قوم برگزیده سیاست ایران!/ روح کافکا شاد / رانتِ «اقامت»، ترمزِ ارزی کشور را برید؟!

گروه سیاسی الف،   4050707015 ۰ نظر، ۴ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

قوم برگزیده سیاست ایران!/ روح کافکا شاد / رانتِ «اقامت»، ترمزِ ارزی کشور را برید؟!

اسرائیل دوم همین نزدیکی است!

فرهیختگان نوشت:

اماراتی‌ها طی سالیان اخیر در هر دوره از تنش، هر بار با وعده و وعید‌های اقتصادی سعی کرده‌اند واکنش ایران به خود را کنترل کنند، اما در نهایت دست از ضربه به تهران برنداشته‌اند، بلکه این ایران بوده که فرصت واکنش و انتقام را از دست داده است. وضعیت کنونی واضح‌تر از سالیان قبل است و نباید فرصت واکنش به امارات را که امری ضروری است، از دست داد. به نسبت دولت‌های دیگر، امارات بر اثر سیاست‌های لجوجانه و توسعه‌طلبانه، مغضوب بسیاری از دولت‌هاست. این کشور در جنگ داخلی سودان مشارکت دارد و از شورشیان حمایت می‌کند که باعث شده دولت مرکزی بار‌ها ابوظبی را در این‌باره به طور رسمی مقصر اعلام کند. الجزایر در پی مداخلات زیان‌بار، چندی است روابط دیپلماتیک خود با این دولت را قطع کرده است. با وجود ظاهر خوب روابط، اماراتی‌ها همچنان از چتر رهبری سعودی بیشتر فاصله می‌گیرند و با آن‌ها در سودان و یمن درگیرند. در افکار عمومی نیز اماراتی‌ها با گزارش‌های منتشر شده درباره حمایتشان از جنایات مختلف، آبروی گذشته را ندارند. هدف‌گیری تنها یک دولت، آن هم دولت منفور و مغضوب امارات، تبعات و ریسک کمتری نسبت به دیگر راه‌ها دارد؛ چه اینکه نقطه ثقل طرح فشار اقتصادی دشمن، امارات است نه جایی دیگر.

****

با دست پس زدن و با پا پيش كشيدن!

اعتماد نوشت:

در روزهاي ملتهبی كه دورنماي آينده در التهابات منطقه‌اي چندان روشن نيست، رفتارهاي ضد و نقيض دونالد ترامپ بار ديگر سناريوی آشنای « با دست پس زدن و با پا پيش كشيدن» را در ديپلماسي امريكا به نمايش گذاشته است. هرچند رييس‌جمهور ايالات متحده در تريبون‌‌هاي عمومي با ژست قدرت از رد پيشنهادهاي 7روزه تهران و گزينه استمرار حملات دم مي‌زند، اما پشت درهاي بسته و از طريق ميانجي‌گران قطري، فرستادگان ارشد خود را برای باز نگه داشتن روزنه‌های گفت‌وگو با سيدعباس عراقچي در نيويورك مستقر كرده است. عراقچي هم اعلام كرده تا روز سه‌شنبه در نيويورك مي‌ماند تا پاسخي براي پيشنهادهای ايران دريافت كند. در اين ميان، تهران با اتكا به دست برتر ميداني در تنگه هرمز و باب‌المندب و گشودن مسيرهاي ديپلماتيك جهت تنش‌زدايي فراگير، نشان داده كه بدون واگذاري منافع راهبردي‌اش، به دنبال مهار بحران و دور ساختن منطقه از لبه پرتگاه جنگ است، آزموني تاريخي كه نشان مي‌دهد واشنگتن تا چه اندازه توان تطبيق لفاظي‌‌هاي انتخاباتي را با واقعيات روي زمين دارد...  ايران با اعلام شرايط عادلانه براي احياي ثبات، نشان داده كه ديپلماسي را نه براي فريب و اتلاف وقت، بلكه به عنوان ابزاري واقعي جهت مهار بحران دنبال مي‌كند. اگر واشنگتن تمايل دارد از سرايت آتش به كل خاورميانه جلوگيري كند، بايد دست از رفتارهاي نمايشي بردارد، واقعيت‌هاي توازن قدرت در تنگه هرمز را بپذيرد و مطالبات مشروع تهران را به عنوان تنها راهكار بازگشت امنيت به شريان‌هاي انرژي به رسميت بشناسد... اما بايد ديد داده‌هاي فعلي چه دورنمايي از آينده تصويرسازي مي‌كند؟

