نظریهپرداز جامعهشناسی، معتقد است هرجا بحث از اندیشه و معناست، آن فرهنگ است؛ چه فردی باشد و چه جمعی؛ و فرهنگ برآمده از عناصر مختلف زندگی اجتماعی سیاسی و اقتصادی است. از نظر ایشان، فرهنگ مقولهای کاملاً سیال و نسبی است و هر جامعهای فرهنگ خاص خود را دارد و حتی درون یک فرهنگ عام و مشترک هم، شاهد تنشهای فرهنگی و خرده فرهنگها هستیم. با توجه به تعریف عماد افروغ از امنیت و نسبت معنادار آن با حقوق افراد، به نظر میرسد که مفهوم امنیت فرهنگی را میبایست در حقوق فرهنگی جستوجو کرد. امنیت فرهنگی چیزی جز مصون ماندن حقوق فرهنگی از تهدید نیست. حق فرهنگ یا حقوق فرهنگی ذیل حقوق اجتماعی تعریف میشود و مرجع امنیت فرهنگی، افراد هستند. برای واکاوی حقوق فرهنگی به عنوان محور بنیادین در مفهوم امنیت فرهنگی در اندیشه مرحوم عماد افروغ، لازم است که این مفهوم در آرای ایشان مورد واکاوی قرار گیرد که مواردی چون حق دین، حق جهانبینی، حق ارزشها، هنجارها، نمادها، حق معماری، حق سنت، حق اخلاق، حق برخورداری از یک هویت دیرینه، ازجمله آن هستند.
محمدی با بیان اینکه مرحوم افروغ قانون را فرع بر عدالت و عدالت را فرع بر حق میشناسند، رعایت عدالت فرهنگی را پیامد تحقق حقوق فرهنگی دانست و خاطرنشان کرد: بر اساس این مدل ما میتوانیم پیشبینی کنیم که اگر حقوق فرهنگی رعایت شود، عدالت فرهنگی هم محقق میشود. به عبارت دیگر، میتوان نتیجه گرفت که عدالت، پیامد حق است؛ بنابراین در نگاه ایشان رعایت عدالت فرهنگی اثر و پیامد تحقق حقوق فرهنگیست که از منظر ایشان عدالت فرهنگی در بدو امر، مفهومی آشنا و همه فهم اما از نظر علمی مفهوم پیچیده و بکر است.
فرهاد بیانی آخرین سخنران این برنامه با اشاره به مقاله خود با عنوان «صورتبندی ایرانی از یک مکتب» در کتاب نقدنامه و بررسی خوانش دکتر افروغ از رئالیسم انتقادی در این مقاله، گفت: شاید دو نکته بنیادی برای دکتر عماد افروغ در خوانش رئالیسم انتقادی مطرح باشد؛ یکی ظرفیتی که این مکتب به لحاظ ادعا و مفروضات در توجه به مسائل اجتماعی و فرهنگی دارد و دیگری، دغدغهای که ایشان در مورد پیوند علم، اخلاق و معنا داشتند. مسئله کانونی آقای افروغ پیوند علم، اخلاق و معنا در معرفت انسانی و اجتماعی بود. لذا در رئالیسم انتقادی این ظرفیت را دیده بودند که با این عینک و از این منظر بهتر میتوان به این پیوند نزدیک شد. ایشان مسئله علم امروز را فقدان معنا میدانستند. به همین دلیل برای پرکردن این خلأ همواره دست به معرفتورزی و اندیشهورزی میزدند. همچنین غلبه پوزیتویسم بر علوم اجتماعی و تقلیل آن به سطح دادههای تجربی، مسئلهای بود که دکتر افروغ به آن توجه داشتند. این موضوع و فاصلهگرفتن علومانسانی از عمق، چیزیست که رئالیسم انتقادی هم به آن توجه دارد. لذا این موضوع حلقه پیوند آقای دکتر با رئالیسم انتقادی بود.
در ادامه، زهرا کاظم پورفرد، همسر مرحوم افروغ با بیان اینکه مهمترین وصیت ایشان نشر اندیشههایش بود، درباره اهمیت این موضوع گفت: تلاش کردیم با گرفتن مجوز، اقدام به تأسیس «مؤسسه فکری و معرفتی عماد افروغ» و راهاندازی سایت اختصاصی با نشانی emadafrough.ir کنیم. مرحوم افروغ به غیر از آن سه چهار ساعتی که در طول شبانهروز استراحت میکردند، بقیه ساعات را به تأمل، تفکر، خواندن و نوشتن میگذراندند که این خصیصه حتی اغلب هنگام خوردن غذا هم دیده میشد و درنهایت در مقابل این سوال من که این حجم از فشار برای چیست؟ با جمله معنادار «وقت تنگ است» به من پاسخ میدادند. ایشان این تنگی وقت را همیشه در نظر داشتند و همیشه نگران بودند که نکند زمان را از دست بدهند. همین دغدغه باعث شده بود که ایشان بتواند در مورد مسائل مبتلابه جامعه بنویسد و تئوریپردازی کند. اندیشههای مرحوم افروغ خیلی جای کار دارد و من نگران این هستم که خدای ناکرده این اندیشهها خاک بخورد. امیدوارم دانشجویان و محققان با رجوع به آثار و اندیشههای مرحوم، بتوانند هرچه بیشتر در مسیر بسط این اندیشهها گام بردارند.
او درباره آخرین اثر در دست نگارش وی گفت: آخرین اثری که ایشان دوست داشتند با همکاری دانشجویانش انجام دهند و خود او نیز مجری باشند، عمل در قرآن و سنت بود. اثر قبلی ایشان، «عمل در اندیشه فیلسوفان» بود که شکرخدا آن را به چاپ رساندند و اتفاقاً کتاب نمونه سال هم شد اما در مورد این اثر پایانی، مقرر شد خود ایشان روی عمل در قرآن کار کنند و عمل در سنت را به دانشجویانشان بسپارند. به همین دلیل سوره البقره رو شبها که از نیمه میگذشت، همانند عادت مألوف، میخواند و روی آیات کار میکرد که دیگر اجل مهلت نداد آن را به پایان برد.
در پایان مراسم از کتاب «نقدنامه و کتابشناسی دکتر افروغ» رونمایی شد.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.