در پسِ هر تهدید خارجی، فرصتی نهفته است که تنها توسط ملتی با عمق تاریخی و رهبرانی با تجربه مبارزه، قابل درک و بهرهبرداری است. تحلیلِ جنگی که ممکن است به وقوع بپیوندد، فراتر از یک محاسبه صرفا نظامی است؛ این مستلزم یک بازخوانی هوشمندانه از روانشناسی ملی، فلسفه تاریخ و تخصص ذاتی یک نظام در مواجهه با فشار است.
سیمای ملت در روز طوفان؛ انسجام در برابر بیگانگان
تاریخ ایران یک درس قاطع دارد که میگوید تقابل با دشمن خارجی، عاملی یگانهساز است. زمانی که سایه تهدید بر سر ملت سنگینی میکند، درونیترین لایههای هویت، وجدان، غرور و روانشناسی ملی فعال میشود. اینجاست که پدیده «جنگ داخلی» به یک تناقض منطقی تبدیل میشود. ایرانیان در همواره تاریخ در برابر ستیز و تعرض خارجی، متحدتر از آن بودهاند که دست به نزاع با خود ببرند.
مبتنی بر این ملاحظه تاریخی، فرضیه رایج مبنی بر اینکه جمعیتِ ناراضی در بحبوحه جنگ خارجی علیه حاکمیت شورش خواهد کرد، یک خطای تحلیلی است که ریشه در درک نادرست از پویایی ملی دارد. ملت ایران در میدان نبرد، هویت خود را در دفاع از مرز و استقلال بازتعریف میکند، نه در تقابل با ساختار داخلی.این ناخودآگاه و غریزه جمعی ایرانیان است که منبع اراده بزرگ دفاعی است اما خودش ارادی نیست، بلکه خودانگیخته است.
فضیلت اجباری؛ هگل و پالایش اخلاقی
سخنان متفکرانی چون فردریش هگل در اینجا نورافکن میشوند. او از فضیلت جنگ سخن میگفت که درباره ایران اسلامی، این فضیلت از دفاع و فرهنگ شهادت تیز تغذیه میشود.
جنگ، اگرچه تراژیک است، اما یک کاتالیزور اخلاقی است. جنگ دفاعی، خودخواهیهای روزمره و مصلحتاندیشیهای خرد را در پای فضیلت بزرگتری قربانی میکند و تلألوی ایثار برای بقای جمعی خواهد شد.
نظام، هرچند در پی آرامش و صلح است، اما جنگی را که به او «تحمیل» شده، نه به عنوان یک مصیبت محض، بلکه به عنوان فرصتی برای بازیابی و تقویت این فضایل از دست رفته میپذیرد. این پذیرش، پذیرشی فعالانه و شادمانه است برای دفاع از کرامت.
تخصصِ برتر؛ مردانِ مردِ جنگ
اگر قرار باشد یک چیز را درباره جمهوری اسلامی به قطعیت بیان کرد، آن، "استاد بودن در هنر مبارزه" است. این تخصص از دل تجربه زیسته رهبران برآمده است؛ مردانی که سالها در سنگرها، زندانها و تبعید، در مکتب مقاومت درس آموختهاند.
این آمادگی صرفاً نظامی نیست، بلکه یک منش استراتژیک است. ایران هرگز در یک بازی ساده «پینگپنگ» (مبادله محدود) باقی نخواهد ماند؛ بلکه در صورت لزوم، درگیری را به یک بازی پیچیده «بیلیارد» تبدیل میکند که در آن توپهای متعدد و پیشبینی نشدهای به حرکت درمیآید تا حریف را از تعادل خارج سازد.
مرزهای مقاومت؛ ایران فراتر از ژاپن
نگارنده بر این نکته اصرار دارد که ایران در مرحلهای نیست که صرفاً برای بقا بجنگد. هدف، "اخراج یا سقوط نفوذ آمریکا از منطقه" است. این مقاومت، از مدلهای تسلیمپذیری جهانی متمایز است؛ حتی از مدلهایی که اوج سختی آن را در ژاپن میتوان دید.
ایران مانند ژاپن با یک ضربه مهلک (بمب اتمی) تسلیم نخواهد شد. شهادتطلبی و استشهاد بی والاتر و عمیقتر و قدرتمند از انتحار در فرهنگ سامورایی و کامیمازه است.
زبان قدرت؛ کوه سخت با قلب چشمهسار
جنگ، نظام را قویتر و محبوبتر میسازد، چنانکه در جنگ ۱۲ روزه شاهد آن بودیم. بنابراین چاره کار برای غرب، برقراری ارتباط است. با وجود تخصص در مبارزه، زبان ایدهآل برای تعامل با ایران، گفتوگو است.
نظام به عنوان یک «کوه سخت»، زبان قدرت را میفهمد. اما زیر این صلابت و در دل آن کوه، چشمههای لطیف جوشان است که نشان میدهد این ساختار به سوی شنیدن و مذاکره _البته از موضع اقتدار _ متمایل است. مذاکرهکنندگان ما همزمان مرد جنگ و مرد صلحاند و همان کسانی هستند که طعم جنگ را چشیدهاند و نیز معنای واقعی صلح و شکنندگی آن را عمیقاً درک میکنند. ایران برای هر سناریویی آماده است که می توان آن را "عقلانیت سهمگین" نامید؛ این صدای رشادت دلاوران تاریخ اسلام، صدای شهامت دلاوران ایران باستان و همهنگام، صدای خردمندی و سخنوری تاریخ دولت در این سرزمین است که این خردمندی، با عنایت به فیلسوف و فقیهبودن امام و رهبری و غنای فکری سایر پایهگذاران فکری انقلاب، صورت دیگر و عمیقتری یافته است؛ آن هم رهبرانی که افزون بر قلم در شمشیر (اقتدار نظامی) نیز سرآمد بوده و شجاعت نمادین ایرانی را بر تارک دنیای معاصر نقش بستهاند.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.