1- درك شرايط «موقعيت» و وضعيت «شرايط» در پساجنگ طوفانالاقصي و جنگ 12 روزه، مهم و حياتي است.
حمله به پايگاه العديد در قطر ترامپ را از موقعيت آغازكننده جنگ و «طرف» اصلي جنگ به سكوي ميانجي جنگ كشاند. اين صحنه از نظرگاه استراتژيستهاي نظامي جهان و سياستمداران دنيا تماشايي است.
اينكه فكر كنيم ضربه به پايگاه العديد موجب آتشبس شد درست نيست. چون پايگاه اصلي آمريكا، خود سرزمينهاي اشغالي فلسطين است. حجم آتش سپاه و ارتش ما بر روي حيفا و تلآويو و ديگر نقاط سرزمينهاي اشغالي باعث شد تن به آتشبس يا بهتر بگوييم تن به پذيرش شكست بدهند.
رسانههاي جهان و رسانههاي صهيونيستي از «تلآويو»، تصويري از «تَل»، «آويز» ميدهند. غاصبان صهيونيست روي تَلّي از ويرانههاي ويرانهتر از غزه نشستهاند. حمله به العدید پایان لاتبازی های ترامپ بود. اسرائیل تاب آوری خود را از دست داده است.
2- آتشبس يك تاكتيك نظامي و ديپلماتيك براي ادامه جنگ است. جنگ آمريكا و رژيم صهيونيسم با ملت ما تمامي ندارد.
همان طور كه در بيانيه شوراي امنيت ملي آمده است: «نيروهاي مسلح بدون كمترين اعتماد به دشمن دست به ماشه خواهند بود.»
3- اعلام آتشبس از سوي ترامپ با آن رجزخوانيهاي ابلهانه نوعي اعلام پيروزي ملت ايران از زبان خصم بود. دولتها و ملتهاي جهان اين را فهميدهاند كه طرف پيروز جنگ، مردم ايران بودند.
ترامپ ابلهانه دليل اصلي اين شكست مفتضحانه را اعلام كرد: «او گفت نميخواهيم وارد جنگ فرسايشي شويم.» او اعتراف كرد: سازههاي نظامي آمريكا و اسرائيل در جنگ 12 روزه فرسوده شدهاند. اين در حالي است كه ايران فقط بخشی از استعداد رزمي خود را به ميدان آورده بود.
آنها ديدند هيچ انگشتي از روي ماشه شليك موشكها و پهپادها برداشته نشده است. عمليات ويژه وعده صادق 3 آنها را بيچاره كرد. آنها از وادي «بيچارگي» به سمت وادي آتشبس بخوانيد «تسليم» رفتند. واژه آتشبس يك پوشش شیک براي «تسليم» بود. رسانههاي جهان و افكار عمومي دنيا اين پوشش را ميشناسند.
ايران درهاي جهنم را به روي غاصبان قدس گشود. آنها زبونانه به آتشبس پناه بردند. فرار از تله جنگ فرسايشي نقطه هزيمت آنها شد.
حال آنكه آنها وسط گودال اين تله هستند.
4- آتشبس را هر طرف جنگ اعلام كند بايد شرايط طرف پيروز را بپذيرد!
سؤال مردم ايران وجهان اين است مفاد توافق آتشبس چيست؟ اگر توافقي بوده بين كي با كي بوده است؟ مگر ميشود يك نفر جنگ را شروع كند خودش پايان جنگ را زير بار آتش حريف اعلام كند و از ميدان سالم بيرون رود؟
مگر ميشود طرف شكست خورده جنگ وسط جنگ كه حجم آتش ما روز به روز افزايش مييافت فرار به جلو كند و بگويد: «صلح»، «آتشبس» و «ترك مخاصمه» آيا او ادامه اين قصه را ميتواند در برابر تماشاچياني كه در 5 قاره قدرت او را محك ميزنند، بازگو كند!
5- ادامه اين بازي خونبار هم در ميدان و هم در ديپلماسي از طرف ما مهم است؛ ديپلماسي هوشمندانه، حكيمانه، عزتمندانه و خردمندانه حكمراني اقتدار و اقتدار حكمراني را رقم ميزند.
وزير خارجه ما وقتي در اين ميدان سخن ميگويد؛ نشان ميدهد يك سروگردن از سياستمداران مفلوك آمريكا و سه كشور شرور اروپايي بالاتر است. او در بيان مواضع قاطع جمهوري اسلامي نه يك كلمه زياد و نه يك كلمه كم، شمرده، شفاف زبان پيروزي و توفيق ملت ايران را در اين هماوردي نابرابر واتاب ميدهد.
سخن گفتن در شرايط نه جنگ نه صلح نه ترك مخاصمه دقت و هوشمندي ميخواهد او اين زبان را ميفهمد.
او سخنگويي دولت مقتدر ايران را در شرايط پساجنگ ۱۲ روزه نمايندگي ميكند و چيزي از اين بابت كم نگذاشته است. او به همسايگان و حكام اطراف ايران در اجلاس استانبول گفته است خود را در سطح سرايداري پايگاههاي نظامي آمريكا فرونكاهيد تمامي اين پايگاهها در كسري از ثانيه زير ضربات موشكها و پهپادهاي ايران هستند.
6- جنگ به زودي در زمين، هوا و دريا آغاز خواهد شد. جنگ در حوزه ديپلماسي با شدت هر چه بيشتر ادامه دارد. آتش اين جنگ تا قبول همه خواستههاي دولت و ملت ايران ادامه دارد. در اين دو حوزه فقط گوشمان به زبان رهبر و مقتدايمان امام خامنهاي باشد. راه خروج از اين پيچ و گردنه تاريخي فقط با فرماندهي او و اطاعت ما ممكن است.
آتش…. بس!
محمدکاظم انبارلویی، 4040404103 ۰ نظر، ۰ در صف انتشار و ۱ تکراری یا غیرقابل انتشار


