در فرامتن جنگ چه رخ داده است؟
روزنامه جوان نوشت:
علاوه بر دست برتر ایران در میدان رویارویی با جبهه دشمنان امریکایی-صهیونیستی، فراتر از واقعیتهای میدانی و مبتنی بر آنها، در حوزه فرامتن هم تاکنون دستاوردهای قابلتوجهی حاصل شده است که مهمترین آنها عبارتند از:
۱. هیمنه امریکا را در هم شکسته و افول آن را سرعت بخشیدهایم: امریکا نهتنها دیگر قدرت فیصله بخشی به منازعات را ندارد، بلکه اساسا امکان تفوق بر رقبا را ندارد.
۲. کاستیهای مدل توسعه اعراب را بهخوبی نشان دادهایم: بدون اقتدار دفاعی و با امنیت عاریتی، بحث از توسعه اقتصادی عبث است.
۳. ابزار تهدید نظامی را از دست دشمنان خارج کرده و برخلاف تحولات ۲۰۰ سال اخیر ایران، دیگر دشمنان با تهدید نظامی نمیتوانند مسیر تحولات و سرنوشت ایران را تعیین کنند.
۴. در همین زمینه، نقش اقتدار دفاعی در حفظ ایران و پایهگذاری ایران قوی بهخوبی مشخص شده است. در همین زمینه، بهراستی که دوگانه موشک-گفتمان و هر چیز دیگری، چقدر پوچ بود و به تعبیر امام شهیدمان چه حرف مطالعه نشدهای بود!
۵. مشخص شد که عمل کردن به برخی نسخهها در داخل که حتی خلع سلاح موشکی را لازمه تعامل با دنیا میداند، میتوانست چه خسارتهای بزرگی برای ایران در پی داشته باشد.
۶. حافظان واقعی ایران از مزدوران دشمن مشخص شدند: مشخص شد که امثال پهلوی و طرفدارانش برای رسیدن به قدرت حتی حاضر به نابودی ایران هستند و در مقابل، آحاد مردم و فرزندان ملت در نیروهای مسلح حاضرند تا پای جان برای ایران بمانند.
******
حالا ایران، غرب را تحریم میکند
روزنامه وطنامروز نوشت:
با تصمیم ایران برای بستن تنگه هرمز حالا نزدیک به 7 میلیون بشکه از تولید نفت در منطقه خاورمیانه متوقف شده، چون امکان ترانزیت آن از بین رفته؛ با وخیم شدن و گسترده تر شدن دامنه جنگ احتمال توقف تولید غول نفتی جهان یعنی آرامکو نیز وجود دارد و این برای غرب یعنی ناتوانی از کنترل اوضاع. این وضعیت این امکان را به ایران می دهد که نفت را به عنوان ابزاری برای رفع تحریم مورد استفاده قرار دهد و مساله را اساسا از موضوع هسته ای و ادعاهای بی اساسی شبیه به رفع نگرانی غرب در مساله هسته ای، به سمت موضوع رفع تحریم های نفتی دنیا توسط ایران در قبال رفع تحریم های ایران توسط آمریکا و متحدانش پیش ببرد.
ایران در روزهای آینده می تواند غرب را تحریم کند و این تحریم عملی بهترین فرصت برای این است که ایران هم خود را به عنوان قدرت برتر منطقه و یکی از قدرت های تاثیرگذار دنیا معرفی کند و هم به صورت متقابل تحریم را در برابر تحریم کم کرده و از شدت آن بکاهد. ایران باید این پیام را صادر کند که تحریم نفتی غرب را در صورتی برخواهد داشت که تحریم های ایران برداشته شوند. این دریچه و پنجره فرصتی بی نظیر برای ایران است که دستاوردهای بسیاری را برای کشور خواهد داشت. ایران اعلام کرده به مدت نامعلوم، انتقال هرگونه نفت و حامل انرژی، دریافت سوخت، تولید کود و ازین قبیل را به تمام اتحادیه اروپایی تحریم کرده است. این برای دنیای غرب شوک بسیار بزرگی بوده است، تا جایی که تنها در 13 روز گذشته ایران تبدیل به مهم ترین بازیگر نفتی دنیا شده است. از همین مسیر انسداد تنگه هرمز، تنها کشتی هایی امکان تردد از این مسیر را دارند که «با اجازه ایران» از این مسیر عبور کنند. تاکنون نزدیک به 13 کشتی تجاری با تصور عبور امن از این تنگه مورد آسیب جدی قرار گرفته اند و باقی کشتی های تجاری نیز به خوبی می دانند مسیر آسانی برای عبور ندارند.
حالا تحریم غرب توسط ایران به مهم ترین ابزاری تبدیل شده است که ایران با استفاده از آن دنیای غرب را در مهم ترین چیزی که به آن وابسته است، دریغ می کند. این تحریم را می توان و باید در چارچوب تحریمی که غرب در این نزدیک به 47 سال علیه ایران اعمال داشته، بررسی کنیم. حالا این تحریم 13 روزه در برابر تحریم نزدیک به 50 ساله ای قرار می گیرد که غرب علیه ایران از آن استفاده کرده؛ تحریم هایی که حتی مواد و اقلام دارویی و کالاهای اساسی مربوط به حیات انسان ها در ایران را نیز دستخوش ناملایمات جدی قرار داده است. تحریم غرب را باید در کنار تحریم ایران قرار داد، اگر بنا است ایران در تحریم غرب قرار داشته باشد، چرا غرب توسط ایران تحریم نشود؟ حالا اقتصاد جهانی وابسته به تصمیم ایران در خلیج فارس است.
******
ضربه بزرگ
صادق وفایی در سایت تابناک نوشت:
شامگاهی که خبر رسید ایران در یکی از موجهای وعده صادق ۴ (دیگر حسابکتاب موجها از دستمان در رفته)، پایگاهی در عربستان را هدف قرار داده و آسیبهایی به هواپیماهای آمریکایی وارد شده، خطاب به دوستانم گفتم «ای جان! بچهها معلوم نیست چندتا هواپیمای آمریکایی زدهایم! به زودی خبرش را میشنویم!»
وقتی بعد از حمله موفق ایران، ترامپ (که علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی او را عقبمانده خوانده) ادعا کرد: «یکی از پایگاهها در عربستان چند روز پیش مورد حمله قرار گرفت، اما به هواپیماها آسیبی وارد نشد یا تخریبی نشد»، مطمئنتر شدم و گفتم: «ای جان! حتما ضربه سختی به هواپیماهایشان خورده! وقتی اینعقبمانده میگوید اصلنم درد نداشت، معلوم است خبرهای خوبی در راهاند!»
تا پیش از حمله به پایگاه مورد اشاره در عربستان، ۲ فروند تانکر سوخترسان آمریکایی را از دور خارج کرده بودیم؛ یکی سقوط کرد و کاملا منهدم شد و دیگری هم بهواسطه آسیبهایی که دید، برای مدتها از دور خارج شد. اما حمله به پایگاهی که فهمیدیم اسمش «شاهزاده سلطان» است، باعث شده بود هواپیماهای مهم دیگری هم از دور خارج شوند که کاشف به عمل آمد آنها هم تانکر سوخترسان بودهاند.
در نهایت مشخص شد شامگاه جمعه ۲۲ اسفند، ۵ سوخترسان دیگر آمریکا در پایگاه شاهزاده سلطان عربستان آسیب دیده و از دور خارج شدهاند. اینآمار را بگذارید کنار F15ها و پهپادهای پیشرفتهای که تا الان زدهایم و حسابکتاب آنها هم از دستمان در رفته است! توجه کردید چه شد؟ دستور زبان شخصیتی که در طول روز رکورد گفتن ۲۱ دروغ را دارد، اینگونه است که وقتی میگوید اصلنم درد نداشت، یعنی خیلی هم درد داشته و پدرش درآمده است!
حالا ماییم و ایندستاورد کوتاهکردن دست و بازوی سوخترسانهای متجاوز دشمن که کمک بزرگی به پرواز جنگندههای آمریکایی - اسرائیلی بر فراز آسمان ایران عزیز بودند. به اینترتیب با ناکارآمدتر شدن پدافندهای پایگاههای آمریکا در منطقه و همچنین پدافندهای اسرائیل که بچههای حزبالله و موشکهای خودمان زحمتشان را کشیدهاند، ضربات سنگینتری بر دشمن ایران وارد میآید. بیش باد!
