قدرت سیاسی از لوله تفنگ و سامانه موشکها بیرون میآید
روزنامه جوان نوشت:
گفتن این جمله کاملاً شجاعانه است که «ترس ما از جنگ ریخت» و این شاید بهترین دستاورد جنگ بود. ترس اقتصاد ما، ترس برخی از فعالان سیاسی ما و ترس برخی از گروههای مردم از جنگ ریخت. اینکه سربازان و افسران وطن از جنگ نمیهراسیدند یا آحاد ملت بیهراس از جنگ وارد آن شدند، کافی نبود. باید یکدست میشدیم. باید اقتصادمان هم از شرط جنگ خلاص میشد. باید همه به باور یکسان میرسیدیم و اکنون ما در این مقام هستیم: ملتی زنده، صبور، یکدل و شجاع در سایه رهبری حکیم.
اکنون برخی میپرسند سرنوشت این جنگ که با توقف آتشباری همراه شده است چه خواهد شد؟ آیا دشمن به اهداف خود رسید و آیا ما میتوانیم خود را پیروز میدان بدانیم؟ میتوان در پوستین یک استراتژیست رادیکال جنگ رفت و گفت صلح واژهای مهمل و بیمعناست. جنگ هیچگاه نبوده است که نباشد و جنگ بالقوه از جنگ بالفعل خطرناکتر است. میتوان از این گذر کرد و گفت آتشبس بخشی از جنگ است و صلح، آتشبس ندارد زیرا آتش، همیشه در زیر خاکستر صلح است. اگر مؤمنانه و علیوار بیندیشیم و نیت ما «جنگ در راه خدا» باشد بله ما پیروزیم و با چنین اندیشهای هیچگاه شکست نداریم زیرا شکست مؤمن از نفس اوست نه از عامل خارجی.
در پاسخ به کسانی که جنگ را از زاویه انسانی مینگرند، سخن ناپلئون را میتوان یادآور شد که «یک پیروزی بزرگ حاصل یک روز شجاعت است»؛ و ما ۱۲ روز شجاعت پیوسته داشتیم و آماده سالها ظهور بالاترین سطح از شجاعت بودیم. پیشتر نوشتم که شجاعت عین عقلانیت است نه در مقابل یا در کنار آن؛ و ما ۱۲ روز عقلانیت به خرج دادیم. از ایلیاد هومر باید این اندیشه را آموخت که «پیروزی از آن کسانی است که با شجاعت میجنگند حتی اگر سرنوشت با آنان همراهی نکند». در پاسخ به آنانی که میپرسند آیا جز یمن، کسی در دنیا همراه و یکدل با ما بود، روسیه و چین چه؟ پاسخ را از زبان شکسپیر میگویم «ما اندکیم، اما خوشبخت و دلاور، زیرا که ما امروز به همراهانمان افتخار میکنیم»، به یمن میبالیم و افتخار میکنیم.
ما اکنون آموختیم که قدرت سیاسی از لوله تفنگ و سامانه موشکها بیرون میآید. آموختیم از میان هر خرابهای مردی و زنی نو با ایدهای تازه در فتح جهان زاده میشود. آموختیم که ایران بزرگتر از آن است که به چنگ بیناموسان جهان بیفتد. فردوسی بزرگ را به یاد میآوریم که ایران و ایرانیان را اینگونه سرود: «جهان را بلندی و پستی تویی/ ندانم چهای هرچه هستی تویی». امروز آنچیزی که با یکدلی مردم و تازهشدن معرفت آنان از جنگ و بهروزشدن شناخت آنان از غرب، امریکا، انگلیس، آلمان و فرانسه حاصل شد و این یکدلی و یکرنگی ایرانیان در هر نقطه از جهان، بزرگترین پیروزی ما در جنگ است، نهفقط شکستدادن اهداف اولیه امریکا در آشوب و براندازی و نابودکردن صنعت هستهای و قدرت موشکی که به هیچیک حتی نزدیک هم نشد!
******
اهداف اسرائیل از جنگ علیه ایران چه بود؟
روزنامه وطنامروز نوشت:
جنگ با چه اهداف اعلامیای آغاز شد و سرنوشت هر کدام از این اهداف چیست؟ رژیم تلاش کرد با ترکیب بُرندهای از ضربههای اطلاعاتی و نظامی، چند هدف را به صورت موازی دنبال کند تا در نهایت به یک هدف نهایی، یعنی براندازی نظام سیاسی برسد. نخستین هدف رژیم از آغاز جنگ، به خیابان کشاندن مردم در حمایت از متجاوز بود. محاسبات سادهلوحانۀ رژیم بر این مبنا بود که در صورت آغاز ضربه به ایران، خیابان توسط جاسوسان اسرائیلی و منافقان تروریست تصرف خواهد شد و پروژۀ ناامنسازی در ۲ مسیر «جداییطلبی» و «آشوب شهری» فشار جنگ را به نیت نابودی نظام سیاسی، بیشتر خواهد کرد. دشمن براساس محاسبات کودکانۀ خود، بدین صورت برنامهریزی کرده بود که با وساطت عروسک خیمهشببازی(ربع پهلوی) مردم در خیابانهای تهران از نظام سیاسی عبور خواهند کرد و زمینه برای تغییر رژیم در ترکیب آشوب شهری و حملۀ خارجی محقق خواهد شد. پروژۀ اول به دلیل عدم آشنایی با روحیات ملی ایرانیان و مقاومت آشکار در برابر تجاوز خارجی، به صورت فاحشی شکست خورد. مردم ایران نه تنها در خیابان حاضر نشدند؛ بلکه حتی خود با همکاری با نیروهای امنیتی و گزارش به مقامات انتظامی، بخشی از پروژۀ اجتماعی کردن امنیت را بر عهده گرفتند. در عین حال روحیۀ ملی ایرانیان به صورت غیرقابل باوری از تجاوز خارجی به خروش آمد و مردم خواستار جنگ تمامعیار تا تسلیم متجاوز شدند.
دومین هدف اعلامی رژیم، از بین بردن برنامۀ هستهای ایران بود. تا لحظه نگارش این یادداشت، اسرائیل در این هدف نیز یک بازندۀ بزرگ است. حمله به تاسیسات سطحی نطنز و رآکتور اراک، توسط رژیم نمادی از ناتوانی برای نابودی توان هستهای ایران بود. این ناتوانی به نقطهای رسید که در نهایت رژیم صهیونی برای دستاوردسازی، مجبور به استمداد از آمریکا برای حمله به فردو شد. حمله به فردو، صرفنظر از آسیبهای احتمالی به تاسیسات یا مجموعۀ سالن یا نفوذ موشکها، در نهایت میتواند لقب یکی از بیمعناترین اصابتها و حملات تاریخ را به خود اختصاص دهد. حمله به فردو نه تنها کارساز نیست، بلکه عملاً موجب خواهد شد ایران به صورت کاملاً موجهی سطح همکاری خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را کاهش و بالطبع سطح ابهام هستهای کشور را افزایش دهد.
سومین هدف دشمن، حصول اطمینان از نابودی برنامۀ موشکی ایران بود. دشمن با نگاهی خام و محاسباتی دمدستی، تصور میکرد با تسلط نسبی بر آسمان نوار غربی کشور و بمباران شهرهای موشکی، میتواند برنامۀ موشکی ایران را نیز خنثی کند. حملات اعجابانگیز روزهای گذشته و اذعان رسانههای غرب و رسانههای صهیونیستی به ناتوانی رهگیری موشکهای ایرانی و اصابتهای موفق و درخشان به اراضی اشغالی، نشان میدهد این هدف نیز عملاً یک رویای نیمهشب بوده است. شکست دشمن در میان محاسبات نظامی در حوزۀ موشک چنان آشکار است که دیگر چند روز است رو به جنگ روانی آورده است و تلاش دارد تسلط واهی بر آسمان ایران و نابودی لانچرهای موشکی ایران را نشانۀ دستیابی به هدف جا بزند؛ این در حالی است که تغییر آشکار تاکتیکی ایران در تناوب شلیکهای کمحجم، عملاً به بیدفاع کردن آسمان دشمن انجامید. بیدفاع کردن آسمان رژیم موجب شد نرخ رهگیری موشکهای کشور نه تنها به حداقل برسد، بلکه اصابتهای دقیق به مراکز نظامی و امنیتی رژیم نیز بیشینه شود. اصابت موشکهای کشور در ۳ روز پایانی جنگ تا نقطۀ آتشبس را میتوان خاطرهای تاریخی و دردناک برای اسرائیلیها دانست.
ضلع دیگر پروژۀ خاماندیشانۀ اسرائیلیها، از بین بردن تمام پدافند آسمان ایران و بدل کردن ایران به اتوبان چند لاین جنگندهها و پرتابههای اسرائیلی بود. به دلیل شوک روز اول و شدت فشارهای هوایی دشمن به پدافند ایران، دشمن دچار این سوءمحاسبه شد که پدافند ایران به تمامی از بین رفته است؛ در حالی که جنگ هنوز به 24 ساعت نخست نرسیده بود که پدافند هوایی کشور به صورت چشمگیری خود را بازیابی کرد و وارد مدار شد. این روند بهبود و وارد مدار شدن، چنان چشمگیر و برخلاف انتظار دشمن بود که در نهایت آمار انهدام پهپادهای متخاصم و پرتابههای دشمن را میتوان گواه بر این سوءمحاسبه گرفت.
در نهایت تمام این اضلاع قرار بود برنامۀ خاماندیشانۀ دشمن را به فروپاشی سیستم سیاسی جمهوری اسلامی ایران در کمتر از ۱۰ روز برساند و دشمن نیز برای این مدت درگیری خود را آماده کرده بود. فروپاشی این نقشه در نهایت دشمن را به این نقطه رساند که باید در محاسبات خود تجدید نظر کند.
******
حالا وقت انجام این اقدامات است
روزنامه خراسان نوشت:
امنیت کشور در گرو ترمیم در ابعاد مختلف و توجه به درسهایی است که در دل این روزها پررنگ بود و البته تداوم این همدلی و تبدیلش به سرمایه اجتماعی ماندگاری برای ایران، الزاماتی دارد:
بازطراحی ساختار امنیتی کشور
تجربه ضربات اولیه دشمن که عمدتاً با بهرهگیری از عوامل از داخل به امنیت ملی و جان هموطنان لطمه وارد کرد؛ بار دیگر ضرورت بازطراحی ساختارهای امنیتی کشور را پررنگ ساخت. سازمان دهی مجدد نهادهای مرتبط با امنیت داخلی و افزایش آمادگی آنها برای پیشگیری از تهدیدات احتمالی دشمن، اولویتی انکارناپذیر است. همچنین، سامان دهی وضعیت مهاجران و اتباع غیرقانونی و مدیریت کولبران، بهعنوان نقاط آسیبپذیر امنیتی، اهمیت ویژهای یافته است.
بازسازی سامانه پدافندی کشور
بهرغم رشادتهای حماسی سربازان وطن، متاسفانه تجربه آسیب سامانه پدافندی کشورمان در برخی نقاط مثل غرب کشور، طی این حمله نظامی، ضرورت بازنگری و بازسازی زیرساختهای پدافندی و ارتقای ظرفیتهای دفاع هوایی را آشکار ساخت. بهکارگیری فناوریهای بهروز، همراه با توسعه سامانههای بومی و در صورت لزوم، واردات جنگندهها و تجهیزات پیشرفته از کشورهایی مثل روسیه و چین، باید بهعنوان راهبردی اساسی دنبال شود. این بازسازی نهتنها باید خلأهای شناساییشده در رصد و مقابله با تهدیدات را پوشش دهد، بلکه با ایجاد توان بازدارندگی بیشتر، زمینه افزایش امنیت پایدار کشور را تقویت کند.
توجه به نقض عهدهای اسرائیل
بررسی کارنامه رژیم صهیونیستی و حتی رخدادهای ساعات نخست پس از آتشبس نشان میدهد که نباید از شگردها و اقدامات غیرانسانی این رژیم غافل شد. هرچند وقوع دور جدید جنگ نظامی محتمل است، اما حتی در صورت تداوم توقف جنگ و نمایش پایبندی به آن از سوی این رژیم، باید انتظار تغییر راهبرد دشمن از اقدامات نظامی به تشدید عملیات امنیتی و اطلاعاتی را داشت؛ افزایش اقدامات خرابکارانه و ترور، یکی از سناریوهای محتمل بر اساس تجربیات پیشین است. در این شرایط، آمادگی و محافظت موثرتر از مقامات و زیرساختهای حساس کشور ضروری بوده و اقدامات پیشگیرانه باید در کانون توجه تصمیمگیران قرار گیرد.
طرحریزی نظام رفاهی کارآمد
بررسی تجربه بحرانهای مشابه در کشورهای مختلف جهان نشان میدهد که وقوع ناامنی یا تهدید، غالباً با هجوم مردم به فروشگاهها، احتکار خانگی، آشفتگی بازار و گسترش بازار سیاه همراه میشود. با این حال، در جریان بحران اخیر، جامعه ایران جلوهای متفاوت و تحسینبرانگیز از مسئولیتپذیری و همدلی نشان داد؛ چرا که در بیشتر موارد نهتنها مردم به جای رفتارهای هیجانی و منفعتطلبانه، همدلانه و متین برخورد کردند، بلکه صاحبان کسبوکار و بازاریان هم با حفظ آرامش بازار و اجتناب از سوءاستفاده، به پایداری فضای اقتصادی کشور کمک کردند. این رفتار اجتماعی بالغ و مسئولانه، سرمایهای ارزشمند برای کشور است. به همین دلیل، وظیفه حاکمیت سنگینتر میشود؛ چرا که شایسته است معیشت و رفاه این مردم صبور و همدل، بهعنوان یک اولویت جدی در سیاستگذاریها لحاظ بستر حمایتهای اجتماعی گستردهتر فراهم شود. طراحی یک نظام رفاهی کارآمد و انعطافپذیر که بتواند در مواقع بحران هم از اقشار آسیبپذیر به طور جدی حمایت کند، عامل کلیدی برای حفظ و تعمیق سرمایه اجتماعی و تقویت انسجام ملی خواهد بود.
*******
از فریب مذاکره درس بگیریم
در حالی که در اثنای مذاکرات ایران و آمریکا در خردادماه، حمله نظامی هماهنگی توسط رژیم صهیونی و آمریکا به کشورمان شد، رئیس جمهور باز هم از آمادگی ایران برای مذاکره با آمریکا و حل و فصل مسائل گفته که انتقادات زیادی را موجب شده است.
سایت جهاننیوز در اینباره نوشت: «رئیس جمهور در تماسهای تلفنی با سران کشورها بعد از آتش بس تاکنون دوبار بحث مذاکره را مطرح کرده است! بار اول آقای پزشکیان در تماس تلفنی با نخست وزیر مالزی گفت: «ما آماده گفتوگو و پیگیری و احقاق حقوق حقه ملت ایران پای میز مذاکره هستیم». بار دوم آقای پزشکیان در تماس با بن سلمان گفت: «ایران آماده حل و فصل مسائل میان خود و آمریکا بر پایه چارچوبهای بینالمللی است».
این پررنگ کردن بحث مذاکره و حل مشکلات با آمریکا در حالی است که اساسا رژیم صهیونی چیزی جز آمریکا نبوده و نیست و عملا آمر و شریک همه جنایات صهیونیستها علیه مردم ایران و به شهادت رساندن فرماندهان و دانشمندان ما آمریکا و اسرائیل با هم هستند. شفافتر آنکه به دلیل ناتوانی اسرائیل در مقابله با حملات سپاه، آمریکا مجبور به مداخله رسمی هم شد و تاسیسات هستهای ایران را مورد هدف قرار داد که البته جوابش را هم گرفت.
ملت ایران بیش از 600 شهید در این کمتر از دو هفته تقدیم کردند و پیکر فرماندهان رشید هم هنوز تشییع نشده است که به راحتی دوباره بحث از مذاکره و حل مشکلات با آمریکا مطرح می شود؛ آمریکایی که ایران با او در حال مذاکره غیرمستقیم بود اما قبل از دور ششم با مجوز، همراهی و پشتیبانی آنها رژیم سفاک صهیونی به ایران حمله کرد. آقای پزشکیان نباید از خاطر ببرند که سه - چهار روز پیش مقامات دولت تروریست آمریکا و رژیم تروریست صهیونی سه بار با گستاخی هرچه تمامتر حتی بحث از ترور رهبر معظم انقلاب را در رسانهها مطرح کردند. متاسفانه در بیانیه رئیس جمهور خطاب به مردم هم اسمی از آمریکا نیامده است!»
سایت رجانیوز هم درباره طرح مجدد مذاکره نوشته است: «تنها مدت اندکی از تجاوز نظامی مستقیم آمریکا به خاک ایران اسلامی برای نابود کردن تأسیسات اتمی فردو میگذرد؛ اما خبری از پاستور به جهان مخابره میشود که نه تنها بوی ضعف، که بوی تکرار یک فاجعه را میدهد. مسعود پزشکیان، در گفتوگوی تلفنی با ولیعهد عربستان پس از توقف حملات به رژیمصهیونیستی، پیام نرمش و آمادگی برای «حل و فصل مسائل با آمریکا بر پایه چارچوبهای بینالمللی» را ارسال کرده است.
این اظهارات در شرایط عادی نیز قابل تأمل است، اما بیان آن تنها دو روز پس از حمله مستقیم دشمن، یک گاف راهبردی و یک پالس ضعف نابخشودنی است که کشور را به لبه پرتگاه نزدیک میکند. این اقدام زمانی فاجعهبارتر میشود که آن را در کنار گزارش اخیر روزنامه آمریکایی «وال استریت ژورنال» قرار دهیم. هفته گذشته وال استریت ژورنال به صراحت افشا کرد که مذاکرات اخیر عمان، که قرار بود مسیری برای تنشزدایی باشد، چیزی جز یک «فریب دیپلماتیک» برای غافلگیری ایران و زمینهسازی برای حمله نظامی نبوده است. دشمن، میز مذاکره را به عنوان یک پوشش تاکتیکی برای پیشبرد اهداف نظامی خود به کار گرفته است. به عبارت سادهتر، در حالی که دیپلماتهای ما در مسقط مشغول گفتگو بودند، ژنرالهای آمریکایی و صهیونیست در اتاقهای جنگ خود، نقشه حمله به ایران را نهایی میکردند. این افشاگری یک پیام روشن داشت: برای دشمن، مذاکره یک «ابزار» است، نه یک «هدف». ابزاری برای خریدن زمان، فریب دادن افکار عمومی و خلع سلاح کردن حریف از موضع اقتدار خود.
حالا به پایتخت برگردیم. در شرایطی که هنوز صدای بمباران در گوش مردم طنینانداز است، رئیسجمهور دوباره حرف از مذاکره با آمریکا میزند. آقای پزشکیان! آیا قرار نیست از تجارب تلخ گذشته درس بگیرید؟ آیا فریب عمان کافی نبود تا بفهمیم اعتماد به دشمن و ارسال سیگنال نرمش چیزی جز دعوت او به برداشتن گام بعدی و تحمیل خواستههای بیشتر نیست؟ فراموش نکنید، هر قدم عقبنشینی و هر پالس ضعف، دشمن را برای فشار بیشتر وقیحتر میکند. حق گرفتنی است و زبان دنیا، زبان اقتدار است».
خبرگزاری فارس هم در اینباره نوشت: «انتشار گزارشی از گفتوگوی تلفنی رئیسجمهور ایران با ولیعهد عربستان سعودی که محور آن "بازگشت به میز مذاکره با آمریکا" عنوان شده، موجی از واکنشها در فضای عمومی و رسانهای به راه افتاده است. این موضعگیری که همزمان در سایر گفتوگوهای آقای پزشکیان با مقامات کشورهای منطقه مانند امارات نیز مطرح شده، با توجه به تحولات اخیر منطقهای با انتقادات فراوانی روبهرو شده است.
قرار بود مذاکرهای میان وزیر خارجه ایران و نماینده رئیسجمهور آمریکا در روز ۲۵ خرداد در مسقط برگزار شود. اما تنها دو روز پیش از آن، رژیم اسرائیل با حملهای گسترده و ناگهانی به منازل فرماندهان و دانشمندان ایرانی، موجی از خشم عمومی در کشور ایجاد کرد. در این حمله، شمار زیادی از شهروندان عادی، از جمله زنان و کودکان، شهید و مجروح شدند. بنا بر اعلام وزارت بهداشت بیش از ششصد نفر جان خود را از دست دادهاند و حدود چهار هزار نفر نیز مجروح شدهاند.
نکته قابل تأمل آنجاست که طبق برخی تحلیلها، چراغ سبز آمریکا به اسرائیل در این بازه زمانی حساس، نشانهای از خیانت و بیاعتمادی در روند مذاکره به شمار میرود. تحلیلگران سیاسی معتقدند که هدف اصلی از طرح مذاکره، صرفاً انحراف ذهنی ایران از تهدیدات مستقیم رژیم صهیونیستی بوده است. در چنین شرایطی که احساسات عمومی نسبت به عملکرد آمریکا و اسرائیل به شدت منفی است، طرح دوباره موضوع مذاکره با واشنگتن از سوی مقامات ارشد ایرانی، از دید بسیاری از کارشناسان، اقدامی نابهنگام، غیرهوشمندانه و برخلاف تدبیر است».
******
آژانس انرژی اتمی، زمینه تهاجم به ایران را فراهم کرد
اسماعیل گرامیمقدم، فعال سیاسی اصلاحطلب در گفتوگو با روزنامه اعتماد درباره رخدادهای 12 روز اخیر كه باعث پیروزی ایران در نبرد با اسرائیل و امریكا شد، میگوید: «حوادثی كه طی 24 ساعت اخیر رخ داد و ترامپ پیشنهاد آتش بس را رسما اعلام كرد به خودی خود، واجد معانی خاصی است. اول اینكه، این طرفهای مقابل بودند كه شكست را پذیرفته و خواستار آتشبس شدند. در واقع جنگی به ایران تحمیل شد اما ایران شكست را به دشمنانش تحمیل كرد. محاسبات غلط دشمنان آنان را به طمع انداخت كه به ایران حمله كنند اما نهایتا شكست نصیب آنها شد.»
او در پاسخ به این پرسش كه ایران چگونه توانست دشمنانش را شكست بدهد؟ بیان کرد: «حاكمیت قدرتمند ایران و جامعه قدرتمند و تاریخی ایران با هم متحد و همبسته شده و اسراییل را شكست دادند. اصولا بالندگی یك كشور، سرافرازی یك كشور، رسیدن به آزادی، توسعه، استقلال و... در گروی قدرتمند بودن توأمان حاكمیت و جامعه است. رخدادهای اخیر نشان داد جدا از قدرت قابل توجهی كه ایران در حوزه نظامی و راهبردی دارد، جامعه ایران هم بسیار بالغ و قدرتمند شده است. جامعه قدرتمند جامعهای است كه در نقطه درست تاریخی میایستد و از تمامیت ارضی و هویت و تاریخ كشور خود دفاع میكند. دشمنان كشور طی ماههای اخیر پس از سقوط اسد در سوریه، پروپاگاندای دامنهداری میكردند كه ایران ضعیف شده است. شخصا طی یادداشتهای متعدد نوشتم كه ایران نهتنها ضعیف نشده بلكه مولفههای قدرت خود را ارتقا داده است. بارها تاكید كردم كه مردم ایران در مقابل دشمن خارجی متحد شده و تضادها و احتلافات را كنار میگذارد.»
گرامیمقدم با اشاره به اینكه در هر آتشبسی باید توافق پایدار برای تضمین منافع كشور در نظر گرفته شود، میگوید: «آتشبسی كه منجر به مبهم ماندن پرونده ایران و اعمال فشار حداكثری شود سرانجام مناسبی نخواهد داشت. بر این باورم كه ایستادگی ملت ایران در این سطح قابل قبول جهانیان را به شگفتی واداشته و نام ایران را در همه جهان طنینانداز كرده است. از سوی دیگر معتقدم سازمانهای بینالمللی و برخی نهادها هم در این آزمون مردود شدند. آژانس انرژی اتمی موذیانه زمینه تهاجم اسراییل به ایران را فراهم كرد. سازمان ملل متحد هم نوعی بیعملی را در مواجهه با رخدادها نشان داد. در شرایطی كه ایران عضو «انپیتی» است و تاسیسات هستهای ایران بمباران میشود، دیگر جایی برای عضویت در «انپیتی» و آژانس و... باقی نمیماند. هر نوع توافقی باید با مدنظر قرار دادن همه این نگرانیها باشد.»
عضو شورای مركزی حزب اعتماد ملی با تاكید بر اینكه این جنگ نشان داد كه نظام حكمرانی باید نسبت به وضعیت داخل كشور كه رهبری هم همواره روی آن تاكید داشتند، حساسیت ویژه داشته باشند، خاطرنشان کرد: «نبرد اخیر نشان داد كه ایران نه از تهاجم خارجی بلكه از نفوذیهای داخلی و جواسیس ضربه میخورد. اغلب ریزپرندهها و بمبگذاریها در داخل ایران توسط نفوذیها برنامهریزی و اجرا شد. باید زمینه خروج اتباع خارجی غیرمجاز هم از ایران فراهم شود.»
******
وقاحت ناتمام گروسی
صبح امروز جلسه علنی مجلس به ریاست محمدباقر قالیباف تشکیل شد. در این جلسه کلیات و جزئیات طرح تعلیق همکاریهای جمهوری اسلامی ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تصویب مجلس رسید. طبق مصوبه مجلس در طرح تعلیق همکاریهای جمهوری اسلامی ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، مأموران آژانس حق ورود به کشور برای بازرسی ندارند مگر اینکه امنیت تاسیسات هستهای و فعالیت صلحآمیز هستهای کشور تضمین شود و این هم منوط به موافقت شورای عالی امنیت ملی است. مجلس در مصوبات خود مجازاتی تعیین کرده برای کسانی که اجازه ورود ماموران آژانس به کشور را میدهند. مصوبات مجلس شامل همکاریهای پادمانی و فراپادمانی میشود.
اما پس از این مصوبه، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی به تصویب جزئیات طرح توقف همکاری ایران با آژانس، واکنش وقیحانهای نشان داد و اظهاراتی را بیان کرد که بخشهایی از آن به شرح زیر است:
* جامعه جهانی نمیتواند توقف بازرسیها از تأسیسات هستهای ایران را بپذیرد.
* ادامه بازرسیها از تأسیسات هستهای ایران بسیار مهم است.
* برای ازسرگیری ارتباط با ایران احتمالا در وین تلاش خواهیم کرد.
* سازوکار بازرسی از سایتهای هستهای ایران در حال حاضر مختل شده است.
* ایران به من اطلاع داده که اقدامات احتیاطی درخصوص ذخایر اورانیوم غنیشده خود اتخاذ کرده است.
******
این جنگ بلوک غرب و جهان عرب علیه ایران بود
سعید لیلاز، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی و اقتصادی گفت و گویی را خبرگزاری ایرنا درباره مقاومت ایران مقابل تهاجم اسرائیل و آمریکا به کشور انجام داده که بخشهایی از این مصاحبه به شرح زیر است:
* اتحاد میان مردم همان چیزی بود که دشمنان ما روی آن حساب نکرده بودند. در عملیات بارباروسا ارتش آلمان در سال ۱۹۴۱ میلادی وقتی هیتلر حمله به شوروی را طراحی میکرد، با این توضیح که شوروی هم یک نظام توتالیتر و بستهای بود که سالهای سال فشار اقتصادی را به مردم خود وارد کرده بود، ژنرالهای آلمانی به هیتلر گفتند که به نظر میرسد، روسها قوی هستند اما هیتلر در حالی که یک سوم ارتش آلمان را به این حملات اختصاص داده بود، گفت که من فقط قرار است یک لگد به در بزنم و خواهید دید که کل این ساختمان فرو میریزد. تصور اینها (دشمن صهیونیستی) مشابه همان غلط هیتلر بود. ممکن است ما تصور کنیم که دشمنان ما چنین تصوری را نداشتند و فکر میکردند، لگدی به این در میزنند و ظاهر این ساختمان پوسیده است در حالی که این ساختمان ایران است که سومین انقلاب بزرگ تاریخ در آن اتفاق افتاده و مردم ایران گوهری سهگانه به نام استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی را به دست آوردند.
* برخلاف بسیاری از تصورات، آمریکا با قسمت سوم این شعار یعنی جمهوری اسلامی خیلی کاری ندارد، بلکه با آزادی و بحث استقلال آن کار دارد. این فقط ایران نیست، حسن میهن دوستی و میهن پرستی ایرانیان نیست؛ این گوهر استقلال یعنی اینکه ما یکی از معدود کشورهای جهان هستیم که با هر مساله داخلی که در ۹۹ درصد آن موافق مردم هستم و منتقد حکومت، ولی خودتان میتوانید تصمیم بگیرید و حاکم بر سرنوشت خودمان باشیم.
* تعداد کشورهایی که این ویژگی را دارند در تمام دنیا به اندازه انگشتان دو دست هم نیست. اگر کسی فکر کند ایالات متحده آمریکا در کل خاورمیانه، شمال آفریقا و در قاره آسیا دنبال آزادی است، اشتباه بسیار بسیار بزرگی انجام داده است. غیر از ایران، تقریبا تمام کشورهای منطقه که حدود ۵۰ کشور هستند، نمیبینید مستقل باشند، تمام استقلال خود را داده اند. کشورهایی چون مصر، عربستان و برخی دیگر از کشورهای منطقه هیچکدام از اینها به معنای واقعی کلمه استقلال ندارند که بتوانند، کاملا مطابق منافع خودشان تصمیم بگیرند.
* عظمت کاری که در این ۱۲ روز انجام دادیم، بسیار بزرگ است و حالا که آتش بسی ولو موقت برقرار شده، من مقامات جمهوری اسلامی را انذار میدهم از اینکه گول این توافقها و بحثهای پشت پرده را نخورند و تصور نکنند همه چیز تمام شده است.
* در جهانی زندگی میکنیم که جنگ همه، علیه همه است و اگر کسی جز این فکر میکند، خیلی احمقانه و ساده لوحانه است. اشتباه است که تصور کنید این جنگ بین ایران و اسرائیل بود. حتی اشتباه است که فکر کنیم جنگ ایران با آمریکا و اسراییل بوده است بلکه این جنگ کل بلوک غرب، ناتو و جهان عرب با ایران بوده است.



