بیانیه ای برای براندازی/ پایان عصر ضربه محدود/ وعده ثبات همتی چه شد؟

گروه سیاسی الف،   4041111060 ۰ نظر، ۱۴ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

بیانیه ای برای براندازی/ پایان عصر ضربه محدود/ وعده ثبات همتی چه شد؟

بیانیه ای برای براندازی 

بیانیه اخیر میرحسین موسوی در واکنش به وقایع دی‌ماه، خباثت او را بیش از پیش آشکار کرد. اویی که روزی با ادعای واهی تقلب و دفاع دروغین از جمهوریت بر آتش فتنه و دوقطبی در کشور دمید و زمینه‌ساز تحریم‌ها علیه ایران شد، حالا نقاب از چهره برداشته و دوشادوش شقی‌ترین افراد از جمله تروریست‌ها و نتانیاهو و ترامپ و ربع‌ پهلوی (عروسک خیمه‌شب‌بازی اسرائیل) حرکت می‌کند. تاریخ نشان داد که آشوب‌گران سال ۸۸، هیچ‌گاه دغدغه انقلاب، ملت و ایران را نداشتند و گذر زمان، نیت براندازی این افراد را هویدا و اثبات کرد. 

بیانیه اخیر موسوی، به قدری زننده بود که واکنش یاران پیشین خود را به‌دنبال داشت. مهدی خزعلی، از فعالین اصلاح‌طلب و یکی از هم‌قطاران میرحسین، در یادداشتی نوشت: «هذا فِراقُ بَیْنِی وَ بَیْنِکَ» این فصل جدایی ماست، بسیار صبوری کردیم و تندی‌ها، عبور از اصول و ساختارشکنی شما را پای عصبانیت و حصر گذاشتیم، هم‌جبهه کسانی شده‌ای که پرچم عزای حسین سلام الله علیه را به آتش می‌کشند، مسجد و امامزاده را می‌سوزند، چادر از سر دختران زینب می‌کشند و جز هتاکی و فحاشی و خشونت چیزی نمی‌دانند!  این جماعت مزدور در خشونت، روی داعش را سفید کرده‌اند، به هزار مرکز نظامی و انتظامی حمله کرده‌اند و 350 مسجد را به آتش کشیده‌اند، بانوی پرستار را در آتش سوزانده‌ و آمبولانس‌ها به آتش کشیده‌اند! با اسم رمز کشته‌سازی ترامپ و نتانیاهو و با فراخوان غلام حلقه به‌گوش اسرائیل، به میدان آمده و از کشته پشته ساختند! جناب میرحسین، اگر تو در حصر بودی، این بسیجی خیبر و زندانی جنبش سبز و عضو جبهه اصلاحات، در صحنه بوده‌ام، دو ساعت اول، خیابان از نیروی پلیس و امنیتی خالی بود و شهر ناامن؛ بانوی محجبه امنیت نداشت، کسی که ظاهر مذهبی داشت، محکوم به مرگ بود و خودروی عزیزی از دوستان که خود منتقد حاکمیت بود در مسیر پمپ بنزین به جرم داشتن ریش مورد تعرض واقع شد! شما حتی از خاتمی که شال سبز بر گردن شما انداخت و به نفع شما کنار رفت هم عبور کرده‌اید. شما از اصلاحات هم عبور کرده‌اید، شما از شهدا هم عبور کرده‌اید، شما عوض شده‌اید!»

