آرشیو سال ۹۵ و قبل از آن
  •  قرن‌ها کوشیده‌ایم تا خون را از گوشت پاک کنیم و حالا می‌کوشیم تا آن را دوباره برگردانیم

    جادوی سیاه خوراکی / همبرگر افسردگی قرن‌ها کوشیده‌ایم تا خون را از گوشت پاک کنیم و حالا می‌کوشیم تا آن را دوباره برگردانیم

    مگان اوگبلین / ترجمه محمد معماریان، 

    مگان اوگبلین در ستون ماهانه جدیدش با الهام از اسطوره‌شناسی‌های بارتی سراغ موضوعات زندگی امروز ما رفته است. اولین نوشته او درباره «گوشت قلابی» است

  • خیر و شرّ کتاب خواندن

    «قدرت خواندن از سقراط تا توییتر»؛ فرانک فوردی؛ ترجمه محمد معماریان ، نشر ترجمان علوم انسانیخیر و شرّ کتاب خواندن

    آزاده غلامی گنجه، 

    فرانک فوردی در این کتاب سیر تاریخی خواندن را بررسی می کند: از سقراط و سنکا که نگران خواندنِ زیادی اند، تا امروز که هواداران مطالعه نگران زوال کتابخوانی اند

  • روش فکری در سنت اسلامی و دنیای امروز

    «پرسش از روش»؛ طاها عبدالرحمان؛ ترجمه نرگس خسروی سوادجانی؛ نشر ترجمانروش فکری در سنت اسلامی و دنیای امروز

    آزاده غلامی گنجه، 

    کتاب پرسش از روش به این مساله می پردازد که چگونه می توان در فکر فلسفی به نوآوری رسید بدون آنکه تقلیدگر فیلسوفان غرب باشیم. اهمیت این کتاب در امری است که فقدان آن بسیار احساس می شود و آن امر گمشده این است که چگونه می توان با حفظ استقلال در اندیشه در یک دیدگاه نوآوری کرد؟

  • آیا آزمایش‌های روان‌شناختی می‌توانند به سوالات فلسفه هنر پاسخ دهند؟

    چراهای دیدنآیا آزمایش‌های روان‌شناختی می‌توانند به سوالات فلسفه هنر پاسخ دهند؟

    الن وینر / ترجمه محمد باسط، 

    چرا یک نقاشی اصل را با نسخه‌ای جعلی که با آن مو نمی‌زند برابر نمی‌دانیم؟ چه ارزشی در اصالت یک اثر هنری نهفته است؟ این یکی از پرسش‌های معمول در فلسفه هنر است و نظریه‌پردازان گوناگونی درباره آن اظهارنظر کرده‌اند. فرمالیست‌ها ماجرا را در زیبایی‌شناسی می‌بینند، اما والتر بنیامین ترجیح دادن اثرِ اصل را نه به زیبایی‌شناسی، بلکه به تاریخی که پشت آن اثر نهفته است برمی‌گرداند

  • راهنمای لذت‌بردن از زندگی / اگر مدیر گوگل بشوی، لزوماً خوشبخت نخواهی شد

    واقعیت را بپذیرید و جرئت منفوربودن داشته باشید، وگرنه دائماً در عذاب خواهید بودراهنمای لذت‌بردن از زندگی / اگر مدیر گوگل بشوی، لزوماً خوشبخت نخواهی شد

    الیور برکمن / ترجمه الهام آقاباباگلی، 

    برخی کتاب‌های «موفقیت» و خودیاری طوری نصحیت می‌کنند که گویا اگر میلیون‌ها خواننده‌شان به آن دستورات عمل کنند، همه‌شان جای مدیر گوگل یا حداقل مایکروسافت را می‌گیرند. فارغ از طنز این توصیه‌ها، نتیجه عمل به آن‌ها چیزی جز رنج و عذاب دائمی نیست. تحقیقات نشان می‌دهند مشاغلِ سطحِ بالاتر غالباً حس خوشبختیِ بیشتری به همراه نمی‌آورند و میزان درآمد هم که از حد بگذرد صاحبان خود را از لذات بسیاری محروم می‌کند

  • در ساکت‌ترین اتاق جهان می‌توان صدایی شنید

    سکوت ناممکن استدر ساکت‌ترین اتاق جهان می‌توان صدایی شنید

    الکس رگ‌مورلی / ترجمه عطیه کشتکاران، 

    با بیست‌هزار ورقه فایبرگلاس می‌شود اتاقی ساخت که ساکت‌ترین نقطه جهان باشد، جایی که هیچ صدایی در آن منعکس نشود. تجربه این اتاق همه را وسوسه می‌کند، اما جان کیج که صبح‌وشبش را با صدای سازهای موسیقی می‌گذراند طور دیگری نگاه می‌کند: «امکان ندارد در جایی سکوت را پیدا کنید. حتی در ساکت‌ترین اتاق هم صدای جریان خون و سیستم عصبی به گوشتان خواهد خورد».

  • این کتاب خانه‌تان را به کابوسی ترسناک تبدیل می‌کند

    در محاصره میکروبهااین کتاب خانه‌تان را به کابوسی ترسناک تبدیل می‌کند

    رابین مرنتز هنیگ / ترجمه سینا باستانی، 

    چیزی به روزهای خانه‌تکانی نمانده است. بیرون ریختن کشوها و کابینت‌ها، شستن پرده‌ها و فرش‌ها و تمیزکردن شیشه‌ها و دیوارها، و بعد، لبخند رضایتی که از دیدن خانه‌ای درخشنده نصیبتان می‌شود. اما اگر راب دان آن لبخند را روی لب‌هایتان ببیند، احتمالاً به خوش‌خیالی‌تان خواهد خندید

  • برای فهم سیاست، هری پاتر را فراموش کنید

    جادوی بچه‌درس‌خوان‌هابرای فهم سیاست، هری پاتر را فراموش کنید

    آر. جی. کویین / ترجمه آرش رضاپور، 

    جهانِ هری پاتر، در عین پیچیدگی‌هایش، بسیار ساده است. عصای جادویی همه کارها را انجام می‌دهد و کافی است مثل هری شاگرد زبر و زرنگی باشید تا قدرتِ آن را برای ازبین‌بردن آدم‌بدها به کار بگیرید. از طرف دیگر، استفاده از این عصای جادویی هیچ سازمان‌دهی، برنامه‌ریزی، یا فداکاریِ خاصی نیاز ندارد.

  • ثروتمندان، برای نابودی آرشیوهای اینترنتی، چقدر حاضرند پول خرج کنند؟

    برای پاک کردن تاریخثروتمندان، برای نابودی آرشیوهای اینترنتی، چقدر حاضرند پول خرج کنند؟

    ماریا باستیلوس / ترجمه محمد معماریان، 

    هر ۹ متر کتاب حدوداً در یک گیگابایت داده جا می‌شود و حجم اسنادی که وب‌سایت آرشیو تابه‌حال در خود جای داده است به ۳۰ میلیون گیگابایت می‌رسد: چیزی حدود ۲۷۰هزار کیلومتر کتاب. ماندگاریِ اسنادِ دیجیتال به‌مراتب کمتر از نسخه‌های چاپی است. اسناد دیجیتال نمی‌پوسند یا در جنگ‌ها نابود نمی‌شوند، ولی خطر بزرگ‌تری آن‌ها را تهدید می‌کند: کسانی که می‌توانند پول بدهند و از کل تاریخ محوشان کنند

  • زیبایی خارج از قاب

    «حواس‌پرتی مرگ‌بار» (دو جستار برنده‌ی پولیتزر)؛ جین واینگارتن؛ ترجمه مجتبی هاتف؛ نشر ترجمان علوم انسانیزیبایی خارج از قاب

    آرش محسنی، 

    جین واینگارتن، روزنامه‌نگار و هجونویس روزنامه‌ی واشینگتن پست، دو بار جایزه‌ی پولتیزر برده است. این نویسنده‌ای که خودش را «پیر و خل‌وضع» می‌داند، یکی از پرخواننده‌ترین نویسندگان امریکاست و دو جستار او، «مرواریدهای قبل از صبحانه» و «حواس‌پرتی مرگ‌بار» روی وب‌سایت واشینگتن پست میلیون‌ها بازدید داشته و در کارگاه آموزش نویسندگی تدریس می‌شوند

  • زوزه‌های شب

    درباره شب شخصی زوزه‌های شب

    فیلیپ پتی / ترجمه مجتبی هاتف، 

    ضرب‌المثلی انگلیسی می‌گوید شب با خود حکمت می‌آورد. این را همه‌مان تجربه کرده‌ایم. چیزی غنی و سرشار که فقط در میانه‌های شب می‌توان احساسش کرد. وقتی بی‌خوابی به سرمان زده است و افکارمان با رویاها و ژرفاهای شب درآمیخته است. شب چیست؟ هر کس تجربه خاصی خود را از آن دارد. فیلیپ پتی در این جستار از شبِ شخص خودش می‌گوید. از هیولاها و فرشته‌هایش، از ترس‌ها و شادی‌هایش، از یاد گذشته و راه آینده

  • آیا کاریکاتورها می‌توانند ما را از غم نجات دهند؟

    نمی‌تونی درباره چیز بهتری حرف بزنی؟آیا کاریکاتورها می‌توانند ما را از غم نجات دهند؟

    دن واسرمن / ترجمه حمید ضرابی، 

    زندگی شخصیِ آدم‌های خنده‌دار غالباً پر است از غم و غصه‌هایی که حتی قوی‌ترین‌ها را می‌تواند از پا درآورد. رز چست، کاریکاتوریست نیویورکر از همین سنخ آدم‌هاست. مادر و پدرش به رقت‌انگیزترین شکل ممکن در خانه سالمندان آلزایمر می‌گیرند، و او برای اینکه بتواند تیمارشان کند کاریکاتور می‌کشد. آخرین کاریکاتور لحظه مرگ مادر است

  • روزنامه‌ها مرده‌اند، زنده باد اخبار جعلی

    سختی‌های روزنامه‌نگاری در عصر دیجیتال از زبان سردبیر سابق گاردینروزنامه‌ها مرده‌اند، زنده باد اخبار جعلی

    دیوید اوبرتی / ترجمه حسین رحمانی، 

    دیگر روزی نیست که اخبار دروغ و جعلی به گوشمان نرسد. در دورانی که خبرها می‌توانند کشورها را تا مرز فروپاشی ببرند و برگردانند، انتشار خبرهای فوری از دست خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها خارج شده و حتی ترول‌ها هم می‌توانند شایعات را مثل ویروس به جان مردم بیندازند. اما حالا که بیش از همیشه نیازمند روزنامه‌نگاریِ تحقیقی و متعهد به حقیقت هستیم...

  • از کتاب رهایی نداریم!

    «اعترافات یک کتاب‌خوان معمولی»؛ آنه فدیمن؛ ترجمه محمد معماریان؛ نشر ترجمان علوم انسانیاز کتاب رهایی نداریم!

    رضا فکری، 

    این کتاب بیش و پیش از آن که صرفا برای لذت بردن از خاطرات یک نویسنده درباره‌ی کتاب و کتابخوانی باشد، با نگاهی عمیق‌تر می‌تواند دربردارنده‌ی نکاتی بسیار ارزشمند آموختنی در این حوزه باشد

  • وقتی می‌پذیرید ژن خوب ندارید، چه اتفاقی برایتان می‌افتد؟

    نمی‌توان در تفسیر اطلاعات ژنتیکی جبرگرایانه عمل کردوقتی می‌پذیرید ژن خوب ندارید، چه اتفاقی برایتان می‌افتد؟

    سارا ژانگ / ترجمه نجمه رمضانی، 

    نقشه ژنتیکی بدن ما انسان‌ها با هم تفاوت‌هایی دارد. می‌دانیم که بعضی‌ها از نظر ژنتیکی بیشتر مستعد برخی سرطان‌ها هستند یا ممکن است دی.ان.ای ما در چاقی تاثیراتی داشته باشد. به همین دلیل برخی از موسسات تحقیقاتی تلاش کرده‌اند تا بر اساس خصوصیات ژنتیکی هر فرد برنامه‌های غذایی یا ورزشیِ مخصوصی تدوین کنند

  • تازه ترین شماره فصلنامه ترجمان علوم انسانی منتشر شد

    تازه ترین شماره فصلنامه ترجمان علوم انسانی منتشر شد

    بخش فرهنگی الف، 

    نهمین فصلنامه ترجمان علوم انسانی، نوبت زمستان ۱۳۹۷، در ۳۶۰ صفحه منتشر شد. این شماره از فصلنامه با همکاری «پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات» به چاپ رسیده است و با قیمت ۲۰هزار تومان در کتابفروشی‌ها و روزنامه‌فروشی‌های سراسر کشور و همچنین فروشگاه اینترنتی ترجمان عرضه می‌شود

  • جهان جایی سرد و تاریک نیست

    مروری بر تازه‌ترین کتاب ویلیام دیویس، «حالت‌های عصبی: احساسات چگونه بر دنیای ما مسلط شد»جهان جایی سرد و تاریک نیست

    لیلی مارکاکی / ترجمه مجتبی هاتف، 

    در انتخابات، کسی رای می‌آورد که احساسات بیشتری را تحریک کند یا کسی که آمارها و برنامه‌هایی منطقی‌تر ارائه می‌کند؟ آنچه تصمیم‌های سیاسی و اجتماعی ما را تعیین می‌کند نه عقل، که همین دستگاه عصبی است. این احساسات، گرچه گاهی مردم را از یکدیگر فراری می‎دهد، اما در بسیاری از اوقات هم ما را به دورِ همدیگر جمع می‌کند. در این وضعیت، چه کاری از دست عقل و خردِ برمی‌آید؟