• چرا باید «شماره پنج» را خواند؟

    «شماره پنج»؛ مرتضی قاضی و سمیه حسینی؛ نشر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایرانچرا باید «شماره پنج» را خواند؟

    محمدرضا زائری، 

    نقش زنان چه در حضور مستقیم میدانی و چه در اثر غیرمستقیم و پشت جبهه كمتر موردتوجه قرار گرفته و مخصوصاً بانوانی كه خود در خط اول و مواجهه رویارو در متن حوادث و رویدادها بوده‌اند شایسته پژوهش و مطالعه دقیق‌تر به نظر می‌رسد

  • چرا باید «كوچه باران» را خواند؟

    «كوچه باران»؛ امیر اسماعیلی؛ انتشارات پرندهچرا باید «كوچه باران» را خواند؟

    محمدرضا زائری، 

    هر یك از شهیدان مظلوم و سرافراز این دوران، فارغ از جنبه‌های احساسی و عاطفی شهادتشان كه در تبلیغات رسمی به آن پرداخته شده است گنج‌هایی ناگفته و نانوشته دارند كه امیر اسماعیلی كوشیده تا از درون خانواده‌هایشان جستجو كند و در قالب كتاب «كوچه باران» به خواننده برساند

  • چرا باید «آه از این راه» را خواند؟

    «آه از این راه» (خاطرات و مبارزات آیت الله شیخ محمد خالصی زاده)؛ ترجمه علی شمس؛ موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسیچرا باید «آه از این راه» را خواند؟

    محمدرضا زائری، 

    در تاریخ معاصر چهره‌های برجسته و شخصیت‌های بزرگی به‌عنوان سردمدار و پیشتاز مبارزه و مقاومت حضور داشته‌اند. یكی از این نام‌های درخشان كه متأسفانه بسیار مظلوم و گمنام مانده مرحوم شیخ محمد خالصی‌زاده است كه سال‌های طولانی به‌عنوان یك شخصیت سیاسی برجسته در مقابل استعمار انگلیس و سیاست‌های حیله‌گرانه روباه پیر شناخته می‌شد

  • چرا باید «خال سیاه عربی» را خواند؟

    «خال سیاه عربی»؛ حامد عسکری؛ نشر امیرکبیرچرا باید «خال سیاه عربی» را خواند؟

    محمدرضا زائری، 

    حامد عسكری اخیراً از سفرنامه حج خود با عنوان «خال سیاه عربی» رونمایی كرد. كتابی خواندنی و شیرین كه آغازی خاص و فراموش‌نشدنی دارد. نویسنده با تدبیری درست، به‌جای آنكه از فرودگاه مبدأ یا لحظه‌های ورود به سرزمین حجاز شروع كند، دست خواننده را می‌گیرد و به گذشته‌های دور خود می‌برد تا جای پای نخستین ذهنیت‌ها و تصورات كودكی از خدا و سفر حج را نشان دهد و او را برای سفر آماده كند

  • چرا باید «محمد بلوری، خاطرات شش دهه روزنامه‌نگاری» را خواند؟

    «محمد بلوری: خاطرات شش دهه روزنامه‌نگاری»؛ سعید ارکان‌زاده یزدی؛ نشر نیچرا باید «محمد بلوری، خاطرات شش دهه روزنامه‌نگاری» را خواند؟

    محمدرضا زائری، 

    محمد بلوری گرچه به عنوان پدر حوادث نگاری در مطبوعات ایران شناخته می‌شود اما در كارنامه خود مدیریت و سردبیری رسانه‌های متعددی را دارد و در همان دوران اوج و شهرتش در روزنامه كیهان نیز مدتها مسؤولیت سردبیری روزنامه را بر عهده داشته و در آخرین دوره سندیكای مطبوعات نیز مدیریت این سندیكا با او بوده است

  • چرا باید «عزیز جهان» را خواند؟

    «عزیز جهان»(زندگی‌نامه دکتر عزیزالله خضری)؛ اکبر صحرایی؛ نشر کتابستان معرفت چرا باید «عزیز جهان» را خواند؟

    محمدرضا زائری، 

    كتاب «عزیز جهان» داستان شیرین و پرفراز و نشیب زندگی دكتر عبدالعزیز خضری پزشك متخصص اورولوژی و جراح است كه با زبانی جذاب بر اساس واقعیت نوشته شده است. دكتر عبدالعزیز یا همان عزیز خضری عمر خود را وقف خدمت به محرومین و نیازمندان كرده و تا زمان انتشار كتاب بیش از پانزده هزار عمل جراحی رایگان انجام داده است

  • خاطرات آن سالها، آن سال‌های دور!

    «نام کوچک من بلقیس»؛ بلقیس سلیمانی؛ نشر ققنوسخاطرات آن سالها، آن سال‌های دور!

    حمیدرضا امیدی‌سرور، 

    خواننده این روایت ها، به خوبی با سه دوره کودکی، نوجوانی و جوانی  بلقیس سلیمانی آشنا می شوند،  البته سلیمانی بیش از آنکه به بازگویی حوادث و اتفاقات زندگی‌اش بپردازد، کوشیده نشان دهد در دوره های مختلف زندگی خود چگونه به جهان پیرامونش نگاه می کرده و به بیان نظرات و عقاید خود در قبال رخدادهای زمانه پرداخته است

  • چرا بايد «نيم دانگ پيونگ يانگ» را خواند؟

     «نيم دانگ پيونگ يانگ»؛ رضا امیرخانی؛ نشر افقچرا بايد «نيم دانگ پيونگ يانگ» را خواند؟

    محمدرضا زائری، 

    اميرخاني هم بسيار اهل سفر است و عادت به خوابيدن در يك كلبه ساده و محقر روستايي دارد و هم گرفتار اداره كارهاي اقتصادي پدر بعد از فوت ايشان و اسير تهران است، هم دوره خلباني ديده و هواپيما مي راند و زماني از او به عنوان جوان ترين خلبان ايران ياد مي كردند و هم براي معرفي و تبليغ كتاب جديدش از اين شهر به آن شهر و از اين نمايشگاه به آن كتابفروشي مي رود زيرا قرار گذاشته از درآمد فروش كتابهايش زندگي كند.

  • آلبرکاموی عاشق

    «خطاب به عشق» (نامه‌های عاشقانه آلبر کامو و ماریا کاساراس)؛ ترجمه زهراخانلو؛ نشر نوآلبرکاموی عاشق

    حمیدرضا امیدی‌سرور، 

    در تابستان 1942 وقتی آلبرکامو و همسرش فرانسین فور از هم دورافتادند، آلبر کامو نویسنده‌ای تازه‌کار، جوان، گمنام بود شعله ور شدن جنگ جهانی دوم و قطع ارتباط میان فرانسه و الجزایر باعث شد این دوری بیش از دو سال طول بکشد. اما هنگامی که فرانسین فور توانست به همسرش بپیوندد از آن نویسنده درمانده خبری نبود؛ آلبرکامو در سی و دو سالگی به اوج موفقیت رسیده بود