روزنامه صبح‌نو هم در این‌باره نوشت: «بیانیه اخیر میرحسین موسوی را دیگر نمی‌توان صرفاً «اعتراض سیاسی» نامید؛ این متن، در محتوا و کارکرد، چیزی جز بیانیه‌ براندازی از درون نیست. آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند، نه شدت انتقادات، بلکه هم‌راستایی آشکار آن با پروژه‌ای است که سال‌هاست از بیرون مرزها علیه ایران طراحی و اجرا می‌شود. امروز ترامپ با زبان تحریم، تهدید و فشار حداکثری سخن می‌گوید و موسوی با زبان «پایان بازی» و «کنار گذاشتن قوا»؛ یکی از بیرون می‌کوبد، دیگری از درون ستون‌ها را سست می‌کند. تفاوت فقط در لحن است، نه در نتیجه. ادعای «ایستادن کنار ملت» زمانی معنا دارد که مرز روشنی با دشمنان ملت وجود داشته باشد. اما بیانیه موسوی دقیقاً همان تصویری را از ایران ترسیم می‌کند که مطلوب اتاق‌های فکر واشنگتن است: کشوری بن‌بست‌خورده، اصلاح‌ناپذیر، آماده فروپاشی و نیازمند «گذار». این تصویرسازی، نه تصادفی است و نه بی‌هزینه. تاریخ بارها نشان داده که مداخله خارجی همیشه پس از مشروع‌سازی روانی و سیاسی از درون آغاز می‌شود؛ و موسوی، آگاهانه یا ناآگاهانه، این پازل را کامل می‌کند. این متن دیگر حتی در چارچوب رادیکال‌ترین قرائت اصلاح‌طلبی هم نمی‌گنجد. اینجا سخن از اصلاح ساختار نیست؛ سخن از نفی کلیت ساختار است. وقتی از ناتوانی مطلق، پایان مشروعیت و ضرورت عقب‌نشینی نیروهای مسلح سخن گفته می‌شود، این نه «نقد قدرت»، بلکه «دعوت به خلأ قدرت» است. خلأیی که تجربه منطقه نشان داده هرگز با دموکراسی پر نمی‌شود، بلکه با ناامنی، خشونت و مداخله بیرونی پر خواهد شد. کنار هم قرار گرفتن موسوی و پهلوی در تحولات اخیر، اتفاقی ساده یا صرفاً رسانه‌ای نیست؛ این هم‌نشینی نشانه یک هم‌گرایی گفتمانی است. هر دو، از دو سر تاریخ، به یک نقطه رسیده‌اند: انکار هرگونه راه‌حل درون‌زا.  هر دو در خدمت یک پروژه: تضعیف ایده ایرانِ مستقل».

روزنامه فرهیختگان هم نوشت: «همان زمانی که میرحسین موسوی، به جای طی مسیر قانونی شکایت به نتایج آرا، به ایستادن مقابل جمهوریت نظام روی آورد و اردوکشی خیابانی راه انداخت؛ همان روزی که به جای اعلام برائت از حرمت‌شکنان عاشورا، آن‌ها را «مردم خداجوی» نامید و همان روزی که جماعتی را با همسانی میان ایران و مصر و هم‌زمان با قیام مردم مصر علیه حسنی مبارک به خیابان‌های تهران کشاند، قابل فهم بود که او به لحاظ هوش سیاسی در شرایط مناسبی به سر نمی‌برد. اما همان زمان‌ها هم، حتی بدبینانه‌ترین افراد نسبت به موسوی، شاید تصور نمی‌کردند او روزی در دوگانه ایران و پهلوی، در کنار پهلوی بایستد و به حمایت از تجمعاتی بپردازد که حتی با صرف نظر کردن از تروریستی بودن‌شان، با فراخوان رضا پهلوی شکل گرفت». 

******

ترکیه و میانجی‌گری نامتوازن میان ایران و آمریکا

روزنامه قدس نوشت:

در روزهایی که سایت‌های شرط‌بندی، بیش از نتایج مسابقات فوتبال، روی تاریخ شروع درگیری میان ایالات متحده و ایران متمرکز شده‌اند، «جمهوری ترکیه» به‌عنوان هم‌پیمان مستقیم آمریکا و همسایه بلافصل جمهوری اسلامی ایران، نقشی فراتر از یک ناظر بیرونی یا ناصح خیرخواه برای خود در نظر گرفته و خیلی زود، قبای میانجی‌گری بر تن کرده و امیدوار است با باز نگه داشتن پنجره‌های گفت‌وگوی غیرمستقیم و حتی تبدیل آن‌ها به میزهای مذاکره دو نفره، ضمن دور نگه داشتن شعله جنگی جدید که می‌تواند دامنگیر فلات آناتولی هم باشد، جایگاه خود را در منطقه به‌عنوان برادر بزرگ‌تر ارتقا دهد و این در حالی است که چند سال پیش به سختی و با کمک یکی از طرفین تنش فعلی توانست از یک کودتای بزرگ جان سالم به در ببرد!

ترکیه به عنوان عضو ناتو، هم‌پیمان نظامی ایالات متحده و میزبان یکی از بزرگ‌ترین پایگاه‌های نظامی برون‌مرزی آمریکا، به سختی می‌تواند در قاموس بازیگری بی‌طرف و منجی مصلح برای حل و فصل تنش‌های جاری در منطقه جنوب‌غرب آسیا ظاهر شود. البته واگذاری این نقش به ترکیه، فارغ از سرانجام نامعلوم، می‌تواند نتیجه دو رویکرد متفاوت از طرفین درگیر باشد؛ نخست ایالات متحده، با کنار گذاشتن طرف عمانی از این فرایند و باز کردن پای ترکیه، سعی در القای انزوای ژئوپلیتیکی ایران دارد تا جایی که حتی میانجی‌گری در این روزهای پرتنش را هم یکی از میزبانان جنگنده‌های آمریکایی باید بپذیرد؛ همان کشوری که در تهاجم احتمالی، در صورت نیاز، آسمان خود را برای پرواز شرقی نیروی هوایی آمریکا صاف صاف می‌کند!

در مقابل اما جمهوری اسلامی ایران، تا همین امروز، با وجود روابط پر فراز و نشیب با همسایه شمال غربی، همچنان ترکیه را به عنوان یک رقیب منطقه‌ای و نه یک دولت متخاصم شناسایی کرده و با قائل شدن سطحی از استقلال رأی، آگاهانه این میانجی را به سایر وابستگان آمریکا در منطقه ترجیح می‌دهد. اما واقعیت این است که در هر گونه فرایند میانجی‌گری میان ایران و آمریکا، ترکیه میزبانی نامتوازن است که نه توان تلطیف زیاده‌خواهی‌های آمریکا را دارد و نه میلی به خروج ایران از حالت اضطرار و تنش و این در حالی است که از جدی و سخت شدن مواجهات، به شدت متضرر خواهد بود.

******

مقابل اروپا واکنش قاطع نشان دهید

روزنامه سیاست‌روز نوشت:

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از سوی اتحادیه اروپا در فهرست گروه‌های تروریستی این اتحادیه قرار گرفت؛ نیرویی که مقابله و مبارزه با تروریست‌ها و گروه‌های تروریستی را در کارنامه و سابقه خود به ثبت رسانده و بر همگان آشکار است. زمانی که نیروهای سپاه پاسداران برای مقابله با گروه‌های تروریستی به سوریه و عراق رفت و از ایجاد حکومت داعش در این دو کشور جلوگیری کرد، این اقدام تنها به سود این دو عراق، سوریه و ایران نبود، بلکه در صورت استقرار تروریست‌ها در سوریه، کشورهایی چون ترکیه تحت تأثیر حضور داعش قرار می‌گرفتند و راه برای حضور تروریست به اروپا باز می‌شد و آنها نیز باید طعم کشتار و ترور را می‌چشیدند.

حال که اتحادیه اروپا دست به چنین اقدام خضمانه‌ای زده است، واکنش ایران جه باید باشد؟ ایا تنها با احضار چند سفیر اروپایی برای ابلاغ ناخرسندی ایران از آن تصمیم کافی است؟ قطعاً نیازمند واکنش و پاسخی درخور و قاطع است تا اروپا متوجه تصمیم و غلط زیادی خود علیه ایران و سپاه پاسداران شود. اخراج سفرای کشورهای اروپایی به ویژه آنها که نقش اصلی را در تصویب تصمیم قرار دادن نام سپاه پاسداران در فهرست گروه‌های تروریستی بازی کردند، یک اقدام قاطع و اساسی برای پاسخ به عملکرد خصمانه اتحادیه اروپا علیه ایران است. اگر ایران واکنش قاطع از خود نشان ندهد و تنها به احضار و ابراز ناخرسندی بسنده کند، اروپا دست به اقداماتی دیگری علیه ایران خواهد زد.

البته پیش از این تحریم‌های جدیدی را علیه کشورمان وضع کرده بود که در ادامه، به قرار دادن نام سپاه در فهرست گروه‌های تروریستی کشیده شد. اقدام خصمانه، غیرقانونی و غیرمنطقی از سوی هر طرفی که باشد نیازمند واکنش و پاسخ قاطع است. اروپا در ادامه سیاست‌های ترامپ، علیه ایران نقش بازی می‌کند، سیاست تهدید، تحریم و فشار علیه ایران از سوی امریکا و اروپا برای تحمیل خواسته‌های نامعقول و غیر منطقی است. پس از آشوب‌ها و اغتشاشاتی که در کشور با دخالت مستقیم آمریکا و اسرائیل که با همراهی و حمایت اروپا همراه بود، باور غرب بر این است که شرایط برای وارد کردن فشار بیشتر به ایران برای پذیرش خواسته‌های آنها فراهم است. خواسته‌هایی که ایران را از هر جهت تضعیف می‌کند. خلاء سلاح نظامی و نابودی فناوری صلح آمیز هسته‌ای که برای دستیابی به این دو دستاورد بزرگ، خون‌های پاک زیادی با اقدام تروریستی غرب و اسرائیل ریخته شده تا ایران قوی شود.

******

عجله شیخ فتنه‌گر برای خیانت جدید به کشور

سایت جهان‌نیوز نوشت:

به فاصله چندساعت بعد از انتشار بیانیه وطن فروشانه میرحسین موسوی، دیگر عنصر فتنه اسرائیلی سال ۸۸ یعنی مهدی کروبی که به تازگی از حصر خانگی نه چندان جدی خارج شده است با انتشار بیانیه‌ای در همراهی با تروریست‌های امریکایی، ضمن هتاکی به ساحت نورانی رهبر معظم انقلاب مشکلات کشور را به دلیل اصرار بر پروژه پرهزینه و بی‌حاصل(!) هسته‌ای دانسته است!

در کنار تکرار خواسته رئیس جمهور تروریست آمریکا و سران رژیم صهیونی، کروبی همچنان خواهان آزادی بدون قید و شرط همه اغتشاشگران و عوامل آشوب که منجر به شهادت ۲۵۰۰ نفر از مردم و هتک حرمت مقدسات شدند، شده است! 

اشتراک نظر و صف کشی اشرار متوهم از داخل و خارج در مقابل نظام مقدس جمهوری اسلامی بیش از پیش واقعیت‌ها را مشخص کرده است. این در حالی است که میلیون‌ها نفر از مردم شجاع ایران در ۲۲ دی کمر فتنه آمریکایی را شکستند.

******

وعده ثبات همتی چه شد؟

روزنامه شرق نوشت:

سرکشی دلار در بازار تهران ادامه دارد؛ آن هم اندکی پس از آنکه اسکناس آمریکایی باعث اعتراضات در بازارهای کشور و به دنبال آن تعویض رئیس بانک مرکزی شده است. دلار در ابتدای دی ۱۴۰۴ از ۱۴۰ هزار تومان عبور کرد و اعتراضات مردم را به دنبال داشت. در ۸ دی نشستی فوری از سوی دولت تشکیل شد و دستور برکناری محمدرضا فرزین از سوی رئیس‌جمهوری صادر و عبدالناصر همتی جایگزین او در بانک مرکزی شد. همتی که یک بار پیش از این و در کسوت وزیر اقتصاد کابینه چهاردهم، از سوی مجلس به گران‌کردن دلار متهم و استیضاح شده بود، این بار وعده داد که نرخ ارز را شش ماه تا یک سال تثبیت می‌کند اما هنوز یک ماه از انتصاب او به عنوان رئیس بانک مرکزی نگذشته که دلار دوباره در یک بازار نیمه‌تعطیل سرکش شد و این بار رکورد تاریخی دیگری را به ثبت رساند.

همتی از ابتدای ورود به کابینه در قامت وزیر اقتصاد، بحث ارز تک‌نرخی را مطرح کرد و بساط دلار نیمایی را برچید. این تصمیم موجب افزایش قیمت دلار واردات شد و بازار آزاد هم از این تصمیم بی‌تأثیر نماند و بهای دلار وارد کانال ۹۰ هزار تومان و سپس به‌تدریج ۱۰۰ هزار تومان شد. پس از استیضاح همتی، علی مدنی‌زاده، وزیر اقتصاد شد. او هم مانند سایر هم‌فکران خود در دولت چهاردهم، از جمله همتی، به تک‌نرخی‌کردن ارز معتقد است، هرچند‌ بسیاری از کارشناسان اقتصاد دیدگاه‌های آنها را رد می‌کنند.

گویا طرح این تئوری‌های اقتصادی از زبان متولیان کابینه، فقط با هدف تأمین درآمد برای دولت صورت می‌گیرد و آنها پیش‌نیازهای ارز تک‌نرخی را نادیده می‌گیرند. دولت در هفته‌های اخیر ارز ۲۸ هزار‌و ۵۰۰ تومانی واردات کالاهای اساسی را هم حذف کرده است و اعلام کرد در ازای آن به تمام ایرانیان نفری یک میلیون تومان در ماه یارانه نقدی می‌پردازد.

حمیدرضا رستگار، رئیس اتاق اصناف تهران در ۱۰ دی امسال اعلام کرد: «برای اینکه بتوانیم به ثبات در تولید برسیم آقای همتی قول دادند با کمک کارشناسان بانک مرکزی ثبات قیمت ارز را فراهم کنند». به گفته مقامات اتاق اصناف، همتی قول تثبیت شش ماه تا یک‌ساله نرخ ارز را داده اما حالا قیمت دلار دوباره رکورد دیگری را شکسته است.

قیمت دلار در معاملات روز سه‌شنبه ۷ بهمن رکورد جدیدی زد و به 150 هزار تومان رسید و رکورد تازه‌ای را به ثبت رساند. این رکورد‌شکنی در روز چهارشنبه و پنجشنبه ادامه یافت و بهای دلار از ۱۶۰ هزار تومان عبور کرد. این در حالی است که کمتر از یک ماه گذشته دولت در پاسخ به اعتراضات بازار به نوسانات نرخ ارز، رئیس بانک مرکزی را تغییر و وعده داده بود مشکل نوسانات نرخ دلار را حل کند. رکوردشکنی تازه قیمت دلار در شرایطی رخ می‌دهد که بازار نیمه‌تعطیل است و معامله‌گران می‌گویند سطح خرید و فروش ارز به طور کم‌سابقه‌ای کاهشی بوده است. این معامله‌گران توضیح می‌دهند سطح معاملات ارز تقریبا مشابه وضعیت بازار در زمان جنگ 12روزه ایران و اسرائیل است و اگر معاملات رونق داشت، قیمت می‌توانست بالاتر باشد.

******

به اسم ایران، با هدف چین؟

روزنامه آرمان‌ملی نوشت:

فارغ از اینکه ترامپ از لشکرکشی در منطقه غرب آسیا دنبال چه چیز و چه سطح از لطمه به ایران و حتی محاصره اقتصادی تهران است، باید این اقدامات را از منظر دیگری هم مورد بررسی قرار داد و آن اینکه ترامپ با هرگونه تنش در منطقه غرب آسیا و گلوگاه نفتی خلیج‌فارس و تنگه هرمز به‌دنبال آن است که در نهایت بر تردد نفتکش‌ها در منطقه به منظور کنترل میزان نفت خریداری شده توسط چین تسط پیدا کند تا هم حلقه محاصره چین را از مهم‌ترین گلوگاه آن یعنی گلوگاه اقتصادی بفشارد و هم عملا اجازه ندهد چین بدون هماهنگی با آمریکا در منطقه غرب آسیا جولان اقتصادی بدهد. 

 سیدجلال ساداتیان، کارشناس روابط بین‌المللی در ارتباط با تحرکات نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا به «آرمان ملی» گفت: «هر پدیده سیاسی صرفا تک عاملی نیست. تعدادی از عوامل در بروز و ظهور آن تاثیرگذار است. برخی از این عوامل شدید‌تر و با وزن بیشتر و برخی هم کمتر و با وزن کمتر، اکنون در منطقه ما نیز ترامپ به نام فشار بر ایران درحال لشکرکشی است، اما او از این اقدام نیت‌های دیگری هم در سر دارد او همه جهان را تهدید می‌کند. تهدیدات ترامپ ابزاری است که برای آمریکا هزینه نداشته باشد. ترامپ به‌دنبال رعب و وحشت است تا به نتایجی برسد. او در نهایت با حضور در منطقه ما قصد دارد برگلوگاه نفتی منطقه تاثیر بگذارد و بیشترین نفت از منطقه ما را هم چین می‌خرد لذا ترامپ به‌دنبال تسلط بر انرژی منطقه برای تسلط بر رشد اقتصاد چین است. لشکرکشی آمریکا به منطقه هزینه دارد، اما این هزینه برای آمریکا بسیارکمتر از جنگ است». 

او در ارتباط با اثرگذاری این فشار و لشکرکشی بر منطقه غرب آسیا توضیح داد: «ترامپ به‌دنبال آن است که گلوگاه انرژی جهان را در دست داشته باشد و گلوی چین را که بیشترین نفت خود را از این منطقه می‌خرد بفشارد. او با دست گذاشتن بر نفت ونزوئلا و احتمالا به پروسه‌ای که در مورد نفت ایران و منطقه در نظر دارد، بیشترین فشار را بر رشد اقتصادی چین خواهد آورد. آمریکا در این مسیر یعنی کنترل خرید نفت چین، ایران را مانعی در برابر خود می‌بیند. به‌طوری‌که ایران حتی با تحریم‌های شدید هم توانسته راهی برای انتقال نفت خود به چین پیدا کند و با این کار تحریم‌های آمریکا را بی‌اثر یا بسیار کم‌اثر کند. اینکه ترامپ تحت عنوان حقوق بشر به ایران فشار می‌آورد هم تنها یک بهانه است چرا که او حامی نتانیاهوست که در دادگاه‌های بین‌المللی محکوم شده است. فردی که ۷۰ هزار نفر را در غزه کشته، اما مورد حمایت ترامپ قرار دارد؛ لذا با فشار بر ایران به‌دنبال آن است که در نهایت نفت ایران که حدود یک تا یک و نیم میلیون بشکه در روز است به چین نرسد و یا اینکه تحت کنترل آمریکا این نفت در اختیار پکن قرارگیرد». 

******

پایان عصر ضربه محدود؛ شطرنج خونین در منطقه خاکستری

خبرگزاری آنا نوشت:

واقعیات صحنه نشان می‌دهد که ایران و محور آمریکا-صهیونیسم به نقطه تعیین تکلیف نهایی رسیده‌اند. این نبرد، جدال دو قدرت با مختصات جهانی است که نتیجه آن، یا تثبیت نظم سنتی غربی و یا تولد نظم مقتدر فرامنطقه‌ای به رهبری ایران خواهد بود.

در این جنگ آخر، هرگونه تردید یا هراس، به معنای پذیرش شکست است. دشمن با تکیه بر تروریسم محاسباتی، به دنبال ایجاد فلج تصمیم‌گیری در میان مسئولان و رعب در بدنه جامعه است تا اراده تسلیم را تحمیل کند. اما راهبرد ایستادگی آفندی، پاسخ هوشمندانه تهران به این فشارهاست؛ خروج از پوسته دفاعی و آمادگی برای یک نبرد ترکیبی بلندمدت که در آن، ابایی از درگیری مستقیم وجود ندارد.

بر اساس مانیفست جدید امنیتی کشور، جمهوری اسلامی دیگر خود را به واکنش صرف پس از وقوع جرم متعهد نمی‌بیند. طبق بیانیه راهبردی ۱۶ دی شورای‌عالی امنیت ملی، هرگونه رصد عینی از مقدمات یک تهدید، ماشه را فعال خواهد کرد. در این دکترین، اصطلاحاتی، چون ضربه محدود یا عملیات کم‌ریسک برای دشمن وجود خارجی ندارد. ایران معادله را به سمت پاسخ همه‌جانبه تغییر داده است؛ به طوری که هر تعرضی به منافع حیاتی ایران، با ضربه به اهداف دشمن و شرکای منطقه‌ای‌اش پاسخ داده می‌شود.

منطق جدید تهران بر پایه اصل امنیت برای همه یا برای هیچ‌کس استوار است. در صورت بروز حماقت از سوی دشمن، امنیت کشتیرانی در چهارراه جهان (خلیج‌فارس، دریای عمان، دریای سرخ و اقیانوس هند) به تاریخ خواهد پیوست. شریان‌های انرژی رژیم صهیونیستی و پایگاه‌های اقتصادی و زیرساختی آمریکا در کل منطقه، بانک اهدافِ نبرد جدید را تشکیل می‌دهند. این هشدار شامل کشور‌هایی که خاک یا امکانات خود را در اختیار متجاوز قرار دهند نیز می‌شود؛ چراکه در نظم جدید، بی‌طرفی فعال در جنایت پذیرفته نیست.

******

توصیه‌های کسل‌کننده روحانی

حسن روحانی، رئیس دولت اعتدال در ادامه نشست‌ها و گعده‌های خود با وزرای دولتش، در روزهای اخیر هم جلسه‌ای تشکیل داد و در رابطه‌ با مسائل مختلف کشور صحبت کرد. نکته قابل توجه اظهارات وی، جایی است که روحانی توصیه‌هایی عجیب و البته کسل‌کننده را مطرح می‌کند. او میگوید:

* مردم باید احساس کنند ما پیام آن‌ها را گرفته‌ایم. هدف باید رضایت مردم باشد. باید با یک اصلاح بزرگ به مردم پاسخ بدهیم.

* می‌گوییم در کشور تظاهرات شده و یک عده تروریست آمدند و سوءاستفاده کردند. این درست است که باید با تروریست‌ها و سوءاستفاده‌کننده‌ها از اعتراض به حق مردم برخورد کنیم، ولی اعتراض مردم دلایلی داشته است. این اعتراض از کجا شروع می‌شود؟ مردم که از روز اول به خیابان نمی‌آیند. مسیرهای دیگری را قبلاً طی می‌کنند. وقتی مردم نگران می‌شوند، از همان موقع حاکمیت باید رفع نگرانی کند، از آن موقعی که مردم خواست‌های به حقی دارند، قبل از اینکه به خیابان بیایند.

* پیام مردم در ۲۲ دی این بود که اعتراض درست به حق است ولی ما در برابر دخالت خارجی می‌ایستیم. جنگ ۱۲ روزه هم مردم همین را گفتند به دشمنان خارجی که ما به شما اجازه نمی‌دهیم در امور داخلی و امنیت ملی ما مداخله کنید.

* بعد از ۴۷ سال انقلاب، اگر یک نفر امروز در جمهوری اسلامی ایران امیدش به بیگانه باشد، ما باید شب از ناراحتی و غصه آن نتوانیم بخوابیم؛ حتی یک نفر، حالا آن یک نفر را هرچه شما می‌خواهید اسمش را بگذارید. یک ایرانی بعد از ۴۷ سال جمهوری اسلامی، اگر امیدش به بیگانه باشد، این قابل قبول است برای ما؟ خب معلوم است که ما یک مشکلی داریم. پس منبرهای ما مشکل داشته، پس تریبون‌های ما مشکل داشته، پس صداوسیمای ما مشکل داشته، پس دبستان و دبیرستان ما مشکل داشته، خلاصه یک جایی امر مشکل داشته است. این‌ها همه تربیت‌شده در جمهوری اسلامی هستند، چرا گذاشتیم جوان ما به این روز برسد؟

* باید تخاصم را مدیریت کنیم. تا ما می‌گوییم باید یک کاری بکنیم، می‌گویند یعنی ما برویم با آمریکا رابطه برقرار کنیم یا در برابر ترامپ تواضع کنیم؟ نه آقا، بحث رابطه نیست، بحث مدیریت است. اگر هم با کشوری تخاصم داریم، این تخاصم را باید کنترل و مدیریت کرد. اگر ما با قدرتی تنش داریم، این تنش را ما باید کنترل کنیم و آن را کاهش بدهیم. نباید بگوییم که هیچ راهی برای کاهش تنش وجود ندارد.

  • ۸ تا ۱۰ سؤال و مسأله مردم را به همه‌پرسی بگذاریم. به مردم بگوییم شما ۸ تا مسأله از ما گله دارید، نگرانید و این ۸ مسأله مهم است و می‌خواهید حل شود. ما در برابر نظر اکثریت قاطع شما تسلیم هستیم. ما قبول می‌کنیم هرچه شما بگویید. اگر چنین کنیم والله ۹۵ درصد مردم آن زمان اعلام رضایت می‌کنند. بعد هم با فرمان «همه به جای خود»، مسیر ما درست می‌شود و ما می‌توانیم از این مشکلات فاصله بگیریم."

 

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین