• ناگفته‌های یک آزاده در سالروز بازگشت به وطن/ آب را نشان می‌دادند و ما حسرت می‌نوشیدیم

    ناگفته‌های یک آزاده در سالروز بازگشت به وطن/ آب را نشان می‌دادند و ما حسرت می‌نوشیدیم

    گروه فرهنگی الف، 

    حبیب الله بعد از سال‌ها با درد و رنج، حال به ظاهر آرام نشسته و هر سال نزدیک ۲۶ مرداد که می‌شود، به قاب عکس دوستش حاج رضا خیره می شود و بعد از سال‌ها سکوت، قفل صندوقچه خاطراتش را باز می کند.

  • ماجرای مجروح شدن سردار فضلی

    ماجرای مجروح شدن سردار فضلی

    گروه فرهنگی الف، 

    «در خواب و بیداری بودیم که یک لحظه احساس کردیم کف اتاق چسبید به سقف ساختمان. انفجار بسیار مهیبی بود که واقعاً حس کردیم به سقف چسبیدیم. دود همه فضای اتاق را پر کرده بود همه از اتاق بیرون رفتیم. حاج‌علی فضلی را دیدیم که به پشت روی زمین افتاده، وقتی او را برگرداندیم دیدیم صورتش خونی است و چشمش بیرون ریخته. وانتی آوردیم و ایشان را به سرعت کنار اروند رساندیم و با قایق فرستادیم که ببرندش بیمارستان.»

  • مأمور اطلاعاتی یک قرارگاه فوق سری را بهتر بشناسیم

    مأمور اطلاعاتی یک قرارگاه فوق سری را بهتر بشناسیم

    گروه فرهنگی الف، 

    عبدالزهرا نیروی انجام مأموریت‌های ناممکن «قرارگاه فوق سِری نصرت» بود که وارد خاک عراق می‌شد و تا دل پادگان‌های مهم و نظامی عراق هم نفوذ می‌کرد تا اطلاعات جامعی را کسب کند.

  • شهر سقوط کرد اما ایمان رزمندگان هرگز

    سالروز سقوط خرمشهر؛شهر سقوط کرد اما ایمان رزمندگان هرگز

    گروه فرهنگی الف، 

    ۳۴ روز از مقاومت بی‌امان مدافعان خرمشهر گذشته است و اکنون نیروهای بعثی عراق به ۳۰ متری مسجد جامعه خرمشهر رسیده‌اند. در این شرایط است که فرمان تخلیه خرمشهر صادر شد و عملا این شهر سقوط کرد.

  • عملیات ایران در قلب اتمی رژیم بعثی عراق

    عملیات ایران در قلب اتمی رژیم بعثی عراق

    گروه اجتماعی الف، 

    از نظر اسرائیل، تداوم جنگ به معنای تضعیف دو دشمن خود، یعنی ایران انقلابی و عراق بعثی بود. طی این جنگ، اسرائیل با اطمینان از ناتوانی دولت‌های عرب از جمله عراق برای اقدام متقابل، به خود جرئت داد تا نیروگاه اتمی اوسیراک عراق را در سال ۱۹۸۲ بمباران و نابود کند.

  • روایت سه سرباز ارتشی از پایان منافقین

    روایت سه سرباز ارتشی از پایان منافقین

    گروه فرهنگی الف، 

    حین پیشروی متوجه شدیم که منافقین با یک ضد هوایی ما را زیر آتش گرفته‌اند. فرمانده تیپ به من گفت: «هر طور شده از داخل شیارها برو و این دولول را ساکت کن.»