رد خون ۱۴۰۴
روزنامه فرهیختگان نوشت:
جمعه، روزِ تعطیلی پروژه «ایران ویران» بود. شبکههای ضدایرانی تصور میکردند باتوجهبه حجم تخریب قابلتوجهی که روز پنجشنبه بر پیکر وطنمان تحمیل شد و دار و دسته پهلوی در یک ارتجاع معنادار همان رفتار تروریستی تیم رجوی را تکرار کردند، میتوانند پازل تخریب خود را در روز جمعه کامل کنند؛ اما در نهایت چیزی جز حسرت گیرشان نیامد. گزارشهای میدانی معترفاند که بر خلاف حضور جدی معترضان در کنار تخریبچیها و تروریستها در روز پنجشنبه، این حضور در روز جمعه به طور محسوسی کمرنگتر به نظر میرسید.
چند عامل در این زمینه مؤثرند که مهمترینش رشد آگاهی مردم در مواجهه با عناصر «ضد اعتراض» است. باتوجهبه خاستگاه اقتصادی اعتراضات 1404، ابتدا این اعتراضات به شکلی کاملاً مسالمتآمیز شکل گرفته بود؛ اما رفتهرفته پای نارنجک و کوکتل مولوتوف به میان آمد. از سوی دیگر اموال عمومی و حتی املاک خصوصی مردم مورد حمله وحشیانه تروریستها قرار گرفت و میزان خشونت به بالاترین حد خود رسیده بود. نحوه برخی از حملات تروریستها علیه مردم و نیروهای حافظ امنیت به قدری وحشیانه است که این اتفاقات برای مردم، یادآور ماجراهای خونین دهه شصت بود که توسط گروهک منافقین علیه مردم انجام میشد. در این مقطع و با هشدارها و روشنگریهای مقامات و کارشناسان، مردم عادی و معترضان شروع به فاصلهگذاری با جوخههای ترور کردند و نتیجهاش شد رکود خبری اینترنشنال و بیبیسی و دیگران. در خصوص کمرنگشدن اغتشاشات خیابانی در روز جمعه چند عامل مؤثر واقع شدند:
۱. آگاهی مردم نسبت به هستههای ترور و تخریب: مردم عادی و معترضان به وضعیت اقتصادی، میدانند که راهحل دشواریهای معیشتی، صفآرایی مقابل نیروهای حافظ امنیت و آسیب به یکدیگر نیست. این امر جایی اهمیت پیدا میکند که روشن شود هنوز هیچ نقطه پایانی بر جنگ دوازدهروزه گذاشته نشده و هر اقدامی علیه امنیت ملی، عامل را در رده متعرض به وطن و شریک قتل بیش از هزار جان فدای ایرانی قرار میدهد. فعالشدن هستههای تخریب و تروریسم در میان جمعیت معترض، بخش زیادی از جمعیت معترض حاضر در خیابان را نسبت به ابعاد پشت پرده آگاهی بخشید.
۲. تعرض به اموال عمومی: اقتصادیبودن ریشه اعتراضات، معترضان را به سبدهای متنوعی دستهبندی کرده بود. این دستهبندی تا جایی ادامه پیدا کرد که فروشگاهها، مساجد، درمانگاهها، ماشینهای آتشنشانی و... بهصورت کامل تخریب شدند. طبق گزارشهای رسمی، دستکم 43 دستگاه خودروی مجهز آتشنشانی توسط آشوبگران بهصورت کامل تخریب شدند. همچنین تعداد زیادی از مراکز درمانی به آتش کشیده شد و در موردی دردناک، یک پرستار به شهادت رسید.
۳. دستگیری لیدرها: مهمترین هدف برای نیروهای حافظ امنیت در کشور، دستگیری سرکردگان دستجات و گروهکهایی است که با استفاده از انواع سلاح گرم و سرد، اعتراضات مسالمتآمیز مردم را وارد حواشی خونین میکنند. بااینحال با تلاش حافظان امنیت کشور، بسیاری از این عناصر در مناطق مختلفی از کشور دستگیر و تحویل مقام قضایی شدهاند. در یکی از موارد اخیر، 2 تیم تروریستی 4 و 7 نفره در شهرهای بروجرد و خرمآباد شناسایی و منهدم شد که مجهز به انواع سلاحهای گرم و سرد بودهاند.
