سینمای الیا کازان و خوانش‌هایی شخصی از رمان اشتاین‌بک

  4050129029

مهم‌ترین اقتباس کازان از آثار اشتاین بک، فیلم «شرق بهشت» است که در سال ۱۹۵۵ ساخته شد. این فیلم که جیمز دین را به شهرت رساند، تنها به بخش پایانی رمان حجیم اشتاین بک می‌پردازد و بر رابطه پرتنش کال و آرون تراسک متمرکز است.

سینمای الیا کازان و خوانش‌هایی شخصی از رمان اشتاین‌بک

به گزارش ایبنا، الیا کازان یکی از تأثیرگذارترین کارگردانان تاریخ سینما و تئاتر آمریکا بود که همکاری با نویسندگان بزرگی چون تنسی ویلیامز و آرتور میلر شهرت جهانی او را رقم زد.

در این میان، علاقه و احترام عمیق کازان به جان اشتاین بک، نویسنده برنده نوبل، فقط در اقتباس‌های سینمایی او تجلی نیافت و در مکاتبات شخصی‌اش نیز بازتاب داشت.

احترام حرفه‌ای و مکاتبات شخصی

کازان در طول دوران حرفه‌ای خود همواره به دنبال پروژه‌هایی بود که با آن همدلی درونی داشته باشد. این همدلی در برخورد او با آثار اشتاین بک به وضوح دیده می‌شود. نامه‌های منتشرشده از کازان نشان می‌دهد که او با اشتاین بک مکاتباتی صمیمانه داشته و در این نامه‌ها به بحث درباره اقتباس‌های سینمایی از آثار او می‌پرداخته است.

در مجموعه نامه‌های برگزیده کازان، نامه‌ای از او به اشتاین بک در تاریخ ۲۷ آگوست ۱۹۶۰ وجود دارد که در آن، کازان با لحنی فروتنانه، از واژه‌هایی استفاده کرد که نشان‌دهنده انعطاف‌پذیری و همنوایی او بود، ابراز نارضایتی می‌کند. این مکاتبات نشان می‌دهد که کازان برای نظر اشتاین بک ارزش زیادی قائل بوده و در مقابل او رویکردی محترمانه و متفاوت با سایر همکارانش داشته است.

اقتباس از «شرق بهشت»

مهم‌ترین اقتباس کازان از آثار اشتاین بک، فیلم «شرق بهشت» است که در سال ۱۹۵۵ ساخته شد. این فیلم که جیمز دین را به شهرت رساند، تنها به بخش پایانی رمان حجیم اشتاین بک می‌پردازد و بر رابطه پرتنش کال و آرون تراسک متمرکز است.

نکته قابل توجه اینکه کازان دو سوم ابتدایی رمان را حذف می‌کند تا با جزئیات کامل به بررسی بخش پایانی بپردازد. این انتخاب آگاهانه به او اجازه می‌دهد هم عناصر مدنظر خود را از کتاب استخراج کند و هم ایده‌های شخصی خود را نیز به داستان اضافه نماید. فیلم «شرق بهشت» لحنی درون‌گرایانه و ملتهب دارد که از نظر فضا به آثاری چون «اتوبوسی به نام هوس» و «در بارانداز» شبیه است.

رمان «شرق بهشت» اشتاین‌بک اثری حماسی و چندلایه است که داستان دو خانواده «تراسک» و «همیلتون» را در طی چند دهه روایت می‌کند. اما کازان در فیلم‌نامه خود به قلم پل آزبرن جسورانه تصمیم می‌گیرد تنها بخش پایانی کتاب (حدود ۸۰ صفحه آخر) را اقتباس کند .

فیلم با حذف سه بخش اول رمان، مستقیماً وارد ماجرای کال تراسک با بازی جیمز دین) و آرون تراسک، پسران دوقلوی آدام تراسک، می‌شود.

شخصیت‌های محوری رمان مانند ساموئل همیلتون (پدرخوانده‌ای دانا و دوست‌داشتنی) و لی (فیلسوف چینی و اخلاق‌مدار داستان) به طور کامل از فیلم حذف شده‌اند.

این حذف‌ها که در نگاه اول خیانت به متن به نظر می‌رسید، در عمل به کازان اجازه داد تا تمرکزی سفت‌وسخت و روانکاوانه بر مثلث پدر-پسر و عقده‌های فروخورده داشته باشد. نتیجه نهایی، فیلمی است که به جای وسعت رمان، در عمق روابط یک خانواده فرو می‌رود.

اقتباس از زنده باد زاپاتا!

اگرچه برخی منابع به اشتباه «زنده باد زاپاتا!» را اقتباسی از اشتاین بک معرفی کرده‌اند، اما این فیلم در واقع اقتباسی از زندگی امیلیانو زاپاتا، انقلابی مکزیکی، با فیلمنامه‌ای از جان اشتاین بک است. کازان و اشتاین بک در این پروژه با یکدیگر همکاری مستقیم داشتند و مکاتباتی که بین آنها در جریان ساخت این فیلم رد و بدل شده، در کتابخانه مورگان نگهداری می‌شود .

این فیلم محصول کمپانی فاکس قرن بیستم است و در سال ۱۹۵۲ اکران شد. فیلمنامه آن توسط جان اشتاین‌بک، نویسنده برنده جایزه نوبل، بر اساس کتاب «زاپاتای تسخیرناپذیر»نوشته اجکامب پینچون نوشته شده است.

تحلیل رویکرد اقتباسی کازان

تحلیل‌های دانشگاهی نشان می‌دهد که کازان در اقتباس از آثار ادبی، به ویژه آثار اشتاین بک، رویکردی انتخابگر و متمرکز دارد. او برخلاف اشتاین بک که در رمان‌هایش مفاهیم گسترده‌ای چون مرز کشاورزی و کشاورز مستقل را از منظر پارادایم سرزمین بکر به تصویر می‌کشد، کازان ترجیح می‌دهد بر روابط شخصی و درام انسانی تمرکز کند.

این رویکرد باعث می‌شود فیلم‌های کازان، اقتباس‌هایی وفادار به روح اثر نباشند، بلکه تفسیری شخصی و سینمایی از جهان نویسنده ارائه دهند که در عین حال، عناصر کلیدی تفکر اشتاین بک را حفظ می‌کند.

علاقه الیا کازان به جان اشتاین بک را می‌توان از دو منظر بررسی کرد: نخست، احترام حرفه‌ای که در مکاتبات محترمانه او با نویسنده نمود دارد و دوم، اقتباس‌های سینمایی که در آنها کازان با رویکردی متمرکز بر درام انسانی، جهان داستانی اشتاین بک را به تصویر می‌کشد . این همکاری هنری میان کارگردان و نویسنده، نمونه‌ای از تعامل پربار میان سینما و ادبیات در سده بیستم آمریکاست.

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین