راند آخر زورآزمايی؟
روزنامه اعتماد نوشت:
امروز شاهد زورآزمايي دو كشور در برابر فشارهايي هستيم كه هر كدام بر ديگري وارد كرده تا معادلات ميدان را به نفع خود تغيير دهد. ايالاتمتحده با محاصره دريايي ايران حلقه فشار حداكثري عليه كشورمان را تكميل كرده و حالا به دنبال نتايج حاصل از استراتژي خود است؛ از همين رو بعيد است واشنگتن با پيشنهاد تازه ايران موافقت كند، چراكه خواست اين كشور صرفا رايزني بيقيد و شرط درباره برنامه هستهای كشورمان است و بس. در مقابل ايران نيز با مديريت تنگه هرمز دشمن را در شرايط سختي قرار داده و همين گزاره موجب گشته تا امريكا از منظر هزينههاي حاصل از انرژي و سوخت در داخل با چالشهاي جدي روبهرو شود.
از همين رو امروز شاهد زورآزمايي دو كشور در برابر فشارهايي هستيم كه هر كدام بر ديگري وارد كرده تا معادلات ميدان را به نفع خود تغيير دهد. اخيرا نشريات غربي به نقل از منابعي آگاه مدعي شدند كه ايران به تازگي يك پيشنهاد ۱۴بندي بهروز شده به ايالاتمتحده ارايه كرده كه شامل توافقاتي مهم براي بازگشايي تنگه هرمز، پايان محاصره دريايي امريكا و خاتمه دايمي جنگ در ايران و لبنان است. همزمان نيز آكسيوس به نقل از منابعي مدعي شد اين پيشنهاد به عنوان يك قدم بزرگ در جهت كاهش تنشها و حركت به سوي صلح تلقي ميشود و يك ضربالاجل يك ماهه براي مذاكرات جهت دستيابي به توافق كامل تعيين كرده است. بر مبناي گزارشات منتشر شده در ميان جزييات اين طرح، ايران خواستار رفع محاصره دريايي و آزادسازي داراييهاي بلوكه شده خود شده، درحاليكه موضوعات ديگري ازجمله تضمين عدم تجاوز نظامي و لغو تحريمها نيز در دستور كار قرار دارد. به ادعاي برخي ناظران اين پيشنهاد همچنين بر پايان جنگ در تمامي جبههها، به ويژه در لبنان تاكيد دارد. اين درحالي است كه رييسجمهور امريكا، به اين طرح واكنش نشان داده و آن را غيرقابل قبول خوانده است، به ويژه به دليل ادعايي كه او تحت عنوان «بهاي ناكافي» ايران براي اقدامات گذشتهاش در سطح جهاني قلمداد كرده است. با اين همه تحليلگران معتقدند كه اين پيشنهاد، كه به نوعي پاسخي به طرح ۹ بندي واشنگتن است، ميتواند نقطه عطفي در تحولات ديپلماتيك منطقه باشد. اگرچه ترامپ و برخي مقامات امريكايي با اين طرح مخالفت كردهاند، اما برخي ديگر از مقامات، به ويژه در ايران، اين پيشنهاد را به عنوان گامي مثبت در جهت كاهش تنشها و پيشرفت در مذاكرات هستهاي ميبينند. اين در حالي است كه ايران تاكيد كرده در صورت دستيابي به توافقي جامع، مذاكرات بعدي براي حل و فصل پرونده هستهاي در چارچوب توافقي گستردهتر آغاز خواهد شد. در هر صورت به نظر ميرسد پيشنهاد جديد ايران بهويژه باتوجه به لحن و نحوه ارايه آن، بايد بهدقت مورد ارزيابي قرار گيرد.
******
ایران هنوز از سلاح «روز قیامت» خود رونمایی نکرده است
روزنامه کیهان نوشت:
پس از مواضع مقتدرانه رهبر انقلاب در مورد فصل نوین خلیج فارس و تنگه هرمز، لرزه بر اندام صهیونیستها افتاد و شبکه تلویزیونی اسرائیل اعتراف کرد: آیتالله سیّد مجتبی خامنهای با قدرت در صحنه حضور دارد و هنوز ایران از «سلاح روز قیامت» خود یعنی تنگه بابالمندب رونمایی نکرده است!
پیام حضرت آیتالله العظمی امام سید مجتبی حسینی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت روز خلیجفارس و مواضع مقتدرانه ایشان بازتاب گستردهای در رسانههای بینالمللی داشت.
شبکه تلویزیونی اسرائیل اعتراف کرد: «آیتالله سیّد مجتبی خامنهای با قدرت در صحنه حضور دارد». «هنوز ایران از «سلاح روز قیامت» خود یعنی تنگه بابالمندب رونمایی نکرده است».
روزنامه گاردین بیانات ایشان در روز ملی خلیجفارس را مورد توجه قرار داده و نوشت: «در این بیانیه آمده است که تهران امنیت منطقه خلیجفارس را تامین خواهد کرد و آنچه او «سوءاستفادههای دشمن از این آبراه» توصیف کرد را برخواهد چید و این که «مدیریت جدید تنگه آرامش و پیشرفت را به نفع همه ملتهای منطقه به ارمغان خواهد آورد و برکات اقتصادی شادی را به دلهای مردم هدیه خواهد کرد.»
همچنین روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی با تیتر «برنامه ایران کنترل مداوم تنگه است» بیانات ایشان را بازنشر کرده و نوشت: «آیتالله مجتبی خامنهای در بیانیهای اعلام کرد که ایران «چارچوبهای حقوقی جدیدی» برای تنگه هرمز ایجاد خواهد کرد. او همچنین گفت که کشورش تواناییهای هستهای خود را حفظ میکند.»
علاوه بر این، شبکه فرانس ۲۴ گزارش داد: «آیتالله «مجتبی خامنهای» مقام معظم رهبری ایران روز پنجشنبه گفته که آمریکا در جنگ علیه ایران شکست خورده است تنها جایی که در خلیجفارس به آن تعلق دارد، «قعر آبهای آن است»».
******
"چشم فضایی" سلاح ویژه ایران در جنگ رمضان
سایت مشرق هم به سلاح مهم دیگر ایران که در جنگ رمضان به کار گرفته شده اشاره کرده و نوشته است:
یکی از مسائل بسیار مهم در خصوص جنگ رمضان که تقریبا از همان روز نخست جنگ برای کارشناسان نظامی مشهود بود، افزایش قابل توجه دقت برخورد موشک ها و پهپادهای انتحاری ایرانی به اهداف مورد نظر در کشورهای مختلف بود.
هدف قرار دادن رادارهای سامانه تاد و تعدادی از هواپیماهای سوخت رسان و همچنین یک فروند پرنده آواکس در نقاط مختلف منطقه از کشورهای حاشیه خلیج فارس گرفته تا اردن همگی نشانه ای از افزایش توانایی رصد و شناسایی و هدف گیری ایران بودند. در همین حال برخی از منابع غربی مسئله مورد نظر را مربوط به آغاز کمک های اطلاعاتی فضا پایه از چین و روسیه و خصوصا چین می دانند. در این میان رسانه های غربی به صورت خاص به یک ماهواره تصویربرداری چینی به صورت خاص اشاره می کنند.
آنچه منابع غربی در خصوص کمک مستقیم چین به ایران مطرح می کنند در اختیار گذاشتن کنترل و دریافت تصاویر از یک ماهواره ساخت چین با کد TEE-۰۱B است. این ماهواره توسط شرکتی در چین که ترجمه آن ( چشم زمین ) است طراحی و ساخته شده است.
وزن ماهواره مورد نظر حدود ۱۱۲ کیلوگرم بوده و در ارتفاع بین ۵۳۰ تا ۵۴۵ کیلومتری از مدار زمین ( مدار LEO ) قرار دارد. این ماهواره توانایی ارسال تصاویر با کیفیت ۵۰ سانتی متر را دارد. برای توضیح بیشتر باید گفت که در مبحث تصاویر ماهواره ای هر چه این عدد کم تر باشد به معنی کیفیت بالاتر تصویر است و امروزه در بازارهای جهانی تصاویر ماهواره ای تجاری با دقت ۳۰ سانتی متر نیز به فروش می رسند. اعداد پایین تر از رقم ۳۰ سانتی متر تقریبا به صورت کامل مربوط به ماهواره های ویژه جاسوسی و نظامی است و صادرات آن به دیگر کشورها یا دادن خدمات از طریق آنها بسیار محدود است.
******
«نه» پکن به واشنگتن
روزنامه ایران نوشت:
وزارت بازرگانی چین در بیانیهای رسمی اعلام کرد هرگونه شناسایی، اجرا یا تبعیت از تحریمهای آمریکا علیه پنج شرکت چینی به دلیل آنچه واشنگتن «نقش در معاملات نفتی ایران» خوانده، ممنوع است. این تصمیم پنج شرکت «هنگلی پتروکمیکال (دالیان)»، «شاندونگ شوگوآنگ لوچینگ پتروکمیکال»، «شاندونگ جینچنگ پتروکمیکال گروپ»، «هبی شینهای کمیکال گروپ» و «شاندونگ شنگشینگ کمیکال» را دربر میگیرد.
بر اساس اعلام طرف چینی، تحریمهای آمریکا شامل قرار گرفتن این شرکتها در فهرست افراد و نهادهای تحریمشده ویژه (SDN)، مسدود شدن داراییها و ممنوعیت انجام معامله با آنها بوده است. با این حال، پکن این اقدامات را مصداق «اعمال ناموجه فراسرزمینی قوانین خارجی» دانسته و تأکید کرده است که چنین محدودیتهایی تجارت عادی میان شرکتهای چینی و طرفهای ثالث را مختل میکند و با حقوق بینالملل و قواعد پایه روابط بینالملل در تعارض است.
اهمیت این تصمیم در آن است که چین این بار صرفاً به محکوم کردن تحریمهای یکجانبه آمریکا بسنده نکرده، بلکه با اتکا به سازوکار حقوقی داخلی خود، وارد مرحله اقدام اجرایی شده است؛ اقدامی که برخی رسانههای بینالمللی از آن بهعنوان نخستین استفاده رسمی پکن از «دستور انسداد»
یا blocking order یاد کردهاند.
تصمیم جدید پکن بر پایه قواعدی اتخاذ شده که چین برای مقابله با «کاربرد ناموجه فراسرزمینی قوانین و اقدامات خارجی» طراحی کرده است؛ سازوکاری که به دولت این کشور امکان میدهد در برابر تحریمها یا محدودیتهایی که از نگاه پکن فاقد مشروعیت بینالمللی هستند، واکنش حقوقی نشان دهد.
معنای عملی این سیاست آن است که اگر یک دولت خارجی- در اینجا آمریکا- بخواهد شرکتهای چینی را به دلیل تجارت با کشوری ثالث از جمله ایران تنبیه کند، چین میتواند در داخل سرزمین خود، تبعیت از آن تحریمها را ممنوع اعلام کند. این تفاوت مهمی با موضعگیریهای پیشین دارد؛ زیرا پکن این بار از سطح اعتراض سیاسی فراتر رفته و به شرکتهای خود پیام داده است که در برابر فشار تحریمی واشنگتن، از پشتوانه حقوقی داخلی برخوردار خواهند بود.
همین نقطه است که تصمیم تازه چین را به رخدادی فراتر از یک خبر دیپلماتیک تبدیل میکند. اگر این سازوکار در عمل هم اجرا شود، میتواند دامنه اثر تحریمهای ثانویه آمریکا را در بخشی از تجارت انرژی محدود کند؛ هرچند میزان موفقیت آن همچنان به عوامل دیگری مانند نظام پرداخت، بیمه، حملونقل و ریسک حضور شرکتها در بازارهای بینالمللی وابسته خواهد بود.
******
کالابرگ را افزایش دهید
حسین امامیراد نماینده مردم چناران، طرقبه و شاندیز در اطلاعات نوشت:
شکی نیست پرداخت کالابرگ الکترونیک که به منظور تأمین کالاهای ضروری و اساسی خانوارها به اجرا درآمده، اقدامی درست و اصولی است و در کوتاه مدت به حفظ قدرت خرید و معیشت خانوارها کمک میکند، اما در بلند مدت، افزایش اعتبار آن، متناسب با تورم ضروری است.
در همین راستا، براساس ماده ۳ آییننامه «تضمین امنیت غذایی و بهبود معیشت مردم» مصوب ۱۰/۱۰/۱۴۰۴، هیأت وزیران، افزایش هزینه ناشی از تغییر قیمت اقلام سبد کالاهای موضوع این آییننامه، میبایست به صورت فصلی ارزیابی و از محل منابع موجود در حساب پشتیبان از طریق افزایش اعتبار کالابرگ جبران شود. بنابراین اگر قیمتهای اقلام کالابرگ در این دوره افزایش پیدا کند، دولت موظف است میزان اعتبار کالابرگ در دوره بعد را افزایش دهد. از آنجا که محل تأمین بودجه کالابرگ، اختلاف قیمت ارز آزاد با نرخ ۲۸۵۰۰ تومانی است، لذا میبایست با افزایش نرخ ارز، مبلغ کالابرگ نیز افزایش یابد.
در قانون بودجه سال ۱۴۰۵، مبلغ ۹۹۶ همت برای طرح کالابرگ اختصاص یافته که لازم است به دلیل شرایط جنگی و پیامدهای آن، علاوه بر این مبلغ، اعتبار دیگری نیز تخصیص یابد، همچنانکه طبق آییننامه «تضمین امنیت غذایی و بهبود معیشت مردم» این اختیار به دولت داده شده که در صورت افزایش تورم و قیمتها، بازنگری اعتبار کالابرگ را در دستور کار قرار دهد.
با این وصف، بازنگری، افزایش و متناسبسازی فوری مبلغ «کالابرگ» با تورم جهت بهبود معیشت مردم با هدف برقراری امکان دسترسی بیشتر به کالاهای اساسی و روزانه اکنون نه به عنوان یک «انتظار»، بلکه «تکلیفی قانونی» مطرح است و باید هرچه سریعتر عملیاتی شود.
******
امارات؛ اسرائیل دوم یا استارتاپ گوگولی؟
فرهیختگان نوشت؛
«خروج امارات از اوپک» و زمزمههای «تحرکات امارت شارجه برای خروج از فدراسیون متحده عربی» گوشهای از آثار آشکارشده جنگ منطقهای اخیر است. حالا که تنگه هرمز کاملاً بسته شده، آیا امارات قصد دارد با خروج از اوپک، از طریق بندر فجیره - که در آنسوی تنگه هرمز است و زیرساخت مناسبی ندارد - نفت خود را به فروش برساند که آنهم در تیررس نیروی دریایی ایران است؟ واقعیت این است که تصمیم برای خروج از این پیمان نفتی، نمیتواند بدون درنظرگرفتن سویههای سیاسی باشد. این اقدام در حقیقت یک اعلام استقلال سیاسی از زیر سایه عربستان سعودی و محکمتر شدن پیوندهای همکاری با آمریکا و اسرائیل است که شکاف میان ابوظبی و ریاض را تعمیق میکند. ازسویدیگر، لرزش ناشی از شکاف میان 7 امارت عربی، در رسانهها حس شده است. امیر امارت ابوظبی - که همزمان رئیس امارات متحده نیز است - پست قابلتأملی در شبکه ایکس (توییتر) منتشر کرد. او در این پست، به برخی عناصر داخلی نامعلوم تاخت و آنها را به اتحاد دعوت کرد. گزارشهای بینالمللی استدلال کردهاند ناتوانی پایتخت در دفاع از حاکمیت کشور در جنگ با ایران و گرایش حداکثری حاکمان ابوظبی به سمت آمریکا و اسرائیل، علت اختلاف میان امارتهای عربی از جمله ابوظبی، دبی و شارجه است.
خروج امارات از اوپک، پیش از آنکه مانوری تجاری باشد، یک پیام سیاسی به آمریکا و اسرائیل است. امارات با این اقدام نشان داد دیگر نمیخواهد در چهارچوبهای سنتی منطقه که عمدتاً توسط عربستان سعودی هدایت میشد، محدود بماند و به دنبال جایگاهی کاملاً مستقل در نقشه سیاسی جهان است. این تصمیم در واقع چراغسبزی به واشنگتن بود؛ چراکه نشان میدهد امارات مایل است خود را از سیاستهای جمعی اوپک که گاهی با منافع اقتصادی و سیاسی آمریکا در تضاد قرار میگیرد، جدا کند. با این کار، ابوظبی خود را بهعنوان یک تأمینکننده انرژی «مطمئن» و «منعطف» معرفی میکند که همکاری با او برای غرب بهصرفهتر است. ازسویدیگر، این حرکت را باید در ادامه مسیر عادیسازی روابط و نزدیکی بیشتر به اسرائیل ارزیابی کرد. امارات به دنبال اثرگذاری در نظم جدیدی است که ایران در منطقه مستقر کرده و ابوظبی اکنون در فکر این است که بهجای تکیه بر ائتلافهای سنتی عربی، بر پایه همکاریهای نظامی، امنیتی و تکنولوژیک با اسرائیل و غرب استوار باشد.
******
پیامدطولانی شدن بستن تنگه هرمز
مجید تفرشی، سند پژوه و تاریخنگار ایرانی به خبرآنلاین گفته است:
برای من که بیش از ۳۰ سال است که در زمینه خلیج فارس و تنگه هرمز پژوهش میکنم؛ مساله مهمی است. که توانایی ایران برای بستن تنگه هرمز و توانایی آن برای بسته نگه داشتن آن، یک امری بود که دنیا را شگفت زده کرد و همین طور همه ما را شگفت زده کرد. ولی سوال مهم این است که این استراتژی چه قدر می تواند ادامه پیدا کنید؟ در درازمدت چقدر میتواند به سود ایران باشد؟ نه داراییهای کوتاه مدتی که خیلیها افسانه وار صحبت ۸۰۰ میلیارد و ۱۰۰ میلیارد دلار در سال میکنند! که این یک شوخی و توهم است. یا اینکه چقدر میتواند لطمه بزند به مناسبات منطقهای ما اگر ایران به وضعیت کنونی تنگه هرمز ادامه دهد؟
تنگه هرمز از معدود عناصری است که وضع حقارت بار ترامپ را در تجمیع قدرت های غربی علیه ایران به نمایش گذاشت و سبب شد کشورهای متحد امریکا و غرب او را تحریم کنند و پاسخ منفی بدهند. اما این نکته وجود دارد که طولانی شدن بستن تنگه باعث می شود که تبعات آن دنیای غرب را خواسته یا ناخواسته علیه ایران مجتمع و متحد کند که ایران باید مواظب این خطر بالقوه باشد.
******
اقتصادمان هم یک سپاه مقتدر می خواهد
حسین مرعشی به روزنامه شرق گفته است:
امروز ســه عنصر بسیار کلیدی و مهم در تعیین سرنوشت کشور نقش حیاتی ایفا می کنند؛ اول، قدرت نظامی و آمادگی کامل نیروهای نظامی برای عملیات میدانی و دفاع از کشور، دومین عامل، توان بالای دیپلماسی برای پیشبرد مذاکره است و سومین نکته نیز به مدیریت اقتصادی و تقویت بنیه معیشتی جامعه بازمی گردد که رابطه بسیار تنگاتنگی با تاب آوری مردم دارد. این سه عنصر باید به صورت ترکیبی عمل کنند و اکنون نیز به صورت ترکیبی در حال عمل هستند...
بدنه نظامی و دفاعی کشــور نمی تواند بدون تــاب آوری جامعه که تحت تأثیر اقتصاد و گرانی های شــدید این روزهاســت، از ایران دفاع کند. یعنی اقتصاد نیز بدون داشتن یک سپاه مقتدر قابل اداره نیست. همچنانی که دیپلماسی هم متکی به قدرت نیروهای مسلح و تاب آوری مردم و موفقیت دولت است. پس این دخالت نیست، بلکه شناخت از مشکالت دیگر حوزه هاست که به شکل یک واحد منســجم و هماهنگ عمل کنند. اکنون انسجام بسیار مهم است. آنچه مهم است این است که مسئولان کشو هماهنگ باشند؛ نه صرفاً از جهت تأییدهای ظاهری و تعارفات سیاسی، بلکه با درک مشترک از مسائل. فرماندهان نظامی باید مشکلات اقتصادی کشور را درک کنند و دولت نیز باید به نقش بی بدیل ســپاه توجه داشته باشد. این مجموعه باید مکمل یکدیگر باشند و از مجلس و دستگاه دیپلماسی در مذاکرات پشتیبانی کنند. در نهایت، باید در کشــور تصمیم گیری صورت گیرد. ما باید به شدت متوجه خطر فرسایشی شدن وضعیت «نه جنگ و نه صلح» باشیم؛ چراکه این فرســایش به کشــور لطمه می زند. پیش از رســیدن به نقطه ای که ناچار به اتخاذ تصمیمات ســخت شــویم، باید پیروزی سیاســی ایران تثبیت شــود؛ آن هم از طریق یک صلح آبرومندانه و مناسب.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.