بیماری جدید محاکمه و حکم قتل مسئولین!/شواهد از احتمال جنگی دیگر حکایت دارد/کشف تازه سعید جلیلی

گروه سیاسی الف،   4050729017 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

بیماری جدید محاکمه و حکم قتل مسئولین!/شواهد از احتمال جنگی دیگر حکایت دارد/کشف تازه سعید جلیلی

خشونت‌ ورزان داخلی صداقت ندارند

اطلاعات نوشت: 

در شرایط سختی که کشور و مردم ما به سر می‌برند، باید پرسش‌های مهمی را در مورد مسائل داخلی پرسید و برخی نگرانی‌ها را مطرح کرد. مسائل نگران‌کننده، تنها تذکرات و هشدارهای دوستانه یا اندرزهای اخلاقی نیست، بلکه تشریح شرایطی است که شاید موجب شکاف و گسست در لحظات بحرانی و جنگی شود.
اولین دغدغه درباره گرایش آشکار به خشونت در برخی اخبار و رویدادهای اخیر است که موجب نگرانی و حتی حیرت دلسوزان و اهل معنا شده است و می‌شود.کسانی نادان یا جزم‌اندیش، از فرصت تنگنای سخت کشور سوء استفاده کرده، از سرِ نادانی و ناتوانی فکری یا تحریک رندان و آتش افروزان برخی چهره‌های مخالف را مورد تهدید قرار می‌دهند. تا این زمان، خوشبختانه خونی بر زمین ریخته نشده است، اما اگر این اتفاق بیفتد و تسویه حساب سیاسی به یک روش عادی تبدیل شود، بی‌قانونی حاکم خواهد شد و این بلای بزرگ، نه تنها به فضای سیاسی کشور و حیثیت حکومت و دولت در ایران لطمه وارد خواهد کرد، بلکه بهترین و بزرگترین هدیه را به آمریکا و اسرائیل و دشمنان ایران خواهد داد.عادی‌سازی خشونت، از پرتاب سنگ و دادن شعارهای زشت و ناسزا و توهین و تهمت آغاز می‌شود و در نهایت به رفتارها و  کینه‌های غیرقابل مهار خواهد رسید. 

دستگاه‌های اطلاعاتی، انتظامی و بالاتر از همه دستگاه قضایی کشور باید به سرعت از این هرج و مرج و آتش‌افروزی جلوگیری کنند و عاملان و آمران را معرفی و مجازات نمایند.

برخی از ساده‌لوحان سیاسی تصوّر می‌کنند که این خشونت‌گرایان، صداقت دارند و براساس باورهای صادقانه، علیه نیروهای سیاسی موازی و رقیب ، یا بزرگان و چهره‌های مخالف شعار داده و دست به عمل خشونت‌آمیز و حذف می‌زنند! اگر چنین پنداری دارید، زودتر از آنچه که فکر می‌کنید، گریبانگیر بقیه هم خواهد شد و به تمام جریانها و شخصیت‌های سیاسی، از جمله حامیان و سکوت‌کنندگان آسیب جدی خواهد زد. 

*****

شواهد از احتمال وقوع یک جنگ پرشدت دیگر حکایت دارد
 
امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل آمریکا به خبرآنلاین گفته است:

جنگ اول ۱۲ روز طول کشید و جنگ بعدی به ۴۰ روز رسید؛ بنابراین، جنگ بعدی می‌تواند طولانی‌تر باشد. از نظر کیفی نیز، هم به لحاظ اهدافی که مورد حمله قرار می‌گیرند و هم از نظر سلاح‌هایی که به کار گرفته می‌شوند، ممکن است شاهد حملات شدیدتری باشیم.به نظر می‌رسد حمله بعدی با احتمال بالایی به وقوع بپیوندد؛ هرچند نمی‌خواهم بگویم این اتفاق صددرصد رخ خواهد داد. زمان آن نیز مشخص نیست.برخی کارشناسان برای این حمله زمان تعیین می‌کنند و می‌گویند این هفته، هفته آینده یا ۱۰ روز دیگر اتفاق خواهد افتاد؛ اما من نمی‌توانم زمان دقیقی تعیین کنم. بااین‌حال، همه شواهد و قرائن نشان می‌دهد که یک جنگ پرشدت دیگر در راه است.

یا نباید حمله مجددی صورت بگیرد یا اگر قرار است چنین اقدامی انجام شود، به لحاظ کمی و کیفی متفاوت خواهد بود. به این معنا که مدت‌زمان جنگ می‌تواند بیشتر و طولانی‌تر باشد.

جنگ اول ۱۲ روز طول کشید و جنگ بعدی به ۴۰ روز رسید؛ بنابراین، جنگ بعدی می‌تواند طولانی‌تر باشد. از نظر کیفی نیز، هم به لحاظ اهدافی که مورد حمله قرار می‌گیرند و هم از نظر سلاح‌هایی که به کار گرفته می‌شوند، ممکن است شاهد حملات شدیدتری باشیم.

****

بیماری جدی محاکمه و حکم قتل مسئولین!

جمهوری اسلامی نوشت:

در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ رهبر شهید در یک دیدار عمومی موضوع مهمی را مطرح کردند که این روزها از موضوعات مطرح جامعه ماست و رهنمود ایشان می‌تواند کلید حل مشکل امروز باشد. متن سخنان ایشان چنین است:

«اين حرفي که من امروز زدم و از بعضي از مسئولان و سران کشور گله‌گزاري کردم، موجب نشود که حالا يک عده‌اي راه بيفتند، بنا کنند عليه اين و آن شعار دادن. نه، بنده با اين کار هم مخالفم. اينکه شما يک نفر را به عنوان ضد ولايت، ضد بصيرت، ضد چه، مشخص کنيد، بعد يک عده‌اي راه بيفتند عليه او شعار بدهند، مجلس را به هم بزنند، بنده با اين کارها هم مخالفم. اين را من صريح بگويم. اين کارهائي که در قم اتفاق افتاد، بنده با اينجور کارها مخالفم. آن کارهائي که در مرقد امام اتفاق افتاد، بنده با اينجور کارها مخالفم. بارها به مسئولين و کساني که مي‌توانند جلوي اين چيزها را بگيرند، تذکر داده‌ام. آن کساني که اين کارها را مي‌کنند، اگر واقعاً حزب‌اللّهي و مؤمنند، خب نکنند. مي‌بينيد که تشخيص ما اين است که اين کارها به ضرر کشور است، اين کارها به نفع نيست. با احساساتشان راه بيفتند اينجا، آنجا، عليه اين شعار بدهند، عليه آن شعار بدهند. اين شعار دادن‌ها کاري از پيش نمي‌برد. اين خشم‌ها را، اين احساسات را براي جاي لازم نگه داريد. در دوران دفاع مقدس اگر بسيجي‌ها مي‌خواستند همين‌طور بروند يک جائي، طبق ميل خودشان حمله کنند، که خب پدر کشور در مي‌آمد. نظمي لازم است، انضباطي لازم است، مراعاتي لازم است. اگر چنانچه به اين حرفها اعتنائي ندارند، آنها که خب حسابشان جداست اما آن کساني که به اين حرفها اعتنا دارند و مقيدند که برخلاف موازين شرع حرکت نکنند، بايد مراقبت کنند از اين کارها نکنند».

همانطور که ملاحظه مي‌کنيد در اين سخن هيچ ابهامي وجود ندارد و رهبر شهيد با صراحت کامل مخالفت خود با شعارهائي که آن روزها عليه شخصيت‌هاي سياسي اعم از مسئولين آن زمان و مسئولين گذشته صورت مي‌گرفت و اقداماتي که براي برهم زدن سخنراني‌هاي آنها مي‌شد و يا تجمعاتي که عليه آنها برگزار مي‌گرديد را اعلام کردند. مخاطبان اين سخن رهبر شهيد در درجه اول طلاب و روحانيون، سپس حزب‌اللهي‌ها و در نهايت مسئولين امنيتي و قضائي بودند که گفتند «بارها به مسئولين و کساني که مي‌توانند جلوي اين چيزها را بگيرند تذکر دادم».

اين دسته سوم، متأسفانه آن زمان به وظيفه خود عمل نکرد و اکنون نيز نسبت به اقدامات مشابهي که آن دو مخاطب اول و دوم انجام مي‌دهند بي‌تفاوت است. منظور اين نيست که مسئولين امنيتي و قضائي با چوب و فلک به سراغ کساني که اقدام به سر دادن شعارهاي تفرقه‌افکنانه و تهديد به قتل و محاکمه اين و آن مي‌کنند بروند. روش قانوني مشخصي وجود دارد که با توسل به آن مي‌توان مانع چنين اقدامات خلاف منافع ملي شد و جلوي خطر بزرگي که از اين طريق همبستگي ملي را تهديد و دشمن را براي تعرض بيشتر به کشور تشويق مي‌کند را گرفت.

****

تاریخ را که بدزدند باخته‌ایم

جوان نوشت:

در جنگ‌های جدید امروزی که به صورت ترکیبی اداره می‌شود، هر کشوری در قدم اول در حوزه جنگ شناختی و ادراکی تلاش می‌کند از ذهن مردم خودش محافظت کند، چون اگر دشمن بتواند ادراک یک ملت را تسخیر کند گاهی بدون شلیک حتی یک گلوله پیروز میدان می‌شود. اینجاست که گذشته تمدنی هر ملت می‌تواند به یک سلاح راهبردی تبدیل شود. دولت‌ها تاریخ خود را زنده می‌کنند تا از یک سو نگذارند دشمن حافظه جمعی مردم را بدزدد و از سوی دیگر، روحیه سلحشوری و غیرت را در دل جوانانشان روشن نگه دارند. 
حالا این دو تصویر متنی (هر دو تصویر برخلاف واقع و جعلی است) را با هم مقایسه کنید: تصویر اول: وزیر امور خارجه امریکا در آتن ایستاده و از یونان باستان و روم و «دفاع از تمدن غرب» حرف می‌زند. کشوری که کل عمرش ۲۵۰ سال است. کشوری که روی استخوان سرخ‌پوستان ساخته شده و بر پشت بردگان ایستاده و در بیش از ۴۰۰ جنگ و غارت، کشور‌ها را به آتش کشیده است. این کشور حالا آمده خودش را به تاریخ یونان بچسباند تا برای تجاوز به ایران، هویتی جعلی بسازد و اروپایی‌ها را به میدان بکشاند. امریکا تاریخ ندارد، اجاره‌اش می‌کند. 
تصویر دوم: تصویری تلخ‌تر و گزنده‌تر از تصویر اول که در داخل کشور ما ایران است. مقارن جعلیات و دروغ‌سازی‌های تاریخی روبیو، در ایران نیز کسی پیدا می‌شود که او نیز تاریخ گذشته کشور را وارونه روایت می‌کند و با روایت جعلی از قرارداد ننگین ترکمنچای دفاع کرده و به آن لباس حق پوشانده و از آن دفاع می‌کند. این دیگر خطای تحلیلی نیست، آشکارا منافع حزبی، عوام‌فریبی، ماندن در حاکمیت، تعارض منافع و در نهایت پی‌گیری رویکرد قدرت برون‌زا است. شوری آشی که در اجاق قدرت برون‌زا بارگذاشته شده تا حدی است که فلان خبرگزاری با حضور چند نفر مثلاً کارشناس میزگرد گذاشته و از فتحعلی‌شاه قهرمان ساخته و به قرارداد ننگینش افتخار می‌کنند. 
این رفتار ریشه در تاریخ دو قرن فرنگی‌مآبی و غرب‌زدگی دارد. دو قرن است که تفکری در کشور ما ریشه دوانده که سرسختانه معتقد است قدرت، بیرون از مرزهاست و باید در نقطه تعادل قدرت‌های جهانی ایستاد. همین تفکر (که بی‌شک مطلوب نظام سلطه بوده و علناً مروجان این تفکر را سرمایه خود می‌داند) با تکیه بر رسانه و حمایت بیگانگان، پس از انقلاب در ادوار مختلف انتخابات را برده و همواره برای تغییر مسیر کشور به ناکجاآباد مطلوب غرب تلاش کرده است. این جریان، هم مرعوب غرب است و هم مجذوب آن، به ظرفیت داخلی و مقاومت هم باور ندارد و هر بار که دشمن طعم شکست را می‌چشد، فوراً وارد می‌شود تا مردم را بترساند و باج‌دادن را تنها راه برون‌رفت از جنگ معرفی می‌کند که برخی این رفتار را فراتر از خودباختگی دانسته و از آن تحت عنوان مأموریت واگذارشده یاد می‌کنند. 

****

 تفرقه افکنی تندروها به حرم امام رضا هم رسید!
 
 روزنامه خراسان نوشت:

رواق کشوردوست را که به خاطر دارید؛ جایی نزدیک به محل شهادت رهبر شهید انقلاب که حتی زیر بمباران دشمن، بدل به مأمن و مأوای عزاداران رهبر عزیزمان شده بود. اما آن‎قدر برخی سیاست بازان و چهره ها از مسئولان کشور بد گفتند، آن ها را به معامله با قاتلان رهبر شهید متهم کردند و وحدت ملی را نشانه رفتند تا احساسات برخی جریحه دار شود و کفن بپوشند و از مشهد به تهران بیایند و شعارهای وحدت شکنانه آقایان را تکرار کنند تا رواق کشوردوست را به تعطیلی بکشانند. اما گویا بسته شدن رواق کشوردوست کافی نبوده است که این ادعاها و صحبت های ضدوحدت ادامه پیدا کرده و کار به جایی رسیده که عده ای به طور سازمان یافته، در حرم مطهر امام رضا(ع) پرچم به دست راه افتاده اند و با تکرار اظهاراتی که در روزهای اخیر از یک جریان خاص در سفیدشویی حکمی که علیه یکی از نمایندگان مجلس صادرشد؛ علیه برخی مسئولان سابق شعار می دهند که چرا فلانی و فلانی را هم محاکمه نمی کنند.
 
در همین مسیر، امیرحسین ثابتی نماینده مجلس به زعم خودش در دفاع از حمید رسایی که اخیرا برای تحمل محکومیتش به زندان رفته، در اظهاراتی مدعی شد: «در مجلس از نزدیک دیدم خیلی از کسانی که فکرش را نمی کردم یک قیمتی دارند اما رسایی این طور نبود و هیچ‌وقت نتوانستند او را تطمیع کنند. مشکل رسایی این بود که قیمت نداشت و حاضر نبود سر هر سفره‌ای بنشیند، وگرنه امروز جایش در زندان نبود.» در این باره چند نکته شایان ذکر است:
اولین سوال این است؛ چرا ثابتی که نماینده مردم است و بیش از دو سال است که شاهد چنین تخلفاتی است تاکنون نه به این مسئله اشاره کرده   و نه مستنداتی از این تخلفات را در اختیار هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان یا حتی مقامات قضایی گذاشته   تا همان طور که با مجرمان دیگر برخورد شده و آن ها را به زندان می فرستند با این نمایندگان «قیمت دار» هم برخورد شود؟ این نماینده محترم و دیگر کسانی که در این مدت بارها از تعطیلی مجلس گفتند در حالی که خودشان در همان زمان طرح استیضاح وزیر امور خارجه را در سامانه ثبت می کردند و کمیسیون ها برقرار بود و مجلس علاوه بر قانون گذاری حتی به وزیر دفاع هم رای اعتماد داد؛آیا برای اظهاراتی که موجب ناراحتی و دلسردی عده ای از مردم از نظام شده یک عذرخواهی کرده اند که معتقدند باید برای رئیس جمهور و وزیر امورخارجه دولت دوازدهم به علت اظهارنظرهای خارج از چارچوبی که داشته اند پرونده قضایی تشکیل شود؟   متاسفانه هیاهوهای سیاسیون و دعواهای جناحی که برخی چهره ها را به ایراد اظهارنظرهای خارج از عرف و گاه بی منطق وامی دارد اثر خود را بر افکار عمومی می گذارد و زمینه دلسردی و ناراحتی بخشی از جامعه را فراهم می کند. باید پرسید آیا در شرایطی که رهبر انقلاب بارها و بارها بر حفظ انسجام و وحدت تاکید کرده اند کسانی که برای سفیدشویی کسی که به علت انجام جرم از سوی قوه قضاییه متهم شده، مجددا به نمایندگان مجلس که عصاره فضائل ملت هستند اتهام می زنند یا امثال کواکبیان که به تازگی به خاطر اظهارات خلاف واقعی که داشت ،محکوم شده بود و امروز آن هم در میانه جنگ نسخه رفراندوم و تاسیس جمهوری سوم می پیچد، اصلا به تبعات و اثرات سخنان خود بر روان مردم فکر هم می کنند

*****

بیشترین فشار غرب در دولت های خاتمی و روحانی و پزشکیان بوده است؟

 روزنامه اعتماد نوشت:

در فضای عمومی، گاه چنین استدلال می‌شود که بیشترین فشارها و هجمه‌های غرب علیه ایران در دولت‌های خاتمی، روحانی و پزشکیان رخ داده و علت آن سیاست تعامل یا ارسال «پالس ضعف» از سوی این دولت‌ها بوده است.
 بر پایه این روایت، دولت خاتمی با شعار گفت‌وگوی تمدن‌ها به «محور شرارت» متهم و با «تحریم‌های حقوق بشری» روبه‌رو شد؛ دولت روحانی با وجود برجام و حسن نیت ایران «تحریم‌های سخت دولت ترامپ» را تجربه کرد و دولت پزشکیان با ارسال پالس ضعف، کشور را درگیر دو جنگ کرد.این روایت، هرچند در ظاهر از چند مشاهده تاریخی کمک می‌گیرد، در تحلیل با چند اشکال جدی منطقی و روشی روبه‌روست. نخستین اشکال به این فرضیه اشتباه، مغالطه همزمانی با علیت است. وقوع تحریم یا جنگ در دوره یک دولت، به ‌تنهایی اثبات نمی‌کند که سیاست آن دولت علت آن رویداد بوده است.برای اثبات رابطه علّی، باید شواهد مستقل ارائه و عوامل رقیب نیز بررسی شوند: تغییر دولت در طرف مقابل، محاسبات امنیتی و نظامی، فشارهای منطقه‌ای، ساختار نظام بین‌الملل و تصمیم‌های بازیگران دیگر. صرف تقارن زمانی، تحلیل مستند نیست. ممکن است سیاست یک دولت بر محاسبات طرف مقابل اثر بگذارد، اما این اثرگذاری با اثبات علت اصلی یا تعیین‌کننده بودن آن سیاست تفاوت دارد. دومین اشکال، گزینش شواهد و نادیده گرفتن موارد نقض است. اگر فشار خارجی مختص دولت‌های اهل تعامل بود، باید توضیح داد چرا در دوره دولت‌هایی با رویکرد متفاوت نیز تحریم‌های گسترده، ازجمله «تحریم‌های شورای امنیت» در دوره احمدی‌نژاد، اعمال شد؟ این نمونه نشان می‌دهد که فشار خارجی را نمی‌توان تنها به یک گفتمان یا یک دولت نسبت داد.

البته این واقعیت نیز به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که رویکرد دولت‌ها هیچ تأثیری بر شدت و دامنه فشارها ندارد؛ بلکه ضرورت مقایسه‌ای جامع و پرهیز از انتخاب گزینشی شواهد را نشان می‌دهد. سومین اشکال، ساده‌سازی تجربه برجام است. خروج امریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، آسیب‌پذیری توافق در برابر تغییر دولت و فقدان تضمین‌های موثر را آشکار کرد؛ اما این تجربه نه بی‌فایده بودن مذاکره را ثابت می‌کند و نه اجازه می‌دهد همه مسوولیت فشارها را به یک عامل یا یک دولت نسبت بدهیم. تحلیل درست باید هم محدودیت‌های توافق و ضعف ساز و کارهای تضمین اجرای آن را در نظر بگیرد و هم مسوولیت طرفی را که از توافق خارج شد، ارزیابی کند. 

****

کشف تازه سعید جلیلی!

سایت تابناک نوشت:

صحبت‌های سعید جلیلی درباره پیش‌بینی شهادت رهبر انقلاب و گره زدن جنگ به مذاکرات، در حالیکه این مذاکرات با اذن ایشان انجام شده بود تلاشی برای مقصر جلوه دادن مذاکره‌کنندگان و نادیده گرفتن واقعیت‌های تصمیم‌گیری در نظام تلقی می‌شود.
 سعید جلیلی در صحبت‌های اخیرش درباره مذاکرات و جنگ، طوری سخن گفته که گویی وقوع درگیری و شهادت رهبر انقلاب، نتیجه مسیری بوده که مذاکره‌کنندگان طی کرده‌اند. در صورتی که اصل مذاکره در دوره رهبری شهید، با اذن ایشان و در چارچوب تصمیمات نظام انجام می‌شد. 

آقای جلیلی! اگر مذاکره بدون مجوز و خارج از اراده نظام نبود، چگونه می‌توان امروز همان مذاکره را به‌ عنوان نشانه خطای مذاکره‌کنندگان معرفی کرد؟ نمی‌شود هنگام تصمیم‌گیری، ساختار رسمی نظام را پذیرفت و پس از وقوع حادثه، مسئولیت را به گردن کسانی انداخت که مأمور اجرای همان تصمیم بوده‌اند. مشکل روایت جلیلی فقط نادیده گرفتن این واقعیت نیست؛ مسئله آن است که با برجسته کردن مذاکره، عوامل دیگر آغاز جنگ به حاشیه رانده می‌شوند. حوادث ۱۸ دی، عملیات شناختی دشمن، نارضایتی‌های اجتماعی و تبعات تصمیمات اقتصادی، از جمله تک‌نرخی‌کردن ارز، همگی از موضوعاتی هستند که باید در بررسی زمینه‌های بحران مورد توجه قرار گیرند. آیا واقعا می‌توان این مجموعه از تحولات را کنار گذاشت و مذاکره را به متهم اصلی تبدیل کرد؟ اگر بنا بر بررسی علل جنگ است، باید درباره همه تصمیم‌ها و زمینه‌ها حرف زد نه اینکه یک موضوع سیاسی را برجسته کرد و باقی ماجرا را نادیده گرفت.

از سوی دیگر، جلیلی طوری درباره احتمال هدف قرار گرفتن راس نظام سخن می‌گوید که گویی با کشفی تازه روبرو بوده‌ایم؛ در حالیکه این احتمال پیش‌تر در جلسات و محاسبات امنیتی مورد بحث بوده است. اگر چنین خطری از قبل مطرح شده بود، چه ضرورتی دارد امروز آن را به شکلی روایت کنیم که گویی دیگران از آن بی‌خبر بوده‌اند؟ ...

آقای جلیلی! نمی‌توانید پس از وقوع هر حادثه‌ای، مجریان ماموریت رسمی را در جایگاه متهم بنشانید.

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین