هنگام جنگ که زین عوض نمی کنند/ رسایی مسئله اول کشور است؟!/ تحقیرشدگان نظام سلطه!

  4050712014 ۰ نظر، ۵ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

هنگام جنگ که زین عوض نمی کنند/ رسایی مسئله اول کشور است؟!/ تحقیرشدگان نظام سلطه!

ایران عقب نشینی نخواهد کرد

سایت جماران نوشت:

نشریه «فارین پالیسی» در تحلیلی به سناریوهای احتمالی سیاست دونالد ترامپ در قبال ایران پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا پرداخته و نوشته است که رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند از حملات گسترده‌تر، فشار اقتصادی شدیدتر، عملیات محدود زمینی یا حمایت از مخالفان برای افزایش فشار بر تهران استفاده کند؛ با این حال، هیچ‌یک از این گزینه‌ها تضمین‌کننده تحقق اهداف سیاسی واشنگتن نیست و هرکدام می‌توانند هزینه‌های سنگینی برای آمریکا، شرکای منطقه‌ای و اقتصاد جهانی به همراه داشته باشند. این تحلیل در عین حال احتمال بازگشت ترامپ به مسیر دیپلماسی و احیای نوعی تفاهم با ایران را نیز به‌عنوان یکی از سناریوهای پس از انتخابات مطرح می‌کند.، نشریه «فارین پالیسی» در تحلیلی به قلم کول بوسی، تحلیلگر سابق سیا و مدیر ایران در شورای امنیت ملی آمریکا در سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶ نوشته است: شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، ممکن است پس از پایان انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحده جنگ علیه ایران را تشدید کند. به نوشته این دو تحلیلگر، تاکنون خطر افزایش قیمت انرژی یکی از مهم‌ترین عوامل محدودکننده رفتار ترامپ بوده و در ماه آوریل نیز افزایش بهای انرژی او را وادار کرد از گسترش آشکار درگیری فاصله بگیرد و به‌دنبال یک راه‌حل دیپلماتیک باشد.

با این حال، تفاهم‌نامه‌ای که در نتیجه آن تلاش‌ها به دست آمد، در پی اختلاف بر سر تفسیر مفاد آن از هم فروپاشید و ترامپ بار دیگر به سیاست فشار اقتصادی علیه ایران بازگشت. با وجود این، او عمدتاً برای جلوگیری از شکل‌گیری واکنش منفی داخلی ناشی از افزایش بیشتر قیمت انرژی، از تشدید جدی درگیری خودداری کرده است.
در شرایط کنونی، ایالات متحده و ایران وارد نوعی «نبرد اراده‌ها» شده‌اند تا مشخص شود کدام طرف می‌تواند فشار اقتصادی بیشتری را تحمل کند. هم اقتصاد ایران و هم اقتصاد جهانی زیر فشار قابل‌توجهی قرار گرفته‌اند، اما دو طرف تاکنون از اقداماتی که می‌تواند سطح درگیری را به‌شدت افزایش دهد، از جمله هدف قرار دادن گسترده زیرساخت‌های انرژی، خودداری کرده‌اند؛ زیرا هر دو تصور می‌کنند گذشت زمان می‌تواند به سود آنها باشد.

*****

درس‌هایی برای تروریست‌ها

وطن امروز نوشت:

مدتی پیش «سهراب احمری» ستون‌نویس روزنامه آمریکایی وال‌استریت ژورنال در مصاحبه‌ای با یک رسانه داخلی، در تحلیل شرایط جنگ گفت بعید است دیگر دولتی در آمریکا پس از این هوس کند به ایران حمله نظامی کند. دقیقا با همین مضمون، وال‌استریت ژورنال مدتی پیش گزارشی منتشر کرد با این عنوان که جنگ علیه ایران، احتمالا آخرین نبردی بود که آمریکا در خاورمیانه به راه انداخت. اولین نکته گزارش آن است که این رسانه اعتراف می‌کند دیگر آمریکا توان نظامی و اقتصادی درگیری طولانی‌مدت را ندارد: «ایالات متحده دریافت نمی‌تواند حتی جنگی نسبتا کوتاه با یک قدرت منطقه‌ای را پیش ببرد، بی‌آنکه ذخایر برخی مهمات حیاتی خود را به‌شدت کاهش دهد.

کوچک‌ شدن پایه صنعتی - نظامی آمریکا، در کنار فناوری پیچیده‌ای که در پیشرفته‌ترین تسلیحات ما به کار رفته، روند جایگزینی این سلاح‌ها را به‌ طرزی خطرناک کند کرده است». این روزنامه از سوی دیگر اشاره می‌کند میزان پرسنل نظامی ارتش تروریست آمریکا هم چندان برای یک جنگ روبه‌راه نیست: «همچنین دریافتیم توان نیروهای نظامی ما با دامنه تعهدات جهانی‌مان تناسب ندارد. برای اجرای عملیات علیه ایران، ناچار شدیم بخش قابل‌ توجهی از تجهیزات حیاتی نیروی دریایی خود را از شرق آسیا خارج کنیم. اگر چین همین مقطع را برای تشدید تهدید علیه تایوان انتخاب کرده بود، پاسخ مؤثر به آن بسیار دشوار می‌شد»... نکته دیگر این رسانه آن است که درس ایران به آمریکا نشان داد هرگز نمی‌تواند با بمباران به پیروزی برسد: «بار دیگر درسی را آموختیم که هرگز نباید فراموش می‌کردیم: قدرت هوایی محدودیت‌های خود را دارد.


****

عقلانيت ديپلماتيك از نظر شكوری ‌راد

علي شكوري ‌راد، فعال سياسي اصلاح‌طلب و دبيركل پيشين حزب اتحاد ملت ايران اسلامي به روزنامه اعتماد گفته است:

 از يك‌سو بدعهدي‌ها، رويكردهاي خصمانه و بدذاتي‌هاي نهادي دولت امريكا وارد ميدان شد و از سوي ديگر در داخل كشور نيز برخي افراد و تريبون‌ها با برخي اظهارات اين تفاهمنامه را تضعيف كردند. ما در ديپلماسي بايد متوجه باشيم كه با چه بازيگري طرف هستيم؛ ما با يك دوست مذاكره نمي‌كرديم، ما با دشمن خودمان پاي ميز نشسته بوديم! وقتي با دشمن مذاكره مي‌كنيد، بدين معنا نيست كه خوي دشمني او ناگهان پايان پذيرفته است. دشمن، كارنامه، منافع و رفتارهاي زورگويانه خود را پيگيري مي‌كند. اما وظيفه ما چيست؟ وظيفه ما اين است كه از سند امضاشده به عنوان يك ابزار مهار، يك اهرم فشار و يك چارچوب حقوقي براي محدودسازي دشمن استفاده كنيم. واشنگتن به‌ويژه در رابطه با تحولات منطقه و مشخصا در قبال لبنان، نقض‌هاي بسيار بارز و آشكاري نسبت به اين تفاهم انجام داد. پرسش بنيادين اين است: وقتي يك طرف تفاهمنامه‌اي ، آن را نقض مي‌كند، واكنش طرف ديگر بايد چه باشد؟ آيا واكنش ما به نقض تعهدات از سوي طرف مقابل اين است كه ما خودمان با دست خودمان سند را دور بيندازيم، آن را پاره كنيم يا بگوييم از درجه اعتبار ساقط است؟ خير! عقلانيت ديپلماتيك حكم مي‌كند اگر طرفي مدعي نقض تفاهمنامه است، بايد با استناد به همان امضاها به طرف ديگر بگويد: «شما اين بندها و تعهدات را نقض كرده‌ايد و موظفيد بر اساس سندي كه امضا كرده‌ايد به اين توافق بازگرديد و آن را اجرا كنيد.» ما بايد از طريق فشارهاي سياسي، ديپلماتيك و ايجاد اجماع بين‌المللي او را ملزم به پايبندي به تعهدش مي‌كرديم. اگر اين مسير منطقي طي مي‌شد،  سند  ارزشمندي كه با صرف اين ميزان هزينه، زمان و انرژي به دست آمده  بود، به اين سادگي و  راحتي در بيانات و  مواضع تضعيف  نمي‌شد.

****

اهرم تنگه هرمز به صورت صفر و یک عمل نمی کند

قدس نوشت:

ادعاها درباره باز یا بسته بودن تنگه هرمز طی ماه‌های اخیر به سوژه ثابت گزارش‌های رسانه‌ای و موضع‌گیری‌های سیاسی طرف‌های درگیر منازعه هرمز تبدیل شده است. اما همین منازعه نشان می‌دهد تنگه هرمز همچنان اهرم مهمی در دستان ایران است و اعمال حاکمیت بر آن آثار خود را به خوبی نشان داده است.
 با وجود این، جهان در تلاش برای سازگار شدن با این محدودیت است و حرکت روزانه تعدادی از شناورها به قصد عبور از تنگه که بعضاً با پاسخ سخت نیروهای مسلح ایران مواجه می‌شوند، نشان می‌دهد روزنه‌هایی برای عبور و احتمال عبور موفق وجود دارد که شناورهای تجاری را به پذیرش این ریسک تشویق می‌کند.
به نظر می‌رسد استفاده از تنگه هرمز به‌عنوان اهرم فشار نمی‌تواند به صورت صفر و یکی عمل کند و باید در برابر رفتارهای متغیر دشمن، واکنش هوشمندانه و متناسب داشته باشد تا به عبور مدیریت‌شده و اعمال حاکمیت راهبردی و بلندمدت بر تنگه منجر شود....
حفظ این اهرم راهبردی و پاسداری از اثر بلندمدت آن در گرو مدیریت هوشمندی است که بتواند از هر طریق ممکن، مثل جلوگیری از شکل‌گیری مسیرهای جایگزین و ایجاد امکان عبور محدود و مشروط، وابستگی منطقه و جهان به هرمز را تداوم بخشد.تحریم‌های هوشمند آمریکا می‌تواند الگوی خوبی در این زمینه باشد؛ تحریم‌هایی که ضمن قاطعیت و اعمال فشار، انعطاف لازم را نیز در برابر اقتضائات مختلف دارند. این سیستم هوشمند هم راه‌های فرار را شناسایی می‌کند و هم معافیت‌ها و مجوزهای موقت و مهلت‌های زمانی و کانال‌های مشخصی را برای اجرایی شدن واقعی و گام به گام تحریم‌ها و جلوگیری از فروپاشی نظام آن پیش‌بینی کرده است.

****

نزدیکی ایران و سوریه؟

شبکه تلويزيوني "الجزيره" مي‌گويد دمشق و تهران در حال نزديک شدن به يکديگر هستند. به گزارش الجزيره، رئيس‌جمهور ايران، در سخنراني خود در مجمع عمومي سازمان ملل گفته کشورش به دليل ذهنيت‌هاي موجود تاکنون نتوانسته با حکومت جديد سوريه رابطه برقرار کند. پزشکيان خواستار آن شد که دمشق براساس "اسلام و عدل" رفتار کند، موضعي که نشان‌دهنده تمايل تهران براي ارزيابي امکان ترميم روابط است. پاسخ سوريه به پيام پزشکيان نيز حاوي نوعي نرمش بود. دمشق اصل برقراري روابط در آينده را رد نکرد اما آن را مشروط به "بازنگري ايران در سياست‌هاي گذشته و احترام به حاکميت ملي سوريه" دانست.

****

رسایی مسئله اول کشور است؟!

 روزنامه جوان نوشت: 

در روزهای اخیر، خبر اجرای حکم قضایی علیه یکی از فعالان سیاسی و نمایندگان مجلس، (حمید رسایی) فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور را تحت‌تأثیر خود قرار داده است.
طبیعی است که در هر پرونده قضایی و طرح شکایت، دو طرف شاکی و متشاکی وجود دارند و ممکن است هر فردی نسبت به یکی از این طرفین موضع حمایتی یا انتقادی داشته باشد، یا به هر دلیلی حکم قضایی صادرشده را صحیح نداند و نسبت به آن موضوع انتقاد کند. حتی فراتر از این، ممکن است کسی نسبت به مرجع و فرایند دادرسی نیز نقد داشته باشد. 
مقصود این نوشتار قضاوت در مورد اصل حکم و یا اجرای آن و یا حتی در مورد موضع‌گیری سیاسی رسانه‌ای له یا علیه آن نیست. مسئله این است که در شرایطی که دشمن غدار در مقابل ما مترصد تضعیف کشور و ضربه زدن به آن از طریق اختلافات داخلی و فشار بیرونی است، آیا باید واقعاً این موضوع به مسئله اول کشور تبدیل شود؟ و از آن فراتر، آیا باید تجمعات ملت انقلابی تحت‌تأثیر این موضوع قرار گیرد و بخشی از تمرکز معدودی از تجمعات، متأثر از این حکم و احیاناً موضع‌گیری در مورد آن شود؟

****

هنگام جنگ که زین عوض نمی کنند!

 منصور حقیقت‌پور، فعال سیاسی اصولگرا، درباره طرح استیضاح وزیر امور خارجه به خبرآنلاین گفته است:

مجلس ملاحظه واقعیت کلان نظام را نمی‌کند و تصمیم می‌گیرد. ما یک مسئول سیاسی خودمان را فرستاده‌ایم و به او حکم داده‌ایم و الان هم در آمریکاست و دارد مذاکره می‌کند. ما به جای اینکه از مذاکرات حمایت کنیم، طرح استیضاح مطرح می‌کنیم. این کار به نوعی آب به آسیاب دشمن ریختن است. شما از لحاظ روحی الان وزیر را تضعیف کرده‌اید. ما حتماً می‌توانیم نسبت به عملکرد وزیر نقد و سؤال داشته باشیم و اگر لازم باشد استیضاح هم امضا کنیم، اما الان وقت این کار نیست. به قول امام، زمان جنگ زین را عوض نمی‌کنند؛ زمان شمشیر زدن است.

من به‌خصوص استیضاح جناب آقای عراقچی را اصلاً به صلاح نمی‌بینم. ما دو وزیر داریم که امروز باید به‌طور جدی کار کنند؛ یکی وزیر اقتصاد و دیگری وزیر امور خارجه. در مورد وزیر اقتصاد هم می‌گویند مقدمات استیضاح فراهم می‌شود، اما الان به نظر من مصلحت نیست که مجلس بخواهد این کار را انجام دهد.»

اگر مجلس بخواهد چنین اقدامی انجام دهد، لااقل استیضاح‌ها را فعلاً به حداقل برساند یا اینکه دو، سه، چهار یا پنج ماه دیگر این موضوع را دنبال کند. نمایندگان ابتدا با آقای عراقچی صحبت کنند و حرف‌های او را بشنوند؛ شاید با توضیحات ایشان قانع شوند.»

****

 تحقیرشدگان نظام سلطه!

روزنامه اطلاعات نوشت: 

نقل است به یکی گفتند دوست داری الآن چه غذایی بخوری؟ گفت ساندویچ فلافل. گفتند نه،منظورمان این است که دلت چه غذایی می‌خواهد؟ گفت تخم‌مرغ گوجه (املت). دوباره گفتند نه، منظورمان این است که آرزو داری چه غذایی بخوری؟ گفت سوسیس تخم‌مرغ.
این را به‌عنوان یک طنز در ابتدای یادداشت خود به جهت مطایبه نیاوردم، این یک تراژدی تمام‌عیار است که حکایتگر ذهنیتی است که تحت تحقیر رشد می‌کند. ذهنیتی که حتی قدرت تخیل خود را آنچنان از دست می‌دهد و پر پرواز آرزوهایش چنان چیده می‌شود که وقتی پرنده خیالش از روی دیوار می‌پرد، به‌جای رفتن تا دوردست، پای همان دیوار، بر زمین می‌افتد... برخورد برخی از کشورها با این اعمال غیرقانونی بر اساس حقوق بین‌الملل چیست؟ کلمبیا روابطش را با ما قطع می‌کند، یکی از کشورهای احتمالا جزیره‌ای اقیانوس آرام ایران را متهم به قلدری می‌کند، گروه هفت کشور صنعتی ایران را به دلیل کنترل تنگه هرمز و اخلال در جریان نفت محکوم می‌کنند و در نهایت، در حاشیه اجلاس عمومی سازمان ملل، ۵۶ کشور بیانیه می‌دهند و ایران را برای برنامه تسلیحاتی‌اش محکوم می‌کنند؟ واقعا؟ یعنی به ایران حمله شود، کودکان را در پشت میز مدرسه می‌کشند، مردم را در مهمانی عروسی بمباران می‌کنند، دخترکان نازنین لامردی را در ورزشگاه به موشک می‌بندند و بعد ما هیچ کاری نکنیم؟ این چگونه منطقی است که متجاوز و جنایتکار را محق، و مقتول و مدافع را مجرم نشان می‌دهد؟ این وارونگی از کجا آمده؟ آیا فقط می‌شود آن را به زور و پول صاحبان قدرت نسبت داد؟ 
زور و پول هم که باشد، بالاخره یک‌جایی انسان بر آن زور و پول می‌شورد، نه اینکه تا این حد خود را حقیر کند که کشتار را حق جنایتکار بداند و صدا علیه آن‌کس که از خود دفاع می‌کند، بلند سازد. این نمی‌شود مگر مانند همان قهرمان داستان ابتدای یادداشت، حقیر شده باشند، آنقدر حقیر که حتی تخیل هم نتوانند بکنند. حتی در خواب و رویا هم نتوانند پرواز کنند و سقف آرزویشان و سقف تخیل‌شان بشود سوسیس تخم‌مرغ. برای همین است که می‌گویم این داستان، حکایتگر یک وضعیت تراژیک است نه داستانی طنزآلود.
منطق جهان و دنیای وارونه همین است؛ جنایتکار برای کشتار حق دارد و آنکس که از خود دفاع کند، محکوم است...

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین