ریال در برابر دلار آرایش جنگی بگیرد/ آتش زدن قیصریه به خاطر رسایی!/ مگر مسجد و حسینیه ملک شخصی شماست؟!

گروه سیاسی الف،   4050708011 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

ریال در برابر دلار آرایش جنگی بگیرد/ آتش زدن قیصریه به خاطر رسایی!/ مگر مسجد و حسینیه ملک شخصی شماست؟!

ریال در برابر دلار آرایش جنگی بگیرد

روزنامه کیهان نوشت:

دولت و بانک مرکزی قادرند با ابزارهایی که در اختیار دارند، چه ابزارهای نظارتی و مقابله با سوداگری و چه ابزارهای مداخله‌ای، نوسانات را مدیریت کنند، اما به نظر می‌رسد بانک مرکزی توان مدیریت اوضاع را ندارد یا اینکه اعتقادی به مداخله برای مدیریت قیمت‌ها ندارد. همتی که در سال 1403 از سوی مجلس برکنار شده بود؛ دیماه 1404 با وعده یکسان‌سازی نرخ ارز و... به دولت برگشت و با همراهی پورمحمدی و مدنی‌زاده، ارز ترجیحی را حذف کرد و با اجرای این سیاست، خسارات بعضاً جبران‌ناپذیری به کشور وارد شد.

راهکار تجربه‌شده موفق

آقای پزشکیان اگر می‌خواهد این وضعیت سامان بگیرد، باید رویکرد اقتصادی دولت را تغییر دهد. همان کاری که مرحوم ‌هاشمی رفسنجانی انجام داد. سیاست آزادسازی نرخ ارز پیش از این هم در دوره تعدیل ساختاری در دولت موسوم به سازندگی اجرائی شده و شکست خورد، ولی دولت وقت اشتباه خود را اصلاح کرد.
مرحوم ‌هاشمی رفسنجانی در اواخر دولت دوم خود؛ وقتی نرخ دلار به بیش از 800 تومان رسید، اجازه نداد این سیاست ادامه پیدا کند و سکان اقتصادی دولت را به دست کسی داد که از اساس با او و دولتش مخالف بود. با این‌حال،‌ هاشمی به محمدخان، اختیار تام داد و در کار او دخالت نکرد و او هم توانست نرخ دلار را به 435 تومان بازگرداند.

****

سایه اقتدار ایران بر سرزمین‌های دشمن

روزنامه جوان نوشت:

توصیف روزنامه لس‌آنجلس تایمز از شرایط کنونی ترامپ، ماهیت او را بیشتر آشکار می‌کند. این روزنامه امریکایی می‌نویسد که ترامپ نفوذ سیاسی خود را در داخل و خارج از امریکا از دست داده است. این نفوذ روز به روز در میان اکثریت بزرگی از امریکایی‌ها، از جمله شمار فزاینده‌ای از جمهوری‌خواهان و رهبران خارجی رو به کاهش است تا جایی که او به شخصیت کارتونی تبدیل شده که مدام در شبکه‌های اجتماعی مطالب طنزآمیزی منتشر می‌کند یا در برابر دوربین‌هایی که روز به روز کمتر می‌شود، خودنمایی می‌کند. 
در عرصه میدانی نیز بر اساس گزارش رسانه‌های غربی و منطقه‌ای، ناو‌های هواپیمابر و کشتی‌های جنگی امریکا پس از حمله موشکی ایران در ۵ سپتامبر، که به جراحت چند تن از نظامیان امریکایی منجر شده است، مواضع قبلی خود در نزدیکی دریای عمان را ترک کرده و به مناطق دورتر در دریای عرب منتقل شده‌اند، تغییری که می‌تواند نشان‌دهنده نگرانی واشینگتن از آسیب‌پذیری ناو‌های خود در برابر توان موشکی ایران باشد. 
اکنون در شرایطی که بیش از هفت ماه جنگ و فشار دشمن، نه به تغییر نظام منجر شده و نه به تسلیم ایران بلکه امریکا را با فرسایش نظامی، بحران انرژی و فشار سیاسی فزاینده مواجه کرده است، نظام جمهوری اسلامی با اتکا به عنایات الهی و پشتوانه مردمی و عمق استراتژیک، پراکندگی زیرساخت‌ها و بازدارندگی ترکیبی خود، دشمن را به نقطه‌ای رسانده که هیچ گزینه برای پیروزی برای او باقی نمانده است.

****

ساده‌انگاری در مقابل نظام سلطاني جهانی

اعتماد نوشت: 

در دو جنگ اخير مردم، بسيار خوب و ميهن‌دوستانه وارد شدند و هر كس كاري در دست داشت از جان و دل مايه گذاشت تا استحكام دروني تقويت شود و نيروهاي مسلح با فراغ بال از كشور دفاع كنند. ولي بودند كساني كه زهر نوميدي و سم تفرقه و تير سرزنش و خود تحقيري پراكندند. تجاوز را به نرم‌ترين شكل ممكن محكوم كردند و بر اين محكوميت پاي نفشردند ولي از كوچك‌ترين نابساماني‌ها نگذشته و نمي‌گذرند! چنان وانمود مي‌كنند كه گويي با دشمني خردمند و عادل روبه‌رو هستيم و مي‌توان با عقب‌نشيني از حقوق خود دلش را به رحم آورد!

از نظر ايشان آقاي پزشكيان نه براي مصالح ملي كه براي رضايت ۵درصد از جمعيت ايران بر صراحتش افزوده و حقايق جنگ را بازگو كرده است! و به روي خود نمي‌آورند كه درست يك روز پيش از آن رييس‌جمهور امريكا از نابودي ملت ايران و نه جمهوري اسلامي سخن به ميان آورده بود!  واقعيت‌هاي برجسته نشان مي‌دهند كه در هر صورت و با هر موضعي ايران با تهاجم كنوني روبه‌رو و چه‌بسا اگر ضعفي از خود بروز مي‌داد با تجاوز گسترده‌تر همراه با خواسته‌هاي بيشتر روبه‌رو مي‌شد و سخن را به آنجا مي‌كشيدند كه كدام استان نصيب كي و كدام ثروت توسط كدام كشور غارت شود؟! در هر حال اشتباه هميشگي و كنوني رضايت‌دهندگان به ستم و تجاوز اين است كه چشم ‌بر حقايق آشكار مي‌بندند.

اما امريكا تا همين‌جا مديريت نفت عراق و ونزوئلا را مستقيما در دست دارد و كافي است كه بر تنگه هرمز هم مسلط شود تا عمده كشورهاي صادر‌كننده نفت را بيش از گذشته با اهداف خود هماهنگ كند. مقدمه‌سازي براي تصاحب گرينلند و چالش با كانادا هدف بزرگ‌تري در بر دارد كه تضعيف اروپا ازجمله آن است. فعلا چالش با روسيه به حداقل خود رسيده است تا اروپا مشغول درگيري اوكراين بماند ولي روسيه كشوري نيست كه از دايره خصومت امريكا بيرون بماند.

 با اين همه صاحب‌نظران مي‌دانند و گفته‌اند كه هدف اصلي چين است. استقبال غيرمعمول از شي جين‌پينگ ناشي از ميهمان‌نوازي ترامپ نبود. چين بايد همچنان محافظه‌كار بماند و حساسيتش برانگيخته نشود تا امريكا خرده‌كاري‌هايش را بدون مزاحمت اين كشور به سرانجام برساند. احتمالا چين معتقد شده است كه ايران‌ مي‌تواند در مقابل امريكا مقاومت كند و نيازي نمي‌بيند كه از لاك محافظه‌كاري خود بيرون بيايد و هزينه بدهد. به هر حال همه سخن اين است كه ايران با تمدني بزرگ و پرسابقه با مردماني باشخصيت نمي‌تواند از استقلال خود چشم بپوشد و به خطرات عظيم يكجانبه‌گرايي امريكا تن در دهد.

****

نفت: هرمز باز نیست!

فرهیختگان نوشت:

درباره حجم واقعی نفت عبوری از تنگه هرمز در هفته‌های اخیر اختلاف معناداری میان ارقام اعلامی آمریکا و داده‌های شرکت‌های رصد کشتی وجود دارد. به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها با خبردرمانی تصمیم گرفته‌اند قیمت نفت را تا انتخابات کنگره پایین نگه دارند. برای نمونه، کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا در ۲۷ سپتامبر اعلام کرد جریان نفت از هرمز به نزدیک ۱۳ میلیون بشکه در روز رسیده و حتی مدعی شد در یکی از روز‌های هفته گذشته بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت از این مسیر عبور کرده است.بااین‌حال، داده‌های شرکت‌هایی مانند مؤسسه کپلر  (Kpler) و دیگر ردیاب‌های کشتی، ارقام پایین‌تری را نشان می‌دهند. کپلر برای سپتامبر میانگین حدود ۹.۷ میلیون بشکه در روز را برآورد کرده و میانگین هفت‌روزه تا حدود ۲۲ سپتامبر را نزدیک ۹ میلیون بشکه اعلام کرده است.

ردیاب portwatch وابسته به صندوق بین‌المللی پول (imf) میانگین 7 روزه منتهی به 27 سپتامبر را روزانه 2 نفتکش اعلام کرده که حتی اگر این نفتکش‌ها جزء ابرنفتکش‌ها هم باشند، روزانه شاهد عبور 4 میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز خواهیم بود. گرچه اختلاف این ارقام الزاماً به معنای نادرستی یکی از آن‌ها نیست و انتقال کشتی‌به‌کشتی، تأخیر در ثبت محموله‌ها و خاموش‌کردن AIS می‌تواند نتایج را تغییر دهد، اما داده‌های ردیاب‌ها به‌خوبی نشان می‌دهد آمریکایی‌ها با عددسازی و خبردرمانی قصد دارند بازار را آرام نشان دهند. طبق داده‌های رصد کشتی‌ها، جریان نفت خام از تنگه هرمز در سپتامبر ۲۰۲۶ همچنان برقرار بوده، اما با نوسان و کاهش قابل‌توجه نسبت به شرایط عادی، جریان داشته است. بر اساس داده‌های کپلر، در هفته ۱۳ تا ۱۹ سپتامبر حدود ۴۹.۲ میلیون بشکه نفت خام از مسیر هرمز عبور کرده که معادل حدود ۷ میلیون بشکه در روز است. در فاصله ۲۰ تا ۲۵ سپتامبر نیز ۳۳.۷ میلیون بشکه ثبت شده که به معنی حدود ۵.۶ میلیون بشکه در روز است. در همین دوره تنها ۱۹ نفتکش، از جمله ۱۷ فروند نفتکش غول‌پیکر VLCC، در داده‌های ردیابی ثبت شده‌اند.

****

 میتینگ شبانه یک حزب سیاسی در مرکز تهران!

مشرق نوشت: 

در کمال تعجب شاهد آن هستیم که گروه سیاسی همکار با اقای رسایی با فرافکنی‌های سیاسی و مظلوم نمایی کاذب و خلاف گویی‌ها مکرر به جای تمکین به قانون در تلاش هستند تا جو سیاسی کشور را در برهه حساس کنونی متشنج کرده و دوقطبی‌سازی‌های مکرر کنند.این ماجرا جایی حادتر می‌گردد که این جریان وارونه‌نما، از تجمعات شبانه که با اهدافی روشن برای دفاع از نظام و میهن از سوی ملت مبعوث شده آغاز شد، سوء استفاده کرده و در تلاش است تا میادین مقاومت را به میتینگ‌های سیاسی بیهوده تبدیل کرده و با ساختن روایت‌های دروغین از ماجرای زندان رفتن رسایی، با تشنج آفرینی فضای افکار عمومی و تجمعات مردمی را به منافع و اغراض حزبی و سیاسی آلوده نماید. برخی اخبار حکایت از آن دارد که ماجرای زندان رفتن رسایی تنها بهانه‌ای برای عقده‌گشایی‌های سیاسی از سوی این جریان خاص است که در روزهای گذشته تمامی مقامات سیاسی کشور را «ترور شخصیتی» کرده است تا با تکیه بر این حربه به مقاصد انتخاباتی نامبارک خود برسد. در واقع این جریان در تلاش است تا با منحرف کردن شعارهای جان‌فدایان در میدان، فرصت راهبردی خیابان را به یک بازی سیاسی و انتخاباتی کوچک تبدیل کرده و در آن انحراف بزرگ ایجاد کند.

به طور طبیعی رشد و تکثیر چنین جریانی در وضعیت کنونی کشور دارای چند نکته قابل‌توجه است؛ درحالی‌که دولت ترامپ مجددا در تدارک تغییر وضعیت منطقه و جنگ بوده و نمایی از بالا برای آن کشیده است، جریانی رادیکال با نگاهی غیر منطقی؛ با ژست طلب‌کار و هزینه ساز به‌جای تمکین به رای دادگاه و حفاظت از ساختار نظام نقش لبه دوم برای قیچی ترامپ را بازی کرده و انتخابات را حتی از جنگ علیه کشور برای خود مهم‌تر می‌داند.

این جریان که زیستش در دوقطبی‌سازی و ساختارشکنی است به‌گونه‌ای فضای سیاسی کشور را به بازی گرفته که اقداماتش هزینه سنگین روی دست خواهد گذاشت که بخشی از آن دوقطبی سازی و اختلاف آفرینی در صف وحدت در کشور است. 

****

خطرسوء استفاده از خیابان

 روزنامه خراسان نوشت:

حالا بعضی تریبون‌داران گویی تصمیم گرفته‌اند این سرمایه را خرج تسویه‌حساب‌های سیاسی کنند. تجمعی که قرار بود محل گردآمدن مردم حول ایران و رهبرشهید انقلاب باشد، در برخی نقاط به صحنه شعار علیه مسئولان و برچسب‌زنی به آنان تبدیل شده است. وقتی برای تجمع عنوان «علیه کودتاگران» انتخاب می‌شود و واژه «خائن» بی‌محابا از تریبون به گوش می‌رسد، نباید انتظار داشت همان جمع متنوع روزهای نخست، همچنان در خیابان بماند.

 کودتا واژه‌ای نیست که بتوان آن را برای داغ‌کردن فضا به کار برد و از کنار معنایش گذشت. گویندگان این شعار باید روشن کنند چه کسی را به چه اقدامی متهم می‌کنند. اگر اتهامشان متوجه مسئولان کشور است، با یک ادعای سنگین روبه‌رو هستیم که دامنه‌اش به نهادهای مسئول امنیت و قانون نیز کشیده می‌شود. اگر هم مقصود مشخصی ندارند، چرا چنین اتهامی را به شعار خیابانی تبدیل کرده‌اند؟ تریبون عمومی جای بازی با کلماتی نیست که اعتماد مردم به ساختار کشور را هدف می‌گیرد.
 کاهش شمار شرکت‌کنندگان در برخی تجمعات را نمی‌شود صرفاً به یک عامل ربط داد، اما نمی‌توان اثر این فضای تند را هم نادیده گرفت. کسی که با عشق به ایران به خیابان آمده، ممکن است نخواهد نام و حضورش پای شعار علیه یک مسئول یا یک جریان سیاسی نوشته شود. بیرون‌راندن چنین فردی از خیابان، از دست دادن همان ظرفیتی است که تجمع را قدرتمند کرده بود...
 بازگرداندن مردمی که کمی فاصله گرفته‌اند، با این شعارها و این فضای رادیکال امکان ندارد. تبدیل تجمع شبانه به میدان محاکمه سیاسی، کوچک‌کردن یک حرکت ملی به اندازه یک جناح است. کسانی که امروز از پشت تریبون برای همه تعیین تکلیف می‌کنند، باید پاسخ دهند چرا خیابانی را که مردم با سلیقه‌های گوناگون پر کرده بودند، به فضایی بدل می‌کنند که بخشی از همان مردم دیگر خود را در آن نمی‌بینند....

 این نقد متوجه یک جریان مبهم و بی‌نام نیست. حزب شریان، مجموعه رسانه‌ای مصاف و برخی چهره‌های جبهه پایداری از جمله جریان‌هایی‌اند که باید درباره نقش خود در سیاسی‌شدن تریبون‌های تجمعات پاسخ بدهند.

****

 مگر مسجد و حسینیه ملک شخصی شماست؟ 

سایت تابناک در باره اظهارات منان رئیسی نماینده قم نوشت:

اینکه یک نماینده مجلس در واکنش به یک پرونده قضایی بگوید مردم فلان مسئول را دیگر در مسجد و حسینیه راه نخواهند داد و با او محترمانه سخن نخواهند گفت، واقعاً چه معنایی دارد؟ مسجد و حسینیه قرار است محل عبادت، وحدت و گفت‌وگو باشد یا به ابزار تسویه‌حساب سیاسی تبدیل شود؟ اگر نماینده‌ای به عملکرد یک مقام یا حتی تصمیم یک قوه اعتراض دارد، قانون برای او ابزارهای مشخصی قرار داده است؛ اما تهدید به طرد اجتماعی، نه ابزار نظارت است و نه در شأن جایگاه نمایندگی مردم.

نکته عجیب‌تر اینکه این سخنان در ماجرایی مطرح شده که اصل آن باید در چارچوب قانون و دستگاه قضایی بررسی شود. اگر درباره پرونده رسایی یا هر فرد دیگری سوال یا ابهامی مطرح است، مسیرش مشخص آن پیگیری حقوقی و استفاده از ظرفیت‌های قانونی است. اینکه یک نماینده پیشاپیش درباره مجازات افراد سخن بگوید و همزمان دستگاه قضایی را متهم  کند، باید پرسید چه کسی قرار است از قانون دفاع کند...آقای نماینده! مجلس جای قانون‌گذاری و نظارت است، نه صدور حکم اجتماعی برای مسئولان. اگر اقدامی غیرقانونی انجام شده، قانون باید درباره آن تصمیم بگیرد؛ اگر حکمی محل اعتراض است، مسیر اعتراض قانونی باز است و اگر عملکرد مسئولی قابل نقد است، نماینده باید با سند و استدلال آن را نقد کند. اما تبدیل مسجد و حسینیه به میدان فشار سیاسی و تهدید مسئولان، نه مشکلی از کشور حل می‌کند و نه به جایگاه مجلس اعتبار می‌دهد؛ اتفاقاً این ادبیات است که بیش از همه نیازمند پاسخ و توضیح است.

****

 رسانه ملی یا رسانه یک جریان خاص؟

روزنامه آرمان ملی نوشت:

واقعیت این است که شاید خوشبین‌ترین افراد نسبت به ریاست جبلی بر صداوسیما نیز تصور نمی‌کردند که این سازمان طی ۵ سال گذشته چنین عملکردی را داشته باشد که نه تنها کسر قابل توجهی از مخاطبان خود را از دست بدهد؛ بلکه از جایگاه رسانه ملی به مرتبه رسانه یک جریان خاص بدل شود و منویات آنها را اجرا کند.

جبلی با رویکرد تحول در رسانه وارد این منصب شد و قرار هم بر این بود که صداوسیما با طرح تحول از چیزی که جبلی تحویل گرفت طی ۵ سال چابک‌تر، پویاتر و شکوفاتر گردد و شاهد رسانه به واقع ملی با پوشش همه افکار، سلایق و عقیده‌ها باشیم. اما هر چه رو به جلوتر رفتیم نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه روال از آنچه تصور می‌شد سخت‌تر پیش رفت. چنانکه طی این مدت شاهد کوچ برخی مجری‌ها، تعطیلی برخی برنامه‌ها و رویکردهای بسته‌ای بودیم و عملا از تحول در صداوسیما فقط واژه‌اش باقی ماند.

هر چند که اگر از خود جبلی و مدیران صداوسیما پرسش شود خواهند گفت که تحولات شگرفی طی مدت ۵ ساله مدیریت وی در صداوسیما رخ داده است. چنانکه وی اواخر شهریورماه سال جاری در باب آنچه دستاوردهای ۵ ساله می‌خواند در اظهار نظری عجیب گفت: «روند کاهش مخاطبان صداوسیما که از ۱۳۹۴ شروع شده بود، در ۱۴۰۳ متوقف شد و ۱۴۰۵ سومین سال متوالی است که شاهد افزایش مخاطب این رسانه هستیم». این اظهار نظر رئیس صداوسیما در شرایطی انجام شده که کارشناسان و صاحب نظران متعددی نظر کاملا برعکس دارند و معتقدند که ریزش مخاطب موجب شده که مرجعیت این رسانه از دست برود و حالا با اضافه کردن برخی سریال‌های جدید قصد بازگرداندن مخاطب‌های از دست رفته را دارند. اما واقعیت این است که اگر ریزش اتفاق افتاده باشد، تا زمانی که سیاست حاکم بر صداوسیما و رویکرد مدیران تغییر نکند نمی‌توان انتظار بازگشت مخاطب را داشت.

نگاه جریانی و جناحی تیم جبلی- جلیلی که حتی از فرصت انسجام به‌وجود آمده از جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه به درستی استفاده نشد، باعث شد که امروز شاهد رویگردانی مردم از صداوسیما باشیم.

****

به آتش کشیدن قیصریه به خاطر رسایی!

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

سکوهای داخلی و فیلتر شده‌های خارجی، به کوب کار می‌کنند تا از یک مجرم، قهرمان بسازند و نهادهای مسئول جمهوری اسلامی را عدالت ستیز و ظالم معرفی کنند. این همان «به آتش کشیدن قیصریه به خاطر یک دستمال» است. اما برای برخی‌ها انگار دستمال چنان ارزشی دارد که قیصریه را بشود به آتش کشید و خاکسترش را هم به باد داد.

جالب است که اگر دیگران بگویند خط قاضی در نوشتن پرونده فلان فرد، آبی است یا مشکی، این جماعت روزگارش را سیاه می‌کنند اما امروز خود به «سیاه نمایی» تمام علیه دستگاه عدلیه و نهادهای قانونی و قوای نظام، برخاسته و لشکر «فجازی» شان را با انواع تهمت‌ها و تخریب‌ها به میدان فرستاده‌اند. انگار سنگِ قانون که به سینه می‌کوبیدند را به سر قانون و قانون گذار و مجری قانون پرتاب کرده‌اند و خشم در کلماتشان چنان می‌دود که فاصله پروفایل‌های جعلی و پلاکاردهای اجاره‌ای را یک نفس می‌پیمایند.

برای اجرای قانون بر علیه رفیق مجرم خود زمین را به آسمان می‌دوزند و به موازات آن به نهادهای قانونی می‌تازند که چرا افرادی را که تا کنون جرمی برایشان اثبات نشده وبه صرف اتهام زنی این جماعت، به داغ و درفش نمی‌گیرند. انگار زندان فقط برای دیگران است حتی اگر جرمی اثبات نشده باشد و حتی اتهامی هم مطرح نباشد اما اگر رفیقشان، جرمش هم در فرایند دقیق قضایی ثابت شد، باز هم جایش صدرِ مجلس‌ها و حقش هم قدردیدن هاست.این ماجرا اگر هیچ خیری نداشته باشد – که دارد- همین که نقاب از چهره مدعیان قانون گرایی و تمکین به حکم قانون افتاد، خود نتیجه ارزشمندی است برای جامعه. این که روشن شد این گروه کم تعداد اما پر سر و صدا، ادعایشان هم مثل پروفایل‌هاشان جعلی است. ادبیات برخی هاشان هم جوری است که فقط باید روزی هزار بار لقمان را خدابیامرزی داد و حکمتش را ستود.

عدالت، جامعه را به قرار می‌آورد. آنچه جامعه راو مُلک و مِلت را از مدار خارج می‌کند ناروا دانستن احکامی است که در حق دیگران روا دانسته می‌شود. همین!

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین