بسته بودن تنگه هرمز و پیامدهای آن بر اقتصاد آمریکا ، اروپا و کشورهای عربی  منطقه

دکتر محمودرضا امینی کارشناس ارشدراهبردی وحکمرانی اسلامی، گروه سیاسی الف،   4050711005 ۰ نظر، ۳ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
بسته بودن تنگه هرمز و پیامدهای آن بر اقتصاد آمریکا ، اروپا و کشورهای عربی  منطقه

 مسدود شدن کامل تنگه هرمز و گره خوردن بازگشایی آن به تضمین منافع ملی و تداوم پایدار درآمدهای حیاتی ایران، موازنه قدرت در خلیج فارس را از یک رویارویی صرفاً نظامی به یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی تبدیل می‌کند. با خروج ناگهانی نزدیک به ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده در روز از بازار جهانی، تصور آسیب‌ناپذیری اقتصاد ایالات متحده به‌دلیل تولید داخلی نفت درهم می‌شکند؛ چراکه نرخ‌گذاری نفت یکپارچه و جهانی است و تبعات این انسداد بلافاصله با جهش بهای سوخت، تورم سرکش و توقف چرخه کاهش نرخ بهره به قلب واشینگتن ضربه می‌زند. این سناریو نه‌تنها شریان صادراتی عربستان، امارات، کویت، قطر و بحرین را منجمد می‌کند، بلکه اروپا را در باتلاق شوک دوم انرژی فرو می‌برد و محدودیت عمیق ابزارهای جبرانی کاخ سفید را عریان می‌سازد.

 تنگه هرمز فراتر از نفت خام؛ قطع شریان حیاتی صنعت و زنجیره تأمین
تنگه هرمز صرفاً دالانی برای نفت خام نیست، بلکه گلوگاه تبادل حدود یک‌پنجم کل مصرف مایعات نفتی جهان، بیش از یک‌پنجم گاز طبیعی مایع‌شده (LNG به‌ویژه از مبدأ قطر) و بخش چشمگیری از گاز مایع (LPG) و محصولات پایه پتروشیمی است.

با توقف کامل جریان تردد، زنجیره جهانی تولید مواد پلاستیکی، کودهای شیمیایی، سوخت هوایی و روان‌سازهای صنعتی دچار گسست آنی می‌شود. افزایش خیره‌کننده «حق بیمه خطر جنگ» (War Risk Premium) و انصراف غول‌های کشتیرانی کانتینری و نفتکش از پذیرش ریسک این پهنه، کرایه حمل بین‌المللی را در سراسر دنیا بالا می‌کشد. در نتیجه، اقتصاد جهانی نه‌تنها با قحطی فیزیکی سوخت در مبادی مصرف، بلکه با افزایش سرسام‌آور هزینه مبادله و اختلال در تحویل به‌موقع هزاران قلم کالای پایه صنعتی مواجه می‌شود.


 اقتصاد آمریکا زیر ضربه اول؛ جهش قیمت سوخت تا شوک به وال‌استریت
برخی سیاست‌گذاران در واشینگتن با تکیه بر خودکفایی نسبی یا صادرات نفت آمریکا، مدعی مصونیت اقتصاد خود در برابر بحران هرمز بودند؛ اما واقعیت بازار انرژی این توهم را باطل می‌کند. نفت کالایی جهانی است و پالایشگاه‌های ساحل خلیج مکزیک در آمریکا ساختاری وابسته به ترکیب‌های مشخصی از نفت خام و فرآورده‌های وارداتی دارند.

اثرات انسداد کامل تنگه بر آمریکا در دو حوزه عمده تخلیه می‌شود:

۱. شوک فوری در پمپ‌بنزین‌ها و بازگشت تورم مهارناپذیر:
جهش نفت به ارقام نجومی (فراتر از ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه) در کمتر از ۷۲ ساعت به گرانی شدید بنزین و گازوئیل در آمریکا ترجمه می‌شود. در جامعه‌ای که خودرو نقشی بنیادین در زندگی روزمره و لجستیک دارد، این جهش مستقیماً شاخص‌های تورمی (CPI و PCE) را بالا می‌برد، قدرت خرید طبقه متوسط را فرسایش می‌دهد و فشار اجتماعی-سیاسی بی‌سابقه‌ای بر دولت حاکم در واشینگتن وارد می‌سازد.

۲. آشفتگی در وال‌استریت و تعلیق سیاست‌های پولی فدرال رزرو:
شوک تورمی انرژی، دست فدرال رزرو را برای کاهش نرخ بهره می‌بندد و حتی احتمال ازسرگیری سیاست‌های انقباضی را زنده می‌کند. با افزایش بازدهی اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا، هزینه‌های استقراض بنگاه‌ها و بهره مسکن جهش می‌کند. هم‌زمان، شاخص‌های اصلی سهام به‌ویژه در بخش‌های حمل‌ونقل، خدمات، صنایع مصرفی و فناوری وارد فاز ریزش شدید ناشی از فرار سرمایه‌ها به دارایی‌های امن می‌شوند؛ فرآیندی که خطر رکود تورمی (Stagflation) را به واقعی‌ترین تهدید اقتصاد آمریکا بدل می‌کند.

 ابزارهای متقابل آمریکا برای متعادل‌سازی؛ تیرهایی با برد محدود

واشینگتن برای مهار این بحران چند اقدام متعارف را کلید می‌زند، اما عمق شوک انسداد هرمز فراتر از ظرفیت این تدابیر است:

تخلیه ذخایر راهبردی نفت (SPR): آمریکا می‌تواند روزانه یک تا دو میلیون بشکه از ذخایر خود را آزاد کند، اما با توجه به کاهش سطح این ذخایر در بحران‌های گذشته، این اقدام تنها نقش مسکّنی چند هفته‌ای دارد و قادر به جایگزینی بیش از ۱۵ تا ۲۰ میلیون بشکه نفت محبوس‌شده نیست.
فشار بر تولیدکنندگان غیراوپک: تشویق شرکت‌های داخلی شیل به افزایش استخراج با چالش‌های سرمایه‌گذاری، ظرفیت مازاد اندک و زمان‌بر بودن دکل‌های حفاری روبه‌روست و پاسخگوی نیاز آنی بازار نیست.
اسکورت نظامی و ائتلاف دریایی: ایجاد کاروان‌های نظامی برای عبور امن شناورها در تنگه‌ای که در تیررس کامل ساحلی قرار دارد، ریسک هدف قرار گرفتن مستقیم را برطرف نمی‌کند و شرکت‌های بیمه حاضر به پوشش ریسک چنین ترددهایی در شرایط انسداد فعال نخواهند بود.
استفاده از خطوط لوله جایگزین: خطوط لوله‌ای مانند شرق-غرب عربستان (پترولاین به سمت دریای سرخ) و خط لوله حبشان-فجیره امارات، حداکثر ظرفیت انتقال روزانه چند میلیون بشکه را دارند؛

این خطوط پاسخگوی حجم عظیم تولید منطقه نبوده و خود نیز در شعاع آسیب‌پذیری‌های امنیتی قرار دارند.

 باتلاق اروپایی‌ها؛ آسیب‌پذیری مضاعف در صنعت و گرمایش
اروپا که پیش‌تر به‌دلیل مناقشات شرق قاره متحمل هزینه‌های گزاف جایگزینی گاز روسیه شده است، با مسدود شدن هرمز ضربه‌ای ویرانگر می‌خورد. قطع محموله‌های LNG خلیج فارس، اروپا را در رقابتی تلخ با خریداران شرق آسیا بر سر اندک محموله‌های آزاد شناور قرار می‌دهد.

نتیجه این وضع برای اروپا، جهش لجام‌گسیخته بهای برق، تعطیلی اجباری صنایع انرژی‌بَر و تشدید موج ورشکستگی‌ها در قلب صنعتی قاره سبز است. دولت‌های اروپایی که با بدهی‌های انباشته دست‌وپنجه نرم می‌کنند، ناچار به تحمل تورم وارداتی سنگینی می‌شوند که انسجام اجتماعی و ثبات سیاسی دولت‌های اروپایی همسو با واشینگتن را هدف می‌گیرد.


 کشورهای عربی دخیل در تهاجم؛ قطع تنفس اقتصادی و فرار سرمایه‌ها
کشورهای شورای همکاری خلیج فارس که خاک، فضا یا لجستیک خود را در اختیار تحرکات ضدایرانی قرار داده‌اند، نخستین قربانیان ساختاری انسداد هرمز خواهند بود:

عربستان سعودی: بخش اعظم نفت این کشور که از پایانه‌های رأس‌تنوره بارگیری می‌شود، عملاً در خلیج فارس محبوس می‌گردد. ظرفیت خط لوله پترولاین به سمت ینبع در دریای سرخ توان جبران کل حجم صادرات این کشور را ندارد و هزینه‌های جنگ و کاهش عواید نفتی، پروژه‌های بلندپروازانه توسعه‌ای ریاض را با کسری بودجه سنگین روبه‌رو می‌سازد.
امارات متحده عربی: دبی و ابوظبی که رونق خود را بر ستون‌های ترانزیت جهانی، تجارت مجدد، خدمات مالی و گردشگری بنا نهاده‌اند، با بحرانی چندوجهی مواجه می‌شوند. قطع تجارت از مسیر تنگه و افزایش ناگهانی ضریب ناامنی محیطی، به فرار سریع سرمایه‌های خارجی، تعلیق فعالیت بنادر اصلی نظیر جبل‌علی و آسیب‌پذیری درآمدهای تجاری امارات منجر می‌شود.
قطر، کویت و بحرین: قطر عملاً تمامی مسیر صادرات گاز مایع (LNG) خود را مسدود می‌بیند و با انباشت گاز در تأسیسات ساحلی ناگزیر از توقف تولید می‌شود. کویت هیچ مسیر خروجی غیر از هرمز ندارد و تولید نفتش به‌سرعت متوقف خواهد شد. بحرین نیز با اقتصاد شکننده و وابستگی مطلق به خدمات مالی و تجارت نفتی، در آستانه ورشکستگی مالی قرار می‌گیرد.

 پیوند امنیت آبراهه با تضمین منافع حیاتی ایران
تحلیل چندوجهی این رویداد نشان می‌دهد که سناریوی انسداد کامل هرمز، معادله‌ای یک‌طرفه با امکان مهار سریع توسط ایالات متحده نیست. ذخایر راهبردی آمریکا و خطوط انتقال پیرامونی، ظرفیت مقابله با تخلیه بیش از یک‌پنجم انرژی جهان را ندارند. پیوند زدن بازگشایی تنگه به تحقق و تثبیت درآمدهای مشروع و حفظ منافع ملی ایران، هزینه تهاجم را به بالاترین سطح ممکن برای واشینگتن، پایتخت‌های اروپایی و کشورهای عربی متخاصم می‌رساند؛ هزینه‌ای که از تحمل پمپ‌بنزین‌ها و تالارهای بورس نیویورک فراتر رفته و بازگشت به میز مذاکره و تن دادن به حقوق ایران را به تنها راهکار فرار از فروپاشی اقتصادی در غرب و حاشیه جنوبی خلیج فارس تبدیل خواهد کرد.

 

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین