همزمان با فرارسیدن ماه مهر و آغاز سال تحصیلی جدید، میتوان پرسشی قدیمی را بار دیگر مطرح کرد: مدرسه قرار است دانشآموز را برای زندگی آماده کند یا صرفا او را برای ورود به دانشگاه آماده میکند؟
یکی از مسائل مهم نظام آموزشی ایران، غلبه نگاهی است که میتوان آن را «دانشگاهگرایی» نامید. نگاهی که آموزش عمومی را نه به عنوان یک دوره مستقل و دارای هویت، بلکه بیشتر بهعنوان مقدمهای برای ورود به آموزش عالی میبیند. در این نگاه، موفقیت مدرسه تا حد زیادی با موفقیت دانشآموز در مسیر کنکور، قبولی دانشگاه و در نهایت ورود به یک رشته دانشگاهی سنجیده میشود.
مشکل از جایی آغاز میشود که این هدف، سایر کارکردهای مدرسه را به حاشیه میراند. مدرسه باید جایی برای یادگیری زندگی اجتماعی، مسوولیتپذیری، ارتباط با دیگران، توانایی حل مساله، کار گروهی، شناخت استعدادها و حتی تجربه کردن باشد. اما وقتی مقصد اصلی، دانشگاه تعریف شود، طبیعی است که بخش قابل توجهی از انرژی مدرسه، خانواده و دانشآموز صرف یادگیری مطالبی شود که برای موفقیت در آزمونها ضروری تلقی میشوند.
در چنین شرایطی، مهارتهایی مانند تصمیمگیری، ارتباط موثر، سواد مالی، آشنایی با دنیای واقعی کار و توانایی مواجهه با مسائل روزمره ممکن است در اولویت پایینتری قرار بگیرند. حتی خلاقیت و تجربهورزی نیز گاهی در برابر ضرورت «تمام کردن کتاب» و آمادگی برای امتحان، فرصت چندانی پیدا نمیکنند.
این مساله فقط به مدرسه محدود نمیشود. خانوادهها نیز در شکلگیری این وضعیت نقش دارند. خانوادهای که موفقیت فرزندش را عمدتا در قبولی دانشگاه و کسب مدرک میبیند، ناخواسته این پیام را منتقل میکند که سالهای مدرسه زمانی ارزشمندند که به یک نتیجه دانشگاهی منجر شوند. در نتیجه، دانشآموز ممکن است تصور کند یادگیری هر چیزی که مستقیما به کنکور یا نمره او کمک نمیکند، اهمیت چندانی ندارد.
البته دانشگاه و آموزش عالی خود بخش مهمی از مسیر رشد علمی و تخصصی جامعه هستند و نمیتوان اهمیت آنها را انکار کرد. با این حال، مساله، «دانشگاه رفتن» نیست بلکه مساله این است که آیا باید تمام فلسفه آموزش عمومی را در خدمت دانشگاه قرار داد؟ اگر آموزش عمومی هویت مستقلی داشته باشد، دانشگاه میتواند یکی از انتخابهای دانشآموز پس از پایان این دوره باشد، نه مقصدی که از همان سالهای ابتدایی مدرسه همه مسیر آموزشی را تعیین کند. در چنین نگاهی، دانشآموزی که در پایان دوره عمومی وارد دانشگاه میشود، باید فردی باشد که علاوه بر دانش پایه، توانایی فکر کردن، انتخاب کردن، ارتباط برقرار کردن و مواجهه با مسائل واقعی زندگی را نیز آموخته است.
آغاز سال تحصیلی شاید فرصت مناسبی برای بازنگری در همین پرسش ساده اما بنیادین باشد: آیا مدرسه را برای زندگی میخواهیم یا فقط برای عبور از یک مرحله و رسیدن به دانشگاه؟ پاسخ به این پرسش میتواند جهت بسیاری از تصمیمهای آموزشی، از برنامه درسی و شیوه ارزشیابی گرفته تا رابطه خانواده، مدرسه و دانشآموز را مشخص کند.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.