دونالد ترامپ میداند که در صورت شکست محتمل در انتخابات میاندوره کنگره آمریکا، تنها دو ماه طلایی تا مستقر شدن کنگره جدید را برای حل پرونده ایران فرصت دارد (از نیمه آبانماه تا نیمه دیماه)، و پیروزی کامل در برابر ایران، تنها راهی است که میتواند وی را از دست یک کنگره دموکرات نجات دهد. به همین جهت، این احتمال که قمارباز، مجددا آینده خود و ملتش را قمار کرده و همه منابع نظامی، اقتصادی و سیاسی آمریکا را برای به زانو درآوردن ملت ما هزینه کند ابدا دور از ذهن نیست. در صورت پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات نیز، نقشه وی همین قربانی کردن منابع ملت آمریکا به نفع منافع شخصی خود و دوستانش خواهد بود با این تفاوت که او اینبار فرصت طولانی دو ساله برای جنگ با ملت ایران در اختیار دارد.
از آنسو، ترامپ نمیخواهد پیش از انتخابات میاندوره کنگره وارد جنگ طولانی و گستردهای با ایران شود. چنین جنگی میتواند بحران انرژی در آمریکا را تشدید کرده و با افزایش هر چه بیشتر نارضایتی عمومی، شکست سنگینتری را نصیب جمهوریخواهان کنگره سازد. ترامپ به حمایت این نمایندگان جمهوریخواه در برابر اکثریت محتمل دموکرات بشدت نیازمند خواهد شد، بنابراین چه خود آنها را از دست بدهد و چه به دلیل سقوط محبوبیت و جایگاه حزبیاش، حمایت آنها را، ضربه بزرگی به آینده سیاسی وی وارد خواهد شد. در چنین شرایطی، از نظر وی و مشاورانش انجام یک عملیات ضربتی پر سر و صدا و اعلام پایان جنگ، میتواند گزینه مطلوبتری باشد که به رأیدهندگان ناراضی از قیمتها، لااقل احساس پیروزی بدهد.
نوع آرایش نظامی چند هفته اخیر آمریکاییها در منطقه و جلسات آنها و مقامات اسرائیلی با سران کشورهای اروپایی و عربی، بیانگر وجود چنین طرحی بود. نقشههایی چون حمله همزمان به کوه کلنگ و اهداف ترور در روز هفت اکتبر (سالگرد عملیات طوفان الاقصی) که میتوانست هم کمک بزرگی به نتانیاهو در انتخابات اسرائیل باشد و هم قدری به وضعیت ترامپ و جمهوریخواهان در انتخابات کنگره آمریکا کمک کند.
اینکه چرا این نقشه به تاخیر افتاده است را میتوان در دو عامل جستجو کرد: اول آنکه چنین طرحی بر این پیشفرض استوار است که اعلام پایان جنگ، دست ایرانیها را برای پاسخ گسترده میبندد و آنها حداکثر با حمله به اهدافی در پایگاههای نظامی ویران شده آمریکا پاسخ خواهند داد و دوم اینکه موثرتر افتادن چنین نقشهای منوط به در دسترس قرار گرفتن اهداف ترور و ایجاد آشوب داخلی در ایران است.
اما مقامات آمریکایی نگران هستند که پاسخ ایران به چنین حملهای، با پاسخ به یک جنگ طولانی و گسترده تفاوت چندانی نکند. بنابراین اگر بطور کامل از این گزینه منصرف نشده باشند احتمالا ترجیح میدهند هرقدر که ممکن است آن را به موعد انتخابات آمریکا نزدیکتر کنند تا از تاثیر پاسخ متقابل ایران کاسته و موقعیت مناسبتری برای دست زدن به ترور مقامات عالی نظام یا ایجاد آشوب داخلی در ایران پیدا کنند.
برپایه آنچه اشاره شد، به نظر میرسد مهمترین راهبرد کنونی کشور باید آماده شدن برای تشدید قابل توجه عملیات نظامی دشمن از نیمه آبان تا نیمه دیماه باشد. آن بخش از مسئولان کشور که همچنان فکر میکنند ترامپ برای رهایی از شکست در کنگره با ما معاملهای نقد خواهد کرد لااقل باید ضربالعجلی برای دوات آمریکا تعیین کنند. حداقل از دو هفته قبل از انتخابات کنگره نه تنها نباید هیچگونه سیگنالی از توافق و مذاکره به بازارهای جهانی ارسال شود بلکه باید با تمام ابزارهای ممکن، صادرات انرژی از منطقه را به صفر نزدیک کرد. هرقدر دست دولت آمریکا بعد از انتخابات برای جنگ با ایران باز است قبل از آن در تنگنا قرار دارد، باید از این فرصت نهایت بهره را برد و بر دشمن پیشدستی کرد. بخش مهمی از این پیشدستی، تحمیل شکستی سنگین به جایگاه ترامپ و حزبش در داخل آمریکا است.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.