رويكرد ترامپ طي روزهاي اخير، نمادي آشكار از تضاد ميان نياز مبرم واشنگتن به خروج از باتلاق انرژي و اصرار رييس‌جمهور امريكا بر نمايش موضع «برنده مطلق نبرد» است. ترامپ از يك سو در گفت‌وگوي تفصيلي با پايگاه اكسيوس اعلام مي‌كند پيشنهاد ايران براي آتش ‌بس و بازگشايي مشروط تنگه هرمز را نپذيرفته، اما بلافاصله در همان مصاحبه تصريح مي‌كند كه انتظار دارد مذاكره‌كنندگان امريكايي گفت‌وگوهاي بيشتري با تهران انجام بدهند و كانال‌هاي غيرمستقيم از دوشنبه ۶ مهرماه با جديت پيگيري شود! اين دوگانگي در بيان، نشان‌دهنده تناقضاتي است كه استراتژيست‌هاي كاخ سفيد با آن مواجه‌اند: نياز اضطراري به مهار قيمت سوخت در آستانه انتخابات در تقابل با هزينه‌هاي سنگين اعطاي امتياز به ايران.

****

دوراهی امارات

وطن امروز  نوشت:

تحلیل‌های منتشرشده نیز نشان می‌دهد امارات عربی متحده پس از جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی در برابر یک دوگانگی جدی قرار دارد. ابوظبی از یک سو خود را نیازمند همکاری امنیتی با آمریکا و رژیم می‌داند و از سوی دیگر، نمی‌خواهد دوباره به میدان پاسخ‌های موشکی سهمگین ایران تبدیل شود.
شورای روابط خارجی اروپا (ECFR) در تحلیلی تأکید کرد جنگ علیه ایران نشان داد پیوندهای اقتصادی و امنیتی امارات با قدرت‌های خارجی الزاما نمی‌تواند آن کشور را از پیامدهای جنگ مصون دارد، چون حملات موشکی ایران زیرساخت‌های بندری، انرژی و مالی امارات را تحت تأثیر قرار داده و ابوظبی را به بازنگری در راهبرد امنیتی خود واداشته است.
نشانه‌های احتیاط امارات در قبال ایران نیز قابل توجه است. «انور قرقاش» مشاور دیپلماتیک رئیس امارات ۱۷ سپتامبر گفت روابط تهران و ابوظبی باید ادامه یابد، زیرا 2 کشور همسایه هستند. او تأکید کرد رابطه با ایران قابل تداوم است. این موضع‌گیری نشان می‌دهد ابوظبی پس از پاسخ‌های نظامی ایران، به دنبال تبدیل شدن به عضو فعال یک ائتلاف نظامی ضدایرانی نیست و در تلاش است از هرگونه جنگی که دوباره به سیبل هدف موشک‌های ایرانی تبدیل شود، دوری کند.
از همین منظر شاید نتانیاهو تلاش می‌کند همکاری با امارات را بار دیگر برای از سرگیری تنش‌ها و تحرکات نظامی جدید در منطقه جلب کند، هر چند هنوز هیچ نشانه‌ای از پاسخ مثبت ابوظبی به صهیونیست‌ها دیده نمی‌شود.

****
رانتِ «اقامت» ترمزِ ارزی کشور را برید؟!

تابناک نوشت:

ممنوعیت واردات خودروهای بالای ۲۵۰۰ سی‌سی که از مهرماه ۱۳۹۱ و در راستای سیاست‌های «اقتصاد مقاومتی» با هدف کنترل مصارف ارزی وضع شده بود، سال گذشته و در شرایطی که کشور در تنش‌های منطقه‌ای با آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار داشت، لغو شد. این اقدام در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به حفظ منابع ارزی نیاز دارد، شائبه‌ی تلاش برخی برای بهره‌برداری از وضعیت جنگی و «ماهیگیری از آب گل‌آلود» را تقویت کرده است. دشمن در حال رصد و محدود کردن مجاری ورود ارز به کشور است، اما سیاستگذاران داخلی با باز گذاشتن درهای خروج ارز برای کالاهای لوکس، چه پیامی به اقتصاد کشور مخابره می‌کنند؟ یکی از عجیب‌ترین بندهای ابلاغی، اعطای امتیاز ویژه به ایرانیان مقیم خارج از کشور برای واردات خودرو است...تعرفه‌ واردات توسط افراد مقیم خارج از کشور حدود پنجاه درصدِ کمتر از تعرفه‌ی واردات توسط شرکت‌های رسمی و واردکننده‌ی خودرو تعیین شده است که این رانت آشکار باعث ایجاد منافعی از حدود ۲۰ میلیارد تومان تا صدها میلیارد تومان (بسته به نوع خودرو وارداتی) شده است. به طور مثال، در صورت وارد کردن یک خودروی لندکروز، سودی حدود ۲۵ میلیارد تومان و برای لکسوس LX700 حدود ۴۰ میلیارد تومان ایجاد می‌شود؛ و یک فرد مقیم خارج از کشور با واردات دو تا سه اتومبیل توسط اعضای خانواده، کل سرمایه‌گذاریی را که برای اعطای اقامت صرف کرده بود، به راحتی به دست می‌آورد. برای مثال، کسی که با خرید یک ملک ۲۵۰ هزار دلاری در ترکیه یا یونان اقدام به اخذ اقامت کرده بود، اکنون می‌تواند به راحتی این مبلغ را از رانتی که دولت به او تقدیم کرده است، به دست آورد.

ممکن است برخی از مسئولین این قانون را با این نکته توجیه کنند که منشأ ارز واردات این خودروها از خارج از کشور می‌باشد؛ ولی همه‌ی فعالان اقتصادی، از جمله دستیار ارزی رئیس کل بانک مرکزی، اذعان می‌کنند که منشأ ارز همه‌ی این خودروها داخلی است و از بازار داخل تأمین می‌شود و اگر هم منشأ خارجی داشته باشد، اصل مبلغ و سود حاصله با تبدیل به دلار یا تتر از کشور خارج می‌شود.

در شرایط جنگی کنونی که کشور باید به فکر حفظ منابع ارزی خود باشد، چرا باید افرادی که طی سال‌های گذشته با خارج کردن ارز و سرمایه از کشور اقامتِ کشورهای دیگر را گرفته‌اند، با دریافت یک امتیاز سودآور و ویژه تشویق شوند و میلیاردها سود از این طریق به جیب بزنند؟ یک سؤال مهم که به نظر می‌رسد قوه‌ قضائیه می‌بایست به آن ورود کند این است که اختلاف حدود ۵۰ درصدی تعرفه‌ی واردات توسط اشخاص دارای اقامت خارج چه دلیلی دارد و چه کسانی از این رانت استفاده می‌کنند؟ ضمن اینکه زمزمه‌ای نیز وجود دارد که این افراد هر سال می‌توانند یک دستگاه خودرو وارد کشور کنند.

*****

روح کافکا شاد 

 سید عطاءالله  مهاجرانی در روزنامه ایران نوشت:

 رمان «آمریکای» کافکا که با نام «مردی که ناپدید شد!» ، داستان نوجوانی به نام «کارل روسمان» است که به آمریکا سفر می‌کند. کافکا رمان را در فاصله سال‌های ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۴ نوشته است. کافکا بر خلاف نویسندگان مشهور آن زمان که آمریکا و رویای آمریکایی را در جهان تبلیغ و ترویج می‌کردند، آمریکا را سرزمین تناقض، فضایی خفقان‌آور، سلطه‌گر و سرد و بی‌روح معرفی می‌کند. کارل روسمان قهرمان رمان کافکا در چرخ‌دنده‌های نظام سرمایه‌داری مدرن آمریکایی سرگردان و بی‌هویت و مضطرب و مستأصل می‌شود. دچار بی‌سرانجامی می‌شود. تقریباً همه کسانی که به آمریکا دل بسته‌اند، بی‌سرانجام شده و می‌شوند. گرداب آمریکا که به تعبیر کافکا، سرزمین گناه، رنج و گمگشتگی است؛‌ کارل روسمان را در کام خود می‌کشاند.
اگر کافکا سر برمی‌داشت و پس از بیش از صد سال آمریکای امروز و ترامپ را می‌دید، چه می‌نوشت؟