******
زمینهسازی رسانهای برای تجاوز
روزنامه اعتماد نوشت:
به نظر جنگ همچنان ادامه خواهد داشت اما آنچه معلوم همگان شد، این بود كه دشمن، حداقل از ده سال پیش برای این لحظه برنامهریزی كرده بود. فراتر از آمادهسازی نظامی توسط رژیم صهیونیستی و اذنابش، جبهه بزرگ و بسیار منظم و مرتبی از اصحاب رسانه برای آمادهسازی روز حمله كاری فشرده و بیوقفه انجام داده بودند.
تاسیس تلویزیون «من و تو» كه هرگز منابع مالیاش آشكار نشد، با هدف افسانهسازی از نظام سلطنتی پیش از انقلاب اسلامی بود. این شبكه بهطور مداوم و البته به شیوهای بسیار ظریف و نرم تصویری وارونه از تاریخ معاصر ایران به مخاطب ارایه میداد. عدهای از مخاطبان داخلی، متاثر از فشارهای اقتصادی و تندرویها و خودی و ناخودی كردنهای سلیقهای و صد البته شیوه ناهمگون مدیریت صدا و سیما، رفته رفته این روایت را میپذیرفتند. هسته و مغز اصلی پیام بیشتر برنامههای تولیدی این شبكه مرموز حول دو محور بود: ۱- پهلویها ناجی ایران بودند و كشور را به ریل پیشرفت و توسعه انداخته بودند. ۲- همه جهان رو به جلو و پیشرفت دارد و تنها ایران از این قافله جامانده است، «همه جای جهان در آبادانی و پاكیزگی و رفاه است، جز ایران!»، این معجون را البته تنگ «آكادمی گوگوش» و «بفرمایید شام» میزدند و پخش میكردند تا ذائقه مخاطب را همراه كنند.
تولید مستندهای باكیفیت، اما تهی از حقیقت، مانند «آریامهر»! و «رضاشاه» و «ساواك» در پی ساختن قهرمانهایی بینقص و وطنپرست از این دو نفر بود. كودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ كه با هدایت بریتانیا و به قصد سنگاندازی و مانعتراشی در روند مدرنیزاسیون طبیعی و نهادینه شدن مشروطیت توسط رضاخان میرپنج انجام شد، در این مستندها به انقلابی برای نوسازی و نجات ایران تبدیل شد.
مهم نیست كه آنها چه میگفتند و چه میساختند، از دشمن نمیتوان انتظاری جز قلب واقعیت برای رسیدن به مقصود شوم خود داشت، اما در این سو، ما تقریبا هیچ كاری انجام ندادیم یا اگر هم انجام دادیم چنان حرفهای درست و روایتهای واقعی را در لفافهای از شعار و اغراق پوشاندیم یا آنقدر بیظرافت و زمخت مستند ساختیم و مقاله نوشتیم كه در جلب نظر همدلی بسیاری از مخاطبان ناتوان ماندیم. تلویزیون من و تو كه چندین بار از پهلوی دعوت كرد، به قصد ساختن گذشتهای درخشان، اما دروغین و سفیدشویی ساواك و دستگاه سركوب، در كار خود موفق بود. پایان كار و ماموریت این تلویزیون، با ورود و تاسیس اینترنشنال، اندك اندك آغاز شد. مدیران بسیار مرموز این تلویزیون، اعلام كردند كه دیگر استطاعت ادامه كار به شیوه سابق را ندارند.
این مرحله نیاز به مبارزهای عیانتر و توپخانه رسانهای داشت. دیگر ماموریت نرم مستند ساختن و تاریخسازی انجام شده بود و تاثیر خود را گذاشته بود. از اینجا اینترنشنال با هدایت كارشناسان متخصص جنگهای رسانهای موساد و ارتش اسراییل، زمینههای آشوب و تحمیل جنگ به ایران را آغاز كردند. آنها در این كار چنان توفیقی كسب كردند كه جماعتی از دیاسپورای ایرانی را بیچون و چرا به خدمت اهداف اسراییل و جنگطلبی درآوردند و با خود و دولت متجاوز همراه ساختند.
سخن كوتاه كنم، ما آنچنانكه باید به كار مداوم و مستمر و نتیجهبخش در عرصه رسانه ایمان نداشتهایم. ما در امر آموزش تاریخ به كودكان به دلیل نگاه به شدت ایدئولوژیك موفق نبودهایم. اما هنوز هم دیر نشده است. از همین امروز هم میتوان با جدی گرفتن آموزش تاریخ و فرهنگ به كودكان و اصلاح محتوای سیاستزده كتابهای آموزشی تاریخ، واقعیت پرافتخار علت وقوع انقلاب اسلامی را توضیح داد. میشود افسانه نوسازی ایران توسط «رضاخان میرپنج» را با دلایل و اسناد رد كرد. باید كارهای خوب و درست را گفت و اعمال بر خطا را هم به روشنی توضیح داد تا روایت باورپذیر شود.
******
فروشنده!
روزنامه فرهیختگان نوشت:
رئیسجمهور رژیم تروریستی آمریکا بامداد روز گذشته (شنبه 23 اسفند 1404، 14 مارس 2026) از سنگینترین حمله هوایی تاریخ خاورمیانه به جزیره خارک صحبت کرد؛ وجود رگههای قوی بزرگنمایی در همین اظهارنظر مشخص بود، زیرا بزرگترین حمله تاریخ منطقه، نمیتوانست علیه جزیرهای کوچک اجرا شود. در نهایت آنچه منابع محلی تأیید کردند وقوع 15 انفجار بود که برخی مواضع، از جمله اتاقکهای تخلیهشده را هدف قرار دادند. ترامپ ادعا کرد تمام اهداف نظامی را از بین برده و تأسیسات نفتی را باقی گذاشته است. برای فهم آنچه رئیسجمهور آمریکا گفته، باید مختصاتی از جوانب به دست آورد.
ترامپ دو ویژگی شخصیتی اصلی دارد؛ غلو و قلدری. او بزرگنمایی و غلو میکند تا بتواند چیزی را که مدنظر دارد، به مخاطبان خود بفروشد. این ریشه در سوابق و روحیه شغلیاش دارد که یک دلال املاک بوده است. دومین ویژگی، قلدری است. قلدر هنگامی که قدرت دارد یا گرفتار است، عربده کشیده و قدرتنمایی میکند. قدرتنمایی او در هر دو وضعیت، یکسان است. صدام نمونه کاملی از یک انسان قلدر بود؛ در زمان قدرت رجز میخواند، در زمان اسارت و در دادگاه آنها را تکرار میکرد و هنگام اعدام همینگونه بود.
ویژگیهای ترامپ نشان میدهد به دلیل قلدری اگر بتواند سنگین درهم میکوبد و اگر نتواند بزند، ادعا خواهد کرد که به طور سنگین بمباران کرده است.
******
چند پاسخ کوتاه درباره شبهه موروثی شدن ولایت فقیه
سایت جهاننیوز نوشت:
همزمان با انتخاب آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران از سوی مجلس خبرگان رهبری، شبهه موروثی بودن ولایت فقیه مطرح شد. به صورت اجمالی چند نکته قابل بیان است:
یک: جای تعجب ندارد که پدر و پسر در دو زمان مختلف و با انتخاب اکثریت قاطع مجلس خبرگان - که برآمده از رای مستقیم ملت است - ولی فقیه باشند.
دو: مشابه این اتفاق در عصر غیبت صغری هم رخ داده است؛ «محمد بن عثمان» بعد از پدرش «عثمان بن سعید» نائب خاص امام زمان (عج) بود.
سه: پسر بزرگتر رهبر شهید انقلاب، حجت الاسلام و المسلمین سید مصطفی حسینی خامنه ای هستند که اتفاقا ایشان هم جزو فضلا و اساتید حوزه علمیه هستند. اگر قرار بود، رهبری جمهوری اسلامی، موروثی باشد، باید ایشان رهبر میشدند.
چهار: اگر قرار بود، رهبری جمهوری اسلامی موروثی باشد، مرحوم حجت الاسلام و المسلمین سید احمد خمینی جانشین امام خمینی(ره) می شد نه شهید امام خامنهای(رضوان الله علیه).
پنج: آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای همواره از مشهور شدن خودشان دوری کرده اند؛ سال هاست که جزو اساتید حوزه هستند و دروس مربوط به اجتهاد را تدریس می کنند؛ سال ها به عنوان فردی امین، در کارها کنار رهبر شهید انقلاب بودند، اما به سختی می توان حتی یک ویدئوی کوتاه از ایشان پیدا کرد.
شش: رسانهها به نقل از حجت الاسلام و المسلمین رشاد - رئیس شورای حوزه علمیه تهران - گزارش داده اند که: «مجلس خبرگان رهبری با اصرار فراوان آیتالله سید مجتبی خامنهای را برای پذیرش رهبری انقلاب اسلامی متقاعد کرد».
هفت: اگر قرار بود رهبری، موروثی باشد، کشور در این شرایط بسیار خاص و حیاتی، حدود یک هفته بدون رهبر نمیماند.
هشت: به گفته اعضای مجلس خبرگان، رهبر شهید انقلاب علی رغم اصرارهای برخی اعضای این مجلس هیچگاه به مصداقی برای رهبری آینده انقلاب اشاره نکردند.
نه: تاکید همیشه ایشان بر مواردی نظیر تقوای مالی، اعتقاد ریشهدار به مبانی انقلاب اسلامی، بصیرت، دشمنشناسی، فتنهشناسی، استکبارستیزی، ایمان به مبارزه و مقاومت و مقابله با آمریکا و رژیم صهیونیستی رهبری آینده بوده است.
ده: اگر رهبری در ایران موروثی بود، اعضای مجلس خبرگان - با وجود بمباران برخی مکان های مربوط به این مجلس - جانشان را برای جلسه حضوری و بررسی گزینه های رهبری به خطر نمیانداختند.
******
سرگیجه از دقت بالای حملات موشکی ایران/ آیا ایران از سامانه ناوبری «بیدو» چین استفاده میکند؟
نشریه میدلایست مانیتور، گزارش داد که افزایش دقت حملات موشکی در درگیریهای اخیر باعث شده تحلیلگران نظامی درباره فناوری هدایت این تسلیحات پرسشهایی مطرح کنند. برخی کارشناسان میگویند عملکرد دقیقتر موشکها نسبت به گذشته ممکن است نشانهای از استفاده از سامانههای پیشرفته ناوبری ماهوارهای باشد؛ سامانههایی که میتوانند خطای سیستمهای هدایت سنتی را کاهش دهند.
سامانه BeiDou شبکه ناوبری ماهوارهای چین است که به تدریج طی دو دهه گذشته توسعه یافته و نسخه کامل آن در سال ۲۰۲۰ عملیاتی شد. این سیستم همانند GPS آمریکا با استفاده از شبکهای از ماهوارهها سیگنالهای زمانی ارسال میکند و گیرندهها با تحلیل این سیگنالها موقعیت جغرافیایی دقیق را محاسبه میکنند. بیدو در حال حاضر دهها ماهواره در مدار زمین دارد و پوشش جهانی ارائه میدهد. دقت نسخه عمومی این سامانه معمولا بین پنج تا ده متر است، اما نسخههای پیشرفته و رمزگذاریشده که در اختیار کاربران دولتی و نظامی قرار میگیرد میتواند دقت بسیار بالاتری داشته باشد.
در کنار بیدو و GPS، چند سامانه ناوبری دیگر نیز در جهان فعال هستند؛ از جمله گلوناس روسیه و سامانهای متعلق به اتحادیه اروپا. رقابت میان این سیستمها بخشی از رقابت ژئوپولیتیکی قدرتهای بزرگ در حوزه فناوریهای فضایی محسوب میشود. بیشتر موشکهای بالستیک و کروز از سیستم ناوبری اینرسیایی استفاده میکنند. در این روش، حسگرها با اندازهگیری شتاب و حرکت، مسیر پرواز را محاسبه میکنند. با این حال این سیستم به مرور زمان دچار خطای تجمعی میشود و دقت آن کاهش مییابد.
اضافه شدن ناوبری ماهوارهای میتواند این خطا را اصلاح کند. موشک یا پهپاد در طول مسیر سیگنالهای ماهوارهای را دریافت کرده و موقعیت خود را با دقت بیشتری تنظیم میکند. به همین دلیل ترکیب ناوبری اینرسیایی با سامانههای ماهوارهای یکی از رایجترین روشها برای افزایش دقت تسلیحات مدرن به شمار میرود. برخی تحلیلگران معتقدند اگر ایران به نسخههای پیشرفته بیدو دسترسی داشته باشد، این فناوری میتواند به طور قابل توجهی دقت حملات موشکی یا پهپادی را افزایش دهد و توانایی هدفگیری دقیقتر را فراهم کند.
مقامهای رسمی ایران تاکنون استفاده نظامی از سامانه بیدو را تأیید نکردهاند، اما گزارشهای مختلف نشان میدهد تهران سالهاست به دنبال توسعه همکاریهای فضایی و فناوری با چین است. از میانه دهه ۲۰۱۰ نیز گزارشهایی درباره توافقهای احتمالی برای استفاده از این سامانه در زیرساختهای ناوبری ایران منتشر شده بود. برخی پژوهشگران معتقدند همکاریهای راهبردی میان ایران و چین پس از امضای توافق مشارکت بلندمدت دو کشور در سال ۲۰۲۱ میتواند زمینه دسترسی بیشتر تهران به فناوریهای پیشرفته را فراهم کرده باشد. اگر استفاده ایران از سامانه بیدو تأیید شود، این موضوع میتواند پیامدهای مهمی برای توازن فناوری نظامی در خاورمیانه داشته باشد. دسترسی به ناوبری ماهوارهای دقیقتر نه تنها دقت موشکها را افزایش میدهد، بلکه میتواند توان عملیاتی پهپادها و سایر سامانههای هدایتشونده را نیز ارتقا دهد.
******
شورش دیماه، مقدمه جنگ فعلی بود
سایت بولتننیوز نوشت:
دیگر تردیدی وجود ندارد که آشوبهای دی ماه یکی از عوامل تعیین کننده در ترغیب دشمنان ایران برای تجاوز وحشیانه علیه کشوربودند. مسلما کسانی که عامدانه ودانسته در آن همه بلوا شرکت کردند در خون هموطنان عزیزی که در بمباران شهرها و روستاها ومراکز غیر نظامی ونظامی به شهادت رسیدند شریک هستند. آنها هم که جاهلانه وارد اعتراضات خشونت آسا شدند و اسیر جوسازی ها و تحریکهای شبکه های اسرائیلی شدند اکنون باید وجدان خود را قاضی کنند و از کرده های ضد وطنی خویش توبه کنند.نظام جمهوری اسلامی با فریب خوردگان با رافت برخورد کرد و حتی رهبر شهید انقلاب این دسته از افراد را فرزندان خود خطاب نمود.
کاملا مشخص است و منابع مختلف اسرائیل و آمریکا بارها گفته اند که امید اصلی آنها برای فروپاشی ایران شورش های داخلی است.به عبارت صریحتر همه حمله ها و شبیخونهای کنونی برای هموار کردن مسیر آشوبهای دوباره است و علاوه بر انبوه تحریکهای بیرونی و تبلیغاتی، در داخل هم زمزمه هایی شنیده میشود که به اسم تحلیل در واقع دعوت به شورش و آشوب میکنند!!! اکنون سران آمریکا و اسرائیل از مردم ایران عصبانید که چرا بجای اعمال ضد میهنی با تمام وجود از کشور خود دفاع می کنند و جلو نیات شوم و خطرناکشان ایستاده اند؟
در چنین شرایطی و در اوضاع جنگی قطعا کوچکترین اغتشاش و همنوایی با دشمنان متجاوز قابل اغماض نیست . درهیچ کشوری در جهان هنگام جنگ آن هم جنگی تا این حد نابرابر و ناجوانمردانه کمک داخلی به متجاوزان تحمل نمی شود. این بار نباید اجازه دهیم که عوامل موساد اعمال شرورانه خود را تکرار و برای ملت بزرگ و شریف ایران مشغله فرعی درست کنند. این بار کوچکترین حرکات ضد ایرانی در داخل باید در نطفه خفه شود . اینبار پیروان اینترنشنال نباید اجازه پیدا کنند حتی از پنجره ای صدای شوم ونحس ضدیتشان با ایران عزیز شنیده شود. از هر خانه ای همراهی با متجاوزان وحشی شنیده شود آن خانه شعبه ای از اسرائیل اینترنشنال است وباید فورا شناسایی شده اقدامات قانونی پیرامونشان سریعا اجرا شود.
این دیگر جهالت و فریب خوردگی نیست عین دشمنی وکینه توزی با ایران است. مردم بزرگواری که هرشب با وجود خطرها برای دفاع از کیان کشور میادین شهرها را پر می کنند نمی توانند اجازه دهند حماسه بزرگ و تاریخیشان توسط مشتی وطن فروش خائن و کینه توز لکه دار شود. بسیجیان غیور و ایرانیان هوشیار با شناسایی هر صدایی به نفع دشمن کودک کش به اندازه رزمندگان حاضر بر لانچرهای موشک انداز به میهن خدمت می کنند. روزهای حساس ایران با هوشیاری همه وطن پرستان سپری خواهد شد و روسیاهی خیانت بر چهره کینه توزان اجنبی پرست خواهد ماند.