******
نیروهای معاند همواره روی گسلهای جامعه سوار میشوند/ خرد ایرانی از یک حافظه تاریخی برخوردار است
سایت ایسکانیوز، گفت و گویی را بیژن عبدالکریمی، فیلسوف و استاد دانشگاه انجام داده. او رویدادهای اعتراضی اخیر را محصول شکافهای اجتماعی و اقتصادی داخلی و هم بهرهبرداری نیروهای خارجی میداند، اما تأکید میکند که جامعه ایران زنده است و راه عبور از بحران تنها از مسیر گفتوگو، بازسازی اعتماد و بهروزرسانی گفتمانها میگذرد.
درباره اینکه رویدادهای اعتراضی اخیر کشور تنها ناآرامیهایی پراکنده و موقتی بوده یا برایندی پیچیده از همافزایی شکافهای واقعی درونی و طراحیهای عملیاتی بیرونی است، گفت: «هر دو گزینه صحیح است. اما باید بدانیم که معمولا پروژههای بیرونی و سازماندهی نیروهای معاند نظیر سلطنتطلبان و مجاهدین و همچنین نیروهای اطلاعاتی سیا و موساد روی گسلهای جامعه سوار میشوند. ما در عرصه عدالت اجتماعی و معیشت مردم و نیز درمورد شیوه زندگی بخشی از جامعه با مشکلات زیادی مواجه هستیم. البته تشکلهای خارجی اعم از گروههای اپوزیسیون و نیروهای وابسته به موساد و سازمان سیا هم به یقین در این قضایا نقش داشتهاند».
او درواکنش به اینکه چرا اکثریت اقشار اجتماعی علیرغم نارضایتی از شرایط معیشتی به شکل محسوسی از پیوستن به تجمعات اعتراضی پرهیز دارند، گفت: «خرد ایرانی از یک حافظه تاریخی برخوردار است و میداند که ما با خطرات بینالمللی و نیروهای استعماری مواجه هستیم. البته بخشی از مردم این نکته را درک نمیکنند».
عبدالکریمی ادامه داد: «آنچه که باعث شده تا بخش وسیعی از مردم به این اعتراضها نپیوندند به خودآگاهی ملی و تاریخی آنها برمیگردد. آنها ایران و تمامیت ارضی کشور را در خطر میبینند و میدانند آمدن به خیابان شرایط را برای حملهی مجدد آمریکا و اسرائیل فراهم میکند. بعد از حوادث غزه و جنگ دوازده روزه بخشی از نخبگان و روشنفکران هم تحت تاثیر قرار گرفتند و آنها هم دیگر آتش بیار معرکه نیستند و حضور در خیابانها را تشویق نمیکنند».
وی درباره چگونگی تقویت سازوکار اعتماد و بازسازی پلهای ارتباطی میان گروههای اجتماعی به قصد تبدیل تعارض به گفتگو و ایجاد پایداری اجتماعی، بیان کرد: «بخشی از اپوزیسیون و روشنفکران و نیز بخشی از حاکمیت و گفتمان انقلاب دچار نوعی اینرسی گفتمانی هستند و به تکرارگویی دچار شدهاند. بعداز جنگ دوازده روزه شرایط تاریخی ما دگرگون شده و بنابراین هر جریانی که همان گفتمان قبلی را تکرار کند دچار تاخر تاریخی و نوعی جمود و تصلب شده است. حاکمیت، حوزههای علمیه، روشنفکران و دانشگاهیان باید متناسب با شرایط کنونی گفتمان خود را به روزرسانی کنند. مسالهی محوری انسجام ملی، امر ملی و مراقبت از ایران است. زمین بازی ما ایران است. اگر ایران آسیب ببیند کنشگران سیاسی و اجتماعی زمینی برای بازیگری ندارند».
این استاد دانشگاه افزود: «ما غیر از گفتگو راه دیگری نداریم. عناصر مسوول و آگاه که دنبال قدرت و ثروت نیستند و جز به سرنوشت مردم نمیاندیشند باید گفتمانسازی کنند. به ویژه بچههای گفتمان انقلاب باید بر این اینرسی گفتمانی غلبه کنند. در حوزه معیشتی هم باید بچههای گفتمان انقلاب صدای اعتراضی مردم باشند. نه اینکه اعتراضات مردم را نیروهای وابسته و معاند سردمداری کنند و آن را به مسیرهایی بکشانند که امر ملی و تمامیت ارضی کشور به خطر بیفتد».
******
این یک اقدام تروریستی سازمان یافته است
روزنامه جوان نوشت:
با آشکار شدن ابعاد و زوایای مختلف آنچه طی چندروز گذشته در برخی شهرهای کشور گذشته، تردیدی باقی نمانده که آنچه اکنون در جریان است، نه اعتراض و حتی اغتشاش که یک اقدام تروریستی سازمان یافته است. آنچه هفته گذشته در قالب اعتراض اصناف و بازاریان تهران به نابسامانیها و نوسانات بازار ارز صورت گرفت، اگرچه مسالمتآمیز و عاری از هرگونه خشونت بود، دشمنان قسم خورده، از این فرصت استفاده کردند تا اقدامات جنایتکارانه خود را با رخنه در صفوف معترضان دنبال کنند. اگر در ادوار گذشته، هستههای تروریستی، اجیر شده از سوی امریکا و اسرائیل، دست به انتحار میزدند و با ترور شهروندان یا مقامات کشور، ضربهای میزدند و پنهان میشدند یا به خارج از کشور متواری میشدند، نه امریکا و نه رژیم صهیونیستی، هیچ گاه مسئولیت این اقدامات تروریستی کور را به عهده نمیگرفتند، این روزها اما اربابان تروریستها، نه تنها آشکارا از آنها حمایت میکنند که بعضاً اذعان میکنند که تروریستها در کنار مأموران موساد در ایران دست به عملیات میزنند. به عبارت دیگر میدان ترور را فرماندهی میکنند.
مواضع علنی مقامات امریکایی و صهیونیستی، طی چند روز گذشته، پرده از نقشآفرینی مستقیم آنها در پشتیبانی از این اقدامات تروریستی برداشت. روزنامه صهیونیستی جروزالم پست بهصراحت از اعلام همبستگی نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، با آشوبگران خبر داد. چندی پیش هم دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا با ادبیاتی تهدیدآمیز در فضای مجازی، از اغتشاشگران حمایت و برای مداخله اعلام آمادگی کرد. مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین امریکا و رئیس سابق سازمان سیا، هم بهصراحت از حضور مأموران موساد در کنار اغتشاشگران سخن گفت. این اظهار نظرها، عملاً هرگونه تردید درباره نقش مستقیم سرویسهای اطلاعاتی امریکا و رژیم صهیونیستی در مدیریت و هدایت آشوبها را از میان برداشت و روشن ساخت که منظور از «مردم ایران» در ادبیات مقامات غربی، عناصر آشوبطلب و شبکههای تروریستی وابسته به آنهاست، نه بدنه واقعی جامعه. این در حالی است که گیلعاد اردان، نماینده سابق رژیم صهیونیستی در سازمان ملل در آنتن زنده شبکه۱۲ این رژیم رسماً فاش کرد موساد و CIA برای اعتراضات (بخوانید شورش و خرابکاری) در ایران برنامه دارند و در حال مسلح کردن شورشیان هستند. او اذعان کرد: آنها کار خود را بلدند.
ابعاد خارجی این پروژه تجزیهطلبانه، البته تنها به مواضع مقامات رسمی و غیر رسمی امریکا و رژیم صهیونیستی محدود نمیشود و گروهکهای تروریستی و تجزیهطلب نیز بهعنوان بازوی میدانی این جریان فعال شدهاند. هفته گذشته عبدالله مهتدی، سرکرده گروهک تروریستی کومله با اذعان به همکاری با موساد، از تلاش برای ایجاد اجماع میان گروههای تجزیهطلب و ورود هماهنگ به میدان آشوب سخن گفته است؛ اظهاراتی که بهروشنی هدف نهایی این جریانها را بیثباتسازی و تجزیه کشور نشان میدهد.
حال به آنچه در صحنههای میدانی شهرها گذشته است، بازگردید چه چیزی را مشاهده میکنید؟ آیا این حجم از خشونتهای سازمان یافته تروریستی، کمترین شباهت و نسبتی با اعتراض دارد؟ شلیک مستقیم به زنان و کودکان، آتش زدن مساجد و اماکن متبرکه، به آتش کشیدن مغازهها و خودروهای مردم، حمله مسلحانه به بیمارستانها، تخریب اموال عمومی و به آتش کشیدن بانکها، تنها نمونههایی از اقدامات خرابکارانه تروریستها در نقاط مختلف کشور است. به اذعان بسیاری از شاهدان و تحلیلگران، نیروهای انتظامی و امنیتی، در مواجهه با اعتراضات مردمی، بسیار خویشتندارانه و با نهایت مدارا و احترام برخورد کردهاند، اما اکنون که نقابها افتاده و ماهیت تروریستی اقدامات پادوهای سیا و موساد و گروهکهای برانداز و تجزیهطلب، آشکار شده است، دیگر جایی برای مماشات و مدارا باقی نمانده است. آنها دیگر معترض نیستند، بلکه در صف معترضان رخنه کرده بودند. آنچه اکنون مقابل ملت صف آرایی کرده، مشتی تروریست اجیر شده به نیابت از امریکا و رژیم صهیونیستی است که با این جماعت باید به سختترین شکل ممکن مواجه شد.
******
عبرتهای اغتشاشات 404
روزنامه قدس نوشت:
دیدن صحنههای دلخراش شبهای گذشته دل هر ایرانی که برای وطن میتپد را به درد آورد. صحنههایی از تخریب مساجد و اماکن مقدسه، به آتش کشیدن بانکها، فروشگاهها، اتوبوسها، مغازهها و خودروهای مردم، زنده سوزاندن پرستاری بیگناه، قرآنهای سوخته و بدنهای قطعه شده مدافعان امنیت، خود روضهای بود جانسوز از تعرض به عرض مسلمین.
حمله مسلحانه و تروریستی به اماکن عمومی متعلق به مردم، شلیک مستقیم به سر با هدف کشتهسازی از سوی پیادهنظام سازمانیافته موساد، شستوشوی مغزی، فریب و برانگیختن جوانان هیجانطلب با چاشنی گل و الکل و به پیش انداختن آنها توسط لیدرهای آموزش دیده هوشیار به دور از گل و الکل، فاز از قلم افتاده جنگ ۱۲روزه بود که این بار با برنامهریزی، شبکهسازی و پشتیبانی پیچیده سرویسهای امنیتی رژیم صهیونیستی و آمریکا اجرا شد و احتمالاً ادامه هم خواهد داشت. اما در اتفاقات اخیر پندهایی بود و عبرتهایی برای آنان که میاندیشند که فاعتبروا یا اولی الابصار...
۱- آنکه معترضان صادق و منتقدین دلسوز که ما نیز از زمره آنان خارج نیستیم باید متوجه این امر باشند که وقتی گرگان غدّار و روبهان مکّار و موشان سکّهشمار در یک همداستانی تاریخی و در پارادایمی آخرالزمانی و وجودی مترصد فرصتی برای دریدن و تجزیه مام وطن هستند چگونه مسائل را باید اصلی فرعی کرد که زمینهای برای سوءاستفاده نااهلان و بیوطنان مهیا نگردد.
۲- دولت(ها) باید متوجه این امر باشد که نجابت این ملت رنجکشیده که همواره پای کار میهن ایرانی و نظام اسلامی در کف میدانها حاضر بودهاند و این نجابت و همدلی را بارها و از جمله در جنگ تحمیلی اول و دوم اثبات کردهاند باعث نشود که تصور کنند صبر و تحمل مردم به ویژه در مسائل معیشتی پایانی ندارد. از دری که فقر وارد شود از در دیگر دین خارج میشود و وای از روزی که دین و اخلاق از دست برود!
۳- سیاستگذاران باید بدانند که امروز چوب بیاعتنایی و بیاعتباری نظام آموزشیمان را میخوریم. وزارتخانه درمانده از بیپولی، معلمان بدون کرامت، مدارس فارغ از تربیت، استاد و دانشگاه پر از ابهام و سؤالات بیجواب و سیاهینما از حال و آینده، دانشآموز بیآرمان و دانشجوی بیمسئله. آقایان داریم با آینده خود چه میکنیم؟ کی بیدار خواهیم شد! وزارت آموزش و پرورش زمانی تمدنساز و نه آیندهسوز است که از حیث مدیریت نخبگان، بودجه و اعتبار، نرمافزار و سختافزار سرآمد، استراتژی آیندهنگر، پیشگام باشد نه وزارتخانه اول از آخر! اگر نیک بیندیشیم امروز هر ضربهای که میخوریم از همین ناحیه است.
۴- رسانه! رسانه! رسانه! و هزار بار «رسانه»! در دنیایی که رسانهها قبل از تجهیزات نظامی کشورگشایی میکنند و سیاستمداران را در کشورهای هدف بر صندلی مینشانند و به زیر میکشند. پیش از سرزمینها، دلها و ذهنها را به تصرف درمیآورند. برای افکار عمومی روایت میسازند و فکر میسازند و به صحنه اجرا میکشانند. بودجههایی که با نسبتهای معنادار با بودجههای دفاعی تخصیص مییابد. مجموعه سیاستهای ما را در قبال رسانههایمان ببینید! حال و نای برشمردن نیست آن قدر که در محافل مختلف تکرار کردهایم! آنها که باید بدانند میدانند! و شاید هم خودشان را به دانستن میزنند! چقدر برای رشد و بلوغ و اثرگذاری رسانهها در کشورمان مایه گذاشتهایم؟ در آشکارا از اهمیتشان سخن راندهایم اما در پنهان به هزار و یک مصلحت کوچکشان خواستهایم و درگیر با مشکلات اقتصادی رهایشان کردهایم و زخمی بر زخمهایشان افزودیم.
******
انتقاد مرعشی از تصمیم عجولانه دولت
حسین مرعشی، دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی در روزنامه شرق نوشت:
شرایط فعلی ایران همافزایی مجموعهای از مشکلات است. میتوان گفت بستر شرایط سیاسی امروز ایران نارضایتی است و این نارضایتی عمومی ریشههای متعددی دارد که ازجمله آنها میتوان به ناکارآمدی در مدیریت اداری و اقتصادی ایران اشاره کرد. بخشی از این نارضایتی به سختگیریهای اجتماعی و فرهنگی و بخشی هم به طولانیشدن درگیریهای ایران با غرب و فشارهای بیش از حد ناشی از تحریمهای تاریخی علیه اقتصاد و مردم ایران برمیگردد. پس این نارضایتی وجود داشته و هر نیشتری که به هر بهانهای به این دمل چرکی زده شده، فوران کرده است؛ یک روز به بهانه بنزین، یک روز در اعتراض به نتیجه انتخابات و یک روز اعتراض به گرانیها بوده است. پس مسئله اول نارضایتی است.
مسئله دوم تشدید مشکلات اقتصادی مردم است که ریشه این مسئله هم در ادامه تحریمها و عدم رشد اقتصادی ایران در ۲۰ سال اخیر و فقیرشدن تدریجی مردم و کشور است. در این میان، ضعف دولت در مدیریت ارز حاصل از صادرات نفت و مدیریت صادرات غیرنفتی کشور و بیتوجهی به اولویتهای کشور که در رأس آنها مدیریت منابع ارزی و تأمین نیازهای دارو و غذای مردم بوده بیش از هر چیزی به افزایش بحرانها دامن زده است.
این شرایط کشور را به نقطهای رساند که دولت یک تصمیم بسیار اشتباه دیگر گرفت؛ آنهم درست در شرایطی که نارضایتیها در اوج خود بود و آمریکا و اسرائیل هم منتظر وقوع اعتراضات و شورشهایی در کشور بودند، دولت بدون تمهید مقدمات لازم ارز ترجیحی برای کالاهای اساسی را حذف کرد و مردم با جهش غیرقابل تصوری در قیمت کالاهای ضروری خود مثل مرغ، تخممرغ، لبنیات و روغن مواجه شدند. این از عجایب روزگار است که دولتی که در تعدیل قیمت بنزین آنقدر محتاطانه قدم برمیدارد چطور در مسئله غذا و معیشت مردم که از بنزین مهمتر است، این بیاحتیاطی و تصمیم نادرست و عجولانه را میگیرد.
اگر فرض کنیم همه آنچه در حال وقوع است کار عوامل نفوذی و دشمن است، که آن هم بخشی از ماجراست، مهمتر از هر چیز این است که ما کشور را بهگونهای اداره کردهایم که بروز چنین مشکلاتی در کشور اجتنابناپذیر شده است. مسئولان ما بهتر است این واقعیتها را به رسمیت بشناسند. ما باید از مردم عذرخواهی و دلجویی کرده و سعی کنیم هر تصمیمی که میخواهیم بگیریم، ابعاد سیاسی و اجتماعی آن را بسنجیم و تابآوری مردم در تحمل تصمیمات را فراموش نکنیم.
******
هاشمیطبا: تا بخواهیم عوامل بیگانه در کشور داریم /باید سنجیده عمل کنیم
مصطفی هاشمیطبا، فعال سیاسی اصلاحطلب انتقاداتی را پیرامون سیاستهایی که به دامنزدن شکاف طبقاتی منجر میشود، وارد کرد. او همچنین معتقد است که حاکمیت درباره تشدید این شکافهای طبقاتی سکوت اختیار کرده و همین مسئله، شرایط را وخیمتر کرده است. بخشهایی از اظهارات وی در گفت و گو با روزنامه اعتماد به شرح زیر است:
* ما مقابل توسعهطلبی اسراییل و هژمونی امریکا ایستادهایم و با این جبهه درگیریم. وقتی چنین رویکردی داریم باید در مدیریت داخل کشور سنجیدهتر عمل میکردیم.
* در داخل کشور سیاستهای اشتباه داریم. چرا باید واردات بیخود و ماشین لوکس در این شرایط اقتصادی مردم داشته باشیم؟ باید ببینیم چقدر تضاد طبقاتی و رانت برای مردم غیرقابل قبول است؟
* در روزهای اخیر دیدم آگهی میدهند تویوتا لندکروز ۴۷ میلیارد تومان! در این شرایط، آیا باید به این شکل به تضاد طبقاتی دامن بزنیم؟ این تفاوتهای طبقاتی مرتب در حال رشد است و حاکمیت نیز بعضا سکوت میکند و برخی سیاستها به این تضادهای طبقاتی دامن میزند.
* کالاهای مختلف و بنزین از کانال قاچاق خارج میشود و اقدام موثری در برخورد با آن نیز در هیچ دولتی نشده است. سالی ۲۰ میلیارد دلار قاچاق وارد کشور میشود و اینها اثرات خود را بر زندگی مردم میگذارد.
* در خارج از کشور میخواهیم در برابر اسراییل و امریکا بایستیم و در داخل کشور مقابله جدی با رانت و فساد طبقاتی نمیکنیم. اینها با هم سازگار نیستند. در کشوری که درگیر تحریم است این دست از سیاستهای شلخته و رانت جایگاهی ندارد و این تعلل در قبال این مسائل آخر و عاقبت خوبی ندارد.
* بالاخره یک جایی مردم اعتراض میکنند و هستند کسانی که از این اعتراضات سوءاستفاده میکنند. تا بخواهیم عوامل بیگانه در کشور داریم. مدیریت داخلی کشور باید دقیقتر و منظمتر از الان باشد.
* در خلال ناآرامیها عواملی از کردستان عراق وارد ایران میشوند. از بلوچستان پاکستان گروهها و نیروهای دیگر وارد ایران میشوند. در بین ۶ میلیون افغانی کافی است ۶ هزار نفرشان عوامل تخریبگر باشند. علاوه بر این عدهای که فریب میخورند یا کسانی که از حکومت بدشان میآید نیز از این شرایط استفاده میکنند. اینها بخشی از داستان است.
******
جزئیاتی از جنایات بیسابقه تروریستها در اغتشاشات اخیر
یک منبع آگاه در گفت و گو با خبرگزاری تسنیم، جزئیاتی از جنایات بیسابقه تروریستهای داعشصفت در اغتشاشات اخیر اعلام کرد.
این منبع آگاه اعلام کرد: «متاسفانه تعداد شهدای حملات داعشگونه چند شب گذشته در تهران و شهرستانهای درگیر در اغتشاشات قابل توجه است.
طبق مستندات به دست آمده، قرار بود آشوب و اغتشاش بستری برای اقدامات و عمل گروههای تروریستی باشد تا علاوه بر اقدامات داعشگونه علیه نیروهای انتظامی و امنیتی -که منجر به شهادت شمار زیادی از نیروها شد- از میان حاضران در خیابانها اعم از زنان و کودکان و رهگذران، کسبه و راکبان وسایل نقلیه، و همچنین مشارکتکنندگان در اعتراض و آشوب و اغتشاش نیز شمار زیادی کشته شوند.
از همین رو اقدامات تروریستی گسترده، نظیر حمله به کسبه و مغازهها و فروشگاههای در حال فعالیت، انبارها، وسائل حمل و نقل عمومی، مراکز دولتی و انتظامی، پایگاههای بسیج و کلانتریها، به شدیدترین روشهای جنایتکارانه در دستور کار قرار گرفته و به مرحله اجرا گذاشته شد.
بعضی از این جنایتها به علت قساوتآمیز بودن، یادآور جنایات منافقین و ترورهای کور مردمی آنان در دهه ۶۰ است. در این اقدامات تروریستی، انواع سلاحهای گرم و سرد، مواد منفجره دستساز، قمه، تبر، چاقو، تیغ -که عوامل مرتبط با آمریکا و رژیم صهیونیستی در روزهای گذشته نحوه ساخت و به کارگیری آنها را به طور گسترده در فضای مجازی و شبکههای تحت فرماندهی خود آموزش دادند- از سوی تروریستهای حاضر در میدان به کار گرفته شده است.
تروریستها علاوه بر قتل و کشتار با سلاحهای گرم و سرد، در مواردی با قطع سر، یا خفگی و یا آتشزدن مردم، سعی در ایجاد رعب و وحشت داشتند».
******
چرا اینترنت محدود شد؟
خبرگزاری مهر نوشت:
قطع اینترنت در جریان تحولات اخیر کشور با وجود تمامی خساراتی که به برخی بخشهای اقتصادی وارد کرد اقدامی ضروری، هوشمندانه و مبتنی بر ملاحظات امنیت ملی بود که در واکنش به شرایط خاص میدانی و برای صیانت از امنیت عمومی اتخاذ شد. اعتراضات ابتدایی ریشه در برخی مشکلات اقتصادی از جمله فشارهای معیشتی، تورم و نوسانات ارزی داشت، مسائلی که بخش عمده آنها نتیجه مستقیم تحریمهای ظالمانه و همهجانبه غرب علیه ملت ایران است. رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در نخستین موضعگیری ضمن تأکید بر حق مردم در طرح مطالبات اقتصادی بهصراحت هشدار دادند که سوءاستفاده دشمن از اعتراضات مردمی و تبدیل آن به اغتشاش، ناامنی و اقدامات تروریستی به هیچوجه قابل تحمل نخواهد بود.
با گذشت زمان واقعیتهای میدانی نشان داد که جریان اعتراضات با خروج مردم و با هدایت عوامل نفوذی بهتدریج از مسیر مطالبات مردمی خارج شده و به سمت آشوب سازمانیافته، تخریب اموال عمومی و شکلگیری هستههای عملیاتی هدایتشده سوق یافته است. شواهد متعدد از تحرکات مشکوک در تهران و برخی شهرهای دیگر حکایت داشت، در همین مقطع حمایت علنی مقامات آمریکایی از اغتشاشات و طرح تهدیدهای آشکار و پنهان علیه جمهوری اسلامی، بار دیگر پرده از سناریوی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی برای ناامنسازی ایران برداشت سناریویی که شباهتهای آشکاری با پروژه «بنغازی–لیبی» داشت.
در این میان نقشآفرینی رسانههای فارسیزبان وابسته به خارج از کشور بهویژه شبکههایی مانند اینترنشنال که ارتباطات مالی و امنیتی آنها با نهادهای اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی بارها افشا شده قابل چشمپوشی نیست. این شبه رسانهها با تمرکز بر انتشار تصاویر خشونت، بزرگنمایی تلفات و القای فضای جنگ داخلی به دنبال اجرای پروژه «کشتهسازی» و تحریک افکار عمومی بودند. اعترافات عناصر بازداشتشده نشان میدهد که برخی عوامل میدانی تحت هدایت مستقیم سرویسهای اطلاعاتی بیگانه مأموریت داشتند با هدف قرار دادن مردم و نیروهای امنیتی خوراک رسانهای لازم برای این شبکهها را فراهم کنند الگویی که پیشتر در لیبی برای فروپاشی یک کشور مستقل بهکار گرفته شد.
در چنین شرایطی محدودسازی اینترنت اقدامی پیشدستانه و دفاعی برای قطع مسیر هدایت آشوب از خارج، جلوگیری از هماهنگی میدانی عناصر وابسته، خنثیسازی جنگ روانی دشمن و مقابله با فراخوانها و دستوراتی بود که از سوی مهرههای خارجنشین صادر میشد. در نهایت قطع اینترنت را باید بخشی از اقدامات ضروری حاکمیت برای حفظ امنیت، آرامش عمومی و ناکام گذاشتن پروژه براندازی و بیثباتسازی دشمنان ملت ایران دانست؛ اقدامی که نقش مهمی در مهار آشوبها و شکست سناریوی طراحیشده آمریکا و رژیم صهیونیستی ایفا کرد.