...خوشبختانه سفر انجام شد. ملاقاتی با ترامپ انجام نشد! اعتبار و استقلال و ارزش‌ها نه تنها آسیب ندید، بلکه سخنرانی پزشکیان صفحه درخشانی از تبیین مواضع جمهوری اسلامی ایران و ملت ایران را رقم زد. پیام سخنرانی ترامپ تهدید و تحقیر بود. در برابر چنین پیامی، پیام پزشکیان پیام ایستادگی و مقاومت و عزت و جهاد بود. کشور و ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی در برابر آمریکا و هم‌پیمانانش تسلیم نمی‌شود. ترامپ و نتانیاهو تصمیم بزرگ‌شان را در جنگ دوازده‌روزه گرفته بودند. در جنگ چهل روزه تکرار کردند. در محاصره دریایی و اقتصادی و هوایی، در همان حال و هوایند. در واقع روزی بر آمریکا و اسرائیل نگذشته است که در فکر سقوط نظام و تجزیه ایران و نابودی کشور و ملت ایران نبوده باشند. در برابر چنین سبعیت و تجاوزگری و غارتگری می‌بایست صدایی روشن به گوش جهان می‌رسید.

می‌بایست جهان سخن ملت ایران را از زبان نماینده دلسوز و دلیر و صادقش می‌شنید. می‌بایست اصطبل سازمان ملل از سرگین تهدید و تحقیر آمریکا پاک و پیراسته می‌شد. می‌بایست با صدای رسا به ترامپ گفته می‌شد که نمی‌تواند کشور و ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی را نابود کند. «نابودی سریع» که بماند! ترامپ اگر زنده بماند، کاخ سفید را ترک خواهد کرد و همچنان ایران و ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی پایدار خواهد ماند.

****

نتیجه اقدام‌های شتاب‌زده

روزنامه قدس نوشت:

 شورای اسلامی شهر مشهد ۲۲ فروردین  با تصویب مصوبه‌ای، نام خیابان‌های دانشگاه، کوهسنگی و میدان شریعتی مشهد را به نام «قائد شهید امت، امام خامنه‌ای» تغییر داد و در ادامه دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌ العظمی سید علی خامنه‌ای، ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد: در زمینه‌ زنده نگه ‌داشتن نام و یاد رهبر شهید؛ به خصوص نام‌گذاری اماکن و معابر لازم است قبل از هرگونه نام‌گذاری به نام ایشان و سایر شهدای خانواده‌ آن امام شهید از سوی مراکز یا نهادها، با این دفتر هماهنگی صورت بگیرد و از اقدام‌های شتاب‌زده خودداری شود.
پیرو این اعلام هیئت تطبیق شهرستان‌ مشهد در نشست ۳۱ فروردین ماه خود با حضور فرماندار مشهد، مصوبه شورای شهر مبنی بر تغییر نام خیابان‌های کوهسنگی، دانشگاه و میدان شریعتی به نام «قائد شهید امت، امام خامنه‌ای» را به دلیل وجود ابهام و با توجه به نبود هماهنگی با مراجع ذی‌صلاح رد کرد. حال این پرسش مطرح است که آیا آغاز این تغییر نام توسط شهرداری با طی تشریفات قانونی و کسب اجازه از مراجع ذی‌صلاح بوده یا این اقدام تنها به استناد مصوبه شورای شهر مشهد به صورت یک‌جانبه اجرایی شده است؟... ماجرای تغییر نام خیابان‌های دانشگاه، کوهسنگی و میدان شریعتی پیش از آنکه صرفاً یک اختلاف نظر باشد، مصداق بارز یک شتاب‌زدگی است که دفتر حفظ و نشر آثار بر ضرورت هماهنگی پیشینی و پرهیز از اقدام‌های شتاب‌زده تأکید کرده و انتظار می‌رفت شورای شهر مشهد با احترام به این نظر و در کنار آن رعایت مُرّ قانون که توسط دو مرجع نظارتی شهر و استان با دلایل موجه و شرایط ویژه کشور اعلام شده، این حساسیت بی‌مورد را در افکار عمومی ایجاد نکند و جهانشهر مشهد را در مقابل یک تصمیم غیرقانونی قرار ندهد. حال، آزمون اصلی متوجه فرمانداری و استانداری است تا در جایگاه ناظر عالی قانون، مرز میان مصوبه قطعی و اقدام خلاف رویه را به‌صورت شفاف تعیین تکلیف کنند.

****

چرا پزشکیان تبرئه شد و رسایی نه؟!

 میثم نیلی در رجانیوز در دفاع از حمید رسایی که به تازه‌گی توسط قوه قضاییه محکوم شده است نوشت:

مسعود پزشکیان در مناظره‌های انتخاباتی ریاست جمهوری، دوبار  رجانیوز را به دریافت ۲۱۰ میلیون تومان بابت درج یک خبر علیه او متهم کرد. رجانیوز به سرعت مسأله را از طریق ستاد انتخابات صداوسیما و قوه قضائیه پیگیری کرد اما ستاد پزشکیان گفت که منظور پزشکیان رجانیوز نبوده است. وقتی پرونده به مرحله بازپرسی رسید، مسعود پزشکیان انتخابات را برده بود اما هنوز دولت را تحویل نگرفته بود.حکم تبرئه وی  در مرحله بازپرسی صادر شد و پرونده به دادگاه هم ارسال نشد. این همان عدلیه‌ای است که به برخورد با وزرای دولت سیزدهم و نماینده مجلس افتخار می‌کند و در تبلیغات خود، اجرای قانون را فراجناحی می‌داند اما حتی آنقدر حفظ ظاهر نمی‌کند که پرونده دروغ روشن و تهمت مالی پزشکیان علیه رجانیوز را حداقل تا مرحله دادگاه پیش ببرد.
 
بازخوانی این داستان لازم بود تا به همگان یادآوری شود که امید بستن به اجرای عدالت در این عدلیه تا چه میزان غیرمنطقی است.

****

قوم برگزیده سیاست ایران! 

روزنامه آرمان ملی نوشت:

 در چند ماه اخیر جریانی خاص که خود را جریان انقلابی می‌خواند در قبال برخی تصمیمات قوه قضائیه رویکردهای تخریبی برگزیده و علیه مسئولان دستگاه قضا موضع‌گیری کرده است.

انگار امر بر این جریان مشتبه شده که به واقع آنها جریان خاصی در کشور هستند که در حمله، تخریب، تهدید و اتهام به مقامات و چهره‌های سیاسی آزادند و در مقابل از هرگونه برخورد یا باز خواست و مواخذه مصون هستند؛ لذا وقتی یک پرونده از میان چندین پرونده مورد بررسی در دستگاه قضایی در مورد افرادی منتسب به این جریان مطرح می‌شود فریاد وا اسلاما و وا انقلابا سر می‌دهند که چرا فلان شخص به خاطر جرمی که مرتکب شده باید مواخذه و محاکمه گردد و حکمی برای وی صادر شود! لذا بر همین مبنا نیز به مسئولان دستگاه قضایی می‌تازند و آنها را به بی‌عدالتی متهم می‌کنند.

نمونه بارز این امر را می‌توان در موضوع حکم دو وزیر دولت سیزدهم دید که در ماجرای فساد چای دبش محکوم شدند و حکم گرفتند و با اینکه همه ادله و شواهد حاکی از رخ دادن جرم و ضرر به بیت‌المال داشت و حکم صادر شده را تایید می‌نمود؛ اما جریان تندرو به واسطه همین حکم چند مدت حملات و تخریب‌هایی را علیه قوه قضائیه انجام می‌داد. گویی اینکه این جریان جز افراد منتسب به خود بقیه جامعه را دوست‌دار کشور و انقلاب نمی‌داند. گویی افراد منتسب به این جریان خود را برگزیده تلقی می‌کنند و از این رو هر گونه برخورد قانونی با خود را نیز برنمی‌تابند و واکنش نشان می‌دهند. 

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین