گروه تعاملی_ سید حسین امامی
«یک نوجوان ۱۱ ساله اهل کرج بههمراه پدر خود با حضور در دفتر انجمن حمایت از زندانیان شهرستان فردیس، تمامی هزینههای سالروز تولدش به مبلغ ۴۵۰ میلیون تومان را صرف آزادی زندانیان نیازمند کرد. این مبلغ با همکاری انجمن حمایت از زندانیان فردیس، صرف آزادی چهار زندانی بدهکار مالی نیازمند و کمک به تأمین ودیعه مسکن خانواده یکی از زندانیان بیبضاعت شد.»
خبر همین بود، کوتاه و در ظاهر امیدبخش اما در باطن مانند پتکی بر سرم فرود آمد. چه اختلافی را نشان میداد؟؛ می توان یک طرف ماجرا را دید و این کار را خداپسندانه و خیر و امیدآفرین دید اما در واقع این خبر نشان از اختلاف طبقاتی عظیمی در جامعه هم می دهد.
۴۵۰ میلیون تومان برای هزینه تولد یک کودک ۱۱ ساله! عجب رقمی و عجب تولدی! پدر این نوجوان چه کاره است؟ چه منابع درآمدی دارد؛ که می تواند برای تولد کودکش چنین رقمی را هزینه کند؟! مگر می خواهد چه تولدی بگیرد؟ مراسم می خواهد در کجا برگزار شود؟ غذا و دسر و میوه چیست؟ چه کسانی دعوتند؟ آیا دوستان و اقوام و خویشان این خانواده هم مانند خودشان، ثروتمندند؟!
این خانواده از چه طبقه ای است؛ از اشراف زمیندار، از صاحبان صنایع، از بازاریها و تاجران یا از دلالان و ... ؟
این هزینه برای تولد یک نوجوان نشان دهنده این است که اگر خانواده، پسر بزرگتری داشته باشد برای ازدواج او هزینه چندصد میلیاردی میکند؟!
از قدیم گفته اند، حتی ثروتمندان و افرادی که پول را با عرق جبین و زحمت و فکر و مدیریت در میآورند؛ در خرج کردن آن هم برنامه ریزی و مدیریت درستی دارند؛ موردهای زیادی در این زمینه می توان مثال زد، اما خانواده هایی که با رانت و باری به هر جهت از قبل تورم و سفته بازی و ... یک شبه سرمایه دار شدند و به نان و نوایی رسیدند، چون بی حساب و کتاب پول به دستشان رسیده، بدون مدیریت و برنامه هم خرج می کنند.
قطعا نمی خواهم در مورد این خانواده قضاوت عجولانه و بدون تأملی داشته باشم، در مورد کلیت موضوع حرف می زنم.
ما ایرانی ها تورم بی سابقه ای را تجربه می کنیم به طوری که در چند سال اخیر زندگی بر بسیاری از مردم، سخت و طاقت فرسا شده، هم و غم بییشتر خانواده ها گذران روز و تلاش برای بقا است، دیگر پس انداز و سرمایه گذاری برای تعداد زیادی از مردم خیال و توهم شده است. حقوق ها به نیمه ماه نرسیده تمام می شود و ... . نمی خواهم در این مورد بیشتر صحبت کنم، چون خوانندگان محترم با این وضعیت آشنایی دارند، کسانی که باید بدانند می دانند و کسانی که خود را به نادانی و ندیدن میزنند با این گفتهها از خواب بیدار نمیشوند.
هدف انقلاب اسلامی ایجاد جامعه ای با محوریت عدالت بود، عدالت از اصول دین و رسالت همه انبیاء است. انقلاب ما انقلاب پابرهنگان بود در مقابل کاخ نشینان، اما به نظر می رسد با زوال کاخ نشینان طاغوتی گرفتار کاخ نشینان دیگری شدیم.
اقتصاد بیمار ما باعث شده است که برخی به هر دلیلی به غیر از درایت و تدبیر، دانایی و مدیریت خود به ثروتی برسند و آن را مایه تفاخر خود کنند، حتما خاطر خوانندگان هست که چندی پیش، زن و شوهری، خانه ای برای سگ خود خریده بودند و ... . به راستی این اختلاف طبقاتی محصول چیست؟ من که یک کارمندم، چقدر باید در هر ماه پس انداز کنم تا به 450 میلیون تومان برسد؟ اصلاً می توانم پس انداز کنم!
این وضعیت اقتصادی و این سونامی تورم و این رشد فزاینده قیمتها و این اختلاف طبقاتی ها تا کی میخواهد ادامه داشته باشد، تا کی پدران باید شرمنده خانواده خود باشند؟! چرا مسئولان برای این وضعیتی که محصول فکر و عمل آنها در این سالهاست پاسخی نمیدهند، اظهار شرمندگی نمیکنند، همچنان پرمدعا راه های اشتباه را دوباره میپیماند و به فکر مردم نیستند؟!




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.