پزشکیان با ترامپ مذاکره کند؟/ سؤال کیهان از«جریان بی‌کارنامه» / اینک نوبت ابهام هسته‌ای است

گروه سیاسی الف،   4050631012 ۰ نظر، ۴ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

پزشکیان با ترامپ مذاکره کند؟/ سؤال کیهان از«جریان بی‌کارنامه» / اینک نوبت ابهام هسته‌ای است

سؤال کیهان از «جریان بی‌کارنامه»

 کیهان نوشت:

امروز، در حالی که دیپلمات‌های کشورمان چمدان‌های خود را می‌بندند، نیویورک دیگر نه جای «لبخند در راهروها» و «توافق‌های اتفاقی»، بلکه صندلی متهمی است که بوی سوختگی نشیمن‌گاهش، سراسر غصبگاه سازمان ملل را فراگرفته است!
همزمان با بار بستن هیئت ایرانی، باز هم همان صدای نحس و آشنا از اردوگاه مدعیان اصلاحات و جریان تسلیم به گوش می‌رسد؛ طیفی که همواره سفر به نیویورک را به سطح یک «برخورد اتفاقی در راهرو» و «یک دیپلماسی لبخند» تنزل داده است. رسانه‌های تسلیمی با فضاسازی گسترده و ضریب دادن به سراب مذاکره، بار دیگر در حال تحریف چالش ایران و آمریکا هستند. آن‌ها خروج از NPT را تله می‌نامند، از مقاومت ایران در انسداد تنگه هرمز انتقاد می‌کنند و تسلط بر آن را هزینه‌ساز می‌دانند و حتی در کمال وقاحت، خون‌خواهی رهبر شهید را به صلاح نمی‌بینند!
اما سؤال اساسی از این جریان بی‌کارنامه این است که حاصل این میزان اشتیاق برای مذاکره بی‌هدف چیست؟ مگر نسخه مذاکره تا امروز جواب داده است؟! نه در زمان روحانی و خسارت محض برجام و نه در میانه دیپلماسی دولت چهاردهم که ترامپ در کمال بدعهدی درست در وسط میز مذاکره، بمب انداخت و حتی به امضای خود در تفاهم نامه اسلام‌آباد هم پایبند نماند. این میزان اشتیاق برای زانو زدن در برابر بدعهدی که امضایش ارزش کاغذ زیر دستش را ندارد، نامی جز وادادگی ندارد.

****

پزشکیان با ترامپ مذاکره کند!

حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم به خبر آنلاین گفته است:

به دلایلی سرنوشت جنگ آمریکا با ایران کاملاً از دست سیاستمداران خارج شده است. حتی کشورهایی که میانجی بودند نیز به‌گونه‌ای گرفتار جنگ شدند و دیگر میانجیگری وجود ندارد. منطقه به‌شدت ناامن است و به هر حال مقامات سیاسی دیگر کمتر در این منطقه حاضر می‌شوند. از طرف دیگر، خود ایران به علت سیاست‌های اشتباهی که در گذشته شکل گرفته، الان پردشمن‌ترین کشور دنیاست. در چنین شرایطی، نشست پاییزی سازمان ملل متحد، مهم‌ترین اجتماع دیپلماتیک دنیاست که سیاستمداران کشورهای مختلف در آن حاضر می‌شوند؛ به‌ویژه اینکه کل تحولات سازمان ملل تحت تأثیر مسئله ایران است و ترامپ سعی دارد طی جلساتی یک ائتلافی را علیه ایران شکل بدهد. در چنین شرایطی، سفر رئیس‌جمهور به نیویورک خوب است اما به شرط آن که یک رئیس‌جمهور سفر کند. یعنی آقای پزشکیان یک رئیس‌جمهور باشد که حساسیت بیشتری نسبت به سرنوشت کشورش داشته باشد.

وقتی امضای آقای پزشکیان و ترامپ پای یک تفاهم آمد، معنایش این است که منعی برای مذاکره بین پزشکیان و ترامپ هم وجود ندارد. اگر قرار بر این باشد که کشور از جنگ و فتنه دور شود، پزشکیان باید با هر کسی حتی با ترامپ مذاکره کند.... اگر رئیس‌جمهور اختیار تصمیم‌گیری درباره جنگ را ندارد، بهتر است که سفر نکند و نظر من با کسانی که می‌گویند به خاطر محدودیت‌های آمریکایی‌ها سفر نرود، متفاوت است. او یا باید با تفویض اختیار کامل به سازمان ملل برود و اگر امکان توافق شکل گرفت، بتواند توافق کند، باید برود. اما اگر تفویض اختیار نشده است، کسی در دنیا منتظر سخنرانی یک رئیس‌جمهوری نیست که اختیاری ندارد. بنابراین، اگر یا باید با اختیار کامل به نیویورک بروند و اگر این اختیار را ندارد، حضور ایشان کاملاً نمادین خواهد شد.

****
مقدم : حاشیه سازی برای سفر روسای جمهور همیشه بوده   

مدیر مسئول پایگاه خبری الف در گفتگو با ایرنا گفت:سازمان ملل برای آمریکا نیست، برای همه کشورهای دنیاست و آمریکا اجازه ندارد به همراهان رسانه‌ای رئیس‌جمهور و کسانی که می‌توانند کارهای رسانه‌ای و مشاورت را انجام دهند، ویزای حضور در آمریکا ندهند.

مقدم  یادآور شد: البته این چیز جدیدی هم نیست. آنها با رسانه‌های خودشان هم چنین کاری می‌کنند و بارها شده است که گفته‌اند فلان رسانه نباید در کاخ سفید حضور پیدا کند.

وی خاطرنشان کرد: آنها تمام تلاششان را می‌کنند که عملاً صدای ما از طریق رسانه‌ها به گوش دنیا نرسد. برخلاف ادعا و شعارهایی که درباره آزادی رسانه، خبرنگاران و اطلاع‌رسانی مطرح می‌کنند نوع رفتارشان چه با رسانه‌های خودشان و چه با رسانه‌های کشورهای مستقل را شاهد هستیم.

این فعال مطبوعاتی درباره سخنرانی رئیس‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل تصریح کرد: اولین نکته این است که آنجا فضایی است که روسای جمهور و نمایندگان کشورهای مختلف در آن حضور دارند، فرصتی است که ما همواره از آن استفاده کرده‌ایم. سازمان ملل مسیر مشخصی برای خود دارد، ولی به هر جهت برای ما فرصتی است که بتوانیم با دنیا مستقیم حرف بزنیم.

مقدم با اشاره به سخنرانی رئیس‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل و تشریح جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی آمریکا و اسرائیل، گفت: هرچند همیشه بحث‌هایی چون مذاکره و ملاقات در حاشیه این نشست داغ است و وقتی روسای جمهور ما در این اجلاس شرکت کرده‌اند، از زمان آقای خاتمی تا به الان این بحث‌ها مطرح بوده است.

مقدم در ادامه با اشاره به شرایط فعلی کشور و زوال نظم تک قطبی آمریکایی و سخنرانی رئیس‌جمهور درباره جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، گفت: جمهوری اسلامی ایران در شرایط فعلی تنهاست و مورد ظلم قرار گرفته است.

خطاهای پرهزینه در فهم جامعه ایران

خراسان نوشت:

یکی از خطاهای پرهزینه در فهم جامعه ایران، یکی‌گرفتن «تعلق به ایران» با «موافقت کامل با جمهوری اسلامی» است. این دو، اگرچه در بخش‌هایی از جامعه بر یکدیگر منطبق‌اند، الزاماً مترادف نیستند.
میلیون‌ها ایرانی ممکن است به برخی سیاست‌ها، مسئولان یا حتی ساختارهای موجود نقدهای جدی داشته باشند، اما در لحظه تهدید، امنیت، استقلال و تمامیت ایران را مسئله خود بدانند. هنر حکمرانی آن است که این ظرفیت پنهان را ببیند و به‌جای مطالبه همسانی، امکان هم‌سرنوشتی را فراهم کند.

 به بیان روشن‌تر، می‌توان در جمهوری اسلامی زیست، از حقوق شهروندی برخوردار بود، در ساختن و دفاع از کشور سهم داشت، اما با جمهوری اسلامی یا بخشی از سیاست‌های آن موافق نبود. پذیرش این واقعیت، عقب‌نشینی از اصول نیست؛ نشانه بلوغ یک نظام سیاسی است. نظامی که از اعتمادبه‌نفس برخوردار باشد، مخالفت شهروند را با خروج او از دایره ملت یکی نمی‌گیرد.
 در شرایط عادی، سرمایه اجتماعی یکی از منابع اصلی حکمرانی است؛ اما در میانه جنگ، به بخشی از قدرت ملی تبدیل می‌شود. موشک، ارتش، اطلاعات و دیپلماسی می‌توانند دشمن را متوقف کنند، اما آنچه کشور را در یک نبرد فرسایشی سرپا نگه می‌دارد، احساس مشارکت مردم در سرنوشت آن است. جامعه‌ای که احساس کند دیده می‌شود، در برابر تهدید مقاومت می‌کند؛ جامعه‌ای که احساس کند تنها هنگام بحران به یادش می‌افتند، ممکن است در مواقع بحران تماشاگر بماند.
 قدرت فقط در زرادخانه‌ها انباشته نمی‌شود. بخشی از قدرت در فاصله میان مردم و حاکمیت قرار دارد؛ فاصله‌ای که اگر با اعتماد پر شود، به بازدارندگی تبدیل می‌شود و اگر با بی‌اعتمادی گسترش یابد، به نقطه آسیب‌پذیری کشور بدل خواهد شد. دشمن نیز دقیقاً همین فاصله را هدف می‌گیرد. عملیات روانی از جایی آغاز می‌شود که بتوان میان «ایران» و «مردم ایران» شکاف ساخت و دفاع از کشور را به دفاع از یک سلیقه سیاسی تقلیل داد.

****

ضرورت روشنگری دانشگاه و حوزه علمیه

جمهوری اسلامی نوشت:

دانشگاه و حوزه علمیه، باید در تنویر افکار عمومی نقش محوری داشته باشند و همواره در مقابله با کج‌فهمی‌ها، کندذهنی‌ها و تحرکات ناشی از عدم درک مسائل، پیشرو باشند.
 آن فرد حوزوی که با سوء‌استفاده از تریبون عمومی سخن از محاکمه فلان مسئول سابق کشور می‌گوید و برای تقویت و تحکیم این تهدید غیرمنطقی خود دچار خطای بزرگ تهدید به گرفتار کردن آن مسئول به «استخر» می‌شود، با این کار خود نشان می‌دهد حتی مقدماتی‌ترین مراحل رسیدن به جایگاه تنویر افکار عمومی را طی نکرده است.او بعد از نزدیک 10 سال که از ماجرای «استخر» گذشته هنوز نفهمیده تهدید به قتل یک انسان به هر شیوه که باشد با هیچیک از معیارهای دینی، قانونی و اخلاقی تناسبی ندارد و کسی که متوسل به چنین تهدیدی می‌شود ارزش کار خود را به پائین‌ترین سطح اقدامات جنائی تنزل می‌دهد. طبیعی است که مردم از یک عنصر حوزوی چنین انتظاری ندارند و در خوشبینانه‌ترین فرض، او را یک فرد فریب‌خورده و احساساتی می‌پندارند و برای اظهارنظرهایش هیچ ارزشی قائل نخواهند شد. این ارزیابی فقط مربوط به همان شخصی است که اینگونه عمل می‌کند و ربطی به حوزه علمیه ندارد. حوزه علمیه مظهر قانون، تقوا، اخلاق و تعادل است و این قبیل رفتارها را خارج از چارچوب متعارف خود می‌داند.

آن فرد دانشگاهی هم که با سوء‌استفاده از تریبون عمومی به رئیس‌جمهور خرده می‌گیرد که چرا با فلان مقام خارجی در سفر هند دیدار کرده و سخنی گفته که می‌خواهد افقی برای تعامل مسالمت‌آمیز میان دو کشور در آینده بگشاید، او هم با سخنان خارج از ضابطه‌اش نشان داد که با معیارهای حاکم بر محیط دانش و پژوهش نسبتی ندارد و به جای تکیه بر استدلال منطقی بر احساسات خارج از درایت تکیه کرده است.

****

کارهای کم سابقه در صداوسیما
 
خراسان نوشت:

در فضای مجازی نیز طی روزهای اخیر، تحرک رسانه‌ای بیشتری از سوی برخی مجموعه‌های وابسته به رسانه ملی به چشم می‌آید. برای نمونه، در اتفاقی کم‌سابقه، کانال تلگرامی سیمافیلم احتمالاً در پاسخ به انتقادات درباره محدوده تنگ همکاران سازمان طی سال‌های اخیر، به ارائه آماری از تهیه‌کنندگان پرکار در دوران تحول پرداخته که در صدر آن‌ها چهره‌هایی چون محمدرضا شفیعی، سعید سعدی، ابوالفضل صفری و اکبر تحویلیان دیده می‌شوند. با این حال، همین روایت نیز با انتقاداتی مواجه شده؛ چراکه بسیاری معتقدند اغلب آثار یادشده در این فهرست در دوره قبل مدیریت رسانه ملی به تولید رسیده یا کلید خورده و این امر، ناقض شواهد و اظهارنظرها درباره محدود بودن دایره گیرندگان پروژه در سازمان نیست.

شفیعی صدرنشین این فهرست نیز در صفحه شخصی‌اش نوشته: «اکثر این سریال‌ها که افتخارات سیمافیلم هم هست برای دوران آقای علی‌عسگری‌ است و پخش آن برای دوران آقای جبلی بوده.» نکته قابل تأمل آن که چنین مجموعه‌ای از اقدامات در روزهای پایانی دوره مدیریتی سازمان، کم‌سابقه -اگر نگوییم بی‌سابقه- است و با روال معمول ارائه گزارش عملکرد مدیران پیشین این سازمان تفاوت دارد، خصوصاً آن که حداقل در سال‌های اخیر نمونه‌ای مشابه از برگزاری یک نمایشگاه جامع با عنوانی مشخص برای روایت کارنامه یک دوره مدیریتی در ماه‌های پایانی ریاست سازمان، کمتر به چشم آمده است.

****

اینک نوبت ابهام هسته‌ای است

جوان نوشت:

تحولات اخیر در پرونده هسته‌ای ایران و نیز حملات نظامی امریکا به تأسیسات هسته‌ای و تهدیدات مکرر آن کشور، پرسش بنیادینی را پیش آورده است: آیا ادامه راهبرد شفافیت کامل، امنیت ایران را تأمین می‌کند؟ تجربه دو دهه گذشته نشان می‌دهد پاسخ منفی است. جمهوری اسلامی ایران در طول عضویت در پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای و همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، همواره شفافیت را در دستور کار قرار داد، اما این شفافیت نه‌تنها پاداش نگرفت، بلکه به ابزاری برای پرونده‌سازی و فشار علیه کشور تبدیل شد. گزارش‌های آژانس به بهانه‌ای برای حملات نظامی تبدیل شد و تأسیسات اعلام‌شده و شفاف، آماج نیات خصمانه دشمن شدند.

در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد راهبرد مؤثر، حرکت به سمت «دکترین ابهام هسته‌ای» است. در این دکترین، عدم قطعیت خود به ابزار بازدارندگی تبدیل می‌شود. ایران نه اعلام می‌کند که به دنبال سلاح هسته‌ای است و نه اعلام می‌کند که هرگز نخواهد داشت. حتی اینکه گام بعدی چیست نیز نباید روشن باشد. فراتر از اینها نیات هسته‌ای و خطوط قرمز قانونی، راهبردی و شرعی ما نیز در این حوزه باید پوشیده بماند. دشمن باید در محاسبات خود با مجموعه‌ای از احتمالات روبه‌رو شود؛ و همین تردید، هزینه حمله و فشار را افزایش می‌دهد.

امروز برخی از خروج رسمی از NPT یا حرکت به سمت بازدارندگی آشکار سخن می‌گویند، اما حتی این گزینه‌ها هم شاید ضروری نباشد و با هزینه‌های کمتری می‌توان آورده‌های آن را داشت؛ بنابراین لازم نیست ایران حتی رسماً از NPT خارج شود. راهبرد هوشمندانه‌تر، «تعلیق ضمنی» است: حفظ عضویت صوری، اما تعلیق تدریجی و غیرشفاف همکاری‌ها با آژانس، کاهش و تعلیق دسترسی بازرسان، توقف اجرای مطالبات آژانس، عدم ارائه اطلاعات و عدم اجازه بازرسی از تأسیسات آسیب‌دیده، همه می‌توانند در این چارچوب قرار گیرند.

****

امکان مذاكره هيچگاه از ميان نرفته است

اعتماد نوشت:

هشتاد و يكمين نشست مجمع عمومي سازمان ملل از ۳۱ شهريور در نيويورك برگزار مي‌شود.
دونالد ترامپ و مسعود پزشكيان در همين مقطع در نيويورك حضور دارند؛ اما شرايط با سال‌هاي خاتمي و روحاني تفاوت‌‌هاي بنيادين دارد. شهر غزني نه همان است كه من ديدم پار/ چه فتاده‌ست كه يك‌باره دگرگون شده كار. اين‌بار ميان ايران و امريكا فقط «بي‌اعتمادي تاريخي» وجود ندارد. دو كشور پس از ماه‌ها تنش و درگيري نظامي وارد مرحله‌اي شده‌اند كه جنگ نيز به پرونده بلند اختلافات‌شان افزوده شده است.  با اين همه، يك نكته در اين تاريخ ثابت مانده است: مذاكره هيچگاه از ميان نرفته است، حتي وقتي ديپلماسي در پايين‌ترين نقطه خود قرار داشته است. در سال‌هاي قطع رابطه، كانال‌هاي غيرمستقيم باقي ماندند. 
اكنون پزشكيان و ترامپ در شهري قرار گرفته‌اند كه حافظه دو ديدار از دست ‌رفته را در خود دارد؛ اما اين‌بار، تاريخ با پرسشي دشوارتر روبه‌رو است: آيا پس از جنگ نيز مي‌توان از نقطه‌اي آغاز كرد كه پيش از جنگ ممكن نبود؟
پاسخ اين پرسش را نه يك عكس تعيين مي‌كند و نه يك دست دادن. در روابط ايران و امريكا، شايد دشوارترين كار نه آغاز يك گفت‌وگو، بلكه ادامه دادن آن باشد. تاريخ اين رابطه پر است از لحظه‌هايي كه مي‌توانستند آغاز چيزي تازه باشند و نشدند.
از اين رو، شايد دقيق‌تر باشد بگوييم: تاريخ روابط ايران و امريكا سال‌هاست كه نه فقط با ديدارهايي كه انجام شد، بلكه با ديدارهايي كه انجام نشد نوشته مي‌شود و نيويورك، يك بار ديگر، منتظر صفحه بعدي اين تاريخ است.

****

ملاقات با ترامپ یک نیرنگ است 

سید محمد حسینی، معاون پارلمانی دولت سیزدهم و کارشناس مسائل سیاسی درباره سفر رئیس‌جمهور به نیویورک و حضور در مجمع عمومی سازمان ملل در گفت‌وگو با فارس گفت: به هیچ وجه صلاح نیست رئیس‌جمهور ما تحت تأثیر تبلیغات بی‌پایه و غیرواقعی برخی غرب‌گرایان و سیاسیونی که کعبه آمالشان آمریکاست، به ذهنش خطور کند که با ترامپ گفت‌وگو کند و تصور کند این گفت‌وگو به نفع ایران است. بعضی‌ها می‌گویند این کار باعث می‌شود جنگ پایان پیدا کند و صلح حاکم شود؛ اما با شناختی که ما از ترامپ و آمریکایی‌ها داریم، چنین چیزی نخواهد شد. 

ترامپ در این شرایط دست به یک نیرنگ و حیله جدید زده و اعلام کرده که حاضر است با رئیس‌جمهور ایران ملاقات و مذاکره کند. او منافع خودش و آمریکا را در نظر می‌گیرد و می‌خواهد از این مسئله بهره‌برداری تبلیغی کند. با کار رسانه‌ای قوی که در اختیار دارد، می‌خواهد این‌گونه القا کند که ما با ایران به توافق رسیده‌ایم.این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: همان‌طور که در تفاهم‌نامه گذشته دیدیم، ترامپ آن را امضا کرد، در حالی که شروط متعدد آن به نفع ایران تدوین شده بود، اما به آن پایبند نبود. چه‌بسا در این مذاکره نیز حرف‌هایی بزند و وعده‌های متعددی بدهد و از این استیصالی که در آن قرار دارد، خودش را رها کند و سبب شود جمهوری‌خواهان در انتخابات پیروز کارزار انتخاباتی شوند و بعد از انتخابات، مجدداً نقاب نفاق را از چهره خود کنار بزند و جنگ را ادامه دهد.
 
حسینی گفت: ترامپ گفته است که می‌خواهد ایران را نابود کند و نفت ایران را در اختیار بگیرد و لذا به اهدافش دست پیدا نکرده است. یک کینه شتری هم نسبت به مردم ایران پیدا کرده، چون می‌بیند مردم این‌گونه در صحنه هستند.



دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین